Visual Alchemist
2.21K subscribers
1.9K photos
18 videos
241 files
208 links
بیشتر در مورد چیزهایی که دوست دارم و سرم بهشون گرم بوده حرف می‌زنم + نسخه‌ی دیجیتال کارهام که توی پیجم می‌ذارم.

https://instagram.com/hoseinghazii_?igshid=MzMyNGUyNmU2YQ==

همیشه هم می‌تونین برای صحبت و هر سوالی که داشتین بهم پیام بدین.
@hoseinghazi
Download Telegram
در مورد گیم‌پلی هم باید بگم توی خیلی از مسائل، مخصوصا مکانیک‌ها، کاملا تکراریه. یعنی شما از اول تا آخر بازی هیچ‌جایی کار خاص یا جدیدی نمی‌کنین. پازل‌ها عادی‌ترینن و خودِ کاراکتر‌ها هم dull کامله، هیچ کاری نمی‌کنه. اما از لحاظِ ساخت کاملا تمیزه. یعنی همون چیزی که می‌خواستن رو کامل در اوردن. حالا اون چیز واقعا برای بازی‌ای با این بودجه و اسم ضعیفه بحثش جداست.
1
ببینین، همینطور که بالاتر گفتم؛ تمامِ Enemyها تکرارین. شما یکم که جلو برین می‌بینین با تمامشون به عنوانِ "مرغ عروسی و عزا"‌ رفتار شده. روی زمین هستن، زیر خاک هستن، زیر آب هم هستن، حتی توی خرابه‌ها هم پیداشون می‌کنین. انگار فقط توی انجین عدد زدن و رندوم توی مپ ول شدن. خیلی سریع تکراری می‌شن، از انیمیت بگیرین تا روش شکست دادنشون تقریبا همیشه یکیه. بازی هم خساستی در مورد استفاده ازشون نداره، اینقدری هستن که تایمِ بازی رو ببرن بالا.

در مورد Boss فایت هم دوتا نکته هست که باید قبلش بگم.
این بازی بی‌نهایت آسونه. من اول روی سطح متوسط بازی کردم، اما اینقدر حوصله‌م رو سر برد که گذاشتمش آخرین درجه‌ی سختی. تنها تفاوتی که داره اینه که بینِ دوتا انیمیتِ باس‌ها تعداد فیلمِ کمتری فرصت برای زدنشون هست (که مهمم نیست).
مورد دوم هم سیستمِ آپگریدِ استلار بلیده که تقریبا وسط بازی کامل می‌شه و شما دیگه full power دارین همه رو له می‌کنین.

هیچ باس فایت به یاد موندنی‌ای نیست. تقریبا همونقدر بی‌روحه که بقیه‌ی بخش‌ها بی‌روحن. شما توی حدودِ ۱۰ ساعت اول فقط یک بار باس‎‌فایتی رو دارین که به نوعی مربوط می‌شه به داستان. بقیه‌ش فقط زدن چیزهاییه که اونجان چون دولوپرها نمی‌دونستن چی اونجا بذارن.
5
و مهم‌تر از همه، اینکه چرا واقعا استلاربلید با وجودِ داشتن فرمول برنده شدن اینقدر اشتباه پیش رفته. من واقعا کاری به نظر منتقدها ندارم، همشون پول می‌گیرن و الکی حرف می‌زنن. بازی استلار بلید من رو وحشتناک ناامید کرد.

ببینین، به نظرم الهام گرفتنش از چهارتا چیز خیلی واضحهه:
NieR
Battle Angel Alita
Eden: It’s an Endless World!
Abara
4
دنیا و دیزاینِ هر چهارتای این‌ها خیلی نزدیکن به چیزی که توی استلار بلید بود. اما بر خلاف تمام اون‌ها، این بازی استلار بلید درکِ درستی از ژانرش نداشت. درسته که هر چهارتا خشونت زیادی دارن، اما بخش بزرگیشون شخصیت‌ها ساکتن و توی دنیای بزرگِ مُرده‌ی اطرافشون دارن حرکت می‌کنن. دنیایِ اطرافشون اهمیت رو می‌سازه، به مرور مخاطب رو مجبور می‌کنن که اهمیت بده. اما استلار بلید شبیه این بود که تصور کرده چون هایپِ رسانه‌ای داره مردم به صورت دیفالت بهش اهمیت می‌دن. تا لحظه‌ی آخر حتی یک بار هم "تلاش" نکرد برای جذب مخاطبش (به کمک داستان) چون تصور می‌کرد مخاطب جذب شده.
دقیقا بر خلاف این چهارتا که همشون تا لحظه‌ی آخر هم دارن سعی می‌کنن ترکیبی از ساختار ادبی دقیق، دنیاسازی و روایت رو نگه دارن.
5
در کل، حیف این همه وقت که منتظرش بودم و حیفِ ذوقم برای تجربه کردنش. این بازی هم مثل بقیه‌ی آثار اختصاصی سونی توی یک دهه‌ی اخیر ارزش چندانی نداشت و بیشتر توی بحث رسانه و هایپ برنده شد.

