Visual Alchemist
2.22K subscribers
1.9K photos
18 videos
241 files
208 links
بیشتر در مورد چیزهایی که دوست دارم و سرم بهشون گرم بوده حرف می‌زنم + نسخه‌ی دیجیتال کارهام که توی پیجم می‌ذارم.

https://instagram.com/hoseinghazii_?igshid=MzMyNGUyNmU2YQ==

همیشه هم می‌تونین برای صحبت و هر سوالی که داشتین بهم پیام بدین.
@hoseinghazi
Download Telegram
و خب اینجا داستان یه پلات توییست عجیب داره.

اگه حدودِ ۲۵-۲۶ سالتون باشه یادتون میاد که وضعیت مدارس توی دهه‌ی هشتاد هم چندان خوب نبود. یعنی این تغییراتی که دهه‌ی نود پیش اومد و دوران تاریک دهه ۷۰ و ۶۰ باعث می‌شه ما زیاد در موردش صحبت نکنیم. ولی به هر حال اندازه‌ی کافی احمقانه بودن. دقیقا همون دورانی که اسم Journey to the West (سفر به غرب) رو شنیده بودم، یکسری راه افتاده بودن توی مدرسه‌ها و مستندی به اسم "سیاحت غرب" رو نشون می‌دادن.

به ما اول هفته گفتن که پنجشنبه ظهر قراره فیلم ببینین، اسمش سیاحت غربه و یکسری متخصص هم میان برای توضیحات بیشتر. منم ساده بودم، خیلی راحت توی ذهنم سیاحت و سفر رو کنار هم گذاشتم، غرب هم که مشخص بود... و داشتم از ذوق می‌مردم. تصور می‌کردم قراره توی بدترین حالت The Forbidden Kingdom رو ببینیم، شاید حتی یه فیلم بهتر یا فیلم دوم داشته باشه. بعدشم چندتا متخصص میمون بیان و هر سوالی داریم بپرسیم! از این بهتر نمی‌شه.

اما خب ظاهرا "سیاحت غرب" توی ایران اسم یک کتاب در مورد جهنمه و مستندی که از روش ساختن تمام تلاششونو کردن که ترسناک‌ترین حالت ممکن باشه. منظورم اینه که... توی ویکی پدیا ژانرش رو نوشته "فیلم ترسناک". یه احمقی هم اون موقع تصور کرده بود که نشون دادنش به بچه‌ها ایده‌ی خوبیه.

خلاصه که ایکاش فقط ذوقم کور شده بود. نه... ذوقم کور شد و تروما گرفتم و چند ماهی کابوسشو می‌دیدم.
13
فکر کنم بار بعدی‌ای که رفتم سراغ Journey to the West حدود سال ۹۱ یا ۹۲ بود، تونستم ترجمه‌ی فارسیش رو پیدا کنم (سیر باختر، باور کنین اولش خیال کردم همون کتاب کذاییه). یه ترجمه‌ی افتضاحی داشت، حدود ۱۶۰۰ صفحه بود (درست یادم نیست، الان هم اینترنت خیلی کمکی نکرد) و بیشتر بخش‌هاش قابل فهم نبود. اما این هم باز مال قبل از زمانیه که من بفهمم خوندن کتاب‌های طولانی سخته یا اگه ترجمه بد باشه می‌تونم ولش کنم، پس خوندمش.

بعد این همه وقت هنوز داستانش خیلی خوب توی ذهنمه، همچنان هم بین کارهاییه که دوست دارم بخونمش. اینقدر که حسِ جادویی بودن می‌داد، همه چیز بیشتر از حد cool بود و تازه اینجا متوجه شدم اصل داستان در مورد چیه.
9
و خب فکر کنم این سال‌هایی که گذشت هیچ‌وقت خیلی به داستانِ تان تسن فکر نکرده بودم، بهتون راستشو بگم دقیقا جزو چیزهایی نیست که روزانه یا حتی ماهانه بهش بربخورم. انگار من و هر چیزی مربوط به چین مسیرمون با هم متفاوته.
تا همین چند ماه پیش که این ویدیو رو دیدم:

