سه ماه اخیر خیلی سرم گرم یکی از پروژههای جانبیم بود که مربوط میشه به دیزاین ساعت مچی. چند هفتهی اخیر این تبدیل به شغل تمام وقتم شده (یکم بیشتر از تمام وقت، روزی سه شیفت پیش بد اخلاقترین صاحبکار دنیا، خودم، باید کار کنم).
فعلا تمام این ساعتها در حد کانسپتن، مثلا برای اون ساعت مچی مربعی هنوز بند طراحی نکردم (باور کنین سختترین بخشه) تا بعدتر در مورد اجرا و قطعاتشون به نتیجه برسم، برای همین خیلی روی طبیعی بودن رنگ و فرمها کار نکردم که بعد دستم باز باشه. شیش هفت ماهی احتمالا طول میکشه که هر کدوم از این ساعتها به مرحلهی ساخت برسن.
فکر کنم توی این مدت تمام پروژههای دیگهم قراره متوقف بشنXD
فعلا تمام این ساعتها در حد کانسپتن، مثلا برای اون ساعت مچی مربعی هنوز بند طراحی نکردم (باور کنین سختترین بخشه) تا بعدتر در مورد اجرا و قطعاتشون به نتیجه برسم، برای همین خیلی روی طبیعی بودن رنگ و فرمها کار نکردم که بعد دستم باز باشه. شیش هفت ماهی احتمالا طول میکشه که هر کدوم از این ساعتها به مرحلهی ساخت برسن.
فکر کنم توی این مدت تمام پروژههای دیگهم قراره متوقف بشنXD
راستی، من هنوز برای این پروژه گرفتن سرمایهگذار رو شروع نکردم چون پروتوتایپهام آماده نیستن.
اگه کسی هست که دوست داره روی یه شرکتِ ساعت توی سوییس سرمایهگذاری کنه حتما بهم بگه. این شرکت قراره تمرکزش روی نسل جدیدی از ساعتها باشه که رابطهی نزدیکی با تکنولوژی دارن و با توجه به بازار سوییس و اینکه شرکتهای ساعت سوییسی اصولا قرار نیست زیانده باشن، سرمایهگذاری خوبیه.
فقط اینکه سرمایهگذار محترم باید بتونه بیاد سوییس و شرایط قانونی سرمایهگذاری رو داشته باشه.
اگه کسی رو میشناسین که به این ایده و سرمایهگذاری روی ساعتسازی علاقه داره، حتما بهش بگین یا من رو بهش معرفی کنین.
@hoseinghazi
دستتون هم درد نکنه.
اگه کسی هست که دوست داره روی یه شرکتِ ساعت توی سوییس سرمایهگذاری کنه حتما بهم بگه. این شرکت قراره تمرکزش روی نسل جدیدی از ساعتها باشه که رابطهی نزدیکی با تکنولوژی دارن و با توجه به بازار سوییس و اینکه شرکتهای ساعت سوییسی اصولا قرار نیست زیانده باشن، سرمایهگذاری خوبیه.
فقط اینکه سرمایهگذار محترم باید بتونه بیاد سوییس و شرایط قانونی سرمایهگذاری رو داشته باشه.
اگه کسی رو میشناسین که به این ایده و سرمایهگذاری روی ساعتسازی علاقه داره، حتما بهش بگین یا من رو بهش معرفی کنین.
@hoseinghazi
دستتون هم درد نکنه.
Visual Alchemist
Barlowe's Guide to Extraterrestrials - 1st Print.pdf
Expedition_Being_an_account_in_words_and_artwork_of_the_2358_AD.pdf
99.5 MB
کتاب Expedition - Being an account in words and artwork of the 2358 AD voyage to Darwin IV اون یکی کتاب معروف بارلوئه که 1990 چاپ شده. یک تاریخ طبیعی سایفایه که مشاهدات داروین از سال 2358 میلادی رو نوشته. متاسفانه هنوز فرصت نکردم که بخونمش.
اما یه مستندی به اسم Alien Planet سال 2005 از روی این کتاب ساخته شده. توی این مستند خیلی از دانشمندها و نویسندههای علمی تخیلی مثل استیون هاوکینگ و جورج لوکاس و چندتای دیگه که اسمشونو صدتا کامیون هم نمیتونه بکشه میان و در مورد تاریخِ طبیعی آینده کاملا جدی صحبت میکنن و یکی از عجیبترین مستندهاییه که تا حالا دیدم.
