Visual Alchemist
2.22K subscribers
1.9K photos
18 videos
241 files
208 links
بیشتر در مورد چیزهایی که دوست دارم و سرم بهشون گرم بوده حرف می‌زنم + نسخه‌ی دیجیتال کارهام که توی پیجم می‌ذارم.

https://instagram.com/hoseinghazii_?igshid=MzMyNGUyNmU2YQ==

همیشه هم می‌تونین برای صحبت و هر سوالی که داشتین بهم پیام بدین.
@hoseinghazi
Download Telegram
قرار بود تا وقتی بازی اولمون ریلیز نشده در مورد دومی صحبت نکنم، ولی خب کی می‌خواد جلومو بگیره؟

زمستون امسال منتظر What Happend To Lenovgrad باشین 🌚
27
دیشب متاسفانه درو استروزان رو توی سن ۷۸ سالگی از دست دادیم. حدس می‌زنم خیلی از کسایی که توی کودکی و نوجوونی کارهاشو دیدن (مثل من) به شدت تحت تاثیرش بودن/هستن. نوع زیبایی‌شناسی‌ای که توی کارها و لی‌اوتش هست کاملا مخصوص خودشه و جزء معدود طراح‌هاییه که هم استایل خودش رو توی کارهاش نگه می‌داشت، هم دقیقا همون چیزی که توی فیلم بود رو نشون می‌داد.

اگه دوست داشتین با کارهاش آشنا بشین حتما Drew: The Man Behind the Poster که سال ۲۰۱۳ اومد رو ببینین.
15
خبرهای دیروز گفتن که پارامونت تصمیم گرفته سیمِ MTV رو از برق بکشه و بخش‌های مربوط به موزیک ویدیو از ۳۱ دسامبر غیرفعال می‌شن، چون مشخصا با وجود تیک‌تاک و یوتیوب اون توجهی که MTV داشت کمتر شده و ما به طور کلی از دوران موزیک ویدیوها گذر کردیم.

راستش این خبر توی سطحِ شخصی بهم ضربه زد. یکسری از اولین خاطراتی که از موزیک ویدیوها دارم برمی‌گرده به شبکه‌ی MTV که دزدکی روی ماهواره می‌دیدم (بعضی از موزیک ویدیوها برای اون سن من مناسب نبودن، مشخصا خانواده خوشحال نمی‌شدن) و بعدتر گوش کردن به MTV Unplugged هایی که تاثیر زیادی روی موسیقی (به طور کلی) و سلیقه‌م (به طور غیرکلی/شخصی) داشتن.

اما این چیزی نیست که می‌خوام امشب در موردش صحبت کنم، یه سری به ردیت و توییتر بزنین، می‌تونین خاطراتِ مردم رو بخونین و مال من چندان متفاوت نیستن. من می‌خوام امشب در مورد تاثیرِ MTV روی سینما صحبت کنم، چیزی که خیلی نادیده گرفته می‌شه و من همیشه گفتم به جز جنگ‌های جهانی، من هیچ چیزی رو خارج از سینما نمی‌شناسم که اینقدر روی زبانِ روایت و ساختار فیلم‌ها تاثیر گذاشته باشه.
15
موزیک ویدیوها یک انقلاب توی روایت بودن و قطعا هیچ‌وقت بدون حضور یک شبکه‌ی ۲۴ ساعته که فقط موزیک ویدیو نشون می‌ده نمی‌تونستن به این نقطه برسن. ما برای اولین بار خارج از سینمای تجربی با برش‌های سریع، تدوین تهاجمی، ریتم موسیقایی و جلوه‌های بصری انتزاعی به صورت گسترده رو به رو شدیم. موزیک ویدیوهای اولیه توجه رو از روایت گرفتن و روی ریتم گذاشتن، دقیقا کارهایی رو انجام دادن که تا قبل از اون "اشتباه" به حساب میومدن، هیچ کسی توی هالیوود یا اروپا حاضر نبود بابت Jump Cut یک ریال هم حروم کنه و مردم هم لذتی از دیدنش نمی‌بردن. اما MTV و کارگردان‌هاش به حدی خوب انجامش دادن که مردم شروع کردن بهش توجه نشون بدن.