https://www.youtube.com/watch?v=R-Rp7prtleA

جز اینکه باید بگم Briefed بین کانال‌های مورد علاقه‌مه و بیشتر از هر سریال کمدی‌ای من رو خندونده، همین ویدیو باعث شد دوباره به Journey to the West فکر کنم. پس تمام اون مسیر قبلی (جز اون مستند مزخرف تقلبی) رو دوباره رفتم و خیلی راضی‌ام. فیلم Forbidden Kingdom بیشتر از اونی که یادمه فان بود و خوندن اون کتاب‌های قدیمی که الان کاغذشون خیلی زرد شده هم حس جالبی داشت.
2
همه‌ی اینا رو گفتم تا برسم به Black Myth: Wukong، چند روزی هست که دارم بازی می‌کنم و فکر کنم حدود ۳ ساعت جلو رفتم. این نیست که بگم بی‌عیبه، اتفاقا هم توی گیم‌پلی ایراد داره هم داستان. اما جدا یکی از سرگرم‌کننده‌ترین بازی‌هاییه که این مدت تجربه کردم. اپنینگ بازی اینقدر خوبه که مطمئنم حداقل ۲۰ ساعت طول می‌کشه تا اون حسِ کنجکاوی‌ای که برام درست کرد تموم بشه و احتمالا توی ادامه‌ش من باز هم کنجکاو می‌شم و حدس می‌زنم جزو معدود بازی‌های AAA بشه که حوصله‌م بکشه تمومش کنم.

احتمالا قراره خیلی اینجا در موردش بنویسم.
17
چپتر اول Black Myth: Wukong رو دیشب تموم کردم و یه چیزی به نظرم جالب اومد. سه‌تا از باس‌هایی که توی چپتر اول هستن به نوعی مربوطن به هم و توی اساطیر چینی (بعضی منابع) روابط دوستانه داشتن که توی بازی هم هست.

اما قضیه اینه که Black Myth: Wukong خیلی از این اساطیر رو عوض کرده و نوعی که استفاده کرده برام جالبن.
7
توی اساطیر چینی ما هر سه‌تا شخصیت رو داریم، با اینکه تغییرات نسبتا زیادی دارن به نسبت منبع اقتباس.

مثلا Black Bear Guai یک خرس وحشی و نیمه هوشمند بوده که لباس یک راهب رو می‌دزده و قدرتی داشته که بتونه از بادِ سیاه (اسم خاص) استفاده کنه. به خاطر وحشی بودنش Sun Wukong با اون می‌جنگه و وسط نبرد "گوان یین" (ایزد رحمت/بخشش) دخالت می‌کنه و باعث می‌شه Black Bear Guai توبه کنه.

یا Lingxuzi اصلا توی منبع اصلی گرگنما نیست، صرفا چندتا جای دیگه اشاره می‌کنن که یک گرگ شرور بوده (دیو) که توبه می‌کنه تبدیل به یک فرزانه (انسان) می‌شه که مسئولیتش fact check کردن دیوهاییه که توبه می‌کنن.

اما Whiteclad Noble اصلا مال یک منبع دیگه‌ست که بیشتر جاها اون رو مربوط به Journey to the West هم نمی‌دونن (اگه توی اون کتاب بود قطعا یادم می‌موند). داستانش طولانیه و از حوصله‌ی من و شما خارجه، اما به نوعی یکی از نمادهای شکست خوردن دیو توی توبه‌ست که توسط یک راهب نابود می‌شه.
5
چیزی که برای من جالبه اینه که هر سه‌تا شخصیت توی اساطیر بودایی/تائویی در اصل شخصیت‌های خوبی هستن. نه از اون مدلی که مردم توی زندگی روزانه دخیلشون کنن و استفاده‌ای داشته باشن، اما حداقل توی داستان‌ها آخرش به رستگاری می‌رسن. اما توی بازی بازی ترجیح دادن این رو حذف کنن. با اینکه از لحاظ تایم‌لاین همشون قبل از جریانات بازی به اون رستگاری رسیدن.

