Visual Alchemist
2.22K subscribers
1.9K photos
18 videos
241 files
208 links
بیشتر در مورد چیزهایی که دوست دارم و سرم بهشون گرم بوده حرف می‌زنم + نسخه‌ی دیجیتال کارهام که توی پیجم می‌ذارم.

https://instagram.com/hoseinghazii_?igshid=MzMyNGUyNmU2YQ==

همیشه هم می‌تونین برای صحبت و هر سوالی که داشتین بهم پیام بدین.
@hoseinghazi
Download Telegram
این چند روز تقریبا تمامِ وقت آزادی که برای بازی کردن داشتم رو گذاشتم برای Inscryption و بالاخره تمومش کردم. عجب بازی‌ای بود! خیلی از این دیدی که به کارت گیم داشت خوشم اومد، تا الان هیچ بازی‌ای که اینقدر محوریتش روی قربانی کردن کارت‌ها باشه ندیده بودم اتفاقا همین مکانیکش بود که بازی رو بالا نگه داشته.

به طور کلی از لحاظ اعتیادآوری و دیدی که به کل قضیه‌ی داستان‌گویی به کمک کارت و یکسری جمله‌ی کوتاه داشت واقعا خوب بود. بعد خیلی جاها داستان حالت متا پیدا می‌کرد، یعنی مشخص نبود شخصیتی که ما کنترل می‌کنیم شخصیت اصلیه، یا در اصل اونی که وقتی شکست می‌خوریم می‌بینیم رو داریم کنترل می‌کنیم یا حتی خودمون (به عنوان پلیر) یک کارتیم. به شدت این نوآوریش توی روایت درگیرم کرد، متاسفانه توی هیچ بازی دیگه‌ای ندیده بودمش.

و من شک ندارم بالاترو خیلی تحت تاثیرِ این بوده، مشخصه کامل.
13
اگه از من بپرسین بهترین فیلمی که دیدی چیه، من فقط به یک روز تابستونی سالِ ۹۷ فکر می‌کنم که من و سه نفر دیگه قسم خوردیم تا آخر عمرمون برای این سوال یک جواب رو بدیم: شرکِ یک.

ما اگه خیلی اصرار کنین و گولم بزنین قطعا بهتون جواب واقعی رو می‌گم، چیزی که اعتقاد دارم کل تاریخِ هنر داستانِ اینه که چطور ما به این نقطه رسیدیم که فیلمی شبیه به این رو داشته باشیم. فیلمی که من، مسیرم، طرز فکرم و زندگیم رو حسابی عوض کرد: شرک دو.

قطعا شرک دو بهتر از یک بود، یکی از زیباترین چیزهایی که دیدم و هنوز هم باعث می‌شه گریه‌م بگیره (سر اون بیسکوییته حمله عصبی دارم هر بار).
24
اما اگه واقعا اصرار کنین، منم بهتون اعتماد داشته باشم و همش نگم "نه من از سینما هیچی حالیم نیست" یا "من واقعا از فیلم دیدن خوشم نمیاد" تا از زیر صحبت در برم.

و بیام، نه به عنوان اونی که دوست دارم باشم (کسی که از سینما هیچی نمیدونه)، بلکه به عنوان یکی که بیشتر عمرش رو به فیلم دیدن گذرونده و عادت داره همیشه در مورد سینما مطالعه کنه، جوابتونو بدم (عجب جمله بندی افتضاحی دارم). باید بگم من بین این چند هزار فیلمی که دیدم نهایتا ۶ تا فیلم بی‌نقص توی ذهنم دارم. منظورم از بی‌نقص هم اینه که داستان، ساختار، بازی‌ها، دیالوگ و هر چیزی که توی اون فیلم هست از نظر من نمی‌تونستن از این بهتر بشن. الزاما این فیلم‌ها بین مورد علاقه‌هام نیستن، حتی یکیشون بین معدود آثار هنری‌ایه که من ازش متنفرم.

