فکر کنم این چیزهایی که نوشتم بین معدود نوشتههاییه که برای تمام بخشهاش از رفرنس استفاده کردم تا مطمئن باشم دقیق در اومده. اگه دوست دارین بیشتر بدونین این منابع (کتاب و مقاله) رو استفاده کردم:
From Dickens to Dracula - Gothic, Economics, and Victorian Fiction - Gail Turley Houston (2005)
Gothic and Gender: An Introduction - Donna Heiland (2004)
The Biology of Horror: Gothic Literature and Film - Jack Morgan (2002)
The Philosophy of Horror Or, Paradoxes of the Heart - Noel Carroll (1990)
Horror Fiction in the 20th Century - Jess Nevins (2020)
Post-Horror: Art, Genre and Cultural Elevation - David Church (2020)
The House of Pain: The Island of Dr. Moreau and Post/Trans-Humanism Today - Elana Gomel (2023)
Evolution and Entanglement in H.G. Wells's The Island of Doctor Moreau - J. Glendening (2002)
Masculinity and Imperialism in The Island of Doctor Moreau - Scholarly Publishing Collective (1996)
The Gothic Uncanny as Colonial Allegory in The Island of Doctor Moreau - Mason Harris (2018)
Exotic Animals and Beastly Men in The Island of Doctor Moreau - P. Taneja (2013)
From Dickens to Dracula - Gothic, Economics, and Victorian Fiction - Gail Turley Houston (2005)
Gothic and Gender: An Introduction - Donna Heiland (2004)
The Biology of Horror: Gothic Literature and Film - Jack Morgan (2002)
The Philosophy of Horror Or, Paradoxes of the Heart - Noel Carroll (1990)
Horror Fiction in the 20th Century - Jess Nevins (2020)
Post-Horror: Art, Genre and Cultural Elevation - David Church (2020)
The House of Pain: The Island of Dr. Moreau and Post/Trans-Humanism Today - Elana Gomel (2023)
Evolution and Entanglement in H.G. Wells's The Island of Doctor Moreau - J. Glendening (2002)
Masculinity and Imperialism in The Island of Doctor Moreau - Scholarly Publishing Collective (1996)
The Gothic Uncanny as Colonial Allegory in The Island of Doctor Moreau - Mason Harris (2018)
Exotic Animals and Beastly Men in The Island of Doctor Moreau - P. Taneja (2013)
ResearchGate
(PDF) The House of Pain: The Island of Dr. Moreau and Post/Trans/ Humanism Today
PDF | H. G. Wells’ novel The Island of Dr. Moreau (1896) is a bleak critique of the Victorian notion that evolution can provide ethical or social... | Find, read and cite all the research you need on ResearchGate
❤14
این چند هفته وحشتناک درگیر بودم، از کنسرت دو هفتهی آینده (به محض اومدن مجوز اینجا مینویسم در موردش) بگیرین تا کنسرتِ دو ماه آینده و مشقای دانشگاه (نمیفهمم چرا اینقدر زیادن، واقعا تصور میکردم ارشد سبکتره) در کل به اون نقطهای رسیدم که تقریبا مصرفِ هنرم صفره.
تنها چیزی که از هفتهی پیش دارم و حس میکنم ارزش صحبت کردن داره اینه که Doom: The Dark Ages رو استارت زدم و خیلی داره بهم خوش میگذره. فکر کنم از سری Doom فقط یکی رو بازی نکرده باشم، اگه اشتباه نکنم کل Lore رو میدونم و شاید بزرگترین طرفدارش نباشم، اما همیشه ازش خیلی لذت بردم. به نظرم Doom دقیقا نمونهی کامل چیزیه که Rules of Cool رو درست درک کرده، کلا Doom بازی کردن حسی رو میده که خیلی کم تونستم تجربه کنم، برای من حداقل فقط با خود Doom این قضیه پیش میاد و حتی اسمی براش ندارم.
تنها چیزی که از هفتهی پیش دارم و حس میکنم ارزش صحبت کردن داره اینه که Doom: The Dark Ages رو استارت زدم و خیلی داره بهم خوش میگذره. فکر کنم از سری Doom فقط یکی رو بازی نکرده باشم، اگه اشتباه نکنم کل Lore رو میدونم و شاید بزرگترین طرفدارش نباشم، اما همیشه ازش خیلی لذت بردم. به نظرم Doom دقیقا نمونهی کامل چیزیه که Rules of Cool رو درست درک کرده، کلا Doom بازی کردن حسی رو میده که خیلی کم تونستم تجربه کنم، برای من حداقل فقط با خود Doom این قضیه پیش میاد و حتی اسمی براش ندارم.
