Visual Alchemist
2.22K subscribers
1.9K photos
18 videos
241 files
208 links
بیشتر در مورد چیزهایی که دوست دارم و سرم بهشون گرم بوده حرف می‌زنم + نسخه‌ی دیجیتال کارهام که توی پیجم می‌ذارم.

https://instagram.com/hoseinghazii_?igshid=MzMyNGUyNmU2YQ==

همیشه هم می‌تونین برای صحبت و هر سوالی که داشتین بهم پیام بدین.
@hoseinghazi
Download Telegram
و یه چیز بی‌ربط

اگه طرفدار هری پاتر هستین بهتره پولتون رو جمع کنین برای چند ماه آینده🌚
25
Forwarded from Seraphic diaries (Faats𓅚)
کلاغ زال
37
من کتاب جزیره‌ی دکتر مورو از اچ.جی. ولز رو خوندم و الان وقتشه در مورد این کتاب و ادبیات گاثیک کلی حرف بزنم.
11
امروز دنبال نوشته‌های فارسی در مورد گاثیک گشتم. متاسفانه نه تنها کتاب خاصی در موردش چاپ نشده، حتی در حد پستِ وبلاگ هم در موردش مطلب به درد بخور نداریم و حدس می‌زنم اگه همینطور در مورد کتاب جزیره‌ی دکتر مورو حرف بزنم، حرف‌هام معنی خاصی نمی‌دن. پس بیایین اول یک مطلب طولانی از ریشه‌های گاثیک رو بخونین:
9
والتر بجت سال ۱۸۸۷ توی کتاب خیابان لومبارد: توصیفی از بازار پول می‌گه:

«وحشت» (Panic) دیگر معنای عمومی ترس را ندارد، بلکه به یک اصطلاح تخصصی اقتصادی تبدیل شده است.

این حرف مهمیه برای درک ادبیات گاثیک، چون دقیقا ریشه‌هاش برمی‌گرده به بخشی از تاریخ که ما باز-تعریف مفهوم وحشت رو داریم. دیگه ترس فقط از خشونت، زورگویی، فجایع طبیعی و... نبود و مفاهیم اقتصادی هم دخیل شده بودن توی وحشت بین عموم مردم.

اگه دقیق‌تر بهتون بگم، مفهومِ اقتصاد توی غرب همیشه گره خورده بود به "مدیریت خانه"، اقتصاد به زنان ربط مستقیم داشت و بخش بزرگی از این موارد مسئولیت اصلی زن‌ها بود. حالا تصور کنین که یک دفعه نظام سرمایه‌داری (به شکلی که الان می‌شناسیم) قدرت می‌‌گیره و خودتون می‌تونین حدس بزنین در ادامه چی می‌شه. زن‌ها حذف می‌شن، اقتصاد و معامله‌ها تبدیل می‌شن به چیزهای مردونه. حالا این خودش وصل می‌شه به یک چیز مهم‌تر، مفهوم "خانه" توی فرهنگ تغییر می‌کنه. خانه هم قبلا به صورت کلاسیک تهدید می‌شد، ممکن بود آتیش بگیره یا توی طوفان نابود بشه. اما الان به خاطر بدهی به بانک شما می‌تونین اون رو از دست بدین. تازه نظام سرمایه داری ازتون انتظار داشت که بیشتر روز خونه نباشین، حتی برین یک شهر دیگه تا کار کنین و پول در بیارین.

حالا این دوتا (از دست رفتن مقام زن و مسئولیتش/نابودی مفهوم خانه) رو بذارین کنار هم، بهش این رو هم اضافه کنین که بحران‌های اقتصادی توی فواصل کوتاهی پیش میومدن، در نتیجه "پول" شروع کرد به تغییر مفهوم. دیگه سکه و طلا حضور قدرتمندی نداشت، «اعتبار» (Credit) اقتصاد رو کنترل می‌کرد که نیروی پشتش باور و ایمان مردم بود. یک انسان توی اون دوران دیگه نمی‌تونست یکسری چیز مهم رو تشخیص بده. هویت افراد به خانواده، مکانِ زندگی، شغل و پولشون ربط داشت، اما اینا همشون تغییر کرده بودن و مردم زمان نیاز داشتن برای درک دوباره‌ی همه چیز.

