چند شب پیش داشتم یه مقاله در مورد Speculative Evolution میخوندم (اگه نمیدونین چیه، میشه ژانری که روند تکامل رو دوباره بازسازی میکنه. میتونه برای موجودات خیالی یا واقعی باشه.) که متوجه شدم دیزنی توی دههی ۵۰ چندباری به این سبک ناخونک زده و هیچوقت موفقیت تجاریای ازش نداشته. مهمترین و در دسترسترین نمونهش هم یکی از اپیزودهای Walt Disney Presents به اسم Mars and Beyond ـه که سال ۱۹۵۷ منتشر شده.
این انیمیشن تا حدودی ادامهایه به "مستندهای انیمیشنی" که دیزنی یک دهه قبلتر برای تبلیغات جنگ و پروپاگاندا میساخت. میتونم حدس بزنم یکسری از انیمیتها مو به مو از روی همون کارهاست. "مریخ و فَراتَر" از تاریخِ بشریت، تکامل و زمین شروع میکنه و آروم آروم به سمت فضا میره. یک تاریخچهی کلی از حدسهای انسانها در مورد حیات توی سیارات دیگه میده و بعد کاملا تمرکز میکنه روی حیات و تکامل مریخیها.
اصلا نمیتونم بگم به نسبت کارهای مهم Speculative Evolution حرفی برای گفتن داره، ولی فقط توجهتون رو به سال انتشارش جلب میکنم: ۱۹۵۷
اغلب کسایی که توی این ساب-ژانر فعالیتهای چشمگیری داشتن اون موقع حتی به دنیا نیومده بودن. از اون سمت نمیتونم بگم این ساب-ژانر پیش از این انیمیشن هم آثار بزرگ نداشته، چون مشخصا یکی از قدیمیترین زیر شاخههای علمی تخیلیه. فقط اینه که مریخ و فراتر به حدی جالب و دوست داشتنیه که حس میکنم هر کسی با یک ذره علاقه به علمی تخیلی یا انیمیشن ازش لذت میبره. شاید بهترین نقطه برای شروع آشنایی با Speculative Evolution هم باشه.
یک دلیل دیگه برای اهمیت داشتنش کارگردانشه. وارد کیمبال (Ward Kimball) رو ممکنه به عنوان یکی از اون نهتا پیرمرد دیزنی بشناسین. کیمبال به حدی روی انیمیشن و سینما تاثیر داشته که میتونم چند هزار کلمه در موردش بنویسم (ولی حالشو ندارم، در موردش مطلبهای خوب توی اینترنت زیاده و میتونین بخونین). بین کارهایی که از کیمبال دیدم، این یکی بیشتر از همه اون حالت شخصیش توی انیمیت و طراحی رو با خودش داره.
پ.ن: تلاشهای دیگهی دیزنی توی این ساب-ژانر موفق نبودن، ولی اگه این رو دوست داشتین احتمالا از اونا هم خوشتون میاد. اسمشون Man in Space و Man on the Moon ـه و هر دوتاشون رو وارد کیمبال کارگردانی کرده.
این انیمیشن تا حدودی ادامهایه به "مستندهای انیمیشنی" که دیزنی یک دهه قبلتر برای تبلیغات جنگ و پروپاگاندا میساخت. میتونم حدس بزنم یکسری از انیمیتها مو به مو از روی همون کارهاست. "مریخ و فَراتَر" از تاریخِ بشریت، تکامل و زمین شروع میکنه و آروم آروم به سمت فضا میره. یک تاریخچهی کلی از حدسهای انسانها در مورد حیات توی سیارات دیگه میده و بعد کاملا تمرکز میکنه روی حیات و تکامل مریخیها.
اصلا نمیتونم بگم به نسبت کارهای مهم Speculative Evolution حرفی برای گفتن داره، ولی فقط توجهتون رو به سال انتشارش جلب میکنم: ۱۹۵۷
اغلب کسایی که توی این ساب-ژانر فعالیتهای چشمگیری داشتن اون موقع حتی به دنیا نیومده بودن. از اون سمت نمیتونم بگم این ساب-ژانر پیش از این انیمیشن هم آثار بزرگ نداشته، چون مشخصا یکی از قدیمیترین زیر شاخههای علمی تخیلیه. فقط اینه که مریخ و فراتر به حدی جالب و دوست داشتنیه که حس میکنم هر کسی با یک ذره علاقه به علمی تخیلی یا انیمیشن ازش لذت میبره. شاید بهترین نقطه برای شروع آشنایی با Speculative Evolution هم باشه.
