قبل از هر چیزی باید بگم که مانگای Fist of the North Star هجده والیومه (نسخهی ریمستر شده) و از اینجا میتونین دانلود کنین.
نمیخوام خیلی وقت تلف کنم برای توضیح داستانش، چون تقریبا هر چیزی بگم اسپویل حساب میشه. داستان Fist of the North Star توی یک دنیای پساآخرالزمانی (بعد از جنگ اتمی) که سگ صاحبشو نمیشناسه و کاملا با الهام از مدمکس نوشته ساخته شده. توی این دنیا قدرتهای ماورایی داشتن چیز چندان عجیبی نیست، اما اصلیترین قدرت بر میگرده به هنرهای رزمی و یکسری تکنیک مختلف که نسل به نسل منتقل شده. شخصیت اصلی هم یه قهرمانِ خنجر خورده از پشت و خیانت دیده با کمر شکسته از لحاظ عاطفیه که خیلی عدالت و امید رو جدی میگیره. از قضا این قهرمان صاحب یکسری از خطرناکترین فنون و تکنیکهای رزمی هم هست و اصلا ترسی نداره از استفادهشون، حتی یکم زیادی هم استفاده میکنه. با کمک همین فنون رزمی داره سعی میکنه این دنیای نابود شده رو بهتر کنه و جلوی ظلم رو بگیره.
هر چیز بیشتری از داستان و دنیا بگم دیگه زیاده روی کردم. فقط حرفمو قبول کنین که خوبه، خیلی خیلی برای زمان خودش خوبه. در حدی که بعد چهل سال من حس نمیکنم زمان روش همون اثری رو گذاشته باشه که روی شیر میذاره. در اصل کاملا برعکسه، زمان داستانشو بهتر هم کرده.
مانگا هم کاملا از لحاظ طراحی و پنل سطح بالایی داره. بارها قبلا برای مطالعه و یاد گرفتن طراحی به بقیه پیشنهادش کردم. در مورد آرتش جدا و کاملتر حرف میزنم چون چیز مهمی توی تاریخ انیمه و مانگائه.
نمیخوام خیلی وقت تلف کنم برای توضیح داستانش، چون تقریبا هر چیزی بگم اسپویل حساب میشه. داستان Fist of the North Star توی یک دنیای پساآخرالزمانی (بعد از جنگ اتمی) که سگ صاحبشو نمیشناسه و کاملا با الهام از مدمکس نوشته ساخته شده. توی این دنیا قدرتهای ماورایی داشتن چیز چندان عجیبی نیست، اما اصلیترین قدرت بر میگرده به هنرهای رزمی و یکسری تکنیک مختلف که نسل به نسل منتقل شده. شخصیت اصلی هم یه قهرمانِ خنجر خورده از پشت و خیانت دیده با کمر شکسته از لحاظ عاطفیه که خیلی عدالت و امید رو جدی میگیره. از قضا این قهرمان صاحب یکسری از خطرناکترین فنون و تکنیکهای رزمی هم هست و اصلا ترسی نداره از استفادهشون، حتی یکم زیادی هم استفاده میکنه. با کمک همین فنون رزمی داره سعی میکنه این دنیای نابود شده رو بهتر کنه و جلوی ظلم رو بگیره.
هر چیز بیشتری از داستان و دنیا بگم دیگه زیاده روی کردم. فقط حرفمو قبول کنین که خوبه، خیلی خیلی برای زمان خودش خوبه. در حدی که بعد چهل سال من حس نمیکنم زمان روش همون اثری رو گذاشته باشه که روی شیر میذاره. در اصل کاملا برعکسه، زمان داستانشو بهتر هم کرده.
مانگا هم کاملا از لحاظ طراحی و پنل سطح بالایی داره. بارها قبلا برای مطالعه و یاد گرفتن طراحی به بقیه پیشنهادش کردم. در مورد آرتش جدا و کاملتر حرف میزنم چون چیز مهمی توی تاریخ انیمه و مانگائه.
