برای بازی بعدیمون دارم تحقیق میکنم و تمرکزم رو گذاشتم روی تمبرهای شوروی، نمیتونم بگم خیلی بهتر از بقیهی کشورهان ولی احتمالا یکسری از خلاقانهترین و منسجمترین ویژوالها رو دارن. نمیتونم بگم چهقدر داره بهم گوش میگذره توی این پروسه، امیدوارم خود بازی هم همینقدر فان بشه.
مخصوصا این تمبرهایی که برای رویدادهای مهم مربوط به Space Race وسطِ جنگ سرده، خیلی خوب میشه فهمید کدوم بخشها براشون مهم بوده و میخواستن توی تاریخ بمونه.
مخصوصا این تمبرهایی که برای رویدادهای مهم مربوط به Space Race وسطِ جنگ سرده، خیلی خوب میشه فهمید کدوم بخشها براشون مهم بوده و میخواستن توی تاریخ بمونه.
❤9
یک هنرمندی به اسم Vasily Zavyalov (۱۹۰۶-۱۹۷۲) از مهمترین طراحهای تمبر شوروی بوده. حدود ۶۰۰تا تمبر توی دوران فعالیتش بوده. با توجه به تکنیکش و امکاناتی که داشته به نظرم یکسری از بهترین پرترههای روی تمبر (بین اینایی که دیدم) رو کار کرده.
❤10
این بازی messenger یکی از تر و تمیزترین بازیهاییه که روی مرورگر دیدم. روی یه دنیای کُروی میگذره و شما نقش یه پیامرسان رو دارین که باید نامه و... ببرین جاهای مختلف. هیچ مپی نیست و کلا روی این میگذره که جاهای مختلف این دنیا رو کشف کنین. اینکه چطور تونستن یک کرهی سهبعدی با نقشهی نسبتا پیچیده رو بسازن عجیبه، چون طراحی دقیقش حداقل به نظر من نزدیکه به غیرممکن، اما تونستن انجامش بدن. مشخصه خود بازی رو هم با بلندر ساختن.
در کل فان بود، فکر کنم میشه زیر یک ساعت تمومش کرد.
messenger.abeto.co
در کل فان بود، فکر کنم میشه زیر یک ساعت تمومش کرد.
messenger.abeto.co
❤6
Visual Alchemist
یک هنرمندی به اسم Vasily Zavyalov (۱۹۰۶-۱۹۷۲) از مهمترین طراحهای تمبر شوروی بوده. حدود ۶۰۰تا تمبر توی دوران فعالیتش بوده. با توجه به تکنیکش و امکاناتی که داشته به نظرم یکسری از بهترین پرترههای روی تمبر (بین اینایی که دیدم) رو کار کرده.
راستی اگه به تمبر علاقه دارین دوتا منبع خوب هست:
کتابهای Scott Standard Postage Stamp Catalogue که آخرین آپدیتی که با کیفیت خوب گیر اوردم مال سال ۲۰۰۹ بود. خیلی بر اساس ایندکسه و اطلاعات خاصی بهتون نمیده. اما اگه مثل من دنبال ویژوالها هستین که چیزهای مشترک یا استایلها رو بفهمین، عالیه واقعا. ۶ جلد از نسخه ۲۰۰۹ هست که بر اساس اسم کشور، سال، نوع چاپ، ارزش و چندتا چیز پیچیده که نمیفهمم طبقه بندی کردن.
یکی هم این سایته:
postalmuseum.si.edu/collections
خیلی بزرگ نیست، اما راضی کنندست برای من.
در کل اگه سرچ کنین توی اینترنت خیلی منابع خوبی هست، مخصوصا اگه بدونین دنبال چه دورهی تاریخی یا کشوری هستین.
