پارسال این کارها رو برای یه کالکشن آماده کرده بودم که به خاطر تفاوتشون با کلِ کالکشن گذاشتم کنار و هیچوقتم دوباره فرصت ادیتشون رو نداشتم. این چند روز بالاخره تونستم چهارتاشون رو یکم تر و تمیزشون کنم. فکر کنم کلشون حدود صدتایی باشن که اگه فرصت شد همه رو آماده میکنم.
نظرات و حمایتهاتون خیلی خوشحالم میکنه. 🥂
نظرات و حمایتهاتون خیلی خوشحالم میکنه. 🥂
No Rest for the Wicked (2024)
چهقدر خوبه! انتظار داشتم مثل بقیهی بازیای early access فقط یک ساعت اولش کامل و خوب باشه. ولی الان بعد حدود چهار ساعت بازی کردن هر چی جلوتر میره بهتر میشه. مکانیکهای بازی مثل کارهای قبلی این استودیو نیست (سری Ori)، ولی واقعا سرگرم کننده و خوبه. فکر کنم وقتی تمومش کنم خیلی قراره در موردش حرف بزنم.
پ.ن: این یکی از بهترین ویژوالهاییه که برای بازی ایزومتریک دیدم.
چهقدر خوبه! انتظار داشتم مثل بقیهی بازیای early access فقط یک ساعت اولش کامل و خوب باشه. ولی الان بعد حدود چهار ساعت بازی کردن هر چی جلوتر میره بهتر میشه. مکانیکهای بازی مثل کارهای قبلی این استودیو نیست (سری Ori)، ولی واقعا سرگرم کننده و خوبه. فکر کنم وقتی تمومش کنم خیلی قراره در موردش حرف بزنم.
پ.ن: این یکی از بهترین ویژوالهاییه که برای بازی ایزومتریک دیدم.
Visual Alchemist
ولی چیزی که منو اذیت میکنه و بارها بهش فکر کردم، حرفهای یکسری از باسهای بازیه که دقیقا قبل از کشته شدنشون میزنن. مثلا این باسی که توی عکس بالا میبینین داره از خودش و ما میپرسه که چکار کرده که لایق این مصیبته. روی شکمش چهرهی یک موجود انساننما ظاهر شده…
کتابهای Dune هم دقیقا همین موضوع رو دنبال میکنن. اما داستانش نسبتا پیچیدهتر از بقیهی نمونههاییه با این قضیه رو به رو میشه.
داستانِ اصلی Dune اینه که چطور ممکنه یک نفر دنیایی که "درست شدنی" نیست رو میگیره و تبدیلش میکنه به بهشت. اما توی مسیرِ تبدیل کردن اونجا به بهشت باعث میشه که کل کهکشان بهم بریزه و این دفعه اون دنیای درست نشدنی کل کهکشان باشه به جای یک سیاره.
توی این مصاحبهی فرانک هربرت با NBC توی سال ۱۹۸۳ برای فهمیدن کلیات Dune و این مسئله خوبه. فقط حواستون باشه که بیست ثانیهی اول اسپویل خیلی زیادی داره.
https://www.youtube.com/watch?v=26GPaMoeiu4
و عجب مصاحبهی خوبیه! خیلی سریع همه چیز رو میپرسه و هربرت هم وقت تلف نمیکنه. نمونهی خوبیه برای مصاحبهی درست.
داستانِ اصلی Dune اینه که چطور ممکنه یک نفر دنیایی که "درست شدنی" نیست رو میگیره و تبدیلش میکنه به بهشت. اما توی مسیرِ تبدیل کردن اونجا به بهشت باعث میشه که کل کهکشان بهم بریزه و این دفعه اون دنیای درست نشدنی کل کهکشان باشه به جای یک سیاره.