که راحت می‌تونیم بگیم که شخصیت کم داشتن برای باس‌فایت‌ها، مجبور بودن اینا رو بذارن. اما من حس می‌کنم به طور کلی یه چیز بزرگ‌تر رو نشون می‌ده. مخصوصا با وجود دیدِ کلی بازی به بودیسم (که صدای خیلیا رو در اورده بود) و این نگاه جدیدی که مردم چین به ادیان دارن. احتمالا قراره جلوتر بیشتر حواسم به این باشه و خیلی دقیق اینجا در موردش بنویسم.
5
و در کل خیلی بهم خوش‌گذشت موقع بازی کردن چپتر اول بازی، مخصوصا سر همین قضیه‌ی که من تا الان هیچ اقتباسی (فیلم/کتاب/کمیک/بازی) از اساطیر چین ندیده بودم که اینقدر به جزئیات دقت کنه. تقریبا هر چیزی که خودشون ساختن پر از پروپاگانداهای اذیت کنندست و چیزهایی که بقیه ساختن هم سطحیه. در کل خوشحال می‌شم وقتی می‌بینم اساطیر یک کشور اینقدر خوب اقتباس شدن، امیدوارم یه زمانی قسمت ما هم بشه.
9
Visual Alchemist
خاندان Novadom بخش بزرگی از شرکت‌های تکنولوژی توی #Abyrix رو کنترل می‌کنن و انحصارِ ساختن بیشتر وسایل رو دارن. خودشون اونقدر توی سیاست دخالت نمی‌کنن ولی قدرت کافی برای تغییرات بزرگ رو دارن. بیشتر وقت‌ها برای گرفتن امتیازهای بیشتر به خاندان‌های دیگه کمک می‌کنن…
خیلی نزدیکیم به زمان انتشارِ #Abyrix و دیگه وقتشه در مورد بخش‌های نسخه‌ی پولی صحبت کنیم. تمام چیزهایی که تا اینجا گفتیم رو شما می‌تونین رایگان توی بازی داشته باشین، هیچ‌وقت هم خود بازی پولی نمی‌شه. اما در صورتی که با هزینه‌ی خیلی کمی بازی رو بخرین حداقل پنج‌تا DLC اول رو به صورت اختصاصی می‌تونین تجربه کنین و گیم‌پلی هم تنوع بیشتری داره براتون. اولین DLC بازی هم با سه دست کارت اضافه به محض لانچ بازی قابل استفاده‌ست.

اولین دستی که توی DLC داریم خاندان Vespring هستش که به شدت ترکیب شدن و از لحاظ ژنتیکی به کمک تکنولوژی پیشرفت زیادی داشتن، در حدی که هیچ‌وقت بیمار یا پیر نمی‌شن. بخش بزرگی از بازار سیاه شهر آبریکس دست همین خاندانه. قدرتشون هم اینه که از کارت بالایی یا پایینی ۲ امتیاز کم می‌کنن و خودشون ۷ امتیاز بیشتر می‌گیرن.
49
دست کار بعدی که توی DLC بازی #Abyrix هست، خاندان Sylen ـه. اسم این خاندان از یک مخدر خیلی محبوب که توی شهر آبریکس استفاده می‌شه. به خاطر اینکه تولید و پخش سِیلِن رو کنترل می‌کنن نفوذ خیلی زیادی دارن و با رشوه و هر پولِ زیادی که دارن همیشه تونستن قدرتمند باشن. در مورد خود سِیلِن هم باید بگم دوتا تاثیر مهم داره:
- برای مدت کوتاهی در حد چند دقیقه باعث می‌شه توهم‌های شدیدی بزنن و چیزهایی رو ببینن که از آیندست و حتی بتونن پیشگویی کنن.
- مصرفش زیادش باعث می‌شه گوشت صورتشون تغییر کنه و شکل جدیدی بگیره، خیلی از مصرف‌ کننده‌ها مجبورن که قطعات مختلفی رو جایگزین گوشت خودشون کنن.

کارت‌های این خاندان به تمام کارت‌های دست دو امتیاز اضافه می‌کنن.
7
Frogcatchers (2019)

کارهای Jeff Lemire توی دوتا دسته قرار می‌گیرن. اگه سعی کنه طبق قواعد کمیک‌ها بنویسه/بکشه و چیزهایی که معمولا مخاطب جذب می‌کنن بده، افتضاح در میان. من برخلاف بیشتر مردم نتونستم Ascender یا Sweet Tooth رو تحمل کنم و هیچ‌وقت تا آخرشونو نخوندم. ولی کارهای کوچیک‌ترش که بیشتر می‌رن سمت رئال جادویی و تجربه‌های شخصیش همیشه خوب بودن. کمیک Frogcatchers چند سال پیش اومد و من هیچ‌وقت فرصت نکرده بودم بخونم، یک کار کوتاهه که اونقدر وارد جزئیات نمی‌شه و بیشترش با مداد روی کاغذه که بعد اسکن شده. اصلا چیز پیچیده‌ یا عجیبی در کار نیست، اما داستانش به حدی دوست داشتنیه که مطمئنم تا سال‌ها قراره یادم بمونه.