اما مشخصا دوست داشتن و نداشتنِ من هیچ تاثیری روی واقعیت نداره. صرفا از حسودی و حسرتم میاد که می‌دونم من نمی‌تونم هیچ‌وقت یک کارِ بی‌نقص داشته باشم.
8
این همه گفتم تا به این برسم که فیلم مرگ یزدگرد از بیضایی یکی از همون معدود آثار بی‌نقصه. هر چیزی بگم قبلا گفته شده، به هر زبانی سرچ کنین مقاله و کتاب در موردش هست. تنها چیزی که می‌تونم بگم اینه که برخلافِ بحث بازیگری، توی کارگردانی سوییچ کردن از تئاتر به سینما بسیار پیچیدست. تقریبا هر بار این اتفاق افتاده ما توی استایلِ کارگردانی یک خشکی افتضاحی رو داریم. اما اینجا بیضایی به حدی خوب تمام ابعادِ یک فیلم رو درک کرده که کاملا سوییچ کرده از تئاتر به سینما، چیزی که واقعا (حداقل از نظر من) نزدیک به غیرممکنه.
22
بخش دردناکش اینه که خیلی از هنرمندهای بزرگ واقعا جایگزین شدن. نه به اون معنایی کلاسیک که یک جایی هست، خالی میشه و یک نفر می‌شینه. بیشتر به این معنا که یک مسیریه، یک نفر تا یک جایی رفته و نفرِ بعدی ادامه‌ی اون مسیر رو می‌ره. اما توی ایران ما تا حدودی برگشتیم اوایل مسیر، همه مجبوریم که از صفر (و زیرِ صفر) شروع کنیم چون مشخصا اون وسط سوراخ‌های بزرگی بوده که اجازه نداده کسی به نفرات قبلی برسه و مسیر رو ادامه بده. مرگِ بیضایی حداقل برای شخص من فقط به معنی مرگِ یک نفر نیست، به معنی اینه که یک نفر که اتفاقا خیلی توی اون مسیرِ هنر و ادبیات جلو رفته بود رو از دست دادیم و کسی هم اون اطراف نبوده و نیست که حالا بخواد اون مسیر رو جلوتر ببره و از اون جلو به سمت ما داد بزنه و خبر بده که ما هم یه چیزی بفهمیم. حتی بعید می‌دونم کسی توی چند فرسخی اونجایی باشه که بیضایی بهش رسیده بود.

این مرگ تموم شدن یک دوران مهم از تاریخ فرهنگ و هنر و ادبیاتِ ایرانه. من شک دارم که حداقل توی نسلِ فعلی ریکاوری بشه. من مطمئنم که یک روزی یک نفری میاد که از بیضایی هم توی این مسیر جلوتر می‌ره، اما هر لحظه که از زندگیم می‌گذره بیشتر مطمئن میشم که به عمرِ بنده و شماهایی که می‌خونین این اتفاق قد نخواهد داد. ما اونو نمی‌بینیم.

ولی خب چیکار می‌شه کرد جز امیدوار بودن؟
23
این هفته شروع کردم Requiem Vampire Knight رو بخونم، تا اینجا (وسط جلد سومم) دوستش داشتم. دقیقا همون افراط و زیاده‌روی‌ای که انتشار داشتم رو دارم داخلش می‌بینم. همه چیز زیادی خشنه، خط قرمزی برای داستان نداره و هر چیزی که حس کرده باید بیاره رو اورده، دست روی تمام تابوهای گذاشته و کلا خیلی "زیادیه" کمیکش. یعنی خیلی جاها اینطوریم که واقعا می‌تونست یکم جزئیات رو کمتر کنه یا نیازی نیست این همه خون ریخته بشه روی کل صفحه، اما خب دلشون خواسته و انجام دادن و کلا هویتِ کمیک هم همینه.

خیلی بستگی داره جلوتر پیش بره، الان از ۱۲ جلد ۳ تا رو تقریبا خوندم. اگه همینطوری که شروع شد باشه و دنیاسازیش رو خوب پیش ببره، حدس می‌زنم بره بین کارهای خون‌آشامی مورد علاقم. چون کم پیش میاد سای‌فای/فانتزی خوب که محوریتش خون آشام‌ها باشه گیرم بیاد و همون بارِ قبلی که توی Blindsightخوندم خیلی خوشم اومد.

از همین تیم/انتشارات قبل Black Moon Chronicles رو هم خوندم. اگه از ظاهر این کمیک خوشتون میاد باید بگم اون حتی چند پله بهتر بود.
14
از حدود یک سال پیش که Absolum رو توی توییتر دیدم تا همین اکتبر که اومد همش توی فکرش بودم که زودتر بیاد و برم سراغش. ولی خب بعد دانلود کردن فراموشش کرده بودم تا همین امروز که دنبال بازی جدید بودم و رفتم سراغش. خیلی خلاصه بهتون بگم؛ امروز حدود ۲.۵ ساعت بازی کردم و حدس می‌زنم همین امشب پاکش کنم از روی سیستمم.