حالا این چه تاثیری داشت؟
16
سال ۱۹۸۱ که MTV کارش رو شروع کرد و یکی از جذاب‌ترین کمپین‌ها رو با اسم I want my MTV استارت زد (ارزش صحبت کردن داره، امیدوارم یه روز دیگه بنویسم در موردش)، از اون سمت دست گذاشتن روی کارگردان‌هایی که تازه کارشون رو شروع کرده بودن، کسایی که دقیقا توی هالیوود جایگاهی نداشتن و قبول می‌کردن روی فُرمی از تصویر کار کنن که انتقادات زیادی رو می‌گرفت. اگه فرصت کنین و مقالات قدیمی رو بخونین (راحت پیدا می‌شن)، می‌بینین که ری‌اکشن منتقدها به موزیک ویدیو خیلی شبیه ری‌اکشن الان مردم به Ai Art داشته و اون رو یک چیز شرم‌آور می‌دونستن.

همین باعث شد که نسلِ اول کارگردان‌های MTV افرادی مثل دیوید فینچر و میشل گوندری باشن. چند سال بعدتر و اوایل دهه‌ی نود میلادی اسپایک جونز، مارک رومانک، ف. گری گری، کاترین هاردویک و خیلی کارگردان‌های معروف دهه‌های بعد رو اوردن تا روی موزیک ویدیوهای بزرگترین پاپ استارهای اون دوران کار کنن.
12
روش کار هم ساده بود، موزیک ویدیوها معمولا داستان خاصی نمی‌گن. شما به سختی می‌تونین یک موزیک ویدیو رو پیدا کنین که "داستانش" بیشتر از یک جمله باشه. مایکل جکسون توی Smooth Criminal رفته با خلافکارها می‌رقصه، موزیک ویدیوی Africa در مورد استریوتایپ‌های آفریقاییه، Small Town Boy در مورد آزار یک پسر بچه‌ست و من هنوز نمی‌دونم Talking Heads چه داستانی داشتن. مسئله اینه که تمرکز روی این بود که کات‌ها سرِ ضرب بخورن، اون پاپ/راک استار باید بزرگ‌تر می‌شد. اینجا دقیقا جاییه که "واقعا" اون مفهوم Larger Than Life برای خواننده‌ها و بندها استارت زده شد. همین باعث می‌شه ما برسیم به مفهوم fragmentation، این رو فعلا گوشه‌ی ذهنتون داشته باشین.
12
چیز مهم دیگه‌ای که توی موزیک ویدیوها بود ارجاعات مختلف به فرهنگ عامه و هنرهای دیگه‌ست. مثلا موزیک ویدیوی Thriller از مایکل جکسون ارجاعات مستقیمی به فیلم‌های وحشتِ یونیورسال داره و حتی وینسنت پرایس به عنوان راوی حضور داره؛ یا Material Girl از مدونا Gentlemen Prefer Blondes (1953) رو کامل بازسازی کرده، چیزی که جلوتر هویت مدونا رو ساخت. این ارجاعات "ابداع" موزیک ویدیوها نبودن، ما توی تئوری‌های دهه‌ی ۵۰ و ۶۰ میلادی داریم همشونو و می‌بینیم که توی هنرِ پاپ هم حضور دارن. اما اولین باریه که اینقدر گسترده توی فرمت ویدیویی دیده می‌شن.

برای این کار ما اصطلاحِ intertextuality رو داریم، همچنان این رو هم یادتون باشه.
9
از اینجا دیگه خیلی سادست، fragmentation و intertextuality دقیقا دوتا پایه‌ی اصلی سینمای پست مدرنن. کارگردان‌هایی که برای MTV موزیک ویدیو می‌ساختن و بچه‌هایی که پای MTV صبحونه/ناهار/شام می‌خوردن دهه‌ی نود وارد هالیوود شدن و تفکرات جدید رو با خودشون اوردن. فیلم‌های پست‌مدرن (مثل American Psycho، Fight Club یا Spring Breakers) دقیقا همون تفکری رو دارن که توی موزیک ویدیوها بود. روش ارسال "پیام"، رسانه‌، جرح و تعدیل "پیام" و دریافتش از اینجا عوض می‌شه. فیلم‌ها مجبور نیستن یک خط رو بگیرن و تا تهش برن، چون فیلم‌ها می‌دونن که فیلمن و دارن از واقعیت یک بازسازی‌ای رو انجام می‌دن. فیلم‌ها ناچار نیستن که پیام رو توی داستان برسونن، دیگه نیازی به مارلون براندو نیست که یکسری کارهای عجیب بکنه، چون فُرمِ فیلم خودِ پیامه (اگه می‌خواین بفهمین نظرات ژان بودریار رو بخونین).