یک دلیل دیگه برای اهمیت داشتنش کارگردانشه. وارد کیمبال (Ward Kimball) رو ممکنه به عنوان یکی از اون نهتا پیرمرد دیزنی بشناسین. کیمبال به حدی روی انیمیشن و سینما تاثیر داشته که میتونم چند هزار کلمه در موردش بنویسم (ولی حالشو ندارم، در موردش مطلبهای خوب توی اینترنت زیاده و میتونین بخونین). بین کارهایی که از کیمبال دیدم، این یکی بیشتر از همه اون حالت شخصیش توی انیمیت و طراحی رو با خودش داره.
پ.ن: تلاشهای دیگهی دیزنی توی این ساب-ژانر موفق نبودن، ولی اگه این رو دوست داشتین احتمالا از اونا هم خوشتون میاد. اسمشون Man in Space و Man on the Moon ـه و هر دوتاشون رو وارد کیمبال کارگردانی کرده.
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
Disneyland - Mars and Beyond (1957)
📹 لینک یوتیوب
نسخهی ریمستر شدهی باکیفیتترش رو میتونین توی تورنت پیدا کنین. اما من به شخصه این رو ترجیح میدم، رنگها خیلی بهترن.
نسخهی ریمستر شدهی باکیفیتترش رو میتونین توی تورنت پیدا کنین. اما من به شخصه این رو ترجیح میدم، رنگها خیلی بهترن.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
اوایل دههی هفتاد ژاپن تونست یه نسل جدیدی توی هنر درست کنه که بعدتر به جریانهای هنری خیلی جالبی رسید. توی موسیقی اعضای بند Yellow Magic Orchestra بودن، توی ادبیات افرادی مثل هیدیاکی کیکوچی بخشی از این جریان به حساب میان و توی تصویرسازی، هیچ اسمی بزرگتر از یوشیتاکا آمانو (Yoshitaka Amano) نیست.
الان که توی دههی هشتم از زندگیش، باهاش شبیه یه افسانه رفتار میشه، هنوز هم نقلقولهایی که یک نفر ازش توی خیابون گرفته، باعث میشه آرتیستها مسیر فکری و هنریشون رو عوض کنن و خدا میدونه که این آدم لیاقت تمام کِردیتی که میگیره رو داره. خیلی از انیمیشنها، مانگاها، بازیها و فیلمهایی که هممون دیدیم و دوست داشتیم به نوعی از کارهای آمانو الهام گرفتن. همه جا بوده و هر بار مدیایی که توش کار کرده رو به یه مرحلهی جدید رسونده. نمونهی کامل کسیه که سبک شخصیش به حدی اهمیت داره و کامله که کل پروژه رو تحت تاثیر قرار میده و بهترش میکنه.
این کتاب یکی از حدود سیتا کتابیه که کل دوران فعالیت آمانو رو به صورت دسته بندی شده بررسی کرده، از سالهای اولیه و کارهاش برای داستانهای هزار و یک شب تا ساختن ظاهرِ کلی فاینال فانتزی و ومپایر هانتر دی. از نظرم بین هفت هشت کتابی از آمانو خوندم، این با اختلاف بیشتر از همه کمک میکنه به فهمیدن بهتر هنری که از کارهای اون ریشه گرفته.
کتاب خوب و مهمیه برای مطالعه اگه به نحوی کار/علاقهتون به هنر مدرن ربط داره، یا به انیمیشن و ویدیو گیم علاقه دارین.
چون خیلی سخت میتونین یک اثر مهم توی قرن بیست و یکم رو پیدا کنین که به نوعی از آثار یوشیتاکا آمانو الهام نگرفته باشه و این کتاب شبیه اینه که بطری آبِ "فهمیدن خیلی چیزها"تون رو دقیقا از خودِ سرچشمه پر کنین.
الان که توی دههی هشتم از زندگیش، باهاش شبیه یه افسانه رفتار میشه، هنوز هم نقلقولهایی که یک نفر ازش توی خیابون گرفته، باعث میشه آرتیستها مسیر فکری و هنریشون رو عوض کنن و خدا میدونه که این آدم لیاقت تمام کِردیتی که میگیره رو داره. خیلی از انیمیشنها، مانگاها، بازیها و فیلمهایی که هممون دیدیم و دوست داشتیم به نوعی از کارهای آمانو الهام گرفتن. همه جا بوده و هر بار مدیایی که توش کار کرده رو به یه مرحلهی جدید رسونده. نمونهی کامل کسیه که سبک شخصیش به حدی اهمیت داره و کامله که کل پروژه رو تحت تاثیر قرار میده و بهترش میکنه.
