#حضور
کل سفر دو گام است:
از تفکر به احساسات و از احساسات به بودن.
در تفکر: من استادم، شما شاگرد هستید.
در احساسات: من استادم، شما مرید هستید.
در بودن: من نیستم، شما نیستید، هستی هست.
👤 #اشو
@Vortex4Creators
کل سفر دو گام است:
از تفکر به احساسات و از احساسات به بودن.
در تفکر: من استادم، شما شاگرد هستید.
در احساسات: من استادم، شما مرید هستید.
در بودن: من نیستم، شما نیستید، هستی هست.
👤 #اشو
@Vortex4Creators
Forwarded from اتچ بات
فردی که خانۀ خویش را مییابد یک نیاز عظیم، یک نیاز غیرقابل مقاومت احساس میکند که به همۀ کسانی که هنوز سرگردان هستند و هنوز در سرزمینهای دور، در مکانهای وحشی و با مردم بیگانه در جستجو هستند بگوید: چشمان خود را ببندید و به درون حرکت کنید. همۀ عرفای جهان در این نکته توافق کامل دارند: شما همان کسی هستید که در جستجویش هستید. جوینده مورد جستجو است. تیر همان هدف است. مشاهده کننده، همان مشاهده شونده است. دوگانگی بین مشاهده کننده و مشاهده شونده ناپدید میشود. شما یکی میشوید. بیننده و دیده شده یکی میشود. این یکی شدن،بزرگترین وجد و خلسه ای است که برای آگاهی انسان ممکن است. این مرتفع ترین قله و عمیقترین عمق است. این کل دین است. هر چیز دیگری که به نام دین وجود دارد، دروغین است. نه تنها دروغین بلکه قطعاً مضر است. چونکه شما را دور میکند، به شما خدایی برای پرستش میدهد که در آسمان است؛درحالیکه خدای شما در درون شماست. پرستش شونده، پرستنده است. شما را به معابد و کلیساها و مساجد میبرد،در حالیکه
شما معبد هستید و شما کلیسا هستید و شما مسجد هستید. نیازی ندارید به هیچ جایی بروید. فقط باید در سکوت، آرامش و سکونی عمیق، بنشینید؛ و آنچه را که توسط هزاران مایل سرگردانی، یاد گرفتن صدها متن مقدس و انجام بسیاری تشریفات و مراسم معنوی نمیتوانید بیابید، خواهید یافت. آن به هیچ مراسمی، به هیچ متن مقدسی و هیچ معبد و مسجدی نیاز ندارد. آن به سادگی آنجاست. آن نباید اتفاق بیفتد بلکه واقعیت ذاتی شماست، هستی شماست. آن فقط باید کشف شود.یا شاید کشف شده است.
شاید در رحم مادر آنرا میدانستید. آن نه ماه سکوت عمیق... چگونه میتوانید از دانستن آن اجتناب کنید؟اما همچنانکه وارد جهان میشوید، جهان مملو از جذابیت و چالش است و شما شروع به دویدن به دنبال این چیز و آن چیز میکنید؛ و کم کم ... یک حافظۀ خیلی مبهم و تار در جایی در درونتان باقی میماند؛ اما شما نمیتوانید آنرا دریابید، نمیدانید کجا آنرا تجربه کردهاید؛ اما یک چیز قطعی است: تا چیزی از آنرا نشناخته باشید، نمیتوانید در جستجوی آن باشید. بدون دانستن چیزی از آن، ایدۀ جستجوی آن شکل نمیگیرد. شما آنرا چشیدهاید و آن هنوز در عمیقترین بخشهای آگاهیتان باقی مانده است. این تنها امید است؛ که روزی شما به ندای کوچک و ساکن درونیتان گوش خواهید داد. خسته از همۀ سرگردانیها و اکتشافات، فقط یک امید هست: شما در سکوت خواهید نشست. شما هر کاری را که باید کرد، کردهاید. حال بدون انجام هیچ کاری خواهید نشست. شما خستهاید. مطلقاً خستهاید. آرام خواهید گرفت؛ و در آن آرامش، بزرگترین شگفتی هستی روی میدهد...
👤 #اشو
@Vortex4Creators
شما معبد هستید و شما کلیسا هستید و شما مسجد هستید. نیازی ندارید به هیچ جایی بروید. فقط باید در سکوت، آرامش و سکونی عمیق، بنشینید؛ و آنچه را که توسط هزاران مایل سرگردانی، یاد گرفتن صدها متن مقدس و انجام بسیاری تشریفات و مراسم معنوی نمیتوانید بیابید، خواهید یافت. آن به هیچ مراسمی، به هیچ متن مقدسی و هیچ معبد و مسجدی نیاز ندارد. آن به سادگی آنجاست. آن نباید اتفاق بیفتد بلکه واقعیت ذاتی شماست، هستی شماست. آن فقط باید کشف شود.یا شاید کشف شده است.
شاید در رحم مادر آنرا میدانستید. آن نه ماه سکوت عمیق... چگونه میتوانید از دانستن آن اجتناب کنید؟اما همچنانکه وارد جهان میشوید، جهان مملو از جذابیت و چالش است و شما شروع به دویدن به دنبال این چیز و آن چیز میکنید؛ و کم کم ... یک حافظۀ خیلی مبهم و تار در جایی در درونتان باقی میماند؛ اما شما نمیتوانید آنرا دریابید، نمیدانید کجا آنرا تجربه کردهاید؛ اما یک چیز قطعی است: تا چیزی از آنرا نشناخته باشید، نمیتوانید در جستجوی آن باشید. بدون دانستن چیزی از آن، ایدۀ جستجوی آن شکل نمیگیرد. شما آنرا چشیدهاید و آن هنوز در عمیقترین بخشهای آگاهیتان باقی مانده است. این تنها امید است؛ که روزی شما به ندای کوچک و ساکن درونیتان گوش خواهید داد. خسته از همۀ سرگردانیها و اکتشافات، فقط یک امید هست: شما در سکوت خواهید نشست. شما هر کاری را که باید کرد، کردهاید. حال بدون انجام هیچ کاری خواهید نشست. شما خستهاید. مطلقاً خستهاید. آرام خواهید گرفت؛ و در آن آرامش، بزرگترین شگفتی هستی روی میدهد...
👤 #اشو
@Vortex4Creators
Telegram
attach 📎
#بی_حوصلگی
انسان تنها موجودی است که احساس کسلی میکند. این ویژگی امتیازی انحصاری و بخشی از شٲن و منزلت وجود انسانی است.
کسل شدن یعنی اینکه راه و روش زندگیات غلط است.