از این لینک میتونین مستندش رو دانلود کنین. تا دو هفتهی دیگه فعاله.
اما یه مستندی به اسم Alien Planet سال 2005 از روی این کتاب ساخته شده. توی این مستند خیلی از دانشمندها و نویسندههای علمی تخیلی مثل استیون هاوکینگ و جورج لوکاس و چندتای دیگه که اسمشونو صدتا کامیون هم نمیتونه بکشه میان و در مورد تاریخِ طبیعی آینده کاملا جدی صحبت میکنن و یکی از عجیبترین مستندهاییه که تا حالا دیدم.
از این لینک میتونین مستندش رو دانلود کنین. تا دو هفتهی دیگه فعاله.
Visual Alchemist
Photo
آپدیت در مورد ساعتها:
کانسپت کالکشن اول تموم شدن. هنوز خیلی کارهای زیادی مونده و خوشبینانه ترین حالت تا یکسال آینده قراره درگیر این کار باشم.
خیلی دوست دارم فرصت بشه و در مورد چیزهای مختلف اینجا بنویسم. اما ذهنم و زمانم فعلا کاملا متمرکزه روی ساعت و بیشتر از اینکه در حال مصرف هنر باشم، بزرگترین مصرف کنندهی چرخدنده و مومنتهای مختلف ساعتم. فکر نکنم نوشتن در موردشون چیز جالبی باشه.
کانسپت کالکشن اول تموم شدن. هنوز خیلی کارهای زیادی مونده و خوشبینانه ترین حالت تا یکسال آینده قراره درگیر این کار باشم.
خیلی دوست دارم فرصت بشه و در مورد چیزهای مختلف اینجا بنویسم. اما ذهنم و زمانم فعلا کاملا متمرکزه روی ساعت و بیشتر از اینکه در حال مصرف هنر باشم، بزرگترین مصرف کنندهی چرخدنده و مومنتهای مختلف ساعتم. فکر نکنم نوشتن در موردشون چیز جالبی باشه.
چند هفتهی اخیر شبهام به خوندن مانگای 20th Century Boys میگذره و الان که یازده جلد از بیست و دوتا رو خوندم، میتونم به جرئت بگم که یکی از قویترین مانگاهاییه که تا حالا نوشته شده. ولی فعلا قرار نیست به دلایل قوی بودن و نوع روایتش کاری داشته باشیم، چون من خیلی گشنمه و خستهم برای اینکه بتونم درست تحلیلشون کنم. فقط دوست داشتم در مورد اسمِ شخصیت اصلی صحبت کردم.
قبلش باید بگم که خود 20th Century Boys اسم یکی از آهنگهای بند تیرکسه که سال ١٩٧٤ منتشر شده و توی کل مانگا اشارههای زیادی به موسیقی راک دههی شصت و هفتاد میلادی میشه. اما احتمالا بزرگترین اشاره، اسم شخصیت اصلیه. کِنجی اندو اسمش رو از یک خوانندهی فولک ژاپنی گرفته که هیچ وقت حتی توی خود ژاپن هم معروف نشد.
اصلیترین آهنگ کِنجی اِندو Curry Rice ـه که در مورد خود کِنجیه که داره Curry Rice (یک غذای ژاپنی) میپزه و همهچیز خیلی هم آرومه. کنجی عاشقانه گربهش رو دوست داره و گذروندن زمان با گربهش باعث میشه خوشحال باشه. وسط درست کردن غذا تلویزیون رو روشن میکنه و توی اخبار میبینه که یوکیو میشیما خودکشی کرده و وضعیت سیاسی ژاپن اونقدر خوب نیست. اون هم تلویزیون رو خاموش میکنه و خوشحال از همراهی با گربهش میره بقیهی شامش رو بپزه.
به طرز جالبی این آهنگ کلِ تغییرات و اتفاقاتی که برای کنجی توی مانگا میوفته رو توضیح میده، حتی اون روندِ اصلی داستان هم به نوعی مربوط میشه به افکار و اعتقاداتی که میشیما داشته (و نتونست انجامشون بده). اگه طرفدار آهنگهای کلاسیک راک هستین احتمالا خوندن 20th Century Boys براتون شبیه یک بازی میشه که توی اون دنبال اشارهها و نمادهایی بگردین که مستقیما به موسیقی ربط دارن.