خیلی پیشنهاد می‌کنم.
10
Visual Alchemist
دست کار بعدی که توی DLC بازی #Abyrix هست، خاندان Sylen ـه. اسم این خاندان از یک مخدر خیلی محبوب که توی شهر آبریکس استفاده می‌شه. به خاطر اینکه تولید و پخش سِیلِن رو کنترل می‌کنن نفوذ خیلی زیادی دارن و با رشوه و هر پولِ زیادی که دارن همیشه تونستن قدرتمند باشن.…
سومین و آخرین دسته کارتی که توی DLC بازی #Abyrix هست خاندانِ Oroxa ـه، خاندانی که تمام چیزهای تجملی توی شهر آبریکس رو کنترل می‌کنن. بیشتر از اینکه دنبال قدرت سیاسی باشن دنبال تجارتن و روابط خوبی دارن با تمام خاندان‌ها. همیشه باعث شده که بی‌توجه به سیاست همیشه خیالشون راحت باشه که منافعشون حفظ می‌شه. تقریبا تمامشون هم به نوعی طلا توی جسمشون دارن و برخلاف بقیه که با تیتانیوم و فلزهای معمولی ترکیب شدن، ترجیح می‌دن قطعات اضافه‌ی بدنشون هم از طلا و جواهر باشه.

کارت‌هاشون نسبتا قدرتمنده، زمانی که بازی کنین ۵ امتیاز به خودشون و ۲ امتیاز به کارت‌های چپ و راست اضافه می‌کنن. خیلی روش خوبیه برای شکستن رکوردهای قبلی.
9
من هنوز درست نمی‌دونم وضعیت فروش توی مارکت‌های ایرانی مثل مایکت و بازار چطوریه و اصلا خرید درون برنامه رو چطور حساب می‌کنن و چند درصد برمیدارن، برای همین نمی‌تونم عدد قطعی رو بگم. اما قیمت نسخه‌ی Full Unlock بازی آبریکس قطعا زیر ۱۵۰ هزار تومن هست و "قطعا" پنج‌تا DLC اولمون که از الان براشون برنامه داریم رو دریافت می‌کنن.

برای نسخه‌ی گوگل پلی و اپ استور یکم وضعیت مشخص‌تره، ۴.۹ دلار قیمت Full Unlock بازیمون می‌شه.
13
بازی هم به طور کلی روی رکورد شخصیه، اینطوریه که میانگین نمره‌ی ۵ دست بازی کردن شما می‌شه رکوردتون.

توی تیم در مورد نسخه‌ی آنلاین دو نفره صحبت کردیم، بعیده که موقع لانچ بتونیم انجامش بدیم اما کاملا امکان اجرا کردنش هست. بسته به استقبالی که از بازیمون میشه ممکنه بتونیم درستش کنیم. چون هزینه‌ی سرور و چیزهای مختلفی که دخیل می‌شه الان کمی ریسکیه.
15
در مورد نسخه‌ی فیزیکی هم بالاخره چاپخونه‌ی مورد اعتماد پیدا کردم، هفته‌ی دیگه نسخه‌ی اولیه رو می‌فرستن برام.

تصمیم گرفتم یکم به تعداد کارت‌های نسخه‌ی فیزیکی اضافه کنم، احتمالا ۷۰ تا کارت داره، می‌تونین به راحتی دو نفره بازی کنین. همچنان بسته به استقبالی که می‌شه براش محتواهای دیگه آماده می‌کنیم. قطعا این امکان رو داریم که همراه با هر DLC که روی نسخه‌ی دیجیتال میاد برای نسخه‌ی فیزیکی هم اکسپنشن آماده کنیم. هزینه‌ی چندانی نداره و شک ندارم قیمت نهاییشون هم زیاد نمیشه.

چاپ اول نسخه‌ی فیزیکی خیلی محدود خواهد بود، نهایتا ۲۵تا نسخه درست می‌کنیم که از همینجا می‌تونین بخرین.
25
قرار بود تا وقتی بازی اولمون ریلیز نشده در مورد دومی صحبت نکنم، ولی خب کی می‌خواد جلومو بگیره؟

زمستون امسال منتظر What Happend To Lenovgrad باشین 🌚
27