Mercy (1993)
کمیک Mercy من رو یاد Revere انداخت (اینجا نوشتم در موردش). داستانش خیلی اشاره داشت به عقاید مذهبهای شرقی مثل هندوئیسم، باعث میشد بعضی جاها بهش حس خوبی نداشته باشم. ولی طراحیها به حدی خوب بودن که چند برابر زمانی که برای خوندن گذاشتم رو بذارم تا فقط به صفحهها نگاه کنم. از بین کارهای دهه نود نشر ورتیگو این یکی از جالبترینهاش بود.
کمیک Mercy من رو یاد Revere انداخت (اینجا نوشتم در موردش). داستانش خیلی اشاره داشت به عقاید مذهبهای شرقی مثل هندوئیسم، باعث میشد بعضی جاها بهش حس خوبی نداشته باشم. ولی طراحیها به حدی خوب بودن که چند برابر زمانی که برای خوندن گذاشتم رو بذارم تا فقط به صفحهها نگاه کنم. از بین کارهای دهه نود نشر ورتیگو این یکی از جالبترینهاش بود.
Mercy (1993) - Vertigo.cbr
28.5 MB
Mercy (1993)
J. M. DeMatteis and Paul Johnson
Vertigo (DC)
J. M. DeMatteis and Paul Johnson
Vertigo (DC)
دیروز کالکشن جدیدمو استارت زدم. در مورد اژدهاها و بقیهی حیوونای شبیه بهشونه که ما نمیبینیمشون، چون تقریبا نامرئین.
از بین حدود سیتا تستی که برای تمرین آماده کردم این دوتا رو خیلی دوست داشتم. D:
اجرا شده با میدجورنی، فتوشاپ، پروکریت و لایت روم
از بین حدود سیتا تستی که برای تمرین آماده کردم این دوتا رو خیلی دوست داشتم. D:
اجرا شده با میدجورنی، فتوشاپ، پروکریت و لایت روم
Wynd (2021- )
توی هفت هشت سال اخیر من به نسبت فانتزی مدرن بدبین شدم و به نظر خودم دلیلهام هم منطقی بودن. بیشتر کتابها طولانیتر از اونی هستن که نیازه، مثلا اگه داستان پتانسیل سیصد صفحه رو داره نویسنده براش هشتصد صفحه نوشته. نثرها به شدت افت کرده و تقریبا تمام نویسندهها شبیه هم دیگه مینویسن. خود نویسندهها هم کسایین که اصولا حرفی ندارن بزنن، ولی دارن حرف میزنن و خیلیم زیاد این کار رو میکنن، این باعث میشه کلیشهایترین مفاهیم رو توی فانتزی داشته باشیم. در کل فانتزیهای بعد از ۲۰۱۰ باید خیلی خوب باشن که من راضی بشم برم سراغشون، از بس هر چی خوندم ناامیدم کرده.
برای همین وقتی خواستم Wynd رو بخونم انتظار همون چیزهای همیشگی رو داشتم. ولی واقعا راضی کننده بود، داستان هیچ بخشی رو طولانی نکرده؛ اتفاقهایی که باید میوفتادن پشت سر هم بودن و اجازهی نفس کشیدن نمیدادن. داستان، دنیا و تاریخش التماس نمیکردن برای فهمیده شدن، خیلی آروم و همینطور که جلو میرفت گستردهتر میشدن. به طور جالبی lore داستان روایتهای مختلفی داشت، هر کسی به یک شکل داشت اون رو تعریف میکرد و هر کدوم مخالف بقیه بود. به جرئت میگم یکی از بهترین دنیاسازیهای فانتزی مدرن (بین اونایی که من خوندم) بود. اینکه اینقدر تاریخ و سیاست و درگیری بین نژادهای مختلف هست و برای هر کدوم دلیل و منطق میاورد.
یه چیز جالب دیگه الهام گرفتنش از مانگا بود. نوع صحنههای اکشن و طراحیشون کاملا شبیه مانگاهایی مثل ناروتو و وان پیس بود، حتی اون گروهی که اطراف شخصیت اصلی بودن هم من رو یاد شخصیتهای وان پیس مینداخت. طراحیها هم خیلی با دقت بودن، یعنی هیچجایی نگفته بود که خب اون چیز توی بک گرانده، بذار سر هم بندی شده انجامش بدم.
تا الان سه جلد از Wynd اومده، ظاهرا جلد چهارمش هم چند ماه دیگه منتشر میشه. توی ردیت خوندم که برای هفت جلد برنامه ریزی شده. حدس میزنم اگه بقیهش هم همین کیفیت رو داشته باشه قراره به عنوان یکی از بهترین کمیکهای این دهه اسمش رو بشنویم.
از اینجا میتونین دانلود کنین.
توی هفت هشت سال اخیر من به نسبت فانتزی مدرن بدبین شدم و به نظر خودم دلیلهام هم منطقی بودن. بیشتر کتابها طولانیتر از اونی هستن که نیازه، مثلا اگه داستان پتانسیل سیصد صفحه رو داره نویسنده براش هشتصد صفحه نوشته. نثرها به شدت افت کرده و تقریبا تمام نویسندهها شبیه هم دیگه مینویسن. خود نویسندهها هم کسایین که اصولا حرفی ندارن بزنن، ولی دارن حرف میزنن و خیلیم زیاد این کار رو میکنن، این باعث میشه کلیشهایترین مفاهیم رو توی فانتزی داشته باشیم. در کل فانتزیهای بعد از ۲۰۱۰ باید خیلی خوب باشن که من راضی بشم برم سراغشون، از بس هر چی خوندم ناامیدم کرده.
برای همین وقتی خواستم Wynd رو بخونم انتظار همون چیزهای همیشگی رو داشتم. ولی واقعا راضی کننده بود، داستان هیچ بخشی رو طولانی نکرده؛ اتفاقهایی که باید میوفتادن پشت سر هم بودن و اجازهی نفس کشیدن نمیدادن. داستان، دنیا و تاریخش التماس نمیکردن برای فهمیده شدن، خیلی آروم و همینطور که جلو میرفت گستردهتر میشدن. به طور جالبی lore داستان روایتهای مختلفی داشت، هر کسی به یک شکل داشت اون رو تعریف میکرد و هر کدوم مخالف بقیه بود. به جرئت میگم یکی از بهترین دنیاسازیهای فانتزی مدرن (بین اونایی که من خوندم) بود. اینکه اینقدر تاریخ و سیاست و درگیری بین نژادهای مختلف هست و برای هر کدوم دلیل و منطق میاورد.
یه چیز جالب دیگه الهام گرفتنش از مانگا بود. نوع صحنههای اکشن و طراحیشون کاملا شبیه مانگاهایی مثل ناروتو و وان پیس بود، حتی اون گروهی که اطراف شخصیت اصلی بودن هم من رو یاد شخصیتهای وان پیس مینداخت. طراحیها هم خیلی با دقت بودن، یعنی هیچجایی نگفته بود که خب اون چیز توی بک گرانده، بذار سر هم بندی شده انجامش بدم.
تا الان سه جلد از Wynd اومده، ظاهرا جلد چهارمش هم چند ماه دیگه منتشر میشه. توی ردیت خوندم که برای هفت جلد برنامه ریزی شده. حدس میزنم اگه بقیهش هم همین کیفیت رو داشته باشه قراره به عنوان یکی از بهترین کمیکهای این دهه اسمش رو بشنویم.
از اینجا میتونین دانلود کنین.