قبلش باید بگم که خود 20th Century Boys اسم یکی از آهنگهای بند تیرکسه که سال ١٩٧٤ منتشر شده و توی کل مانگا اشارههای زیادی به موسیقی راک دههی شصت و هفتاد میلادی میشه. اما احتمالا بزرگترین اشاره، اسم شخصیت اصلیه. کِنجی اندو اسمش رو از یک خوانندهی فولک ژاپنی گرفته که هیچ وقت حتی توی خود ژاپن هم معروف نشد.
اصلیترین آهنگ کِنجی اِندو Curry Rice ـه که در مورد خود کِنجیه که داره Curry Rice (یک غذای ژاپنی) میپزه و همهچیز خیلی هم آرومه. کنجی عاشقانه گربهش رو دوست داره و گذروندن زمان با گربهش باعث میشه خوشحال باشه. وسط درست کردن غذا تلویزیون رو روشن میکنه و توی اخبار میبینه که یوکیو میشیما خودکشی کرده و وضعیت سیاسی ژاپن اونقدر خوب نیست. اون هم تلویزیون رو خاموش میکنه و خوشحال از همراهی با گربهش میره بقیهی شامش رو بپزه.
به طرز جالبی این آهنگ کلِ تغییرات و اتفاقاتی که برای کنجی توی مانگا میوفته رو توضیح میده، حتی اون روندِ اصلی داستان هم به نوعی مربوط میشه به افکار و اعتقاداتی که میشیما داشته (و نتونست انجامشون بده). اگه طرفدار آهنگهای کلاسیک راک هستین احتمالا خوندن 20th Century Boys براتون شبیه یک بازی میشه که توی اون دنبال اشارهها و نمادهایی بگردین که مستقیما به موسیقی ربط دارن.
Wikipedia
میشیما یوکیو
نویسنده ژاپنی
این ویدیو هم اجرای زندهی آهنگ Curry Rice از کنجی اندوئه. ترجیحا همین نسخهی لایو رو گوش کنین چون کیفیت ضبطش خیلی بهتر از نسخهی صوتیه.
YouTube
Kenji Endo (遠藤賢司) - Curry Rice (カレーライス) - Live
From 11th February 1973.
An excellent version of this song.
https://www.instagram.com/japanese_obscurities/
An excellent version of this song.
https://www.instagram.com/japanese_obscurities/
سلام و امیدوارم که حالتون خوب باشه.
من تصمیم گرفتم یکسری متن بنویسم و توی اونها جواب سوالاتی که در مورد هوش مصنوعی میشنوم رو بدم، همینطور هم یک نگاهی به اقتصاد و تاریخ هنر داشته باشم و توضیح بدم چرا هوش مصنوعی از نظر من اتفاق خیلی خوبیه و قراره در آینده به چه جایی برسه.
هنوز نمیدونم که قراره چند قسمت بشه، ولی فعلا قسمت اول رو میتونین بخونین و هر نظر یا سوالی داشتین زیرِ همین پست کامنت کنین.
چطور نگرانی رو کنار بذاریم و از دوران جدید لذت ببریم - قسمت اول
من تصمیم گرفتم یکسری متن بنویسم و توی اونها جواب سوالاتی که در مورد هوش مصنوعی میشنوم رو بدم، همینطور هم یک نگاهی به اقتصاد و تاریخ هنر داشته باشم و توضیح بدم چرا هوش مصنوعی از نظر من اتفاق خیلی خوبیه و قراره در آینده به چه جایی برسه.
هنوز نمیدونم که قراره چند قسمت بشه، ولی فعلا قسمت اول رو میتونین بخونین و هر نظر یا سوالی داشتین زیرِ همین پست کامنت کنین.
چطور نگرانی رو کنار بذاریم و از دوران جدید لذت ببریم - قسمت اول
Telegraph
چطور نگرانی رو کنار بذاریم و از دوران جدید لذت ببریم - قسمت اول
چند روز پیش بالاخره سال ۲۰۲۳ تموم شد و فکر کنم اگه تمام اتفاقات و خبرهای ترسناک در مورد جنگ و بیماری و مشکلات زیستی رو بذاریم کنار، هوش مصنوعی مهمترین چیز بود. برای بیشتر مردم قضیهی هوش مصنوعی توی سالیان اخیر محدود به این میشد که عکسشون رو به یک ربات…
Visual Alchemist
Nausicaä of the Valley of the Wind - Hayao Miyazaki
چیزی که خیلی توی این مانگا برام جالبه تاثیر گرفتن میازاکی از موبیوسه. اگه فقط انیمه رو دیده باشین میفهمین که داستان یکم با بقیهی کارهای میازاکی متفاوته، خیلی به سمتی میره که قبل و بعد از نائوشیکا ما توی کارهاش ندیدیم. تا قبل از خوندن مانگا همیشه برام سوال بود که چرا این تفاوت به وجود اومده.