داستانش عالیه، یعنی از لحاظ درست کردن IP و روایت کارشون حرف نداره و به نظرم این اصلی‌ترین دلیلِ موفقیتشون هم هست. مگه چندبار دیدین قبل از اینکه یک بازی ریلیز بشه انیمیشنش رو تائید کنن؟ طراحی بازی بی‌نظیره، یعنی بین چشم‌نوازترین‌های این چند ساله، از محیطش گرفته تا طراحی کاراکتر همه چیز بی‌نقصه. افکت‌های صوتی، موسیقی (بعد در موردش جدا می‌نویسم)، داستان و... همشون بهترین حالتی هستن که می‌تونستن باشن. یعنی من ایده‌ای ندارم چطور این‌ها می‌تونستن بهتر بشن.

اما گیم پلی افتضاحهه! یعنی من زورمو زدم، نه اینکه نخوام، کلا بازی کردنش به شدت اذیت کنندست. بازی سعی کرده ۲.۵ بعدی باشه توی حرکات ولی سر همین موضوع کل کار خراب شده. تقریبا مکانیک اصلی بازی قابل استفاده نیست. شما با انمی‌های مختلفی رو به رو می‌شین، مشخصا هدف بازی اینه که مثل Hades سریع باشه و بشه حرکات مختلف رو زد. اما تقریبا نود درصد وقت‌ها سر hit box اشتباه ضربه‌ها نمی‌خورن یا انیمیشن‌ها به حتی تیک دارن و کند هستن که تجربه‌ی بازی کردن Absolum رو افتضاح کرده.

حیف شد واقعا، من آماده بودم که طرفدار سفت و سخت این بازی بشم. اما نشد و نتونستم از بس اصلی‌ترین چیز، گیم پلی، بد بود. با توجه به نقدهایی که خوندم تقریبا همه همین مشکل رو داشتن. امیدوارم در آینده این رو حل کنن، چون خود بازی پتانسیلشو داره که یکی از خوب‌های این نسلِ ایندی بشه.
6
The Cosmic Beast (From Absolum)
Motoi Sakuraba
این بازی امتیازِ موسیقی متن رو کامل می‌گیره. آهنگساز اصلیش که گرث کوکره، یکی از موردعلاقه‌هام که برای خیلی از بازی‌های خوب ایندی این ده سال آهنگ ساخته. میک گوردن (ِDoom) یک ترک کامل رو داره و آهنگسازِ همراهِ چندتای دیگه‌ست. یوکا کیتامارو (الدن رینگ) و موتوی ساکورابا (دارک سولز) هم توی موسیقی متن این بازی مشارکت داشتن.

یعنی همینطور می‌تونین برین آلبوم موسیقی Absolum رو گوش کنین و کلی کار متنوع بشنوین که همشونم خوبن. من مطمئنم قراره خیلی برم سراغش و گوش کنم.
4
این چند روز دست و دلم خیلی به کار نمی‌ره (دروغ چرا، با این وضعیت همه چیز رو هوائه. وگرنه کار زیاد بود و هست) و نشستم چندتا بازی رو تست کردم. چهارتای اول ارزش وقت گذاشتن رو نداشتن اصلا، اما این Knock on the Coffin Lid حسابی درگیرم کرد. یه بازی Adventure Card-Game خیلی فانه که اصلا انتظارشم نداشتم خوشم بیاد. توی نگاهِ اول تصور کردم یه کپی دیگه از Slay the Spire رو قراره تجربه کنم، از لحاظ ساختار کلی هم نزدیکن ولی توی جزئیات اینقدری متفاوت (و بهتر) بود که خیلی جدیش بگیرم.

داستانش هم سادست، کنترل یک انسان رو داریم که توسط یک خون‌آشام دوباره زنده می‌شه، ازش می‌خواد که بره و انتقامش رو بگیره. شخصیت اصلی باید توی دنیای داستان بره جلو و دنیا رو کشف کنه تا به جواب سوال‌هاش برسه. به نظرم بیشتر از اینکه تمرکزش روی استراتژی باشه، روی اون بُعد ماجراجویانشه و اتفاقا همین هم باعث شده من بهش علاقه داشته باشم. یکی از غنی‌ترین دنیاهای بازی توی کارهای ایندی رو داره و در کل بیشتر دوست دارم در مورد همین صحبت کنم.

چون مشخصا اگه بخواین از گیم‌پلی خبردار بشین بهتره برین یوتیوب، من نمی‌تونم با متن گیم‌پلی رو درست توضیح بدم XD
7