Visual Alchemist
2.22K subscribers
1.9K photos
18 videos
241 files
208 links
بیشتر در مورد چیزهایی که دوست دارم و سرم بهشون گرم بوده حرف می‌زنم + نسخه‌ی دیجیتال کارهام که توی پیجم می‌ذارم.

https://instagram.com/hoseinghazii_?igshid=MzMyNGUyNmU2YQ==

همیشه هم می‌تونین برای صحبت و هر سوالی که داشتین بهم پیام بدین.
@hoseinghazi
Download Telegram
Toshio Shibata (1949-)

چند ساله که خیلی از کارهای توشیو شیباتا لذت می‌بردم، در حدی که می‌تونم بگم عکاس مورد علاقه‌مه. اینکه یک نفس بیاد عکاسی landscape (فارسیشو یادم نیست) انجام بده و هیچ‌وقت آسمون توی کارهاش نباشه واقعا جالبه. شاید توی عکس‌های عادی کسی لحظه‌ی اول به آسمون دقت نکنه (جز اینکه هدف اون باشه)، چون همیشه به حدی حضور داره که چشم بی‌اختیار ازش رد می‌شه. اما اینجا با نبودنش و جای خالیش خیلی سریع‌تر باعث می‌شه مخاطب به آسمون فکر می‌کنه.
همیشه کارهای Peter Bergting برام جالب بودن. اصلی‌ترین دلیلی هم که می‌تونم بیارم اینه که هیچ‌وقت دوتا کار شبیه بهم نداشته، حتی اگه سعی می‌کرده تا استایل یکسانی رو استفاده کنه.
توی دوره‌ی هنرستان که حتی معلم‌های درس‌های عمومی هم اصرار می‌کردن یکسری بچه‌ی شونزده ساله استایل شخصی خودشون توی هنر رو تا آخر سال اول پیدا کنن تا بعدا از فقر نمیرن، کارهای برجتینگ خیلی متفاوت بودن. مخصوصا به خاطر جایگاهی که توی دنیای کمیک و کانسپت آرت داره. بخش خیلی بزرگی تصاویری که ما از وارهمر دیدیم کارهای اون بودن و اگه با این فرانچایز آشنا باشین قطعا خبر دارین که تقریبا تمام زیرشاخه‌های ادبیات گمانه زن و بازی رو پوشش می‍ده.

این که یک نفر بتونه به حدی گسترده کار کنه و از استایل شخصی دور بمونه که تبدیل بشه به چهره‌ی اصلی یکی از متفاوت‌ترین چیزها (باور کنین کلمه‌ی درستی برای وارهمر نیست، چون توی این کتگوری فقط خودشه) باشه فقط یک دلیل می‌تونه داشته باشه. کارهای برجتینگ به جای اینکه مثل آرتیست‌های بین دهه‌ی ۶۰ تا اوایل ۲۰۱۰ وابسته به استایل شخصی باشه، کاملا تکیه داره روی ایده‌ها. ایده‌ها و ذهن خود آرتیستن که اون رو متفاوت می‌کنن، از اون سمت هم کمک می‌کنه به بالا رفتن پروژه‌هایی که باهاشون کار کرده. برای همینه که توی کارنامه‌ی فعالیتش تقریبا می‌شه اسم تمام فرانچایزرهای بزرگ رو دید و مشخصا طراحی‌های برجتینگ همیشه جزو بهترین کارهاییه که براشون زده شده.
1
The_Art_of_Peter_Bergting_2023_digital_Son_of_Ultron_Empire_.cbr
273.6 MB
The Art of Peter Bergting - 2023

صحبت‌های خودشه در مورد مسیری که توی هنر رفته و کارهاش + نقاشی‌ها و طراحی‌هاش با کیفیت بالا
Nicolas V. Sanchez