اگه بخوام یکم منصف باشم، باید اشاره کنم که بازی از لحاظ بصری زیبائه و اگه به تکراری شدن حساس نباشین احتمالا یکم لذت ببرین. انیمیت‌ها خیلی روون و قشنگن. بازی پرفرمنسِ خوبی روی پی‌سی داره و خوب پورت شده. موسیقی متنِ بسیار بسیار قشنگی هم داره.
8
امروز بعد از چهار/پنج ماه دوباره تونستم آیکونِ بازی‌هام رو درست کنم تا همشون مرتب بشن.

خلاصه که بیشترشون بازی‌هایین که قبل دانلود در موردشون تحقیق کردم (در حد توانم با این وضعیت فعلی)، اگه حس می‌کنین سلیقه‌مون نزدیکه با خیال راحت برین سراغشون.
13
Abara (2005)

دیشب که در مورد Abara نوشتم فکر کردم بد نباشه یه سری بهش بزنم، توی مقیاسِ مانگاها نسبتا کوتاهه (حدود ۴۰۰ صفحه) و خوندنش وقت نمی‌گیره.
راستش به همون خوبی‌ای بود که انتظار داشتم، همیشه وقتی از تسوتمو نیهی مانگا می‌خونم انتظار دارم که کمتر شگفت‌زدم کنه چون اصولا تمایلی به تغییر استایل و جزئیات کارهاش نداره و تقریبا تمامشون شبیهن، اما هر بار اشتباه می‌کنم و واقعا تحت تاثیر قرار می‌گیرم. نوع داستان‌گویی (کمترین توضیحات) و دنیاسازی (soft world building) واقعا خوبه، نمی‌خواد که خواننده‌ی مانگا کامل بدونه چه خبره و چی شده؛ چون همیشه وسطِ یک داستان بزرگ‌تر رو به تصویر می‌کشه و ما فقط بیننده‌ی اتفاقاتی هستیم که خارج از تصورن.
7
Forwarded from Seraphic diaries (Faats𓅚)
🫧🐠🐟🐬
16
دیگه همه‌ی دوست‌هام از علاقه‌ی من به B Movieهای دهه‌ی هفتاد تا نود خبر دارن، تقریبا هر وقت زمانِ خالی داشته باشم و بخوام فیلم ببینم این نوع از فیلم انتخابِ اولمه. چون هم فانه (متوجهن مخاطب چی می‌خواد) هم معمولا به خاطرِ ذاتِ فیلم که بودجه‌ی کمی داره به سمت تجربی بودن حرکت می‌کنن. شما فقط توی همین فیلم‌ها و انیمه‌ها شانس دیدن ترکیبِ دو/سه‌تا ژانر تقریبا بی‌ربط رو دارین.

روز‌های اول جنگ فیلم Q رو دیدم، به جرئت می‌گم که افتضاح بود ولی واقعا بهم خوش گذشت موقع دیدنش (جز اون بخش که صدبار بلند شدم چون صدای انفجار و جت میومد). یک ترکیب خیلی خوبیه از نئو-نوآر، هیولایی، وحشت و جنایی/پلیسی که کل روایتش توی خرده‌پی‌رنگ‌هاش داره می‌گذره و اتفاقا توی داستانشم خیلی سریع گند می‌زنه و مجبور می‌شه همون خرده‌پی‌رنگ‌هاش رو رها کنه. اما تهش ایده و دنیای داستان اونقدری جالب بود که تا آخرِ فیلم من رو نگه داشت.

در کل اگه دنبال یه فیلمِ دهه هشتادی ارزون می‌گردین که اژدهای خوبی هم داشته باشه همین فیلم کارتون رو راه میندازه.
4
من این مدت داشتم روی آناهیتا ایزد بانوی آب های شیرین کار میکردم و گفتم اینجا بذارمش
با تشکر ویژه از Zed که خیلی کمک کرد توی طراحیش🥹❤️
28