Visual Alchemist
2.24K subscribers
1.91K photos
18 videos
241 files
209 links
بیشتر در مورد چیزهایی که دوست دارم و سرم بهشون گرم بوده حرف می‌زنم + نسخه‌ی دیجیتال کارهام که توی پیجم می‌ذارم.

https://instagram.com/hoseinghazii_?igshid=MzMyNGUyNmU2YQ==

همیشه هم می‌تونین برای صحبت و هر سوالی که داشتین بهم پیام بدین.
@hoseinghazi
Download Telegram
فکر کنم که خیلی طولانی شد، حق می‌دم که نخونین.
صرفا امیدوارم به درد یکی بخوره و اون غمی که من تجربه کردم رو نکنه.

به قول پل مک‌کارتنی:
Houses with a Story - Seiji Yoshida (2020)

خیلی کتاب دوست داشتی‌ای بود. اینطوریه که یک خونه‌س و صفحه‌ی بعدش طراحی و چیدمان خونه رو نشون می‌ده. هر کدومشون هم جزئیات خاص خودشون رو دارن که باعث می‌شه شبیه یک تیکه از داستان باشن. خیلی موقع خوندنش حس خوبی داشتم. به شدت هم تحت تاثیر انیمه‌های استودیو جیبلی بود.
Houses with a Story.pdf
55.8 MB
Houses with a Story - Seiji Yoshida (2020)
Published by Harry N. Abrams in 2023
First Editions
AER: Memories of Old

بازی جالبیه که خیلی کوتاه (فکر کنم سه ساعت هم نشد) و پر از مشکلات توی گیم پلی بود. اما در کل یکسری چیز خیلی خوب داشت که باعث شد ازش لذت ببرم، دلم می‌خواد جای غر زدن در مورد مشکلاتش از اونا حرف بزنم.

داستان AER نسبتا ساده‌ست. توی یک دنیایی نابود شده که الان بین ابرها معلقه می‌گذره. پلیر هم کنترل یک دخترِ Shape shifter رو داره که هر زمانی که خواست بین پرنده و انسان می‌تونه تغییر کنه. این دنیا توی نگاه اول مُرده به نظر نمیاد، ولی در اصل دنیاییه که خیلی سال از نابودیش می‌گذره. توی کل بازی ما چهارتا انسان می‌بینیم، حتی حیوون‌های کمی هم هستن که بیشترشون هم پَرَندَن. تقریبا تمام جزیره‌های معلق بین ابرها جز یکی دوتا درخت چیزی ندارن و خالین. ولی نور و رنگ محیط باعث می‌شه اولش این به چشم نیاد. به مرور که بازی جلوتر می‌ره داستانش معلوم می‌شه و نشون می‌ده که چطور یک Godking و جاه طلبیش باعث شده که تمام انسان‌ها از بین برن و دنیا نابود بشه (اسپویل خاصی از داستان نیست، خیالتون راحت). من توی گیم پلی بیشتر از هر چیزی از پروازش لذت بردم.

اولین بار توی یک ویدیو گیم من فیزیک پرواز پرنده رو نسبتا طبیعی رو می‌بینم. از حرکت بال‌ها گرفته تا رد شدن از بین موانع مختلف، مشخصا اصلی‌ترین بخش و نقطه‌ی قوتش همون بود. اینطوری نیست که بگم بی‌نقصه، در اصل یاد گرفتنش یکم بیشتر از تصورم طول کشید، اما همین که اینقدر دقیق انجامش دادن برای من مهم بود.

و lore این دنیا خیلی جالب بود، من شبیه بهش رو خیلی زیاد دیدم اما هیچ‌چیزی که دقیقا اینطوری باشه توی ذهنم نیست. یکسری موجود ایزد مانند توی این دنیا هستن که جلوی چیزی که نزدیک‌ترین مفهوم بهش "بی‌نهایت"ـه رو گرفتن. با توجه به کارهایی که اون Godking کرده، "بی‌نهایت" از زندانش داره آزاد می‌شه و این موجوداتِ فراطبیعی هم به خاطر مرگِ انسان‌ها قدرت چندانی ندارن، از نظر اون‌ها همه چیز تموم شده و اصلا این دنیا ادامه‌ای نداره. صرفا مایل نیستن که کل چیزهایی که سال‌ها ازش حفاظت کردن دست دشمنشون بیوفته. کاراکتر اصلی هم به معبد تمام این موجودات می‌ره و یک بخش از "روحشون" رو می‌گیره تا بتونه باهاش "بی‌نهایت" رو توی زندانش نگه داره.
به خاطر سریع و کوتاه بودن داستان، خیلی اون حس ضرورت رو نداریم. به هر حال دنیا نابود شده و چیز چندان خاصی نمونده، تمام این‌ها شبیه جنگیدن سر یک جسده و کاراکتر اصلی، همون قهرمان، داره فقط سعی می‌کنه آرامش و زندگی خودش رو نجات بده. اون قدر روابط پیچیده‌ یا هدفِ والایی در کار نیست چون آدمی باقی نمونده.

در کل اینقدری کوتاه هست که پیشنهاد کنم یه سری بهش بزنین. مخصوصا اگه Sable رو دوست داشتین. اصلا به قدرت اون توی هیچ بخشی نمی‌رسه اما تجربه‌ی خوبیه.
Hexagon Bridge (2024)

معمولا خیلی پیش میاد که یک آلبوم موسیقی رو گوش کنم و به خودم بگم این آلبوم می‌تونست به عنوان رمان یا فیلم هم چیز جالبی باشه، اما برعکسش خیلی کم پیش اومده برام. این کمیک می‌تونست یک آلبوم الکترونیک/آمبینت خوب باشه، تصورش برام راحته که بندی مثل Boards of Canada یا Younger Brother این ایده رو تبدیل به آلبوم کنن و همه لذت ببرن. این شاید مهم‌ترین نکته‌ی این کمیک بود.

داستان نسبتا ساده‌ای داره، هوش‌های مصنوعی تونستن یک بعد جدید پیدا کنن و برن اونجا. مادر و پدرِ شخصیت اصلی هم برای نقشه برداری این بعد جدید اونجا رفتن و گم شدن. حالا شخصیت اصلی که قدرت‌های ذهنی خاصی داره سعی می‌کنه اون‌ها رو پیدا کنه.
داستان خاصی نبود، حتی پایان بندی جالبی هم نداشت. ولی به نظرم اصلا هدف هم قصه گفتن نبود توی این کمیک، بیشتر می‌خواست فضا بسازه.

نوعِ خالی بودن و تنهایی‌ای که توی این دنیا هست رو من قبلا توی Tales from the Loop و Scavengers Reign دیده بودم. جایی که انسان‌ها و ربات‌ها از اون مرحله‌ی درگیری کلاسیک تا حدودی رد شدن، تمرکز داستان روی یک فضای بی‌هدفیه که نه انسان‌ها می‌دونن باهاش چیکار کنن نه ربات‌ها. به طور کلی این کمیک بیشتر از خونده شدن، برای نگاه کردن بود.

از اینجا می‌تونین دانلود کنین.