توی این مصاحبهی فرانک هربرت با NBC توی سال ۱۹۸۳ برای فهمیدن کلیات Dune و این مسئله خوبه. فقط حواستون باشه که بیست ثانیهی اول اسپویل خیلی زیادی داره.
https://www.youtube.com/watch?v=26GPaMoeiu4
و عجب مصاحبهی خوبیه! خیلی سریع همه چیز رو میپرسه و هربرت هم وقت تلف نمیکنه. نمونهی خوبیه برای مصاحبهی درست.
YouTube
Frank Herbert - NBC Interview
NBC's Bryant Gumbel interviews Frank Herbert in 1982
The Adventures of Mark Twain (1985)
فیلم "ماجراجوییهای مارک تواین" یک انیمیشن استاپ موشن خمیری برای بچههاست تا با مارک تواین و کارهاش آشنا بشن... یعنی بخش بزرگی از اون اینطوریه به جز جایی که شخصیتها همراه با مارک تواین وارد داستان The Mysterious Stranger میشن و اونجا یکی از پیچیدهترین و تاریکترین روایتهایی که توی انیمیشن دیدم اتفاق میوفته.
خود تواین داستان The Mysterious Stranger رو بعد از مرگ دخترش نوشته و یکی از داستانهاشه که ازش چندین نسخه با روایتهای مختلف هست که هیچوقت هم تمومشون نکرده. به طور کلی داستانیه که تم تاریکی داره، میره به سمت اینکه ما هیچ کنترلی روی سرنوشتمون نداریم و در صورتی که یک موجود قویتر، صرفا چون میتونه تصمیم بگیره به نابود ما، هیچ شانسی نداریم.
چیزی که خیلی جالب بود اینه که فرشته (یا همون شیطان) توی The Mysterious Stranger استایل متفاوتی به نسبت کل انیمیشن داره که توی نگاه اول به چشم نمیاد. موجوداتی که اون میسازه خیلی شبیه پاپتهایین که انیماتورهای استاپ موشن خمیری اوایل کارشون برای تست کردن میسازن و همیشه هم خرابش میکنن چون به هیچ دردی نمیخوره. به نوعی اون حسِ گناه نابود کردن چیزِ انساننما رو توی خودش داره.
توی این انیمیشن هم دقیقا همین رو نشون میده. اینکه چطور یک نویسنده میتونه در مقام خلقکننده قرار بگیره و موجوداتی که درست کرده رو از بین ببره. بین تمام اقتباسهایی که تا الان از کانسپتِ The Mysterious Stranger دیدم (خیلی جاها از این ایدهی مارک تواین استفاده کردن)، یکی با اختلاف بهترین و نزدیکترینه به اون فضای ذهنی تاریک مارک تواین توی سالهای آخر عمرش.
در کل انیمیشن The Adventures of Mark Twain از نظر من بهترین استاپ موشن خمیری تاریخ سینمائه. هیچ کدوم از کارهایی که دیدم هیچوقت جزئیات و چشمنوازی این انیمیشن رو نداشتن. صددرصد پیشنهاد میکنم که ببینین. اگه این انیمیشن مارکتینگ بهتری داشت و برای دههها "گم" نمیشد، احتمالا الان خیلی بیشتر ازش صحبت میشد. استایلی که ویل وینتون توی "ماجراجوییهای مارک تواین" داره به شدت تاثیرگذاره روی انیمیشنهای استاپ موشنی که بعدش میاد. به راحتی میتونین شباهتهاش به آثار وس اندرسون رو ببینین.
فیلم "ماجراجوییهای مارک تواین" یک انیمیشن استاپ موشن خمیری برای بچههاست تا با مارک تواین و کارهاش آشنا بشن... یعنی بخش بزرگی از اون اینطوریه به جز جایی که شخصیتها همراه با مارک تواین وارد داستان The Mysterious Stranger میشن و اونجا یکی از پیچیدهترین و تاریکترین روایتهایی که توی انیمیشن دیدم اتفاق میوفته.
