Forwarded from Culture Vulture
از کتاب مصور Ruins از پیتر کوپر بزرگ که کارهاشو از نیویورکر تا شارلی ابدو دیدیم.
Ruins is Peter Kuper's experiences living in Oaxaca, Mexico colliding with an abiding fascination with insects woven into an epic graphic novel.
🪐🪐🪐🪐
@cult_vult
Ruins is Peter Kuper's experiences living in Oaxaca, Mexico colliding with an abiding fascination with insects woven into an epic graphic novel.
🪐🪐🪐🪐
@cult_vult
کمیک The Mushroom Knight اولین کمیکِ چاپ امساله که خوندم. نشر Mad Cave Studios به مناسبت ده سالگیش چندتایی کمیک منتشر کرد که این یکی از همه جالبتر به نظر میومد و به طور کلی، وقتی یک گرافیک ناول چند قسمتی به طور کامل و همزمان چندتا چپترش چاپ میشه (نه اینکه اول توی نت بذارن) یعنی خوبه، میشه بهش اعتماد کرد.
توی بحث آرت، The Mushroom Knight واقعا چشمنواز بود اما این رو چندان نمیتونم در مورد داستانش هم بگم. توی کل صد صفحه، ایده و کانسپت بسط پیدا میکرد و تقریبا کلِ اون ماجرایی که قهرمان دنبال میکرد معنیای نمیداد. انگار که یک کانسپت خیلی قوی رو با یکی از بهم ریختهترین داستانهایی که چند سال اخیر خوندم ترکیب کردن و نتیجه... فقط یک کانسپت خوبه.
در مورد اینکه چرا کانسپتش خوبه، حتی خیلی هم اهمیت داره باید یکم توضیح بدم. ما دورههای مختلفی از اقتباس از داستان پریان داشتیم. احتمالا معروفترین دوره (که باعث محبوبیتش هم شد) اون زمانی بود که والت دیزنی تصمیم گرفت همهی داستانها رو ملایم و دوست داشتنی کنه و ازشون یکسری از بهترین انیمیشنهای تاریخ رو بسازه. این ادامه پیدا کرد تا دورهی تالکین و دیدگاههای جدید و تغییراتی که به داستان پریان بریتانیایی داد که هنوز هم تاثیراتشون معلومن.
بعد از اون دوتا، ما فقط یک جریان تاثیرگذار دیگه داشتیم که بیشتر توی قرن بیست و یکم خودش رو نشون داد، اون هم تغییرات خیلی افراطی توی این داستانها بود. از بردن سفید برفی توی یک دنیای سایبرپانک و تبدیل کردنش به مکانیک گرفته تا کارهای خیلی محبوبی مثل توایلایت و ابزارهای فانی (The Mortal Instruments) و دهها ریبوت شکست خورده از بازنمایی مدرن این داستانها، منابع اصلی به حدی دستکاری شدن و توی فرهنگ عامه با چیزهای بدنامی گره خوردن که من (و احتمالا خیلیهای دیگه) رو ناامید کردن. کار به جایی رسید که چند سال پیش من حس میکردم داستانِ پریان مُرده، الان یکسری نویسندهی خیلی ضعیف و کارگردانهای ووک فقط دارن از این جسد سوء استفاده میکنن. (نگاه کنین به کل اتفاقاتی که برای فیلم جدید سفید برفی افتاد.)
اما به نظر میاد یک جریان جدیدی داره به وجود میاد که این کمیک خیلی خوب اون رو نشون میده. این جریان تمایل داره با الهام از داستان پریان، یکسری نژاد جدید درست کنه و بیشتر با دید فلسفی، اونها رو توی داستانهای سورئال بذاره. دو سه سال اخیر خیلی کم پیش اومده که کارهایی با این دید خونده باشم، اما واضحه که به مرور تعدادشون بیشتر میشه و مولفها بهش توجه نشون میدن. همین باعث شد که The Mushroom Knight کمیک جالبی باشه. درسته که داستان چیز قابل فهمی در نیومده، اما کانسپت احتمالا نشون میده که اقتباسهای این نسل از داستان پریان به چه سمتی میره.
پ.ن: بعد از Don’t Spit in the Wind، این بهترین کمیک نشر Mad Cave Studios توی دو سه سال اخیره. اگه از کمیکهای مستقل خوشتون میاد عاشقش میشین.
توی بحث آرت، The Mushroom Knight واقعا چشمنواز بود اما این رو چندان نمیتونم در مورد داستانش هم بگم. توی کل صد صفحه، ایده و کانسپت بسط پیدا میکرد و تقریبا کلِ اون ماجرایی که قهرمان دنبال میکرد معنیای نمیداد. انگار که یک کانسپت خیلی قوی رو با یکی از بهم ریختهترین داستانهایی که چند سال اخیر خوندم ترکیب کردن و نتیجه... فقط یک کانسپت خوبه.
در مورد اینکه چرا کانسپتش خوبه، حتی خیلی هم اهمیت داره باید یکم توضیح بدم. ما دورههای مختلفی از اقتباس از داستان پریان داشتیم. احتمالا معروفترین دوره (که باعث محبوبیتش هم شد) اون زمانی بود که والت دیزنی تصمیم گرفت همهی داستانها رو ملایم و دوست داشتنی کنه و ازشون یکسری از بهترین انیمیشنهای تاریخ رو بسازه. این ادامه پیدا کرد تا دورهی تالکین و دیدگاههای جدید و تغییراتی که به داستان پریان بریتانیایی داد که هنوز هم تاثیراتشون معلومن.
بعد از اون دوتا، ما فقط یک جریان تاثیرگذار دیگه داشتیم که بیشتر توی قرن بیست و یکم خودش رو نشون داد، اون هم تغییرات خیلی افراطی توی این داستانها بود. از بردن سفید برفی توی یک دنیای سایبرپانک و تبدیل کردنش به مکانیک گرفته تا کارهای خیلی محبوبی مثل توایلایت و ابزارهای فانی (The Mortal Instruments) و دهها ریبوت شکست خورده از بازنمایی مدرن این داستانها، منابع اصلی به حدی دستکاری شدن و توی فرهنگ عامه با چیزهای بدنامی گره خوردن که من (و احتمالا خیلیهای دیگه) رو ناامید کردن. کار به جایی رسید که چند سال پیش من حس میکردم داستانِ پریان مُرده، الان یکسری نویسندهی خیلی ضعیف و کارگردانهای ووک فقط دارن از این جسد سوء استفاده میکنن. (نگاه کنین به کل اتفاقاتی که برای فیلم جدید سفید برفی افتاد.)
اما به نظر میاد یک جریان جدیدی داره به وجود میاد که این کمیک خیلی خوب اون رو نشون میده. این جریان تمایل داره با الهام از داستان پریان، یکسری نژاد جدید درست کنه و بیشتر با دید فلسفی، اونها رو توی داستانهای سورئال بذاره. دو سه سال اخیر خیلی کم پیش اومده که کارهایی با این دید خونده باشم، اما واضحه که به مرور تعدادشون بیشتر میشه و مولفها بهش توجه نشون میدن. همین باعث شد که The Mushroom Knight کمیک جالبی باشه. درسته که داستان چیز قابل فهمی در نیومده، اما کانسپت احتمالا نشون میده که اقتباسهای این نسل از داستان پریان به چه سمتی میره.
پ.ن: بعد از Don’t Spit in the Wind، این بهترین کمیک نشر Mad Cave Studios توی دو سه سال اخیره. اگه از کمیکهای مستقل خوشتون میاد عاشقش میشین.