این کتاب یکی از حدود سیتا کتابیه که کل دوران فعالیت آمانو رو به صورت دسته بندی شده بررسی کرده، از سالهای اولیه و کارهاش برای داستانهای هزار و یک شب تا ساختن ظاهرِ کلی فاینال فانتزی و ومپایر هانتر دی. از نظرم بین هفت هشت کتابی از آمانو خوندم، این با اختلاف بیشتر از همه کمک میکنه به فهمیدن بهتر هنری که از کارهای اون ریشه گرفته.
کتاب خوب و مهمیه برای مطالعه اگه به نحوی کار/علاقهتون به هنر مدرن ربط داره، یا به انیمیشن و ویدیو گیم علاقه دارین.
چون خیلی سخت میتونین یک اثر مهم توی قرن بیست و یکم رو پیدا کنین که به نوعی از آثار یوشیتاکا آمانو الهام نگرفته باشه و این کتاب شبیه اینه که بطری آبِ "فهمیدن خیلی چیزها"تون رو دقیقا از خودِ سرچشمه پر کنین.
Worlds of Amano.pdf
28.3 MB
Worlds of Amano - 2012
Dark Horse Books
از آرشیو شخصی
Dark Horse Books
از آرشیو شخصی
خیال کردین کار من با یوشیتاکا آمانو تموم شد؟ اصلا و ابدا. من وقتی از یه چیزی خوشم بیاد تا تهشو نیارم ول نمیکنم.
آمانو اواخر دههی هفتاد یه پیشنهاد کار خوب گرفت؛ طراحی جلد و تصویرسازی برای مجموعهی الریک ملنیبونی.
من شک دارم خود آمانو میتونست حدس بزنه که این کارش توی سالهای بعد چهقدر مهم میشه. الریک ملنیبونی تقریبا روی کل ژانر فانتزی تاثیر میگذاشت. از ویدیو گیم گرفته تا موسیقی و سینما، یکسری از چیزهایی که مایکل مورکاک توی الریک اورده دوباره سر و کلهشون پیدا میشه. مهمتر از همه، مفهوم مولتیورس و دنیاهای موازیه که تقریبا هر جایی که از دههی هفتاد به بعد خواست اجراش کنه، الریک و مجموعههای مربوط بهش رو گذاشت جلوش و قسمت به قسمت کپی کرد. مورکاک به طرز عجیبی فرمول درست برای ساختن مولتی ورس رو پیدا کرد و به نظر نمیاد هیچ روش دیگهای جواب بده، حداقل تا الان هر کسی سعی کرده شکست خورده.
مشخصا با معروف شدن الریک، کارهای آمانو هم در کنارش بیشتر دیده شدن. استایل شخصیش، دیدی که به الریک داشت، استفادهای که از رنگها میکرد و خیلی از چیزهای دیگه روی طراحها و نویسندهها تاثیر گذاشت. بخش بزرگی از این کلونهای الریک داستانشونو رو به شکل آثار یوشیتاکا آمانو تصور میکردن و سعی میکردن دنیایی بسازن که یادآور تصورات آمانو از الریک باشه. با همین روش، خیلی اورگانیک، ما یک جریان از آثاری که تحت تاثیر آمانو بودن رو گرفتیم. (و واقعا خوش به حالمون)
آمانو اواخر دههی هفتاد یه پیشنهاد کار خوب گرفت؛ طراحی جلد و تصویرسازی برای مجموعهی الریک ملنیبونی.
من شک دارم خود آمانو میتونست حدس بزنه که این کارش توی سالهای بعد چهقدر مهم میشه. الریک ملنیبونی تقریبا روی کل ژانر فانتزی تاثیر میگذاشت. از ویدیو گیم گرفته تا موسیقی و سینما، یکسری از چیزهایی که مایکل مورکاک توی الریک اورده دوباره سر و کلهشون پیدا میشه. مهمتر از همه، مفهوم مولتیورس و دنیاهای موازیه که تقریبا هر جایی که از دههی هفتاد به بعد خواست اجراش کنه، الریک و مجموعههای مربوط بهش رو گذاشت جلوش و قسمت به قسمت کپی کرد. مورکاک به طرز عجیبی فرمول درست برای ساختن مولتی ورس رو پیدا کرد و به نظر نمیاد هیچ روش دیگهای جواب بده، حداقل تا الان هر کسی سعی کرده شکست خورده.