به همین دلیل است که میگویم کسل شدن در خور توجه است؛ یعنی فهمیدن این نکته که من باید کاری کنم. یک دگرگونی لازم است. بنابراین فکر نکن که کسل بودن چیز بدی است؛ بلکه نشانهای میمون برای شروعی نو میباشد.
👤 #اشو
🔸️🔸️🔸️🔸️🔸️🔸️🔸️🔸️🔸️🔸️
بودن در دنیای درون، کسالت نمیشناسد پس هر گاه احساس تکراری بودن کردی بدان که شمع حضورت خاموش است.
تو باز در چرخه ی دروغهای قدیمی گرفتار شده ای: "گذشته و آینده" تنها کلید قفلهای تو در لحظه ی اکنون است و تو آن را گم کرده ای،گرچه در پیش چشمانت حاضر است.
زندگی در حال تمام شدن است و خواب ماندن بزرگترین گناه.
👤 #استاد_کایوالی
@Vortex4Creators
انسان تنها موجودی است که احساس کسلی میکند. این ویژگی امتیازی انحصاری و بخشی از شٲن و منزلت وجود انسانی است.
کسل شدن یعنی اینکه راه و روش زندگیات غلط است.
به همین دلیل است که میگویم کسل شدن در خور توجه است؛ یعنی فهمیدن این نکته که من باید کاری کنم. یک دگرگونی لازم است. بنابراین فکر نکن که کسل بودن چیز بدی است؛ بلکه نشانهای میمون برای شروعی نو میباشد.
👤 #اشو
🔸️🔸️🔸️🔸️🔸️🔸️🔸️🔸️🔸️🔸️
بودن در دنیای درون، کسالت نمیشناسد پس هر گاه احساس تکراری بودن کردی بدان که شمع حضورت خاموش است.
تو باز در چرخه ی دروغهای قدیمی گرفتار شده ای: "گذشته و آینده" تنها کلید قفلهای تو در لحظه ی اکنون است و تو آن را گم کرده ای،گرچه در پیش چشمانت حاضر است.
زندگی در حال تمام شدن است و خواب ماندن بزرگترین گناه.
👤 #استاد_کایوالی
@Vortex4Creators
#دیوانگی
از اینکه مردم تو را دیوانه بخوانند ناراحت نشو.
دیوانگیات را جشن بگیر...!
زیرا در این دنیا، جایی که تمام بشریت بیمار است، عاقل شدن چنان است که به نظر دیوانه خواهی رسید.
چند معیار باید در نظر گرفته شود:
🌱 اگر دیوانگی تو برایت شادمانی بیشتر، هوشمندی بیشتر، سکوت بیشتر، آرامش بیشتر و ادراک بیشتر میآورد.
🌱 اگر دیوانگی تو تاریکیها را میزداید؛ تاریکی حسادتها، خشم، غضب ویرانی و خشونت.
🌱 اگر دیوانگی تو نوری فرا راهت میشود،
آنوقت تمامی بوداهای دنیا دیوانه بودهاند.
و بهتر است که همنشین خوبان دیوانه چون لائوتزو،کبیر،ماهاویرا و ... باشی تا که به جمعیت میلیونها انسان متعلق باشی که همه فکر میکنند که دیوانه نیستند.
👤 #اشو
@Vortex4Creators
از اینکه مردم تو را دیوانه بخوانند ناراحت نشو.
دیوانگیات را جشن بگیر...!
زیرا در این دنیا، جایی که تمام بشریت بیمار است، عاقل شدن چنان است که به نظر دیوانه خواهی رسید.
چند معیار باید در نظر گرفته شود:
🌱 اگر دیوانگی تو برایت شادمانی بیشتر، هوشمندی بیشتر، سکوت بیشتر، آرامش بیشتر و ادراک بیشتر میآورد.
🌱 اگر دیوانگی تو تاریکیها را میزداید؛ تاریکی حسادتها، خشم، غضب ویرانی و خشونت.
🌱 اگر دیوانگی تو نوری فرا راهت میشود،
آنوقت تمامی بوداهای دنیا دیوانه بودهاند.
و بهتر است که همنشین خوبان دیوانه چون لائوتزو،کبیر،ماهاویرا و ... باشی تا که به جمعیت میلیونها انسان متعلق باشی که همه فکر میکنند که دیوانه نیستند.
👤 #اشو
@Vortex4Creators
🌿
وقتی پا در وادی عرفان میگذاری اولین چیزی که یاد میگیری،
موقتی بودن تمام چیزها و دایمی بودن خودت هست.
تنها چیز دایمی تو هستی، یعنی تجربه کننده و مشاهده گر .
👤 #استاد_کایوالی
@Vortex4Creators
وقتی پا در وادی عرفان میگذاری اولین چیزی که یاد میگیری،
موقتی بودن تمام چیزها و دایمی بودن خودت هست.
تنها چیز دایمی تو هستی، یعنی تجربه کننده و مشاهده گر .
👤 #استاد_کایوالی
@Vortex4Creators
🌿
ناز کُنی نظر کُنی قهر کُنی ستم کُنی
گر که جَفا گر که وَفا از تو حَذَر نمیکنم
👤 مولانا
@Vortex4Creators
ناز کُنی نظر کُنی قهر کُنی ستم کُنی
گر که جَفا گر که وَفا از تو حَذَر نمیکنم
👤 مولانا
@Vortex4Creators
#ذهن شکاک
ذهن شكاك يكي از زيباترين چيزها در دنياست. ذهن شكاك توسط مذاهب مورد محكوميت قرار داشته، زيرا آنها قادر نبوده اند، به پرسشهاي ذهن شكاك پاسخ بدهند.
مذاهب هميشه طالب باورمندان بوده اند. و ذهن شكاك درست نقطه ي مقابل باورمند است. من كاملاً طرفدار ذهن شكاك هستم.
به هيچ چيز باور نياور، مگر اينكه آن را تجربه كرده باشي. هيچ چيز را باور نكن و به پرسيدن ادامه بده؛ هرچقدر هم كه طول بكشد.
حقيقت ارزان نيست. حقيقت در دسترس باورمندان نيست؛ فقط در دسترش ترديد كنندگان است.
👤 #اشو
🔸️🔸️🔸️🔸️🔸️🔸️🔸️🔸️🔸️🔸️
شک و تردید به تمام باورها عزیزترین آغاز است و یک سالک، ناگزیر از آن است و این آغازی دردناک و در عین حال گره گشاست.
باورها موانع رفتنند، پناهگاههایی از برای ترسوها، آنانی که تکیه گاه میخواهند نه بال پرواز.
برای کسانی که در اسارت خوشنودند، آزادی خطری است در کمین.
