من دیشب آرت بوکش رو پیدا کردم و گفتم "متن زیادی نداره، این یک ساعتِ قبل خواب هم که به جایی نمیرسه" و نشستم کلش رو خوندم. ببینین یه چیز جالبی توی این آرت بوک (و کلا آرت بوکها) هست. شما میتونین راحت بفهمین که مسیرشون چهقدر سخت بوده و چه میزانی گند زدن. خیلی از آرتبوکهای اون بیرون الکی اومدن چون با پابلیشر قرارداد داشتن که آرت بوک بدن. خیلیای دیگه هم هستن که نشستن آرت زدن برای آرت بوک، چون کانسپتهایی که نشون میدن بیشتر از حد تمیزه و من میدونم پایپلاینشو درست در نیورده بودن، وقتی تموم شده زدن.
اما یک دستهی سومی هم هست که توی تهیهی و تولید کار عالی بودن، نیازی به دروغ گفتن هم نداشتن. شما وقتی Doom: The Dark Ages رو بازی کنین متوجه میشین که انسجامش عالیه، از level design تا محیط همشون توی یک چارچوب دقیق قرار گرفتن، بازی هیچجایی ریتمشو از دست نمیده و از اون مهمتر ویژوالش هم منسجمه. این چیزیه که من الان که دارم بازی درست میکنم متوجهم که چهقدر سخته. یعنی سازندهها حتی قبل از پیشتولید محدودیتها رو مشخص کرده بودن، پایپلاین هر چیزی واضح بوده و نیازی به ادیت نداشته. هر کسی که روی کوچکترین چیزی کار میکرده صددرصد میدونسته که چی نیازه، چی باید آماده کنه و تا کجا میتونه خلاقیت نشون بده.
این دلیلیه که حس کردم باید در مورد کارگردانی و مدیریت پروژهی Doom صحبت بشه. من اصلا یادمم نیست آخرین بار کدوم بازیای اینقدر تمیز و دقیق همه چیز رو درست در اورده بود و البته لازمه بگم اینکه میگم توی این موارد خیلی موفق بوده، به این معنی نیست که بهترین بازی امساله یا بینقصه، صرفا توی این بخش میتونم بگم بهتر از چیزهایین که الان شانس دیدنشون داریم.
اما یک دستهی سومی هم هست که توی تهیهی و تولید کار عالی بودن، نیازی به دروغ گفتن هم نداشتن. شما وقتی Doom: The Dark Ages رو بازی کنین متوجه میشین که انسجامش عالیه، از level design تا محیط همشون توی یک چارچوب دقیق قرار گرفتن، بازی هیچجایی ریتمشو از دست نمیده و از اون مهمتر ویژوالش هم منسجمه. این چیزیه که من الان که دارم بازی درست میکنم متوجهم که چهقدر سخته. یعنی سازندهها حتی قبل از پیشتولید محدودیتها رو مشخص کرده بودن، پایپلاین هر چیزی واضح بوده و نیازی به ادیت نداشته. هر کسی که روی کوچکترین چیزی کار میکرده صددرصد میدونسته که چی نیازه، چی باید آماده کنه و تا کجا میتونه خلاقیت نشون بده.
این دلیلیه که حس کردم باید در مورد کارگردانی و مدیریت پروژهی Doom صحبت بشه. من اصلا یادمم نیست آخرین بار کدوم بازیای اینقدر تمیز و دقیق همه چیز رو درست در اورده بود و البته لازمه بگم اینکه میگم توی این موارد خیلی موفق بوده، به این معنی نیست که بهترین بازی امساله یا بینقصه، صرفا توی این بخش میتونم بگم بهتر از چیزهایین که الان شانس دیدنشون داریم.
❤7
چیز دیگهای که برام جالب بود هم اینه که Doom بالاخره توی این بازی یه داستان آبرومندانه داره. من ۱۷ چپتر از ۲۲ چپترِ بازی رو تموم کردم و حدس میزنم یه شب بیکار باشم تمومش کنم. داستانِ قبلیها حتی به این نزدیک هم نمیشدن از لحاظ گیرایی و "درست" بودن. مثلا برای Doom Eternal من میدیدم که یکسری جاها داستان رو بردن یک سمت چون حس کردن باید یک مکانیک خاص رو توضیح بدن. اما اینجا کات سینها بیشتر از ۲ دقیقه نمیشن، هر چیزی که نیازه توضیح میدن و توی همون میزان کم کل اطلاعاتی که (احتمالا خودشون داشتن)رو میگن. نه مثل قبلیاس که حس کنه باید همه چیز رو بگه و یه جایی داستان از کنترلش در بره، نه اونقدر گنگه که معنی نده.