When I decided to include Ojo de Vidrio in my work, my intention was not to paint a breathing, living horse. I don’t know this horse firsthand. The texture of the horse are like the textured, colorful walls in Mexico ,with bright colors peeking through. Not fur. This horse is an emblem, serving as a vessel that carries with it my family history from a different place and time.
Then straight [Satan commanded] that, at the warlike sound
Of trumpets loud and clarions, be upreared
His mighty standard. That proud honour claimed
Azazel as his right, a Cherub tall:
Who forthwith from the glittering staff unfurled
Th' imperial ensign; which, full high advanced,
Shone like a meteor streaming to the wind,
With gems and golden lustre rich emblazed,
Seraphic arms and trophies; all the while
Sonorous metal blowing martial sounds:
At which the universal host up-sent
A shout that tore Hell's concave, and beyond
Frighted the reign of Chaos and old Night.
All in a moment through the gloom were seen
Ten thousand banners rise into the air,
With orient colours waving: with them rose
A forest huge of spears; and thronging helms
Appeared, and serried shields in thick array
Of depth immeasurable.

Paradise Lost - John Milton - 1667


نقاشی از John Martin، سال ۱۸۲۵
فقط به اندازه‌ها و مقایس‌ها توی شعر میلتون دقت کنین که چه قدر خوب توی نقاشی پیاده شدن.
امشب هر چی بیشتر به کارهای جان مارتین دقت می‌کنم چیزهای بیشتری پیدا می‌کنم.
این نقاشی بزم بلشاصر که اگه درست یادم باشه فصل پنجم از کتاب دانیاله. جاییه که بلشاصر در غیابت پدرش (نبونایید) داره توی بابل حکومت می‌کنه و کارهایی که انجام داده (مخصوصا همون بزمی که شب مذکور داشته) چندان مومنانه نبوده. یک جایی از شب مذکور، یک دست ظاهر می‌شه و روی دیوار چیزهایی رو می‌نویسه که هیچ‌کس نمی‌تونه بخونه، فقط باعث وحشت زیاد افرادی که توی بزم بودن می‌شه. تا اینکه دانیال نبی رو میارن تا ترجمه کنه:

«خداوند روزهای بلشاصر را شمرد، او سنجید و یافت خواهان شهرش (=کشورش) را پس به پارسیان و مادیان پیشکشش کرد.»


یکم وقت بعدتر پادشاه ایران، کوروش، بابل رو فتح کرد و (احتمالا) بلشاصر رو هم کشت. با این اتفاق کل دوران امپراتوری بابل نو از بین رفت.
Visual Alchemist
امشب هر چی بیشتر به کارهای جان مارتین دقت می‌کنم چیزهای بیشتری پیدا می‌کنم. این نقاشی بزم بلشاصر که اگه درست یادم باشه فصل پنجم از کتاب دانیاله. جاییه که بلشاصر در غیابت پدرش (نبونایید) داره توی بابل حکومت می‌کنه و کارهایی که انجام داده (مخصوصا همون بزمی که…
این نقاشی واقعا خوبه. دقیقا لحظه‌ایه که دانیال داره نوشته رو می‌خونه. بلشاصر اون سمت وحشت کرده، یک نفر (احتمالا یکی از همسرهاش) از وحشت بی‌هوش شده و تختشون خالی مونده. احتمالا پایین مردم (یا اشراف) در حال جشن گرفتن بودن، ولی حالا بهم ریختن، هنوز نمیدونن چه خبره ولی به نظر می‌رسه یک نفر داره به سمتشون فریاد میزنه که قراره بابل سقوط کنه.

از اون سمت طوفانی که توی آسمونه یک لحظه باعث شده گذشت هم روشن بشه. برج بابل اینقدری بزرگه که داره هزاران سال بعد از نابودیش همچنان روی بابل سایه میندازه و خدا که نه یادش رفته و نه بخشیده اتفاقاتی که اون زمان افتاده.