داستان Fist of the North Star به طور کلی هول محور قهرمانش، کنشیرو، میچرخه. کنشیرو یه جوون بااخلاق و مهربونه که هیچجایی از مردونگی و مرام کم نمیذاره (باور کنین توی کل سریال، مانگا، فیلم و بقیهی چیزها حتی یک بار دلش نمیلرزه و شک نمیکنه). خیلی از لحاظ اخلاقی و درونی سادهست، اصلا هیچ خبری از چیزهای فلسفی نیست و هر جایی هم تردید داره، برای اینه که شک میکنه توی این دنیای مزخرف امید داشتن فایدهای داره یا نه. ظاهرش هم ترکیبی از سیلوستر استالونه و بروس لیه، با خیلی استروئید.
داستان کنشیرو، داستان یک مرد در مقابل سرنوشتشه. اینکه سرنوشتش جنگیدن تا روزیه که زندهست و اون واقعا مایل بهش نیست، اما از سرنوشتش هم فرار نمیکنه. به نظر میرسه که مثل یکسری از قهرمانهای یونان باستان، خداها از کنشیرو هم متنفرن و اصولا بدبختیای نیست که جلوش نندازن. اما اون توی سکوت درد میکشه و به مرور همشون رو رد میکنه و میره جلو. کنشیرو جلوی سرنوشت میایسته ولی هر جایی که چارهای نمیبینه با متانت کامل قبولش میکنه.
شما میتونین توی یک بخش بزرگی از مانگاهای شونن دقیقا همین شخصیت اصلی رو ببنین. گاتز از برزرک از ظاهر تا باطن شبیه کنشیروئه. کنتارو میورا بارها اشاره کرده بود که از Fist of the North Star خیلی الهام گرفته و روحِ این الهام رو میشه توی برزرک دید. این نوع کاراکتر به حدی توی مانگاها جا افتاد که کافیه سرچ کنین در موردش، لیست تقریبا تمام مانگاهای شونن معروف میاد که دستکم یک کاراکتر شبیه کنشیرو داشتن.
داستان کنشیرو، داستان یک مرد در مقابل سرنوشتشه. اینکه سرنوشتش جنگیدن تا روزیه که زندهست و اون واقعا مایل بهش نیست، اما از سرنوشتش هم فرار نمیکنه. به نظر میرسه که مثل یکسری از قهرمانهای یونان باستان، خداها از کنشیرو هم متنفرن و اصولا بدبختیای نیست که جلوش نندازن. اما اون توی سکوت درد میکشه و به مرور همشون رو رد میکنه و میره جلو. کنشیرو جلوی سرنوشت میایسته ولی هر جایی که چارهای نمیبینه با متانت کامل قبولش میکنه.
شما میتونین توی یک بخش بزرگی از مانگاهای شونن دقیقا همین شخصیت اصلی رو ببنین. گاتز از برزرک از ظاهر تا باطن شبیه کنشیروئه. کنتارو میورا بارها اشاره کرده بود که از Fist of the North Star خیلی الهام گرفته و روحِ این الهام رو میشه توی برزرک دید. این نوع کاراکتر به حدی توی مانگاها جا افتاد که کافیه سرچ کنین در موردش، لیست تقریبا تمام مانگاهای شونن معروف میاد که دستکم یک کاراکتر شبیه کنشیرو داشتن.
Fist of the North Star - 1986
در مورد آرت استایل هم خیلی چیزها میشه گفت. با توجه به سالی که اومده خیلی پیشرو بوده، یکسری از کارهایی که با رنگها و انیمیت انجام دادن از زمان خودش سالها جلوتره. بعد از این همه وقت، هنوز هم به نظرم کاملا هویت خودش رو داره. در حدی که اگه یک نفر ببینه، احتمالا با دیدن یک فریم ازش میتونه تشخیصش بده. این چیزیه که توی انیمههای یک دههی اخیر ما از دست دادیم.