❤8
من دیشب آرت بوکش رو پیدا کردم و گفتم "متن زیادی نداره، این یک ساعتِ قبل خواب هم که به جایی نمیرسه" و نشستم کلش رو خوندم. ببینین یه چیز جالبی توی این آرت بوک (و کلا آرت بوکها) هست. شما میتونین راحت بفهمین که مسیرشون چهقدر سخت بوده و چه میزانی گند زدن. خیلی از آرتبوکهای اون بیرون الکی اومدن چون با پابلیشر قرارداد داشتن که آرت بوک بدن. خیلیای دیگه هم هستن که نشستن آرت زدن برای آرت بوک، چون کانسپتهایی که نشون میدن بیشتر از حد تمیزه و من میدونم پایپلاینشو درست در نیورده بودن، وقتی تموم شده زدن.
اما یک دستهی سومی هم هست که توی تهیهی و تولید کار عالی بودن، نیازی به دروغ گفتن هم نداشتن. شما وقتی Doom: The Dark Ages رو بازی کنین متوجه میشین که انسجامش عالیه، از level design تا محیط همشون توی یک چارچوب دقیق قرار گرفتن، بازی هیچجایی ریتمشو از دست نمیده و از اون مهمتر ویژوالش هم منسجمه. این چیزیه که من الان که دارم بازی درست میکنم متوجهم که چهقدر سخته. یعنی سازندهها حتی قبل از پیشتولید محدودیتها رو مشخص کرده بودن، پایپلاین هر چیزی واضح بوده و نیازی به ادیت نداشته. هر کسی که روی کوچکترین چیزی کار میکرده صددرصد میدونسته که چی نیازه، چی باید آماده کنه و تا کجا میتونه خلاقیت نشون بده.
این دلیلیه که حس کردم باید در مورد کارگردانی و مدیریت پروژهی Doom صحبت بشه. من اصلا یادمم نیست آخرین بار کدوم بازیای اینقدر تمیز و دقیق همه چیز رو درست در اورده بود و البته لازمه بگم اینکه میگم توی این موارد خیلی موفق بوده، به این معنی نیست که بهترین بازی امساله یا بینقصه، صرفا توی این بخش میتونم بگم بهتر از چیزهایین که الان شانس دیدنشون داریم.
اما یک دستهی سومی هم هست که توی تهیهی و تولید کار عالی بودن، نیازی به دروغ گفتن هم نداشتن. شما وقتی Doom: The Dark Ages رو بازی کنین متوجه میشین که انسجامش عالیه، از level design تا محیط همشون توی یک چارچوب دقیق قرار گرفتن، بازی هیچجایی ریتمشو از دست نمیده و از اون مهمتر ویژوالش هم منسجمه. این چیزیه که من الان که دارم بازی درست میکنم متوجهم که چهقدر سخته. یعنی سازندهها حتی قبل از پیشتولید محدودیتها رو مشخص کرده بودن، پایپلاین هر چیزی واضح بوده و نیازی به ادیت نداشته. هر کسی که روی کوچکترین چیزی کار میکرده صددرصد میدونسته که چی نیازه، چی باید آماده کنه و تا کجا میتونه خلاقیت نشون بده.
این دلیلیه که حس کردم باید در مورد کارگردانی و مدیریت پروژهی Doom صحبت بشه. من اصلا یادمم نیست آخرین بار کدوم بازیای اینقدر تمیز و دقیق همه چیز رو درست در اورده بود و البته لازمه بگم اینکه میگم توی این موارد خیلی موفق بوده، به این معنی نیست که بهترین بازی امساله یا بینقصه، صرفا توی این بخش میتونم بگم بهتر از چیزهایین که الان شانس دیدنشون داریم.