کتابهای Scott Standard Postage Stamp Catalogue که آخرین آپدیتی که با کیفیت خوب گیر اوردم مال سال ۲۰۰۹ بود. خیلی بر اساس ایندکسه و اطلاعات خاصی بهتون نمیده. اما اگه مثل من دنبال ویژوالها هستین که چیزهای مشترک یا استایلها رو بفهمین، عالیه واقعا. ۶ جلد از نسخه ۲۰۰۹ هست که بر اساس اسم کشور، سال، نوع چاپ، ارزش و چندتا چیز پیچیده که نمیفهمم طبقه بندی کردن.
یکی هم این سایته:
postalmuseum.si.edu/collections
خیلی بزرگ نیست، اما راضی کنندست برای من.
در کل اگه سرچ کنین توی اینترنت خیلی منابع خوبی هست، مخصوصا اگه بدونین دنبال چه دورهی تاریخی یا کشوری هستین.
❤3
اوایل دههی هشتاد نشر قدیانی یکسری کتاب به اسم "قصه های شیرین جهان" چاپ میکرد که خلاصهی داستانهای معروف بودن که برای بچهها مناسبسازی کرده بودن. من عاشقشون بودم، یادمه سال ۸۳ یا ۸۴ بود که اولشون رو از کانون پرورش فکری (RIP، عالی بود اون موقع) گرفتم و اون موقع کتاب ارزون بود، راحت هر ۶ تا جلدش رو برام خریدن و من احتمالا صد بار هر کدومشونو خوندم. بینِ تموم اون داستانها "تخم طلایی و میمون جادویی" مورد علاقهترینم بود، یعنی من خط به خطش رو حفظ بودم، سعی میکردم از روی نقاشیهاش کپی کنم (نمیتونستم) و در کل خیلی ازش خوشم میومد.
❤16
یادمه چند سال بعدش فیلم The Forbidden Kingdom اومد، دوتا بازیگر موردعلاقهی صدا و سیما هم توی این فیلم بودن و منم عاشق فیلمای رزمی بودم (هنوزم هستم). ادامهش قابل حدسه، صدا و سیما هر روز این فیلم رو پخش میکرد منم هر روز میدیدم. این دقیقا مال قبل از زمانیه که بفهمم دیدن فیلم تکراری خیلی متداول نیست و عادت داشتم هر چیزی رو جلوم بذارن رو ببینم، حالا مهم نبود بار صدمه.
اما خب حدس میزنم دقیقا همین فیلم بود که باعث شد بفهمم اون "تخم طلایی و میمون جادویی" یه جایی به هم ربط دارن. این همزمان شد با اوایل دورانی که اینترنت داشتم و تهش رسید به اسم Journey to the West.
اما خب حدس میزنم دقیقا همین فیلم بود که باعث شد بفهمم اون "تخم طلایی و میمون جادویی" یه جایی به هم ربط دارن. این همزمان شد با اوایل دورانی که اینترنت داشتم و تهش رسید به اسم Journey to the West.
❤10
و خب اینجا داستان یه پلات توییست عجیب داره.
اگه حدودِ ۲۵-۲۶ سالتون باشه یادتون میاد که وضعیت مدارس توی دههی هشتاد هم چندان خوب نبود. یعنی این تغییراتی که دههی نود پیش اومد و دوران تاریک دهه ۷۰ و ۶۰ باعث میشه ما زیاد در موردش صحبت نکنیم. ولی به هر حال اندازهی کافی احمقانه بودن. دقیقا همون دورانی که اسم Journey to the West (سفر به غرب) رو شنیده بودم، یکسری راه افتاده بودن توی مدرسهها و مستندی به اسم "سیاحت غرب" رو نشون میدادن.
به ما اول هفته گفتن که پنجشنبه ظهر قراره فیلم ببینین، اسمش سیاحت غربه و یکسری متخصص هم میان برای توضیحات بیشتر. منم ساده بودم، خیلی راحت توی ذهنم سیاحت و سفر رو کنار هم گذاشتم، غرب هم که مشخص بود... و داشتم از ذوق میمردم. تصور میکردم قراره توی بدترین حالت The Forbidden Kingdom رو ببینیم، شاید حتی یه فیلم بهتر یا فیلم دوم داشته باشه. بعدشم چندتا متخصص میمون بیان و هر سوالی داریم بپرسیم! از این بهتر نمیشه.