👤 #استاد_کایوالی
@Vortex4Creators
ذهن شكاك يكي از زيباترين چيزها در دنياست. ذهن شكاك توسط مذاهب مورد محكوميت قرار داشته، زيرا آنها قادر نبوده اند، به پرسشهاي ذهن شكاك پاسخ بدهند.
مذاهب هميشه طالب باورمندان بوده اند. و ذهن شكاك درست نقطه ي مقابل باورمند است. من كاملاً طرفدار ذهن شكاك هستم.
به هيچ چيز باور نياور، مگر اينكه آن را تجربه كرده باشي. هيچ چيز را باور نكن و به پرسيدن ادامه بده؛ هرچقدر هم كه طول بكشد.
حقيقت ارزان نيست. حقيقت در دسترس باورمندان نيست؛ فقط در دسترش ترديد كنندگان است.
👤 #اشو
🔸️🔸️🔸️🔸️🔸️🔸️🔸️🔸️🔸️🔸️
شک و تردید به تمام باورها عزیزترین آغاز است و یک سالک، ناگزیر از آن است و این آغازی دردناک و در عین حال گره گشاست.
باورها موانع رفتنند، پناهگاههایی از برای ترسوها، آنانی که تکیه گاه میخواهند نه بال پرواز.
برای کسانی که در اسارت خوشنودند، آزادی خطری است در کمین.
👤 #استاد_کایوالی
@Vortex4Creators
#کارتهای_تائو
در تائو مانند کارتهای تاروت ده کارت داریم که "نگه داری از گاو" نامیده میشوند.
گاو نماد خود است.
جستجو به دنبال خود معنای نامیدن این کارتهاست.
وقتی این کارتها از چین به ژاپن آورده شد، کارت آخر را به دلایلی موجه دور انداختند: درک کارت دهم به درک و فهم زیادی نیاز داشت. این کارتها بر اساس وصف حال بودا است.
▫️در کارت اول گاو به جنگل فرار کرده است. صاحب گاو ایستاده و به دنبال نشانی از گاو به اطراف نگاه می کند اما نشانی از گاو نیست.
▫️در کارت دوم رد پای گاو را پیدا میکند و آن را دنبال میکند.
▫️در کارت سوم دم گاو را میبیند. گاو پشت درختی پنهان شده است.
▫️در کارت چهارم کل گاو را میبیند.
▫️در کارت پنجم گاو را میگیرد.
▫️در کارت ششم با او سخت میجنگد تا وی را به خانه بازگرداند.
▫️در کارت هفتم پیروز میشود.
▫️در کارت هشتم روی گاو سوار میشود و به سوی خانه حرکت میکند.
▫️در کارت نهم گاو در آخور است و مرد فلوت مینوازد.
این نه کارت از ده کارت اصلی است. درک کارت دهم شهامت زیادی لازم دارد. حتی اساتید ژاپنی فکر میکنند بهتر است که کارت دهم دور انداخته شود زیرا برای فهم مردم بسیار سخت است.
حتی بودا میگوید: من در کارت نهم هستم. دهمی واقعا دشوار است.
▫️کارت دهم نشان میدهد که مرد از پیدا کردن گاو خیلی خوشحال است و ویسکی به دست به سمت میکده میرود!
اما من نمی خواهم کارت دهم را دور بیندازم زیرا به اندازه کارتهای دیگر نمادین است.
تو گاو خود را میپذیری؛
جستجو (مدیتیشن) را می پذیری.
بخش به بخش از واقعیتت آگاه میشوی.
دهمی نقطه نهایی است،
زمانی که از هستی مست میشوی. آن بطری ویسکی نماد مستی است همانطور که گاو نماد خود است...
تمامشان نماد هستند. استادانی که کارت دهم را دور انداختند کمی ضعیف بودند. توضیحش بسیار ساده است.
وقتی شما خودتان را پیدا میکنید
نکتار غایی را می یابید
و مست میشوید.
دیگر به الکل معمولی نیاز ندارید،
به مواد مخدر نیاز ندارید...
🌱 همین تجربه تان مخدر شما است.
👤 #اشو
@Vortex4Creators
در تائو مانند کارتهای تاروت ده کارت داریم که "نگه داری از گاو" نامیده میشوند.
گاو نماد خود است.
جستجو به دنبال خود معنای نامیدن این کارتهاست.
وقتی این کارتها از چین به ژاپن آورده شد، کارت آخر را به دلایلی موجه دور انداختند: درک کارت دهم به درک و فهم زیادی نیاز داشت. این کارتها بر اساس وصف حال بودا است.
▫️در کارت اول گاو به جنگل فرار کرده است. صاحب گاو ایستاده و به دنبال نشانی از گاو به اطراف نگاه می کند اما نشانی از گاو نیست.
▫️در کارت دوم رد پای گاو را پیدا میکند و آن را دنبال میکند.
▫️در کارت سوم دم گاو را میبیند. گاو پشت درختی پنهان شده است.
▫️در کارت چهارم کل گاو را میبیند.
▫️در کارت پنجم گاو را میگیرد.
▫️در کارت ششم با او سخت میجنگد تا وی را به خانه بازگرداند.
▫️در کارت هفتم پیروز میشود.
▫️در کارت هشتم روی گاو سوار میشود و به سوی خانه حرکت میکند.
▫️در کارت نهم گاو در آخور است و مرد فلوت مینوازد.
این نه کارت از ده کارت اصلی است. درک کارت دهم شهامت زیادی لازم دارد. حتی اساتید ژاپنی فکر میکنند بهتر است که کارت دهم دور انداخته شود زیرا برای فهم مردم بسیار سخت است.
حتی بودا میگوید: من در کارت نهم هستم. دهمی واقعا دشوار است.
▫️کارت دهم نشان میدهد که مرد از پیدا کردن گاو خیلی خوشحال است و ویسکی به دست به سمت میکده میرود!
اما من نمی خواهم کارت دهم را دور بیندازم زیرا به اندازه کارتهای دیگر نمادین است.
تو گاو خود را میپذیری؛
جستجو (مدیتیشن) را می پذیری.
بخش به بخش از واقعیتت آگاه میشوی.
دهمی نقطه نهایی است،
زمانی که از هستی مست میشوی. آن بطری ویسکی نماد مستی است همانطور که گاو نماد خود است...
تمامشان نماد هستند. استادانی که کارت دهم را دور انداختند کمی ضعیف بودند. توضیحش بسیار ساده است.
وقتی شما خودتان را پیدا میکنید
نکتار غایی را می یابید
و مست میشوید.
دیگر به الکل معمولی نیاز ندارید،
به مواد مخدر نیاز ندارید...
🌱 همین تجربه تان مخدر شما است.