❤7
چیز دیگهای که برام جالب بود هم اینه که Doom بالاخره توی این بازی یه داستان آبرومندانه داره. من ۱۷ چپتر از ۲۲ چپترِ بازی رو تموم کردم و حدس میزنم یه شب بیکار باشم تمومش کنم. داستانِ قبلیها حتی به این نزدیک هم نمیشدن از لحاظ گیرایی و "درست" بودن. مثلا برای Doom Eternal من میدیدم که یکسری جاها داستان رو بردن یک سمت چون حس کردن باید یک مکانیک خاص رو توضیح بدن. اما اینجا کات سینها بیشتر از ۲ دقیقه نمیشن، هر چیزی که نیازه توضیح میدن و توی همون میزان کم کل اطلاعاتی که (احتمالا خودشون داشتن)رو میگن. نه مثل قبلیاس که حس کنه باید همه چیز رو بگه و یه جایی داستان از کنترلش در بره، نه اونقدر گنگه که معنی نده.
سازندهها داستان و دنیاسازی رو درست فهمیدن، اینقدری که من هایپ شدم برم کتابهای قدیمی Doom که دهه ۹۰ اومدن رو بخونم. میدونم قراره ناامیدم کنن.
سازندهها داستان و دنیاسازی رو درست فهمیدن، اینقدری که من هایپ شدم برم کتابهای قدیمی Doom که دهه ۹۰ اومدن رو بخونم. میدونم قراره ناامیدم کنن.
❤12
این مدت هم خیلی کند دارم کتاب Between Two Fires رو میخونم. اگه یکم وقتم آزادتر بود احتمالا تا الان تمومش کرده بود از بس برام جالبه. کتاب به طور واضحی تحت تاثیر کانسپتِ Doom نوشته شده و اون جنگ بین بهشت و جهنم رو خوب نشون داده، حتی نقش اصلی هم کموبیش همون حس Doom Guy رو داره. فضا و ستینگ هم که قرون وسطای فرانسهس (که تاثیرش توی Doom واضحه).
یکم برام عجیبه که تا الان ترجمه نشده، حدس میزنم سانسور بخوره اما نه اونقدری که کامل نابود بشه. توی وضعیتی که هایپریون رو یکسریا چاپ میکنن دیگه Between Two Fires چیزی ندارهXD
هنوز تمومش نکردم، اما اینقدری خوب هست که از الان پیشنهادش کنم.
یکم برام عجیبه که تا الان ترجمه نشده، حدس میزنم سانسور بخوره اما نه اونقدری که کامل نابود بشه. توی وضعیتی که هایپریون رو یکسریا چاپ میکنن دیگه Between Two Fires چیزی ندارهXD
هنوز تمومش نکردم، اما اینقدری خوب هست که از الان پیشنهادش کنم.
❤11
من الان داشتم کتاب Comics as a Nexus of Cultures رو میخوندم (بسیار عالیه، اگه تونستین برین سراغش) و رسیدم به یه فصلی که داشت مواجه شدن ترکیه با کمیکهای ابرقهرمانی رو توضیح میداد. ظاهرا دههی ۶۰ و ۷۰ میلادی توی ترجمه ما یکسری B movies با بودجهی بسیار کم داشتیم که اقتباسِ ترکی از آثار محبوب غربی بودن. این فیلمها به حدی بودجهی کمی داشتن که خیلی از دکورها مال فیلمهای دیگه بودن و یکسری جاها صحنههای فیلمهای خارجی رو کات میزدن و توی فیلمهاشون میذاشتن.
مثلا فلش گوردن توی ترکیه تبدیل میشه به شخصیتی به اسم «بایتکین» که محبوبیت خوبی هم داشته. متاسفانه الان نتونستم لینکهای درست و خوب رو پیدا کنم برای فیلمها، اما توی لیستم گذاشتم که برم سراغشون. حدس میزنم خیلی خوشم میاد.
تصویر: فیلم Dünyayı Kurtaran Adam که سال ۱۹۸۲ میاد. نسخهی ترکی استاروارز که...یکمم تحت تاثیر بروس لی بوده.
مثلا فلش گوردن توی ترکیه تبدیل میشه به شخصیتی به اسم «بایتکین» که محبوبیت خوبی هم داشته. متاسفانه الان نتونستم لینکهای درست و خوب رو پیدا کنم برای فیلمها، اما توی لیستم گذاشتم که برم سراغشون. حدس میزنم خیلی خوشم میاد.
تصویر: فیلم Dünyayı Kurtaran Adam که سال ۱۹۸۲ میاد. نسخهی ترکی استاروارز که...یکمم تحت تاثیر بروس لی بوده.
❤7