هیچ جریانی به اندازه‌ی پست مدرنیسم نتونست اینقدر سریع و درآمدزا حرکت کنه. بله، فیلم‌ها با ساختار کلاسیکِ سه پرده‌ای با همون قدرتِ قبل موندن و فروختن. اما بیایین صادق باشیم، اینکه Fight Club یا Natural Born Killers موفق بودن، اینکه جیم جارموش و توماس اندرسن اینقدر اهمیت دارن و اینکه اون بیرون چند میلیون نفرن که خودشون رو دقیقا شبیه شخصیت‌های یک فیلم می‌دونن تاثیراتیه که MTV گذاشت (بله، مستقیم نیست اما خیلی مهمه). فیلم‌ها سریع‌تر شدن، دیگه نترسیدن که به بیرون ارجاع بدن (پست مدرنیسم بدون ارجاعات بی‌معنی می‌شه). فیلم‌ها همون مسیری رو توی دهه‌ی نود رفتن که موسیقی با جریانِ پانک توی دهه‌ی ۷۰ و ۸۰ رفت. خیلی Bold شدن، خیلی محکم‌تر نظراتشون رو فریاد زدن و سفت ایستادن تا حقشون رو بگیرن.

شاید برای خیلی‌ها این حرف عجیب باشه، اما قبل دهه‌ی نود هیچ‌وقت سینما اینقدر به عنوان یک فُرم هنری مورد قبول نبود. پست مدرنیسم بود که مفهوم "سینمای هنری" رو از پنجره پرت کرد بیرون و گفت "مگه سینمای غیر هنری هم هست؟". اینکه ما دوران طلایی‌ ۹۰ و ۲۰۰۰ رو با اون تعداد فیلم خوب داریم (من همیشه گفتم بیشترین تعداد فیلم خوب بر فیلم اکران شده مال همین دورانه) رو قطعا مدیون MTV و بالا کشیده شدن یکسری از سبک‌ها و نظراتِ نامحبوب داریم.
14
و نمی‌دونم واقعا، به نظرم MTV لیاقت داره بابت خیلی چیزها کردیت بگیره. کاملا می‌دونم که شبیه یه پیرمرد به نظر میام که نوستالژی گوشه‌ی دیوار خفتش کرده؛ اما نابودی موزیک ویدیوها، تقلیلشون به یکسری ویدیوی ۳۰ ثانیه‌ای توی اینستاگرام و تیک‌تاک، باعث شد ما یکی از مهم‌ترین و تاثیرگذارترین گفتمان‌های هنری معاصر رو از دست بدیم. موزیک ویدیوهای رسما sandbox بودن برای سینما، کافیه به تدوین‌ها نگاه کنین. غیرممکن بود ما صحنه‌های موندگاری مثل اپنینگِ Trainspotting از دنی بویل رو بدونِ تکنیک‌های موزیک ویدیوها داشته باشیم.

اما خب به نظر نمیاد سینما توی موقعیت خوبی باشه و در مورد موزیک ویدیو هم... دیگه نمی‌شه گفت بردنش بیمارستان و ایشالا خوب می‌شه چون قطعا مُرده و جایی توی دنیای ۲۰۲۵ نداره. من چند سالی هست که می‌گم سینما قراره اون جایگاهی که داشت رو کامل از دست بده و تقریبا شبیه تئاتر بشه، شاید بهتره از آخرین فیلم‌های پرخرج لذت ببرین چون احتمالا از ۲۰۳۰ به بعد قرار نیست خیلی داشته باشیم (نه، Ai نمی‌تونه این مشکل رو حل کنه. سعی می‌کنن ولی نمی‌شه).

دوران خوبی بود، خاطرات خوبی هم ساخت. احتمالا من قراره تا آخر عمرم در مورد علاقه‌م به موزیک ویدیوها وراجی کنم و بگم میشل گوندری و دف پانک احتمالا بهترین ترکیبیه که شما توی هنر می‌تونستین ببینین. اما خب باید قبول کردن، دنیا رفته جلو و شاید در آینده این چیزی که نابود شده به یک شکلی جایگزین بشه. 🥂
17