تمام این‌ها دست به دست هم دادن تا ژانر گاثیک توی ادبیات به وجود بیاد.
10
حالا بیایین دوباره به "فرانکشتاین" نگاه کنین. خود ویکتور فرانکشتاین نمادی از سرمایه‌داریه، کسی که می‌خواد جای خدا رو بگیره و با «تولید نامحدود» و «میل سیری‌ناپذیر» گره خورده. هیولا هم شبیه جامعه‌ی اون دورانه، تکه‌هایی از اجساد مُرده که به زور بهم وصل شدن، بدون اینکه هدف بهش گفته بشه رها شده و با وجود قدرتِ زیادی که داره نمی‌تونه "واقعا" کار خاصی بکنه. درسته که خود ویکتور رو می‌ترسونه و حتی بهش آسیب می‌زنه، اما بهش بیشتر از هر چیزی وابسته‌ست و بدون اون هیچ معنی‌ای نمی‌ده.

حتی اگه رمان ویلت از شارلوت برونته رو در نظر بگیرین (به نظرم یکی از بهترین آثار گاثیک) باز همین قضیه به شکل متفاوتی وجود داره. لوسی اسنو (شخصیت اصلی) از طبقه‌ی متوسطه، می‌بینه که هیچ جایگاهی توی اجتماع نداره و حسابداره. کل کتاب درگیری لوسی با شغل و احساساتشو می‌بینیم که چطور سعی می‌کنه مثل یک "حسابدار" احساساتش رو سبک و سنگین کنه تا بتونه تحت کنترل نگهشون داره. دلیلشم خیلی سادست، اگه کنترلش نکنه جایگاهی که داره رو از دست می‌ده. از اون سمت توی کل داستان یک شبح می‌بینه که نمادی از اون جایگاه از دست رفته و حسرتِ زندگی‌ایه که می‌تونست داشته باشه. کلِ کتاب یک بازنمایی از بلاییه که این تغییرات سر زن‌ها (و انسان‌ها) میورده.

شکل دیگه‌ای که این رو می‌بینیم توی "دکتر جیکل و آقای هاید" از رابرت لوئیس استیونسونه. استیونسون نوشتن رو برای "پول" می‌دید و خودش رو شبیه یک دستگاه تولید داستان می‌دید. کسی که به شدت به خاطر رکودهای اقتصادی به خاک سیاه نشسته بود. اوایل کتاب جایی که آقای هاید یک دختر رو کشته، می‌ره خونه‌ی اون دختر و بهشون یک چک می‌ده. اون چک رو با اسمِ "دکتر جیکل" امضا می‌کنه و ما می‌بینیم که دکتر جیکل واقعی می‌شه چون که بانک این اسم و این هویت رو قبول کرده. این دیدگاهیه که اون موقع داشتن، اگه یک نفر "اعتبار" داره پس وجود هم داره. این کتاب خیلی خوب اون بحث کنترل جسم، ترس از ناخوشایندی (Uncanny) رو نشون می‌ده که جلوتر تبدیل می‌شه به یکی از پایه‌های اصلی گاثیک.
10
من موقع خوندن جزیره‌ی دکتر مورو به چندتا چیز خیلی دقت می‌کردم: ترس، ناخوشایندی، گسست از نظم عقلانی، و مواجهه با «دیگری»

به نظرم این پنج مورد ریشه‌ها و پایه‌های ادبیاتِ کلاسیک گاثیک به حساب میان. ما این الگو رو تقریبا توی تمام اون آثار می‌بینیم و دقیقا همون چیزیه که این ژانر رو می‌سازه.