مانگا کاملا توی استایل طراحی، پنل، روایت و دیالوگها شبیه کمیکهای موبیوس مخصوصا اون مجموعههاییه که با خودوروفسکی کار کرده.
مانگا کاملا توی استایل طراحی، پنل، روایت و دیالوگها شبیه کمیکهای موبیوس مخصوصا اون مجموعههاییه که با خودوروفسکی کار کرده.
اتفاقا موبیوس و میازاکی رابطهی خیلی خوبی هم داشتن و یادمه یک کتاب هم از همکاریهاشون هست.
اینجا مینویسم که یادم باشه فردا آپلودش کنم.
اینجا مینویسم که یادم باشه فردا آپلودش کنم.
Miyazaki - Mœbius 2 artistes dont les dessins prennent vie.pdf
75.5 MB
کتابی که دیشب در موردش حرف زدم.
متن کمی داره و ترجیحا بخونین، توضیحات در مورد اینه که چرا این دو نفر اینقدر روی هم دیگه تاثیر داشتن و اصلا چی باعث شده که کارهایی که میبینین رو انجام بدن.
متن کمی داره و ترجیحا بخونین، توضیحات در مورد اینه که چرا این دو نفر اینقدر روی هم دیگه تاثیر داشتن و اصلا چی باعث شده که کارهایی که میبینین رو انجام بدن.
Visual Alchemist
از پروژهی بعدی👀 سعی کردم این دفعه با کانسپت سولار پانک کار کنم، چون...خیلی قشنگه و معمولا کسی بهش اهمیت نمیده.
توی بحث سولار پانک همیشه این مورد که حیوونهای مختلف به کمک انسانها میتونن مراحل تکامل رو سریعتر رد کنن هست. برای همین دوست داشتم تصور کنم توی یک دنیای سولار پانک احتمالا گربهسانان بزرگ جزو اولین موجوداتی هستن که این تکامل رو کامل میکنن و برای خودشون قبیله، فرهنگ و رسمهای مختلف داشته باشن. تصورش راحته که یک قبیله از پلنگها درست بشه که ترجیح میدن دورتر از شهر زندگی کنن و ترجیح بدن چندان ارتباطی با تمدن انسانها نداشته باشن. تا حدودی خرافاتی باشن در مورد مسائل مختلف و همینطور باعث بشه که به یک شمن نیاز پیدا کنن.
احتمالا این باعث میشه که مثل قبیلههای اولیهی انسانها، شمنی که انتخاب میکنن از لحاظ ظاهر یکم متفاوتتر از بقیه باشه. توی اون دنیای سولار پانک انسانها امکان اجرای اون پروسهی سریع کردن تکامل رو روی تمام حیوونها ندارن، در نتیجه روی محبوبترین هاشون کار میکنن. حدس میزنم توی اون شرایط، گربهسانی که هم تا حدودی متفاوته و هم از گونهی جدیدی نیست، پلنگهای سیاه باشه (گونه نیستن، همون پلنگن ولی سیاه) تمام شرایط رو داره.
احتمالا این باعث میشه که مثل قبیلههای اولیهی انسانها، شمنی که انتخاب میکنن از لحاظ ظاهر یکم متفاوتتر از بقیه باشه. توی اون دنیای سولار پانک انسانها امکان اجرای اون پروسهی سریع کردن تکامل رو روی تمام حیوونها ندارن، در نتیجه روی محبوبترین هاشون کار میکنن. حدس میزنم توی اون شرایط، گربهسانی که هم تا حدودی متفاوته و هم از گونهی جدیدی نیست، پلنگهای سیاه باشه (گونه نیستن، همون پلنگن ولی سیاه) تمام شرایط رو داره.
دیشب فرصت کردم که کتاب The Dragon Universe رو بخونم، حدود یک سال و نیم پیش چاپ شده و مجموعهای از تصویرسازیهای اژدها به همراه داستانه. به خاطر تنوع هنرمندهایی که توی این کتاب حضور دارن و اینکه تمامشون طراحهایین که سبک مخصوص خودشون رو دارن، کتاب خیلی جالبیه.
میتونین از اینجا دانلود کنین.
میتونین از اینجا دانلود کنین.