تقریبا هیچوقت جایی رو مارک نمیکردم که برم سمتش، همیشه اینطور بود که یک جایی رو از دور میدیدم و تصمیم میگرفتم برم سمتش تا ببینم چه خبره. فاصلهی زیادی که داشتم و پرواز کردن توی بیابونی که یک زمانی خیلی زنده بوده، اما الان بیشتر استخوون و گیاههای عجیبه، باعث میشد فرصت داشته باشم فکر کردم. یا حتی بذار ذهنم آروم باشه و به آهنگهایی که Japanese Breakfast برای بازی ساخته گوش کنم.
سبل کنارِ Rain World از خاصترین تجربههای بازی کردنم توی این چند سال اخیرن. این روزها خیلی سخت میتونم فرصت فکر کردن در مورد خودم یا زندگیمو پیدا کنم، هر وقتی هم که فرصت پیش میاد اضطراب اجازه نمیده چیزی رو واضح ببینم. انتظار نداشتم توی یک بازی بتونم این موقعیت رو بهم بده و به معنی واقعی کلمه توی این دوران سخت کمک کننده بود.
سبل کنارِ Rain World از خاصترین تجربههای بازی کردنم توی این چند سال اخیرن. این روزها خیلی سخت میتونم فرصت فکر کردن در مورد خودم یا زندگیمو پیدا کنم، هر وقتی هم که فرصت پیش میاد اضطراب اجازه نمیده چیزی رو واضح ببینم. انتظار نداشتم توی یک بازی بتونم این موقعیت رو بهم بده و به معنی واقعی کلمه توی این دوران سخت کمک کننده بود.
بالا:
سیستم معلق موندن/پرواز کردن توی Sable
پایین:
گرافیک ناول World of Edena از موبیوس
سیستم معلق موندن/پرواز کردن توی Sable
پایین:
گرافیک ناول World of Edena از موبیوس
Glider (from "Sable" Original Video Game Soundtrack)
Japanese Breakfast
این آهنگ جایی پخش میشه که کاراکتر اصلی بالاخره گلایدرش رو ساخته و از یک چیز شبیه دروازهی باستانی رد میشه و به دنیای بیرون میرسه.
کاری که Japanese Breakfast برای سبل ساخته به نظرم جزو پنجتا ساندترک خوب تاریخ گیمه.
کاری که Japanese Breakfast برای سبل ساخته به نظرم جزو پنجتا ساندترک خوب تاریخ گیمه.
Brian Bolland (1951 - )
بعضی وقتا بیدلیل یادم میوفته جلدهایی که برایان بولند برای Judge Dredd چهقدر قشنگن.
پ.ن: این برای خودمه که یادم نره. در مورد Masters of British Comic Art باید صحبت کنم.
بعضی وقتا بیدلیل یادم میوفته جلدهایی که برایان بولند برای Judge Dredd چهقدر قشنگن.
پ.ن: این برای خودمه که یادم نره. در مورد Masters of British Comic Art باید صحبت کنم.
Paul Bonner (؟؟؟- )
چند هفته پیش یه بازی رومیزی توی شهرکتاب دیدم که تصویرسازیهاش رو پال بانر زده بود، یادم اومد سالها از آخرین باری که دیدم یک نفر در موردش چیزی بنویسه گذشته و مشخصا لیاقتشو داره. با اینکه یکی از تاثیرگذارترین و مهمترین طراحهای گیم/کتاب توی چند دههی اخیره. خیلی از مجموعهها و فرانچایزهای بزرگ از زیر دست ایشون رد شده، هیچ وقت اسم معروفی توی کامیونیتی فانتزی نبوده.
چندتا چیز توی کارهای بانر برام خیلی جالبن:
اول همه اینکه تقریبا تمام کارهاش آبرنگن، من کمترین ایدهای ندارم چطور اینقدر تمیز در میاره.
دومی هم اینه که اگه با دقت به آناتومیها نگاه کنین، میبینین که خیلی درستن و از لحاظ تکامل و بیولوژی بهش توجه شده. اما اینو خیلی از آرتیستهای دیگه دارن، کارهای بانر جلوی کسی مثل خیمنز (متابارونز) اونقدر هم توی بیولوژی دقیق نیست. چیزی که خیلی جالبش میکنه سادهسازیه. خیلی عجیب این کار رو انجام داده و تقریبا توی تمام کارهاش از اوایل دههی نود میشه دید.
و مهمتر از همه، بانر خیلی خوب متوجه رنگها توی کارهای فانتزیه. یکی از بزرگترین ظلمهایی که هالیوود در حق کارهای فانتزی، محدود کردن پالت رنگی به یکسری رنگ خیلی مشخصه. در حالی که توی کتابهای کلاسیک فانتزی رنگها خیلی تنوع دارن. یادمه وقتی بچه بودم (قبل از دیدن فیلمها)، یکسری از جذابترین بخشهای کتاب خوندن تصور رنگهایی بود که توی نژادهای مختلف یا لباس شخصیتها میومد.
چند هفته پیش یه بازی رومیزی توی شهرکتاب دیدم که تصویرسازیهاش رو پال بانر زده بود، یادم اومد سالها از آخرین باری که دیدم یک نفر در موردش چیزی بنویسه گذشته و مشخصا لیاقتشو داره. با اینکه یکی از تاثیرگذارترین و مهمترین طراحهای گیم/کتاب توی چند دههی اخیره. خیلی از مجموعهها و فرانچایزهای بزرگ از زیر دست ایشون رد شده، هیچ وقت اسم معروفی توی کامیونیتی فانتزی نبوده.
چندتا چیز توی کارهای بانر برام خیلی جالبن:
اول همه اینکه تقریبا تمام کارهاش آبرنگن، من کمترین ایدهای ندارم چطور اینقدر تمیز در میاره.
دومی هم اینه که اگه با دقت به آناتومیها نگاه کنین، میبینین که خیلی درستن و از لحاظ تکامل و بیولوژی بهش توجه شده. اما اینو خیلی از آرتیستهای دیگه دارن، کارهای بانر جلوی کسی مثل خیمنز (متابارونز) اونقدر هم توی بیولوژی دقیق نیست. چیزی که خیلی جالبش میکنه سادهسازیه. خیلی عجیب این کار رو انجام داده و تقریبا توی تمام کارهاش از اوایل دههی نود میشه دید.
و مهمتر از همه، بانر خیلی خوب متوجه رنگها توی کارهای فانتزیه. یکی از بزرگترین ظلمهایی که هالیوود در حق کارهای فانتزی، محدود کردن پالت رنگی به یکسری رنگ خیلی مشخصه. در حالی که توی کتابهای کلاسیک فانتزی رنگها خیلی تنوع دارن. یادمه وقتی بچه بودم (قبل از دیدن فیلمها)، یکسری از جذابترین بخشهای کتاب خوندن تصور رنگهایی بود که توی نژادهای مختلف یا لباس شخصیتها میومد.
Art de Paul Bonner.pdf
458.1 MB
Out of the Forests – The Art of Paul Bonner (2007)
نسخهی انگلیسی این کتاب خیلی بیکیفیته. اسپانیاییش رنگها و تکسچر رو بهتر نشون داده. نسخهی انگلیسی رو از اینجا دانلود کنین.
نسخهی انگلیسی این کتاب خیلی بیکیفیته. اسپانیاییش رنگها و تکسچر رو بهتر نشون داده. نسخهی انگلیسی رو از اینجا دانلود کنین.
❤1