چیزی که برام جالبه اینه که اچ.جی. ولز خیلی بهتر از هم نسل‌هاش این ترس (Panic) رو درک کرده و نشون داده. این کتاب از جامعه‌ی انگلیس فراتر رفته و داره در مورد مواجه‌ی این جامعه، اون حالت پرخاشگر و کنترل‌کنندش، با جوامع دیگه صحبت می‌کنه. داستان در مورد جزیره‌ای که دکتر مورو ساخته و توی اون با کمک علم حیوون‌ها رو شکنجه می‌ده، عمل می‌کنه و تغییر می‌ده تا تبدیل بشن به ترکیبی از انسان و حیوان. همین حیوان‌ها توی اکت سوم دکتر مورو و هر چیزی که داشته رو نابود می‌کنن و برمی‌گردن به هویتِ اصلی خودشون.

کل کتاب روی این درد و رنجی که حیوون‌ها تحمل می‌کنن تا تبدیل به "انسان" بشن تمرکز داره. از شکنجه، زجه زدن و تنفرشون از "اتاق درد" می‌گه. این من رو یاد رفتار اروپایی‌ها توی آسیا و آفریقا میندازه (بحثش طولانی و ناراحت کنندست). نظام سرمایه‌داری (دکتر مورو) هیچ‌وقت از واقعیت و هویت بقیه راضی نیست، با اینکه می‌دونه کارش در نهایت نتیجه‌ی دلخواه رو نمی‌ده باز هم انجامش می‌ده چون هدفش هر روشی رو منطقی جلوه می‌ده.

چیزی که برام جالبه اینه که "جزیره‌ی دکتر مورو" به راحتی هر چیزی که هم نسل‌هاش داشتن رو چند درجه خشونت آمیز‌تر می‌کنه. به جای یک بدنِ دست‌ساز (فرانکشتاین) یا هیبریدی (دراکولا)، با ده‌ها بدن مواجهیم. به جای اینکه بیگانه ریشه‌های خارجی داشته باشه در اصل یک ریشه‌ی آشنا (حیوانات) داره. مهم‌تر از همه، زمانی که این کتاب میاد دانشمندها اعتقاد جدی داشتن که با عمل، آموزش و علم می‌شه موجودات پَست‌تر (حیوانات-انسان‌ها با نژادهای دیگه) رو تبدیل به موجوداتی دارای شعور کرد که "حداقل" به عنوان بَرده و خدمتکار مناسبن.

این کتاب واقعا تمام اون تفکرات، ترس‌ها و کشمکش‌های دوران خودش رو داره خیلی خوب نشون می‌ده. موقع خوندنش داشتم فکر می‌کردم که شاید به جز قلعه‌ی حیوانات هیچ کتابی نیست که اینقدر واضح از نمادگرایی استفاده کرده باشه. مسئله این نیست که داستان سعی می‌کنه با فضاسازی من رو بترسونه، بیشتر در مورد اینه که نویسنده چه‌قدر ترسیده بوده وقتی این رو می‌نوشته.
11
چیزی که من ازش مطمئنم اینه که ما باز هم داریم وارد یک عصر "گاثیک" می‌شیم. ما هم دوباره سر اقتصاد، خونه، بدن، هویت و مهم‌تر از همه، مفهومِ انسان بودن، داریم پنیک می‌کنیم. گاثیک این دفعه قرار نیست مثل دهه‌ی هفتاد و هشتاد محدود بشه به هنر و احتمالا تاثیرات گسترده‌تری می‌ذاره. اینکه اینقدر فیلم گاثیک خوبِ Post Horror توی دهه‌ی اخیر اومده بی‌دلیل نیست، اینکه همین امسال دستکم ۴ تا فیلم/سریال گاثیک مهم داشتیم هم اصلا اتفاقی نیست.