توی سالهای بعدی خیلی جاها این استایل رو استفاده کردن، اما مهمترین تاثیرش روی انیمه و مانگای JoJo's Bizarre Adventure بوده. جوجو به حدی تحت تاثیر Fist of the North Star ـه که خیلی جاها زیادهرویه. تقریبا هر چیزی که به عنوان نماد جوجو میشناسیم یک جایی برمیگرده به Fist of the North Star و چیزهایی که اون استفاده کرده. خیلی برام جالبه که چطور بدون اینکه تغییر اونقدر زیادی بده ازشون استفاده کرده و یک هویت کاملا جدا ساخته. (میدونم اتفاقا چطوریه، اگه بخوام الان بنویسم خیلی طولانی میشه.)
راستی میدونستین فتالیتیهای مورتال کمبت از روی Fist of the North Star درست شدن؟ کل ایده از اینجاس.
در مورد آرت استایل هم خیلی چیزها میشه گفت. با توجه به سالی که اومده خیلی پیشرو بوده، یکسری از کارهایی که با رنگها و انیمیت انجام دادن از زمان خودش سالها جلوتره. بعد از این همه وقت، هنوز هم به نظرم کاملا هویت خودش رو داره. در حدی که اگه یک نفر ببینه، احتمالا با دیدن یک فریم ازش میتونه تشخیصش بده. این چیزیه که توی انیمههای یک دههی اخیر ما از دست دادیم.
توی سالهای بعدی خیلی جاها این استایل رو استفاده کردن، اما مهمترین تاثیرش روی انیمه و مانگای JoJo's Bizarre Adventure بوده. جوجو به حدی تحت تاثیر Fist of the North Star ـه که خیلی جاها زیادهرویه. تقریبا هر چیزی که به عنوان نماد جوجو میشناسیم یک جایی برمیگرده به Fist of the North Star و چیزهایی که اون استفاده کرده. خیلی برام جالبه که چطور بدون اینکه تغییر اونقدر زیادی بده ازشون استفاده کرده و یک هویت کاملا جدا ساخته. (میدونم اتفاقا چطوریه، اگه بخوام الان بنویسم خیلی طولانی میشه.)
راستی میدونستین فتالیتیهای مورتال کمبت از روی Fist of the North Star درست شدن؟ کل ایده از اینجاس.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
در کل، Fist of the North Star بعد از این همه سال هنوزم یکی از جذابترین چیزهاییه که توی مانگا و انیمه بهش برخوردم. بعضی وقتا ناراحت میشم که هیچکس بین دوستهام علاقهای بهش نداره و نهایتا دو سه نفر انیمهش رو دیدن. مشخصا بهترین انیمه/مانگای تاریخ نیست، اما خیلی هم با رتبهی اول لیست فاصلهای نداره.
فکر کنم الان بهتر باشه برم بخوابم، اگه بیدار شدم و هنوز ذهنم درگیر Fist of the North Star در مورد یکی از ویدیو گیمهاش و خاطراتِ خوبِ تابستونِ ۲۰۱۱ با کلِ این فرانچایز مینویسم.
فکر کنم الان بهتر باشه برم بخوابم، اگه بیدار شدم و هنوز ذهنم درگیر Fist of the North Star در مورد یکی از ویدیو گیمهاش و خاطراتِ خوبِ تابستونِ ۲۰۱۱ با کلِ این فرانچایز مینویسم.
اوایل زمستون حدود چهلتا کانسپت کاراکتر برای یه ویدیوگیم زدم، هفتهی پیش بهم خبر دادن که اون بازی کنسل شده ولی میتونم کارهامو توی رزومهم یا اینترنت بذارم بدون اینکه از پروژه یا سفارشدهنده چیزی بگم.
این پنجتا رو خیلی دوست داشتم، هیچوقت فرصت نشد اونقدر روشون کار کنم و تقریبا توی مرحلهی خام بودن موندن. حیف که اون استودیوی بازی سازی کل پروژه رو کنسل کرد، احتمالا یکی از جالبترین RPGهای چند سال اخیر میشد.
این پنجتا رو خیلی دوست داشتم، هیچوقت فرصت نشد اونقدر روشون کار کنم و تقریبا توی مرحلهی خام بودن موندن. حیف که اون استودیوی بازی سازی کل پروژه رو کنسل کرد، احتمالا یکی از جالبترین RPGهای چند سال اخیر میشد.