👤 #اشو
@Vortex4Creators
🌿
اگر در فاصله تولد و مرگ
به ساحت روشنایی نرسی
به خود احترام نگذاشتهای،
تو با بازیچهها سرگرم بودهای،
از گنجها محروم ماندهای.
همه چیزِ زندگی را
به پای حقیقت بریز؛
برو درنگ نکن،
نترس حقیقت از زندگی برتر است.
#اشو
@Vortex4Creators
اگر در فاصله تولد و مرگ
به ساحت روشنایی نرسی
به خود احترام نگذاشتهای،
تو با بازیچهها سرگرم بودهای،
از گنجها محروم ماندهای.
همه چیزِ زندگی را
به پای حقیقت بریز؛
برو درنگ نکن،
نترس حقیقت از زندگی برتر است.
#اشو
@Vortex4Creators
#تکنیک ۵۱
"با احساس شعف از دیدار دوستی كه مدتها ندیده ای، دراین شعف غرقه شو"
ناگهان به دوستی برمیخوری كه برای روزها و یا سالها او را ندیده ای. شعفی ناگهانی تو را فرامیگیرد. ولی توجه تو به دوستت خواهد بود، نه به شعف خودت. آنوقت چیزی را از دست میدهی و این شعف، زودگذر خواهد بود. تو روی دوستت تمركز داری؛ شروع به صحبت میكنی، خاطراتی به یاد می آوری، و این شعف را ازدست میدهی و این شعف خواهد رفت.
🌱وقتی كه دوستی را میبینی
و ناگهان احساس خوشی
در قلبت احساس میكنی،
روی این خوشی تمركز كن.
آن را حس كن
و همان شو.
و با دوستت درحالی ملاقات كن
كه از خوشی هشیار و سرشاری.
بگذار دوستت
فقط در حاشیه قرار داشته باشد،
و تو در احساس شادمانی ات
در مركز باقی بمان.
در موقعیتهای فراوان میتوان از این تكنیك استفاده كرد:
🌱خورشید درحال طلوع است،
و تو ناگهان احساس میكنی
چیزی در تو طلوع میكند.
آنوقت خورشید را فراموش كن؛
بگذار در حاشیه باشد.
در این احساس بالا آمدن انرژی،
تو در خودت متمركز باش.
لحظه ای كه به آن نگاه كنی،
منتشر خواهد شد.
تمام بدنت را فراخواهد گرفت،
تمام وجودت را میگیرد.
و فقط یك نظاره گر نباش،
واردش شو.
لحظات نادری وجود دارند كه تو احساس خوشی و شعف میكنی، ولی آنها را از كف میدهی، زیرا به موضوع بیرونی توجه میکنی. هروقت خوشی باشد، تو احساس میكنی كه از بیرون آمده است. دوستی را ملاقات كرده ای؛ البته به نظر میرسد كه این خوشی تو از دیدار دوستت آمده است. مورد واقعی چنین نیست.
خوشی همیشه از درون خودت می آید.
دوستت فقط یك موقعیت بوده است. دوستت كمك كرده تا آن خوشی بیرون بیاید. او كمك كرده تا بتوانی آن را ببینی. و این تنها در مورد شادمانی نیست، بلكه در مورد همه چیز صادق است: در مورد خشم، اندوه، رنج، شادی، با همه چیز چنین است. دیگران فقط موقعیت هایی هستند كه چیزهایی كه در تو پنهان هستند بیان شوند. آنان مسبّب نیستند، آنان سبب ایجاد چیزی در تو نمی شوند. هراتفاقی كه می افتد، برای تو و در تو روی میدهد. این احساس همیشه در تو وجود داشته؛ فقط ملاقات با این دوست موقعیتی میشود كه هرآنچه كه در تو پنهان بوده آشكار شود.
هروقت چنین احساسی دست داد، روی احساس درونی خودت متمركز شو و آنگاه در زندگی نسبت به همه چیز نگرشی متفاوت خواهی داشت. حتی با عواطف منفی نیز چنین كن. وقتی كه خشمگین هستی، روی كسی كه خشم تو را برانگیخته تمركز نكن. بگذار او در حاشیه باشد.
تو،
خودت خشم بشو.
خشم را در تمامیت آن احساس كن؛
بگذار در درونت رخ بدهد.
توجیه نكن؛
نگو كه دیگری این خشم را ایجاد كرده.
دیگری را سرزنش نكن.
او فقط یك موقعیت شده است.
و از او شاكر باش كه
چیزی پنهان را در تو آشكار ساخته است.
او تو را در جایی زده است
و زخمی پنهان در آنجا وجود داشته.
اینك تو آن را می شناسی،
پس آن زخم شو.
منفی یا مثبت، باهر عاطفه ای، این را به كار ببر و دگرگونی عظیمی در تو پیدا خواهد شد. اگر عاطفه منفی است، همینكه هشیار شوی كه در درونت بوده، از آن آزاد خواهی شد. اگر احساس مثبت باشد، تو خود آن عاطفه میگردی. اگر شعف و شادی باشد، تو شعف میشوی. اگر خشم باشد، آن خشم محلول خواهد شد و از میان خواهد رفت.
و تفاوت بین عاطفه ی منفی و مثبت در این است: اگر از عاطفه ای مشخص هشیار شوی، و با هشیارشدنت، آن عاطفه محلول شد، منفی است. اگر با هشیارشدنت از عاطفه ای مشخص، آنوقت خودت آن عاطفه شوی، اگر آنوقت عاطفه منتشر شود و وجودت را فراگیرد، مثبت است. در این دو مورد، هشیاری متفاوت عمل میكند.
اگر عاطفه سمّی باشد، از طریق هشیاری از آن راحت میشوی. اگر خوب باشد، سرورانگیز باشد، وجدآور باشد، با آن یكی میشوی. هشیاری آن را ژرفا میدهد.
🌱 پس معیار از نظر من این است: اگر چیزی هشیاری تو را عمق میبخشد، چیز خوبی است. اگر با هشیاری چیزی محلول شد و از میان رفت، چیز بدی بوده است. آنچه كه در هشیاری نمیتواند باقی بماند، گناه است و چیزی كه هشیاری را رشد بدهد ، فضیلت است. فضیلت و معصیت مفاهیم اجتماعی نیستند، دریافتهای درونی هستند.
🌱 از هشیاریت استفاده كن. درست مانند این است كه در تاریكی، نور وارد كنی؛ با آوردن نور، این قفس ها، این كتاب ها، این دیوارها ناپدید نخواهند شد. اینها در تاریكی وجود نداشتند؛ نمیتوانستی آنها را ببینی. اگر نور را بیاوری، تاریكی دیگر وجود نخواهد داشت، ولی آنچه كه واقعی است هویدا خواهد شد. توسط هشیاری، هرآنچه كه مانند تاریكی، منفی باشد ازبین خواهد رفت ـــ نفرت،
خشم، اندوه، خشونت. آنگاه عشق، خوشی، وجد، برای نخستین بار برایت آشكار خواهند شد.