احتمالا یه جایی این وسط قراره اقتباس از "جزیره‌ی دکتر مورو" هم داشته باشیم. حدس می‌زنم هالیوود از بار قبلی (سال ۱۹۹۶) که اقتباسی از روی این کتاب ساختن تروما داشته باشه، من یادم نیست ساخت هیچ فیلمی نصف این پدر سازنده‌ها رو در اورده باشه (توی یوتیوب سرچ کنین، خیلی خوب مستند شده). اما تهش یک جایی، یک کارگردانِ گردن کلفت می‌گه باید این فیلم ساخته بشه چون قطعا دستِ اقتباس کننده خیلی بازه توی تولیدش. مفهومِ نوشته‌های ولز نه تنها ضعیف نشده، بلکه به شدت قابل درک و منطقی هم هستن.
11
فکر کنم این چیزهایی که نوشتم بین معدود نوشته‌هاییه که برای تمام بخش‌هاش از رفرنس استفاده کردم تا مطمئن باشم دقیق در اومده. اگه دوست دارین بیشتر بدونین این منابع (کتاب و مقاله) رو استفاده کردم:

From Dickens to Dracula - Gothic, Economics, and Victorian Fiction - Gail Turley Houston (2005)
Gothic and Gender: An Introduction - Donna Heiland (2004)
The Biology of Horror: Gothic Literature and Film - Jack Morgan (2002)
The Philosophy of Horror Or, Paradoxes of the Heart - Noel Carroll (1990)
Horror Fiction in the 20th Century - Jess Nevins (2020)
Post-Horror: Art, Genre and Cultural Elevation - David Church (2020)

The House of Pain: The Island of Dr. Moreau and Post/Trans-Humanism Today - Elana Gomel (2023)
Evolution and Entanglement in H.G. Wells's The Island of Doctor Moreau - J. Glendening (2002)
Masculinity and Imperialism in The Island of Doctor Moreau - Scholarly Publishing Collective (1996)
The Gothic Uncanny as Colonial Allegory in The Island of Doctor Moreau - Mason Harris (2018)
Exotic Animals and Beastly Men in The Island of Doctor Moreau - P. Taneja (2013)
14
بالاخره!

طراحی جلد کتابای استیون کینگ آرزوم بود.
33
🌚
الان داشتم آبریکس رو بازی می‌کردم، دیگه کامل شده و هیچ باگی نمونده جز اینی که توی تصویر می‌بینین. فقط یکسری asset مونده اضافه کنیم.

دیگه تموم شده و باز هم می‌گم:
۱- خیلی اعتیاد آوره، من فکر کنم نزدیک یک ساعت بازی کردم و اصلا نفهمیدم. انگار هیپنوتیزم شدم.

۲- جدا سخته، از تصورم سخت‌تر شده.
17
این چند هفته وحشتناک درگیر بودم، از کنسرت دو هفته‌ی آینده (به محض اومدن مجوز اینجا مینویسم در موردش) بگیرین تا کنسرتِ دو ماه آینده و مشقای دانشگاه (نمی‌فهمم چرا اینقدر زیادن، واقعا تصور می‌کردم ارشد سبک‌تره) در کل به اون نقطه‌ای رسیدم که تقریبا مصرفِ هنرم صفره.

تنها چیزی که از هفته‌ی پیش دارم و حس می‌کنم ارزش صحبت کردن داره اینه که Doom: The Dark Ages رو استارت زدم و خیلی داره بهم خوش می‌گذره. فکر کنم از سری Doom فقط یکی رو بازی نکرده باشم، اگه اشتباه نکنم کل Lore رو می‌دونم و شاید بزرگترین طرفدارش نباشم، اما همیشه ازش خیلی لذت بردم. به نظرم Doom دقیقا نمونه‌ی کامل چیزیه که Rules of Cool رو درست درک کرده، کلا Doom بازی کردن حسی رو می‌ده که خیلی کم تونستم تجربه کنم، برای من حداقل فقط با خود Doom این قضیه پیش میاد و حتی اسمی براش ندارم.
8