مشخصا با معروف شدن الریک، کارهای آمانو هم در کنارش بیشتر دیده شدن. استایل شخصیش، دیدی که به الریک داشت، استفادهای که از رنگها میکرد و خیلی از چیزهای دیگه روی طراحها و نویسندهها تاثیر گذاشت. بخش بزرگی از این کلونهای الریک داستانشونو رو به شکل آثار یوشیتاکا آمانو تصور میکردن و سعی میکردن دنیایی بسازن که یادآور تصورات آمانو از الریک باشه. با همین روش، خیلی اورگانیک، ما یک جریان از آثاری که تحت تاثیر آمانو بودن رو گرفتیم. (و واقعا خوش به حالمون)
فکر کنم معروفترین جایی که از الریک الهام گرفته، ویچر باشه. شخصیت گرالت از لحاظ ظاهری و اخلاقی کاملا شبیه الریک ملنیبونیه. این شباهت یکم از الهام گرفتن فَراتر میره و احتمالا اگه مایکل مورکاک دنبال شکایت از آندژی ساپکوفسکی و سیدی پراجکت میرفت چند میلیون دلاری به جیب میزد. شاید اگه پیگیر کپیرایت استفاده از ایدههاش میشد، الان پولدارترین مولف/نویسندهی دنیا میبود.
ولی تا جایی که میدونم مورکاک خیلی رابطهی آندژی ساپکوفسکی (نویسندهی ویچر) داره و هر باری که بحثش پیش اومده سعی کرده بگه همه از چیزهای مختلف الهام میگیرن و عادیه. از اون سمت، خود ساپکوفسکی بارها مستقیم در مورد الریک صحبت کرده و گفته که یکی از اصلیترین منابع الهام ویچره، چون قبل از اینکه ویچر رو بنویسه چند جلد اول الریک رو به لهستانی ترجمه کرده و بخش بزرگی از درکش از فانتزی برمیگرده به این کتاب.
ولی اینم باید بگم که آرتهای اولیهی ویچر (بعدا میذارم) به شدت شبیه کارهای آمانو هم هستن. حتی خود دنیای ویچر با اینکه با الهام از اساطیر اسلاویکه، شباهت زیادی به دنیاهایی که آمانو توی کارهاش ساخته دارن.
من یادمه اون سالی که ویچر یک اومد، هنوز ما باید از ویدیو کلوپها بازی میخریدیم و یه نفر خیلی ساده، عکس الریک رو روی کاور نسخهی ایرانی ویچر زده بود. خیلی گشتم تا پیداش کنم، اما متاسفانه هیچ عکسی ازش توی اینترنت نبود. اگه احیانا توی آرشیو شخصیتون دارینش خیلی خوشحال میشم برام بفرستین.
ولی تا جایی که میدونم مورکاک خیلی رابطهی آندژی ساپکوفسکی (نویسندهی ویچر) داره و هر باری که بحثش پیش اومده سعی کرده بگه همه از چیزهای مختلف الهام میگیرن و عادیه. از اون سمت، خود ساپکوفسکی بارها مستقیم در مورد الریک صحبت کرده و گفته که یکی از اصلیترین منابع الهام ویچره، چون قبل از اینکه ویچر رو بنویسه چند جلد اول الریک رو به لهستانی ترجمه کرده و بخش بزرگی از درکش از فانتزی برمیگرده به این کتاب.
ولی اینم باید بگم که آرتهای اولیهی ویچر (بعدا میذارم) به شدت شبیه کارهای آمانو هم هستن. حتی خود دنیای ویچر با اینکه با الهام از اساطیر اسلاویکه، شباهت زیادی به دنیاهایی که آمانو توی کارهاش ساخته دارن.
من یادمه اون سالی که ویچر یک اومد، هنوز ما باید از ویدیو کلوپها بازی میخریدیم و یه نفر خیلی ساده، عکس الریک رو روی کاور نسخهی ایرانی ویچر زده بود. خیلی گشتم تا پیداش کنم، اما متاسفانه هیچ عکسی ازش توی اینترنت نبود. اگه احیانا توی آرشیو شخصیتون دارینش خیلی خوشحال میشم برام بفرستین.