👤 #اشو
📚 #اسرار_علم_تانترا
@Vortex4Creators
"با احساس شعف از دیدار دوستی كه مدتها ندیده ای، دراین شعف غرقه شو"
ناگهان به دوستی برمیخوری كه برای روزها و یا سالها او را ندیده ای. شعفی ناگهانی تو را فرامیگیرد. ولی توجه تو به دوستت خواهد بود، نه به شعف خودت. آنوقت چیزی را از دست میدهی و این شعف، زودگذر خواهد بود. تو روی دوستت تمركز داری؛ شروع به صحبت میكنی، خاطراتی به یاد می آوری، و این شعف را ازدست میدهی و این شعف خواهد رفت.
🌱وقتی كه دوستی را میبینی
و ناگهان احساس خوشی
در قلبت احساس میكنی،
روی این خوشی تمركز كن.
آن را حس كن
و همان شو.
و با دوستت درحالی ملاقات كن
كه از خوشی هشیار و سرشاری.
بگذار دوستت
فقط در حاشیه قرار داشته باشد،
و تو در احساس شادمانی ات
در مركز باقی بمان.
در موقعیتهای فراوان میتوان از این تكنیك استفاده كرد:
🌱خورشید درحال طلوع است،
و تو ناگهان احساس میكنی
چیزی در تو طلوع میكند.
آنوقت خورشید را فراموش كن؛
بگذار در حاشیه باشد.
در این احساس بالا آمدن انرژی،
تو در خودت متمركز باش.
لحظه ای كه به آن نگاه كنی،
منتشر خواهد شد.
تمام بدنت را فراخواهد گرفت،
تمام وجودت را میگیرد.
و فقط یك نظاره گر نباش،
واردش شو.
لحظات نادری وجود دارند كه تو احساس خوشی و شعف میكنی، ولی آنها را از كف میدهی، زیرا به موضوع بیرونی توجه میکنی. هروقت خوشی باشد، تو احساس میكنی كه از بیرون آمده است. دوستی را ملاقات كرده ای؛ البته به نظر میرسد كه این خوشی تو از دیدار دوستت آمده است. مورد واقعی چنین نیست.
خوشی همیشه از درون خودت می آید.
دوستت فقط یك موقعیت بوده است. دوستت كمك كرده تا آن خوشی بیرون بیاید. او كمك كرده تا بتوانی آن را ببینی. و این تنها در مورد شادمانی نیست، بلكه در مورد همه چیز صادق است: در مورد خشم، اندوه، رنج، شادی، با همه چیز چنین است. دیگران فقط موقعیت هایی هستند كه چیزهایی كه در تو پنهان هستند بیان شوند. آنان مسبّب نیستند، آنان سبب ایجاد چیزی در تو نمی شوند. هراتفاقی كه می افتد، برای تو و در تو روی میدهد. این احساس همیشه در تو وجود داشته؛ فقط ملاقات با این دوست موقعیتی میشود كه هرآنچه كه در تو پنهان بوده آشكار شود.
هروقت چنین احساسی دست داد، روی احساس درونی خودت متمركز شو و آنگاه در زندگی نسبت به همه چیز نگرشی متفاوت خواهی داشت. حتی با عواطف منفی نیز چنین كن. وقتی كه خشمگین هستی، روی كسی كه خشم تو را برانگیخته تمركز نكن. بگذار او در حاشیه باشد.
تو،
خودت خشم بشو.
خشم را در تمامیت آن احساس كن؛
بگذار در درونت رخ بدهد.
توجیه نكن؛
نگو كه دیگری این خشم را ایجاد كرده.
دیگری را سرزنش نكن.
او فقط یك موقعیت شده است.
و از او شاكر باش كه
چیزی پنهان را در تو آشكار ساخته است.
او تو را در جایی زده است
و زخمی پنهان در آنجا وجود داشته.
اینك تو آن را می شناسی،
پس آن زخم شو.
منفی یا مثبت، باهر عاطفه ای، این را به كار ببر و دگرگونی عظیمی در تو پیدا خواهد شد. اگر عاطفه منفی است، همینكه هشیار شوی كه در درونت بوده، از آن آزاد خواهی شد. اگر احساس مثبت باشد، تو خود آن عاطفه میگردی. اگر شعف و شادی باشد، تو شعف میشوی. اگر خشم باشد، آن خشم محلول خواهد شد و از میان خواهد رفت.
و تفاوت بین عاطفه ی منفی و مثبت در این است: اگر از عاطفه ای مشخص هشیار شوی، و با هشیارشدنت، آن عاطفه محلول شد، منفی است. اگر با هشیارشدنت از عاطفه ای مشخص، آنوقت خودت آن عاطفه شوی، اگر آنوقت عاطفه منتشر شود و وجودت را فراگیرد، مثبت است. در این دو مورد، هشیاری متفاوت عمل میكند.
اگر عاطفه سمّی باشد، از طریق هشیاری از آن راحت میشوی. اگر خوب باشد، سرورانگیز باشد، وجدآور باشد، با آن یكی میشوی. هشیاری آن را ژرفا میدهد.
🌱 پس معیار از نظر من این است: اگر چیزی هشیاری تو را عمق میبخشد، چیز خوبی است. اگر با هشیاری چیزی محلول شد و از میان رفت، چیز بدی بوده است. آنچه كه در هشیاری نمیتواند باقی بماند، گناه است و چیزی كه هشیاری را رشد بدهد ، فضیلت است. فضیلت و معصیت مفاهیم اجتماعی نیستند، دریافتهای درونی هستند.
🌱 از هشیاریت استفاده كن. درست مانند این است كه در تاریكی، نور وارد كنی؛ با آوردن نور، این قفس ها، این كتاب ها، این دیوارها ناپدید نخواهند شد. اینها در تاریكی وجود نداشتند؛ نمیتوانستی آنها را ببینی. اگر نور را بیاوری، تاریكی دیگر وجود نخواهد داشت، ولی آنچه كه واقعی است هویدا خواهد شد. توسط هشیاری، هرآنچه كه مانند تاریكی، منفی باشد ازبین خواهد رفت ـــ نفرت،
خشم، اندوه، خشونت. آنگاه عشق، خوشی، وجد، برای نخستین بار برایت آشكار خواهند شد.
👤 #اشو
📚 #اسرار_علم_تانترا
@Vortex4Creators
🌿
زندگی ، تَر شدنِ پی در پی
زندگی آب تنی کردن
در حوضچهی " اکنون" است !
