هفتهی پیش فرصت کردم بازی جدید Prince of Persia رو کامل بازی کنم و میتونم بگم خیلی بهتر از انتظاراتم بود. یکی از سرگرم کنندهترین گیمپلیهای چند سال اخیره و داستان به حدی عمیق هست که ارزش حدود بیست سال وقت گذاشتن رو داشته باشه.
توی یوتیوب میتونین خیلی ویدیو پیدا کنین که در مورد گیم پلی و سیستمهای بازی صحبت میکنن، دیگه دلیلی نداره که منم اینجا بگم برای همین بیایین براتون از بخشی بگم که هنوز ندیدم کسی در موردش صحبت کنه.
توی یوتیوب میتونین خیلی ویدیو پیدا کنین که در مورد گیم پلی و سیستمهای بازی صحبت میکنن، دیگه دلیلی نداره که منم اینجا بگم برای همین بیایین براتون از بخشی بگم که هنوز ندیدم کسی در موردش صحبت کنه.
و این تغییرات با مونث کردن کاوهی آهنگر متوقف نمیشد. خیلی جاهای دیگه هم این تغییرات رو داشتیم. یوبیسافت و تیم داستان نویسی اصلا خودشون رو به این محدود نکرده بودن که حتما شخصیتها به داستان اصلیشون توی اساطیر ایران وابسته باشن. همین باعث شده بود اون حالت خشکی که ما سالهاست توی تمام کارهای اقتباسی اساطیر ایران داریم رو نداشته باشیم. حداقل اولین باره که من میبینم یک اثر واقعا "اقتباس" کرده تا اینکه بخواد بازگویی کنه تا مردم حس ناسیونالیستیشون تحریک بشه و بگن وای ما چه قدر کشور و تاریخ قدرتمندی داریم.
داستان این بازی کاملا تا جزئیات باورنکردنی از اساطیر رو پوشش میده، اما هر جایی که لازم بوده تغییرش داده. موقع بازی کردنش متوجه شدم که ما چه قدر این رو نیاز داشتیم. شاهنامه و بقیهی داستانای اساطیر ما خودشون اصلا برای اقتباس خوب نیستن، ایده و کانسپت بینظیری دارن اما تمام آثار اقتباسی که من باهاشون مواجه شدم نتونستن فرم درست رو پیدا کنن. شاهنامه به عنوان شعر خوبه، شاید بهترین محتواییه که برای اون مدل شعر میشه تصور کرد. اما فرضا وقتی این محتوا و داستان میاد توی سینما، اپرا، تئاتر و رمان واقعا ناامید کننده میشه. چون اسمش به حدی بزرگه که سازندههای اون اقتباس جرئت نمیکنن تغییری بدن.
و اینکه یکسری میان و احتمالا بدون اون پیشینهی فرهنگی و بت بزرگی که از این آثار و افسانهها توی ذهن ما ساختن، داستان رو اینقدر خوب در میارن برای من فقط یک معنی داره. ماها این همه سال داشتیم از جهت اشتباهی به قضیه نگاه میکردیم. من خودم توی یکسال اخیر بارها توی موقعیتهای مختلف (زمانی که دنبال ایده برای پروژههای شخصی یا گروهی بودم) گفتم که کمترین میلی به استفاده از شاهنامه و اساطیر ایران باستان ندارم چون به حدی توی دهههای اخیر ازشون استفادهی اشتباه شده که پتانسیلشون کاملا از بین رفته. اما این بازی یک زاویهی جدیدی از اقتباس رو بهم نشون داد. به حدی همهی تغییرات منطقی و تاثیرگذار بودن که باعث شد بفهمم اشتباه من و احتمالا خیلیهای دیگه چی بوده و چطور میشه از این آثار نتیجهی خوبی گرفت بدون اینکه کلیشهها پدر کار رو در بیارن.
در کل پیشنهاد میکنم اگه به نوعی کار یا فعالیتهاتون ربطی به اقتباس داره، این بازی رو از دست ندین. شاید بازی چندان مهمی توی دنیا نباشه و چند ماه دیگه همه وجودش رو فراموش کرده باشن، اما برای ماها میتونه اثرگذار باشه (حداقل برای من بود).
پ.ن اول: باس فایت داریوش (بله، همون داریوش معروف) واقعا بهترین بخش بازی بود. هم کات سینهای قبل و بعدش فوقالعاده بودن، هم دیالوگها، هم دوبلورها.
پ.ن دوم: بازی رو بهتره روی زبان فارسی تجربه کنین، خیلی بهتر از انگلیسیشه. اما نوشته ها رو روی انگلیسی بذارین چون یوبی سافت فونت افتضاحی گذاشته و بعضی وقتها بهم ریخته بودن.
پ.ن سوم: موسیقی متن لیاقت چندتا جایزهی معتبر رو داره. (اینجا گوش کنین)
پ.ن چهارم: بازی رو نخرین، یوبی سافت پلاس 140 هزار تومنه برای یک ماه و به مراتب منطقی تره از اون راه بازی کنین.
پ.ن دوم: بازی رو بهتره روی زبان فارسی تجربه کنین، خیلی بهتر از انگلیسیشه. اما نوشته ها رو روی انگلیسی بذارین چون یوبی سافت فونت افتضاحی گذاشته و بعضی وقتها بهم ریخته بودن.
پ.ن سوم: موسیقی متن لیاقت چندتا جایزهی معتبر رو داره. (اینجا گوش کنین)
پ.ن چهارم: بازی رو نخرین، یوبی سافت پلاس 140 هزار تومنه برای یک ماه و به مراتب منطقی تره از اون راه بازی کنین.
Forwarded from Seraphic diaries
دوتا نما از پروژه ی شخصی جدیدمون با الهام از سولار پانک