سازندهها داستان و دنیاسازی رو درست فهمیدن، اینقدری که من هایپ شدم برم کتابهای قدیمی Doom که دهه ۹۰ اومدن رو بخونم. میدونم قراره ناامیدم کنن.
سازندهها داستان و دنیاسازی رو درست فهمیدن، اینقدری که من هایپ شدم برم کتابهای قدیمی Doom که دهه ۹۰ اومدن رو بخونم. میدونم قراره ناامیدم کنن.
❤12
این مدت هم خیلی کند دارم کتاب Between Two Fires رو میخونم. اگه یکم وقتم آزادتر بود احتمالا تا الان تمومش کرده بود از بس برام جالبه. کتاب به طور واضحی تحت تاثیر کانسپتِ Doom نوشته شده و اون جنگ بین بهشت و جهنم رو خوب نشون داده، حتی نقش اصلی هم کموبیش همون حس Doom Guy رو داره. فضا و ستینگ هم که قرون وسطای فرانسهس (که تاثیرش توی Doom واضحه).
یکم برام عجیبه که تا الان ترجمه نشده، حدس میزنم سانسور بخوره اما نه اونقدری که کامل نابود بشه. توی وضعیتی که هایپریون رو یکسریا چاپ میکنن دیگه Between Two Fires چیزی ندارهXD
هنوز تمومش نکردم، اما اینقدری خوب هست که از الان پیشنهادش کنم.
یکم برام عجیبه که تا الان ترجمه نشده، حدس میزنم سانسور بخوره اما نه اونقدری که کامل نابود بشه. توی وضعیتی که هایپریون رو یکسریا چاپ میکنن دیگه Between Two Fires چیزی ندارهXD
هنوز تمومش نکردم، اما اینقدری خوب هست که از الان پیشنهادش کنم.
❤11
من الان داشتم کتاب Comics as a Nexus of Cultures رو میخوندم (بسیار عالیه، اگه تونستین برین سراغش) و رسیدم به یه فصلی که داشت مواجه شدن ترکیه با کمیکهای ابرقهرمانی رو توضیح میداد. ظاهرا دههی ۶۰ و ۷۰ میلادی توی ترجمه ما یکسری B movies با بودجهی بسیار کم داشتیم که اقتباسِ ترکی از آثار محبوب غربی بودن. این فیلمها به حدی بودجهی کمی داشتن که خیلی از دکورها مال فیلمهای دیگه بودن و یکسری جاها صحنههای فیلمهای خارجی رو کات میزدن و توی فیلمهاشون میذاشتن.
مثلا فلش گوردن توی ترکیه تبدیل میشه به شخصیتی به اسم «بایتکین» که محبوبیت خوبی هم داشته. متاسفانه الان نتونستم لینکهای درست و خوب رو پیدا کنم برای فیلمها، اما توی لیستم گذاشتم که برم سراغشون. حدس میزنم خیلی خوشم میاد.
تصویر: فیلم Dünyayı Kurtaran Adam که سال ۱۹۸۲ میاد. نسخهی ترکی استاروارز که...یکمم تحت تاثیر بروس لی بوده.
مثلا فلش گوردن توی ترکیه تبدیل میشه به شخصیتی به اسم «بایتکین» که محبوبیت خوبی هم داشته. متاسفانه الان نتونستم لینکهای درست و خوب رو پیدا کنم برای فیلمها، اما توی لیستم گذاشتم که برم سراغشون. حدس میزنم خیلی خوشم میاد.
تصویر: فیلم Dünyayı Kurtaran Adam که سال ۱۹۸۲ میاد. نسخهی ترکی استاروارز که...یکمم تحت تاثیر بروس لی بوده.
❤7
Comics_as_a_Nexus_of_Cultures_Essays_on_the_Interplay_of_Media,.pdf
7.8 MB
Comics as a Nexus of Cultures: Essays on the Interplay of Media, Disciplines and International Perspectives - 2010
McFarland
خیلی کتاب جالبیه. فقط ایکاش یک ادیتشن جدیدتر هم ازش میومد چون از ۲۰۱۰ تا الان مفهوم کمیک، اقتباس از کمیک و ابرقهرمانها کاملا عوض شده. با این حال جستارهایی که داره اطلاعات خوبی دارن که خیلیاشو نمیدونستم.
McFarland
خیلی کتاب جالبیه. فقط ایکاش یک ادیتشن جدیدتر هم ازش میومد چون از ۲۰۱۰ تا الان مفهوم کمیک، اقتباس از کمیک و ابرقهرمانها کاملا عوض شده. با این حال جستارهایی که داره اطلاعات خوبی دارن که خیلیاشو نمیدونستم.