رختها را بکنیم
آب در یک قدمی است ...
👤 سهراب سپهری
@Vortex4Creators
زندگی ، تَر شدنِ پی در پی
زندگی آب تنی کردن
در حوضچهی " اکنون" است !
رختها را بکنیم
آب در یک قدمی است ...
👤 سهراب سپهری
@Vortex4Creators
#اشراق
روشن ضمیری برای کسانی اتفاق می افتد که دیگر توجهی به خودشان ندارند. دیگر توجهی به اکتساب، به تحول و به روشن ضمیری ندارند. این تناقض باید درک شود. تا همه چیز را در مورد روشن ضمیری فراموش نکنید، آن برایتان اتفاق نخواهد افتاد، زیرا آن یک دستیابی نیست. همه ی دستیابی ها و اکتساب ها به نفس تعلق دارند. آنها تزیین نفس هستند و نفس علاقه مند است که خودش را با روشن ضمیری نیز تزیین کند.
👤#اشو
🔸️🔸️🔸️🔸️🔸️🔸️🔸️🔸️🔸️🔸️
تا زمانیکه آتشها سرد نشوند و رضایتها بر خواستنها چیره نگردند چیزی رخ نخواهد داد. تمام آنچه که هست باید پذیرفته شود. روشن ضمیری چیزی نیست جز یک دوستی عمیق و پایدار با هستی.
👤 #استاد_کایوالی
@Vortex4Creators
روشن ضمیری برای کسانی اتفاق می افتد که دیگر توجهی به خودشان ندارند. دیگر توجهی به اکتساب، به تحول و به روشن ضمیری ندارند. این تناقض باید درک شود. تا همه چیز را در مورد روشن ضمیری فراموش نکنید، آن برایتان اتفاق نخواهد افتاد، زیرا آن یک دستیابی نیست. همه ی دستیابی ها و اکتساب ها به نفس تعلق دارند. آنها تزیین نفس هستند و نفس علاقه مند است که خودش را با روشن ضمیری نیز تزیین کند.
👤#اشو
🔸️🔸️🔸️🔸️🔸️🔸️🔸️🔸️🔸️🔸️
تا زمانیکه آتشها سرد نشوند و رضایتها بر خواستنها چیره نگردند چیزی رخ نخواهد داد. تمام آنچه که هست باید پذیرفته شود. روشن ضمیری چیزی نیست جز یک دوستی عمیق و پایدار با هستی.
👤 #استاد_کایوالی
@Vortex4Creators
#عصبیت
عصبیت یعنی شكاف(split)، شكافی عمیق.
🌱 احساسات و افكار شما دو چیز مختلف شده اند؛ و این، اساس عصبیت را تشكیل میدهد.
قسمت فكری و قسمت حسّی شما از هم فاصله گرفته و متاسفانه، این قسمت فكری است كه هویت شما را تشكیل داده، نه قسمت حسّی.
در حالیكه، حس از فكر واقعیتر است.
احساس از تفكر طبیعیتر است.
شما با احساس به دنیا آمده اید ولی تفكر، روندی آموختنی است كه اجتماع آن را آموزش میدهد.
احساس های شما سركوب شده اند، حتی زمانی كه میگویی: حس میكنم، فقط فكر میكنی كه حس میكنی احساس در شما كشته شده است.
تو نمیدانی چه میخواهی و از نیاز های اصیل و واقعی خود بی خبر هستی. پس، به دنبال نیازهای غیر اصیل میروی. زیرا تنها احساسهای قلبی میتوانند راهنما و راهگشای نیازهای واقعی تو باشند. مثلاً به پُرخوری رو می آوری و خود را با خوراك انباشته میكنی و ممكن است هیچگاه احساس اشباع و سیری هم نكنی.
🌱 نیاز واقعی تو به محبت و عشق است نه به خوراك. چون نیاز به عشق احساس نشود ، نیاز كاذب به خوراك پدید می آید و شما به پُرخوری مبتلا میشوید. و چون نیاز كاذب است، هرگز ارضاء نمیشود.
متاسفانه ما در دنیای نیازهای دروغین زندگی میكنیم. سبب مشكلات ما همین نیازهای كاذب و غیر اصیل اند؛ تو نیاز داری كه مورد عشق و محبت قرار بگیری؛ و این، یك نیاز اصیل و واقعی است، ولی همین نیاز میتواند منحرف شده و به یك نیاز كاذب تبدیل گردد. تو مایلی كه دیگران به تو توجه كنند، پس ممكن است تلاش كنی كه یك رهبر اجتماعی بشوی. در این صورت تو مورد توجه توده ی مردم قرار میگیری، ولی نیاز اساسی تو، همان مورد محبت واقع شدن است. حتی اگر تمام مردم دنیا به تو توجه كنند آن نیاز اساسی نمیتواند ارضاء شود. ولی اگر فقط یك نفر به تو عشق بورزد، آن نیاز اصیل ارضاء خواهد شد و تو تنها به سبب وجود خودت مورد توجه قرار میگیری نه به سبب موقعیت اجتماعی ات.
این جدایی و شكاف میان نیاز طبیعی و نیازكاذب در شخصیت فرد، سبب بیماری عصبیت میگردد.
🌱 تانترا میگوید تا زمانی كه تو تمام و یگانه نشده ای، تمام زندگی را باخته ای. تو نباید در وضعیت شكاف و دو گانگی زندگی كنی؛ باید یگانه و یكپارچه شوی.
🌱 تانترا، ابزار رسیدن به وحدت، تلفیق و یگانه كردن احساس است.
زمانی كه به كسی میگویی" دوستت دارم" هشیار باش كه آیا این تنها یك فكر است یا یك احساس؟ اگر این جمله از فكر برخیزد، نكته را باخته ای.
🌱 ولی احساس از تمام وجود شخص بر میخیزد، تمام بدن ذهن، تمام آنچه كه هستیم، در گیر احساس است.
در تفكر تنها جزیی از ما بهكار گرفته میشود و همین، سبب رنج های بسیار در زندگی است. زیرا با تفكرهای پراكنده، تو قول هایی میدهی كه نمی توانی انجامشان دهی.
تانترا میگوید" به اعماق مركز احساس خود فرو برو" چگونه؟
🌱 هر یک از این سوتراها تلاشی است برای تمامیت یافتن و یگانه شدن تو با ذات اصیل خودت.
👤 #اشو
📚 #اسرار_علم_تانترا
✔ #جلد۴. #فصل۳۳
@Vortex4Creators
عصبیت یعنی شكاف(split)، شكافی عمیق.