اما خب ظاهرا "سیاحت غرب" توی ایران اسم یک کتاب در مورد جهنمه و مستندی که از روش ساختن تمام تلاششونو کردن که ترسناکترین حالت ممکن باشه. منظورم اینه که... توی ویکی پدیا ژانرش رو نوشته "فیلم ترسناک". یه احمقی هم اون موقع تصور کرده بود که نشون دادنش به بچهها ایدهی خوبیه.
خلاصه که ایکاش فقط ذوقم کور شده بود. نه... ذوقم کور شد و تروما گرفتم و چند ماهی کابوسشو میدیدم.
اگه حدودِ ۲۵-۲۶ سالتون باشه یادتون میاد که وضعیت مدارس توی دههی هشتاد هم چندان خوب نبود. یعنی این تغییراتی که دههی نود پیش اومد و دوران تاریک دهه ۷۰ و ۶۰ باعث میشه ما زیاد در موردش صحبت نکنیم. ولی به هر حال اندازهی کافی احمقانه بودن. دقیقا همون دورانی که اسم Journey to the West (سفر به غرب) رو شنیده بودم، یکسری راه افتاده بودن توی مدرسهها و مستندی به اسم "سیاحت غرب" رو نشون میدادن.
به ما اول هفته گفتن که پنجشنبه ظهر قراره فیلم ببینین، اسمش سیاحت غربه و یکسری متخصص هم میان برای توضیحات بیشتر. منم ساده بودم، خیلی راحت توی ذهنم سیاحت و سفر رو کنار هم گذاشتم، غرب هم که مشخص بود... و داشتم از ذوق میمردم. تصور میکردم قراره توی بدترین حالت The Forbidden Kingdom رو ببینیم، شاید حتی یه فیلم بهتر یا فیلم دوم داشته باشه. بعدشم چندتا متخصص میمون بیان و هر سوالی داریم بپرسیم! از این بهتر نمیشه.
اما خب ظاهرا "سیاحت غرب" توی ایران اسم یک کتاب در مورد جهنمه و مستندی که از روش ساختن تمام تلاششونو کردن که ترسناکترین حالت ممکن باشه. منظورم اینه که... توی ویکی پدیا ژانرش رو نوشته "فیلم ترسناک". یه احمقی هم اون موقع تصور کرده بود که نشون دادنش به بچهها ایدهی خوبیه.
خلاصه که ایکاش فقط ذوقم کور شده بود. نه... ذوقم کور شد و تروما گرفتم و چند ماهی کابوسشو میدیدم.
❤13
فکر کنم بار بعدیای که رفتم سراغ Journey to the West حدود سال ۹۱ یا ۹۲ بود، تونستم ترجمهی فارسیش رو پیدا کنم (سیر باختر، باور کنین اولش خیال کردم همون کتاب کذاییه). یه ترجمهی افتضاحی داشت، حدود ۱۶۰۰ صفحه بود (درست یادم نیست، الان هم اینترنت خیلی کمکی نکرد) و بیشتر بخشهاش قابل فهم نبود. اما این هم باز مال قبل از زمانیه که من بفهمم خوندن کتابهای طولانی سخته یا اگه ترجمه بد باشه میتونم ولش کنم، پس خوندمش.
بعد این همه وقت هنوز داستانش خیلی خوب توی ذهنمه، همچنان هم بین کارهاییه که دوست دارم بخونمش. اینقدر که حسِ جادویی بودن میداد، همه چیز بیشتر از حد cool بود و تازه اینجا متوجه شدم اصل داستان در مورد چیه.
بعد این همه وقت هنوز داستانش خیلی خوب توی ذهنمه، همچنان هم بین کارهاییه که دوست دارم بخونمش. اینقدر که حسِ جادویی بودن میداد، همه چیز بیشتر از حد cool بود و تازه اینجا متوجه شدم اصل داستان در مورد چیه.
❤9