Blade - The Vampire Hunter (1994 - 1995)
یکسری از کمیکهای مارول توی دههی نود هیچوقت معروف نشدن، حتی توی فن بیس مارول هم کسی زیاد بهشون اشاره نمیکنه چون اون سالها... دقیقا بهترین دوران مارول نبودن. تقریبا اگه اون ده دوازدهتا سری افسانهای و موفق مارول رو حذف کنیم، بقیه توی بهترین حالت متوسطن و داستانها کاملا کلیشهای و قابل حدسن. ولی این به نظرم بعضی وقتا بد نیست، مثلا رانِ Midnight Sons یکی از جذابترین سریهای ماروله، با اینکه همه چیز رو میشه راحت حدس زد و یک الگو بارها تکرار میشه. مشخصا مارول هم با این قضیه موافقه، چون توی یکسری از فیلمهاش مستقیما از روایتهای این مجموعه استفاده کرده.
ولی چیزی که واقعا ارزشمندش میکنه آرت و ویژوال خاصشه. مارول اون سالها یه زیباییشناسی مخصوص خودش رو داشت که کاملا متفاوتش میکرد. نوع پرینت و استفاده از رنگها اینقدری خوبه که من بارها سعی کردم توی کارهام مستقیم پالتهاشون استفاده کنم، تقریبا برای هر چیزی جواب میدن.
اگه دوست داشتین بهش یه نگاهی بندازین، از اینجا میتونین دانلود کنین.
یکسری از کمیکهای مارول توی دههی نود هیچوقت معروف نشدن، حتی توی فن بیس مارول هم کسی زیاد بهشون اشاره نمیکنه چون اون سالها... دقیقا بهترین دوران مارول نبودن. تقریبا اگه اون ده دوازدهتا سری افسانهای و موفق مارول رو حذف کنیم، بقیه توی بهترین حالت متوسطن و داستانها کاملا کلیشهای و قابل حدسن. ولی این به نظرم بعضی وقتا بد نیست، مثلا رانِ Midnight Sons یکی از جذابترین سریهای ماروله، با اینکه همه چیز رو میشه راحت حدس زد و یک الگو بارها تکرار میشه. مشخصا مارول هم با این قضیه موافقه، چون توی یکسری از فیلمهاش مستقیما از روایتهای این مجموعه استفاده کرده.
ولی چیزی که واقعا ارزشمندش میکنه آرت و ویژوال خاصشه. مارول اون سالها یه زیباییشناسی مخصوص خودش رو داشت که کاملا متفاوتش میکرد. نوع پرینت و استفاده از رنگها اینقدری خوبه که من بارها سعی کردم توی کارهام مستقیم پالتهاشون استفاده کنم، تقریبا برای هر چیزی جواب میدن.
اگه دوست داشتین بهش یه نگاهی بندازین، از اینجا میتونین دانلود کنین.
سلام!
بالاخره جلدهای جدید نغمهی آتش و یخ (همون گیم اف ترونز) هم آماده شدن. تصویرسازی و دیزاینشون رو من انجام دادم و میتونین از اینجا بخرین.
با توجه به کیفیت کارهای آرلین بوک شاپ حدس میزنم که توی چاپ خیلی بهتر از اینی که میبینین بشن. در مورد ترجمهشونم که هیچ صحبتی نیست، همشون بهترینن توی نسخههای فارسی و سانسور ندارن.
بالاخره جلدهای جدید نغمهی آتش و یخ (همون گیم اف ترونز) هم آماده شدن. تصویرسازی و دیزاینشون رو من انجام دادم و میتونین از اینجا بخرین.
با توجه به کیفیت کارهای آرلین بوک شاپ حدس میزنم که توی چاپ خیلی بهتر از اینی که میبینین بشن. در مورد ترجمهشونم که هیچ صحبتی نیست، همشون بهترینن توی نسخههای فارسی و سانسور ندارن.