🌱 احساسات و افكار شما دو چیز مختلف شده اند؛ و این، اساس عصبیت را تشكیل میدهد.
قسمت فكری و قسمت حسّی شما از هم فاصله گرفته و متاسفانه، این قسمت فكری است كه هویت شما را تشكیل داده، نه قسمت حسّی.
در حالیكه، حس از فكر واقعیتر است.
احساس از تفكر طبیعیتر است.
شما با احساس به دنیا آمده اید ولی تفكر، روندی آموختنی است كه اجتماع آن را آموزش میدهد.
احساس های شما سركوب شده اند، حتی زمانی كه میگویی: حس میكنم، فقط فكر میكنی كه حس میكنی احساس در شما كشته شده است.
تو نمیدانی چه میخواهی و از نیاز های اصیل و واقعی خود بی خبر هستی. پس، به دنبال نیازهای غیر اصیل میروی. زیرا تنها احساسهای قلبی میتوانند راهنما و راهگشای نیازهای واقعی تو باشند. مثلاً به پُرخوری رو می آوری و خود را با خوراك انباشته میكنی و ممكن است هیچگاه احساس اشباع و سیری هم نكنی.
🌱 نیاز واقعی تو به محبت و عشق است نه به خوراك. چون نیاز به عشق احساس نشود ، نیاز كاذب به خوراك پدید می آید و شما به پُرخوری مبتلا میشوید. و چون نیاز كاذب است، هرگز ارضاء نمیشود.
متاسفانه ما در دنیای نیازهای دروغین زندگی میكنیم. سبب مشكلات ما همین نیازهای كاذب و غیر اصیل اند؛ تو نیاز داری كه مورد عشق و محبت قرار بگیری؛ و این، یك نیاز اصیل و واقعی است، ولی همین نیاز میتواند منحرف شده و به یك نیاز كاذب تبدیل گردد. تو مایلی كه دیگران به تو توجه كنند، پس ممكن است تلاش كنی كه یك رهبر اجتماعی بشوی. در این صورت تو مورد توجه توده ی مردم قرار میگیری، ولی نیاز اساسی تو، همان مورد محبت واقع شدن است. حتی اگر تمام مردم دنیا به تو توجه كنند آن نیاز اساسی نمیتواند ارضاء شود. ولی اگر فقط یك نفر به تو عشق بورزد، آن نیاز اصیل ارضاء خواهد شد و تو تنها به سبب وجود خودت مورد توجه قرار میگیری نه به سبب موقعیت اجتماعی ات.
این جدایی و شكاف میان نیاز طبیعی و نیازكاذب در شخصیت فرد، سبب بیماری عصبیت میگردد.
🌱 تانترا میگوید تا زمانی كه تو تمام و یگانه نشده ای، تمام زندگی را باخته ای. تو نباید در وضعیت شكاف و دو گانگی زندگی كنی؛ باید یگانه و یكپارچه شوی.
🌱 تانترا، ابزار رسیدن به وحدت، تلفیق و یگانه كردن احساس است.
زمانی كه به كسی میگویی" دوستت دارم" هشیار باش كه آیا این تنها یك فكر است یا یك احساس؟ اگر این جمله از فكر برخیزد، نكته را باخته ای.
🌱 ولی احساس از تمام وجود شخص بر میخیزد، تمام بدن ذهن، تمام آنچه كه هستیم، در گیر احساس است.
در تفكر تنها جزیی از ما بهكار گرفته میشود و همین، سبب رنج های بسیار در زندگی است. زیرا با تفكرهای پراكنده، تو قول هایی میدهی كه نمی توانی انجامشان دهی.
تانترا میگوید" به اعماق مركز احساس خود فرو برو" چگونه؟
🌱 هر یک از این سوتراها تلاشی است برای تمامیت یافتن و یگانه شدن تو با ذات اصیل خودت.
👤 #اشو
📚 #اسرار_علم_تانترا
✔ #جلد۴. #فصل۳۳
@Vortex4Creators
#پرسش_پاسخ
🌿
گرچه در عرفان به نظر میرسد سوالات و پاسخها تماماً ذهنی هستند و معمولاً گفته میشود پاسخی وجود ندارد. اما واقعاً چنین نیست که پاسخی نباشد بلکه میتوان گفت چیزی جز پاسخ وجود ندارد.
هستی، پاسخی است که به پرسش وابسته نیست و آنقدر این پاسخ کامل و بینهایت است که میتواند پرسشها را در خود جذب کند اما طلعت این رخسار زیبا تنها به چشم کسانی خواهد آمد که به بیهودگی پرسشها پی بُرده اند، کسانیکه مرزهای ذهن را پشت سر نهاده اند.
👤 #استاد_کایوالی
@Vortex4Creators
🌿
گرچه در عرفان به نظر میرسد سوالات و پاسخها تماماً ذهنی هستند و معمولاً گفته میشود پاسخی وجود ندارد. اما واقعاً چنین نیست که پاسخی نباشد بلکه میتوان گفت چیزی جز پاسخ وجود ندارد.
هستی، پاسخی است که به پرسش وابسته نیست و آنقدر این پاسخ کامل و بینهایت است که میتواند پرسشها را در خود جذب کند اما طلعت این رخسار زیبا تنها به چشم کسانی خواهد آمد که به بیهودگی پرسشها پی بُرده اند، کسانیکه مرزهای ذهن را پشت سر نهاده اند.
👤 #استاد_کایوالی
@Vortex4Creators
🌿
شخصی از بودا پرسید وقتی که بمیری به بهشت می روی؟
بودا گفت: پرسش های بی معنا نپرس. بودا هر جا باشد بهشت آنجاست. بیداران به بهشت نمی روند بلکه هر کجا که آنها بروند بهشت هم به دنبالشان میرود.
👤 #اشو
@Vortex4Creators
شخصی از بودا پرسید وقتی که بمیری به بهشت می روی؟
بودا گفت: پرسش های بی معنا نپرس. بودا هر جا باشد بهشت آنجاست. بیداران به بهشت نمی روند بلکه هر کجا که آنها بروند بهشت هم به دنبالشان میرود.
👤 #اشو
@Vortex4Creators
#توریا #ذهن
انسان داراي سه منبع انرژي است
يكي بدن است، ديگري ذهن، وسومي قلب.
در نقطه اي كه اين سه جريان باهم تلاقي ميكنند، به هم ميپيوندند و با هم يكي مي شوند، چهارمي پديد مي آيد و آنرا تنها چهارمی ( turia ) مينامند كه سرآغاز معنويت و دگرگوني و سرآغاز زندگي واقعي، راست و درست، جاودان و الهي است.
اين سه جريان در همه وجود دارد اما آنها به هم پيوسته نيستند. در واقع آنها هريك در مسيري متفاوت حركت ميكنند.