این نقاشی فوق‌العاده‌ست!
Visual Alchemist
امشب هر چی بیشتر به کارهای جان مارتین دقت می‌کنم چیزهای بیشتری پیدا می‌کنم. این نقاشی بزم بلشاصر که اگه درست یادم باشه فصل پنجم از کتاب دانیاله. جاییه که بلشاصر در غیابت پدرش (نبونایید) داره توی بابل حکومت می‌کنه و کارهایی که انجام داده (مخصوصا همون بزمی که…
این جریانات توی کتاب دانیال به حدی مهم بودن که چندتا نقاشی خوب دیگه هم ازش داریم. این کار رامبرانت هم از همون جریان معروف The writing on the wall ـه که بلشاصر رو در حد مرگ ترسونده.
به نظرم این نقاشی جزو کارهای خوب رامبرانت نیست، ولی حتی کارهای معمولی‌ترین رامبرانتم ارزش دقت کردن رو دارن.
حالا که ساعت سه‌ی نصفه شبه و افتادم توی سوراخ خرگوش توضیح دادن نقاشیای چند قرن پیش (کمترین دلیلی هم براش ندارم، حتی شک دارم کسی بخونه).
بذارین یه نقاشی دیگه که مربوطه بهش رو هم بفرستم.
بلشاصر توی دوتا نقاشی قبلی، یک پدری هم داشت به اسم نبونعید که سال ۵۵۶ قبل از میلاد پادشاه بابل شد و فرد خیلی مهمی توی تاریخ خاورمیانه و یهودیته. نبونعید به حدی ترکیب شده با داستان‌های مختلف که خیلی سخته دقیق بفهمیم چه کارهایی می‌کرده. اما اینکه ازش چندتایی لوح باقی مونده کمک می‌کنن. ما کاری به اونا نداریم، توی این نقاشی اصلا مهم نیستن.

چیزی که مهمه یک داستان مشخصه که می‌گه نبونعید بعد از بازسازی دوباره‌ی معبد شمش توی سیپار، محراب ایشتار و سین به یک نوع از بیماری پوستی مبتلا می‌شه که اون رو مجبور می‌کنه مثل یک حیوون زندگی کنه. برای هفت‌سال به این شکل بوده تا وقتی که خدا درمانش می‌کنه. توی یک نسخه‌ی دیگه هم به همین شکل می‌مونه و برای همینه که بلشاصر روی تخت پادشاهی بابل نشسته بود (با اینکه هیچ وقت خودش رو پادشاه معرفی نکرد.).

نبونعید توی داستان‌های تاریخی یهودی همیشه شخصیت منفی‌ای بوده به خاطر یکسری از اصلاحات مذهبیش. همینطور داستانی که می‌گه نبونعید بعد از سقوط بابل با کوروش رابطه‌ی خوبی داشت و کوروش هم جونش رو بهش می‌بخشه، هم اون رو حاکم کرمان می‌کنه و نبونعید تا زمان مرگش که می‌رسه به دوران کمبوجیه (از این بخش نمی‌تونم مطمئن باشم، اگه درست باشه یعنی اون خیلی بیشتر از صد سال عمر کرده) هم حاکم می‌مونه. این هم جزو دلایلیه که خیلی ازش خوششون نمی‌اومده، به نوعی کسی بود که بابل رو نابود کرد، اینقدری تغییرات مذهبی داد که همه گیج شدن (داستانش طولانیه) و تازه بعد از سقوط کاملا از همه چیز move on کرد و رفت حاکم یه بخشی از کشوری شد که امپراتوریشو نابود کرده.
این نقاشی ویلیام بلیک که در مورد نبوکدنصر دومه که دقیقا بر اساس همون توضیحاتی که در مورد نبونعید شنیدیم درست شده. یک نمادی از تکبر در مقابل خدا و گرایش به ادیان پاگان.

توی کتاب Life of William Blake از Alexander Gilchrist به این اشاره شده که احتمالا به خاطر یکسری مواردی که توی تاریخ با هم اشتباه گرفته شدن، این نقاشی که اسما در مورد نبوکدنصر دومه، در اصل از روی داستان‌ها و نبونعیده.

و اینطوریه که چندتا نقاشی خیلی بزرگ توی تاریخ که هیچ وقت توی مدرسه ازشون صحبت نشده و فقط مجبور کردن برای کنکور حفظشون کنیم، بهم مستقیما ربط دارن.
نوشتن تمام اینا خیلی روش خوبی بود که یک ساعتی از زیر کاری که واقعا باید انجام بدم در برم. ولی فکر کنم دیگه گسترش دادن چندتا فان فکت کوتاه تاریخ هنر به دقیقا ۸۸۸ کلمه کافی باشه و بقیه‌شو بذارم برای یک شب دیگه که دنبال بهونه برای کار نکردنم. XD