Brian Bolland (1951 - )
بعضی وقتا بیدلیل یادم میوفته جلدهایی که برایان بولند برای Judge Dredd چهقدر قشنگن.
پ.ن: این برای خودمه که یادم نره. در مورد Masters of British Comic Art باید صحبت کنم.
بعضی وقتا بیدلیل یادم میوفته جلدهایی که برایان بولند برای Judge Dredd چهقدر قشنگن.
پ.ن: این برای خودمه که یادم نره. در مورد Masters of British Comic Art باید صحبت کنم.
Paul Bonner (؟؟؟- )
چند هفته پیش یه بازی رومیزی توی شهرکتاب دیدم که تصویرسازیهاش رو پال بانر زده بود، یادم اومد سالها از آخرین باری که دیدم یک نفر در موردش چیزی بنویسه گذشته و مشخصا لیاقتشو داره. با اینکه یکی از تاثیرگذارترین و مهمترین طراحهای گیم/کتاب توی چند دههی اخیره. خیلی از مجموعهها و فرانچایزهای بزرگ از زیر دست ایشون رد شده، هیچ وقت اسم معروفی توی کامیونیتی فانتزی نبوده.
چندتا چیز توی کارهای بانر برام خیلی جالبن:
اول همه اینکه تقریبا تمام کارهاش آبرنگن، من کمترین ایدهای ندارم چطور اینقدر تمیز در میاره.
دومی هم اینه که اگه با دقت به آناتومیها نگاه کنین، میبینین که خیلی درستن و از لحاظ تکامل و بیولوژی بهش توجه شده. اما اینو خیلی از آرتیستهای دیگه دارن، کارهای بانر جلوی کسی مثل خیمنز (متابارونز) اونقدر هم توی بیولوژی دقیق نیست. چیزی که خیلی جالبش میکنه سادهسازیه. خیلی عجیب این کار رو انجام داده و تقریبا توی تمام کارهاش از اوایل دههی نود میشه دید.
و مهمتر از همه، بانر خیلی خوب متوجه رنگها توی کارهای فانتزیه. یکی از بزرگترین ظلمهایی که هالیوود در حق کارهای فانتزی، محدود کردن پالت رنگی به یکسری رنگ خیلی مشخصه. در حالی که توی کتابهای کلاسیک فانتزی رنگها خیلی تنوع دارن. یادمه وقتی بچه بودم (قبل از دیدن فیلمها)، یکسری از جذابترین بخشهای کتاب خوندن تصور رنگهایی بود که توی نژادهای مختلف یا لباس شخصیتها میومد.
چند هفته پیش یه بازی رومیزی توی شهرکتاب دیدم که تصویرسازیهاش رو پال بانر زده بود، یادم اومد سالها از آخرین باری که دیدم یک نفر در موردش چیزی بنویسه گذشته و مشخصا لیاقتشو داره. با اینکه یکی از تاثیرگذارترین و مهمترین طراحهای گیم/کتاب توی چند دههی اخیره. خیلی از مجموعهها و فرانچایزهای بزرگ از زیر دست ایشون رد شده، هیچ وقت اسم معروفی توی کامیونیتی فانتزی نبوده.
چندتا چیز توی کارهای بانر برام خیلی جالبن:
اول همه اینکه تقریبا تمام کارهاش آبرنگن، من کمترین ایدهای ندارم چطور اینقدر تمیز در میاره.
دومی هم اینه که اگه با دقت به آناتومیها نگاه کنین، میبینین که خیلی درستن و از لحاظ تکامل و بیولوژی بهش توجه شده. اما اینو خیلی از آرتیستهای دیگه دارن، کارهای بانر جلوی کسی مثل خیمنز (متابارونز) اونقدر هم توی بیولوژی دقیق نیست. چیزی که خیلی جالبش میکنه سادهسازیه. خیلی عجیب این کار رو انجام داده و تقریبا توی تمام کارهاش از اوایل دههی نود میشه دید.
و مهمتر از همه، بانر خیلی خوب متوجه رنگها توی کارهای فانتزیه. یکی از بزرگترین ظلمهایی که هالیوود در حق کارهای فانتزی، محدود کردن پالت رنگی به یکسری رنگ خیلی مشخصه. در حالی که توی کتابهای کلاسیک فانتزی رنگها خیلی تنوع دارن. یادمه وقتی بچه بودم (قبل از دیدن فیلمها)، یکسری از جذابترین بخشهای کتاب خوندن تصور رنگهایی بود که توی نژادهای مختلف یا لباس شخصیتها میومد.
Art de Paul Bonner.pdf
458.1 MB
Out of the Forests – The Art of Paul Bonner (2007)
نسخهی انگلیسی این کتاب خیلی بیکیفیته. اسپانیاییش رنگها و تکسچر رو بهتر نشون داده. نسخهی انگلیسی رو از اینجا دانلود کنین.
نسخهی انگلیسی این کتاب خیلی بیکیفیته. اسپانیاییش رنگها و تکسچر رو بهتر نشون داده. نسخهی انگلیسی رو از اینجا دانلود کنین.
❤1
انیمیشن هابیت ۱۹۷۷ قطعا بهترین اقتباس از تالکین نیست (بدترینم نیست، این سریال آخریه رو دیدین؟ اون بدترینه)، اما به نسبت فیلمها خیلی رنگها رو بهتر در اورده.
تالکین لباسِ دورفها رو کاملا توی رنگهای مختلف و بعضا روشن مثل آبی آسمونی و بنفش توصیف کرده. حتی کاراکترهای دیگه هم تنوع رنگی بهتری دارن.
توی فیلم همه چیز اطراف طیفهای قهوهای و زرد تیره میچرخه. این احتمالا بدترین تغییر توی سهگانه بود.
تالکین لباسِ دورفها رو کاملا توی رنگهای مختلف و بعضا روشن مثل آبی آسمونی و بنفش توصیف کرده. حتی کاراکترهای دیگه هم تنوع رنگی بهتری دارن.
توی فیلم همه چیز اطراف طیفهای قهوهای و زرد تیره میچرخه. این احتمالا بدترین تغییر توی سهگانه بود.
حالا که دارم در مورد رنگ و ادبیات فانتزی میگم و به نظر نمیاد شامم به این زودیا گرم بشه، باید به کتاب Knights of Dark Renown از دیوید گمل هم اشاره کنم که توی ایران به اسم "شوالیههای بدنام" چاپ شده (سالهاست نایابه، دنباش نگردین.).
کل پیرنگ داستان و سیستم جادو مستقیم وصله به رنگ و فلسفهی رنگها. حدود دوازده سیزده سالی از زمانی که خوندمش رد شده، اما هنوز به وضوح یادمه که اون موقع واقعا تحت تاثیر قرار گرفتم. یادم نمیاد توی هیچ رسانهی مربوط به ادبیات فانتزی چیزی شبیه به این دیده باشم.
کل پیرنگ داستان و سیستم جادو مستقیم وصله به رنگ و فلسفهی رنگها. حدود دوازده سیزده سالی از زمانی که خوندمش رد شده، اما هنوز به وضوح یادمه که اون موقع واقعا تحت تاثیر قرار گرفتم. یادم نمیاد توی هیچ رسانهی مربوط به ادبیات فانتزی چیزی شبیه به این دیده باشم.