ذهن تو را به سويي ميكشد، قلب به سويي ديگر و بدن راه خود را ميرود. آنها هرگز باهم به توافق نميرسند. اگر تو فعاليتهاي دروني خود را به تماشا بنشيني، شگفت زده خواهي شد. بدن ميگويد " بس است ديگر نخور دارم بالا مي آورم" اما ذهن پا فشاري ميكند "اين بستني خيلي خوشمزه است. فقط يك خورده ديگر..." و قلب مي گويد " اين خيلي زيباست. " ذهن ميگويد "تو خيلي ناداني، تو احمقي، ديوانه اي." هر زمان كه قلب گرفتار عشق ميشود ذهن ميگويد " تو كور شده اي" قلب در هر جهتي حركت مي كند، ذهن در آن ايرادي مي يابد. آنها در دنيايي متفاوت به سر ميبرند.
🌱 هدف مراقبه آن است كه به اين نيروهاي ناموافق كمك كند به هم بپيوندند و با هم هماهنگ شوند.
آنگاه تو سرشار از انرژي مي شوي، زيرا تمام آن انرژيهايي كه در دشمني با هم بي جهت هدر ميرفتند، در اختيار تو قرار ميگيرند. و اين همان انرژي است كه به بالهاي تو تبديل ميشود و تو را به فراسو ميبرد.
👤 #اشو
🔸️🔸️🔸️🔸️🔸️🔸️🔸️🔸️🔸️🔸️
پس هدف مراقبه کشتن ذهن نیست زیرا ذهن نیرویی دارد که از آن ماست و اگر به آن نیازمند نبودیم طبیعت آنرا به ما نمی داد. تمام تجربه ها،خاطره ها و تجزیه تحلیلها و تجسمها در ذهن صورت گرفته و انباشته و رد و بدل میشوند. ما به آن نیازمندیم ولی کارکرد بیش از اندازه و یکجانبه و ناهماهنگ ذهن است که نیروی بدن و قلب را به یکسو میزند.حال، ما با مراقبه، ذهن را موقتا متوقف میکنیم و آرام آرام اختیارش را در دست میگیریم و در طول روز به تمام نیروهای موجود(ذهن و قلب و بدن)فرصت برابر جهت ابراز و هماهنگی میدهیم،درست مانند آبیاری قطره ای بدون سرریز شدن وارد لحظاتمان میشوند.
وقتی چهارمین حالت (turia در زبان هندی) پدید آمد دیگر آگاهی به کمال میرسد و درگیریها پایان می یابد. باید دانست که کنار گذاشتن کامل ذهن توهمی بیش نیست و وقتی به مرحله ی چهارم راه یافتی خواهی دانست که چرا اوشو میگوید مراقبه ساده ترین کارست، چون اصلا یک اقدام نیست بلکه یک ظهور است که درونت روی میدهد، کیفیتی است بینظیر از جنس طبیعت خالص که در صورت آمادگی، خود، چون مهمانی بر تو وارد میشود.
👤 #استاد_کایوالی
@Vortex4Creators
انسان داراي سه منبع انرژي است
يكي بدن است، ديگري ذهن، وسومي قلب.
در نقطه اي كه اين سه جريان باهم تلاقي ميكنند، به هم ميپيوندند و با هم يكي مي شوند، چهارمي پديد مي آيد و آنرا تنها چهارمی ( turia ) مينامند كه سرآغاز معنويت و دگرگوني و سرآغاز زندگي واقعي، راست و درست، جاودان و الهي است.
اين سه جريان در همه وجود دارد اما آنها به هم پيوسته نيستند. در واقع آنها هريك در مسيري متفاوت حركت ميكنند.
ذهن تو را به سويي ميكشد، قلب به سويي ديگر و بدن راه خود را ميرود. آنها هرگز باهم به توافق نميرسند. اگر تو فعاليتهاي دروني خود را به تماشا بنشيني، شگفت زده خواهي شد. بدن ميگويد " بس است ديگر نخور دارم بالا مي آورم" اما ذهن پا فشاري ميكند "اين بستني خيلي خوشمزه است. فقط يك خورده ديگر..." و قلب مي گويد " اين خيلي زيباست. " ذهن ميگويد "تو خيلي ناداني، تو احمقي، ديوانه اي." هر زمان كه قلب گرفتار عشق ميشود ذهن ميگويد " تو كور شده اي" قلب در هر جهتي حركت مي كند، ذهن در آن ايرادي مي يابد. آنها در دنيايي متفاوت به سر ميبرند.
🌱 هدف مراقبه آن است كه به اين نيروهاي ناموافق كمك كند به هم بپيوندند و با هم هماهنگ شوند.
آنگاه تو سرشار از انرژي مي شوي، زيرا تمام آن انرژيهايي كه در دشمني با هم بي جهت هدر ميرفتند، در اختيار تو قرار ميگيرند. و اين همان انرژي است كه به بالهاي تو تبديل ميشود و تو را به فراسو ميبرد.
👤 #اشو
🔸️🔸️🔸️🔸️🔸️🔸️🔸️🔸️🔸️🔸️
پس هدف مراقبه کشتن ذهن نیست زیرا ذهن نیرویی دارد که از آن ماست و اگر به آن نیازمند نبودیم طبیعت آنرا به ما نمی داد. تمام تجربه ها،خاطره ها و تجزیه تحلیلها و تجسمها در ذهن صورت گرفته و انباشته و رد و بدل میشوند. ما به آن نیازمندیم ولی کارکرد بیش از اندازه و یکجانبه و ناهماهنگ ذهن است که نیروی بدن و قلب را به یکسو میزند.حال، ما با مراقبه، ذهن را موقتا متوقف میکنیم و آرام آرام اختیارش را در دست میگیریم و در طول روز به تمام نیروهای موجود(ذهن و قلب و بدن)فرصت برابر جهت ابراز و هماهنگی میدهیم،درست مانند آبیاری قطره ای بدون سرریز شدن وارد لحظاتمان میشوند.
وقتی چهارمین حالت (turia در زبان هندی) پدید آمد دیگر آگاهی به کمال میرسد و درگیریها پایان می یابد. باید دانست که کنار گذاشتن کامل ذهن توهمی بیش نیست و وقتی به مرحله ی چهارم راه یافتی خواهی دانست که چرا اوشو میگوید مراقبه ساده ترین کارست، چون اصلا یک اقدام نیست بلکه یک ظهور است که درونت روی میدهد، کیفیتی است بینظیر از جنس طبیعت خالص که در صورت آمادگی، خود، چون مهمانی بر تو وارد میشود.
👤 #استاد_کایوالی
@Vortex4Creators