خود تواین داستان The Mysterious Stranger رو بعد از مرگ دخترش نوشته و یکی از داستانهاشه که ازش چندین نسخه با روایتهای مختلف هست که هیچوقت هم تمومشون نکرده. به طور کلی داستانیه که تم تاریکی داره، میره به سمت اینکه ما هیچ کنترلی روی سرنوشتمون نداریم و در صورتی که یک موجود قویتر، صرفا چون میتونه تصمیم بگیره به نابود ما، هیچ شانسی نداریم.
چیزی که خیلی جالب بود اینه که فرشته (یا همون شیطان) توی The Mysterious Stranger استایل متفاوتی به نسبت کل انیمیشن داره که توی نگاه اول به چشم نمیاد. موجوداتی که اون میسازه خیلی شبیه پاپتهایین که انیماتورهای استاپ موشن خمیری اوایل کارشون برای تست کردن میسازن و همیشه هم خرابش میکنن چون به هیچ دردی نمیخوره. به نوعی اون حسِ گناه نابود کردن چیزِ انساننما رو توی خودش داره.
توی این انیمیشن هم دقیقا همین رو نشون میده. اینکه چطور یک نویسنده میتونه در مقام خلقکننده قرار بگیره و موجوداتی که درست کرده رو از بین ببره. بین تمام اقتباسهایی که تا الان از کانسپتِ The Mysterious Stranger دیدم (خیلی جاها از این ایدهی مارک تواین استفاده کردن)، یکی با اختلاف بهترین و نزدیکترینه به اون فضای ذهنی تاریک مارک تواین توی سالهای آخر عمرش.
در کل انیمیشن The Adventures of Mark Twain از نظر من بهترین استاپ موشن خمیری تاریخ سینمائه. هیچ کدوم از کارهایی که دیدم هیچوقت جزئیات و چشمنوازی این انیمیشن رو نداشتن. صددرصد پیشنهاد میکنم که ببینین. اگه این انیمیشن مارکتینگ بهتری داشت و برای دههها "گم" نمیشد، احتمالا الان خیلی بیشتر ازش صحبت میشد. استایلی که ویل وینتون توی "ماجراجوییهای مارک تواین" داره به شدت تاثیرگذاره روی انیمیشنهای استاپ موشنی که بعدش میاد. به راحتی میتونین شباهتهاش به آثار وس اندرسون رو ببینین.
Visual Alchemist
Photo
الان یادم اومد که The Mysterious Stranger توی دوتا از فرانچایزهای بزرگ گیم هم بود.
بالا: توی رد دد شخصیتی به اسم Strange Man بود که تئوریهای زیادی در موردش هست. با توجه به اسم و ظاهرش و حرفهایی که میزد، حدس میزنم دقیقا مثل داستان مارک تواین این شخصیت هم خود شیطان باشه.
پایین: توی سری فالاوت شخصیت Mysterious Stranger خیلی نقش جالبی داره، رندوم و بیدلیل ظاهر میشه و به پلیر کمک میکنه. همیشه هم ظاهر نسبتا یکسانی داشته (توی بازیهای مختلف سری) و اسلحهی .44 Magnum داره.
بالا: توی رد دد شخصیتی به اسم Strange Man بود که تئوریهای زیادی در موردش هست. با توجه به اسم و ظاهرش و حرفهایی که میزد، حدس میزنم دقیقا مثل داستان مارک تواین این شخصیت هم خود شیطان باشه.
پایین: توی سری فالاوت شخصیت Mysterious Stranger خیلی نقش جالبی داره، رندوم و بیدلیل ظاهر میشه و به پلیر کمک میکنه. همیشه هم ظاهر نسبتا یکسانی داشته (توی بازیهای مختلف سری) و اسلحهی .44 Magnum داره.
Late 2000s Phones
تقریبا آخر دورهایه که گوشیها متفاوت بودن با هم دیگه و سعی میکردن خلاقیت داشته باشن.
تقریبا آخر دورهایه که گوشیها متفاوت بودن با هم دیگه و سعی میکردن خلاقیت داشته باشن.