❤2
سلام! امیدوارم حالتون خوب باشه.
هفتهی دیگه ما توی کنسرت هال سیتی سنترِ اصفهان قراره یه اجرای بزرگ داشته باشیم. کل اجرا هم نسخهی ارکسترال قطعات مورد علاقمون از تاریخ انیمیشن، انیمه و گیمه.
حدس میزنم اگه ذرهای علاقه داشته باشین به این سهتا موردی که گفتم قراره خیلی از این اجرا لذت ببرین. کموبیش شبیهِ اجرای قبلیه (از کسایی که اومده بودن بپرسین در موردش، فکر کنم همه راضی بودن)، تلاشمون بر اینه که همزمان بخش شنیداری و ویژوال رو به بهترین شکل اجرا کنیم، اون تجربهای که ساخته میشه برامون ارزشمنده.
از اینجا میتونین بلیت بخرین. حدس میزنم خیلی سریع پر بشه، اگه قصد اومدن دارین بهتره همین یکی دو روز آینده بخرین.
اگه بتونین هم این رو اینجا یا توی اینستاگرام به اشتراک بذارین عالی میشه، خیلی کمک میکنین به اینکه ارکستر پا بگیره و اجراهای بیشتری بذاریم.
هفتهی دیگه ما توی کنسرت هال سیتی سنترِ اصفهان قراره یه اجرای بزرگ داشته باشیم. کل اجرا هم نسخهی ارکسترال قطعات مورد علاقمون از تاریخ انیمیشن، انیمه و گیمه.
حدس میزنم اگه ذرهای علاقه داشته باشین به این سهتا موردی که گفتم قراره خیلی از این اجرا لذت ببرین. کموبیش شبیهِ اجرای قبلیه (از کسایی که اومده بودن بپرسین در موردش، فکر کنم همه راضی بودن)، تلاشمون بر اینه که همزمان بخش شنیداری و ویژوال رو به بهترین شکل اجرا کنیم، اون تجربهای که ساخته میشه برامون ارزشمنده.
از اینجا میتونین بلیت بخرین. حدس میزنم خیلی سریع پر بشه، اگه قصد اومدن دارین بهتره همین یکی دو روز آینده بخرین.
اگه بتونین هم این رو اینجا یا توی اینستاگرام به اشتراک بذارین عالی میشه، خیلی کمک میکنین به اینکه ارکستر پا بگیره و اجراهای بیشتری بذاریم.
❤16
این هفته به خودم گفتم بهتره یه کتاب در مورد گرافیکِ هند بخونی (دلیلشو نمیدونم) و الان این کتاب تموم شد. متاسفانه واقعا کتاب مزخرفی بود (India Bazaar-Vintage Indian Graphics) و تقریبا توی متنش هیچ چیزِ قابل توجهی پیدا نکردم. اما تصاویر خوب بودن. مخصوصا اینکه هنرِ اسلامیِ هند رو هم داشت. به طور کلی چند وقتی هست که فکر میکنم چه قدر دلم میخواد یه تصویرسازی/پوستر توی استایلی که معمولا هند و پاکستان دیده میشه انجام بدم، حداقل برای خودم نوستالژیه و حدس میزنم جالب هم باشن.
شاید مهمترین چیزی که ازش فهمیدم اینه که بخش بزرگی از هنرِ مذهبیای که بچگیهام میدیدم و روی دیوارِ خونهی همه بود، به نوعی شبیهه به این آرت استایلِ هندی که در اصل یک گرافیکِ هندوئیستیه. حدس میزنم این زیبایی شناسی بینِ دههی ۶۰ تا اوایل ۸۰ توی ایران متداول بود، بعدش هم دیگه ندیدم جایی نمونههای جدید ازش اجرا بشن. خیلی دوست دارم بدونم این از کجا اومد و کجا رفت.
شاید مهمترین چیزی که ازش فهمیدم اینه که بخش بزرگی از هنرِ مذهبیای که بچگیهام میدیدم و روی دیوارِ خونهی همه بود، به نوعی شبیهه به این آرت استایلِ هندی که در اصل یک گرافیکِ هندوئیستیه. حدس میزنم این زیبایی شناسی بینِ دههی ۶۰ تا اوایل ۸۰ توی ایران متداول بود، بعدش هم دیگه ندیدم جایی نمونههای جدید ازش اجرا بشن. خیلی دوست دارم بدونم این از کجا اومد و کجا رفت.
❤18