Visual Alchemist
2.22K subscribers
1.9K photos
18 videos
241 files
208 links
بیشتر در مورد چیزهایی که دوست دارم و سرم بهشون گرم بوده حرف می‌زنم + نسخه‌ی دیجیتال کارهام که توی پیجم می‌ذارم.

https://instagram.com/hoseinghazii_?igshid=MzMyNGUyNmU2YQ==

همیشه هم می‌تونین برای صحبت و هر سوالی که داشتین بهم پیام بدین.
@hoseinghazi
Download Telegram
این یه پوستر پروموشنال از بازیمونه🌚 قراره این مدت خیلی ازشون داشته باشیم.

توی lore بازی خاندان Florahum بخشِ گیاه‌ها و مواد اکسیژن ساز توی #Abyrix رو کنترل می‌کنن. توی این خانواده برای جلوگیری از مرگ یک روش متفاوتی (با بقیه‌ی خاندان‌ها) دارن که خودشون رو با DNA گیاه‌های مختلف ترکیب می‌کنن، برای همین خیلی عادیه که پوستِ سبز رنگ، چشم‌های عجیب و رفتارهای غیرعادی داشته باشن.

توی خودِ بازی هم زمانی که سه‌تا کارتِ Florahum کنار هم باشن، امتیاز همشون ۱۰ حساب می‌شه. توی پلی‌تست‌ها تقریبا هر بار رکورد خودمو جا به جا کردم به خاطر این بود که کارت‌های Florahum رو درست بازی کردم.
19
خب من منتظر نشستم تا کفپوش‌های خونه‌م رو بزنن و واقعا هیچ‌کاری نمی‌تونم بکنم تا تموم بشه.

پس بیایین و دومین پوستر پروموشنال امروز رو هم ببینین، برای خاندان Calyox که مذهب توی شهر #Abyrix رو کنترل می‌کنن و تمامِ معابد مال اون‌هاست. از لحاظ قدرت سیاسی قوی‌ترین هستن و خاندانشون سیستم بسته‌ای داره، تمام ازدواج‌ها بین خودشون اتفاق میوفته و اونقدر با بیرون در ارتباط نیستن. برای همین هم تقریبا هیچ رقابتِ درون خاندانی‌ای وجود نداره و خیلی هوای هم‌دیگه رو دارن.

توی بازی هم هر کارتِ ⛯ که داشته باشین، به بقیه‌ی کارت‌های ⛯ ۲ امتیاز اضافه می‌کنه. مثلا اگه توی زمین ۴ تا کارتِ ⛯ باشه، تمامشون +۸ امتیاز می‌گیرن.
16
هنوز کفپوشِ خونه‌م رو نزدن و من همچنان بدون دلیل خاصی دارم بازیمون رو بهتر می‌کنم، امروز دارم می‌رم دنبال چاپش و احتمالا هفته‌ی دیگه نسخه‌ی اولیه می‌رسه دستمون.

این خاندانِ Darux که رنگشون آبیه، بیشتر توی زمینه‌ی کارهای خلاف فعالن و اصولا هر کسی ازشون می‌پرسه چه کاری انجام می‌دن جوابشون "this and that" ـه. کارهای بقیه‌ی خاندان‌ها رو با قیمتِ خوبی انجام می‌دن. به خاطر همین هم چندان محبوب نیستن، حتی قدرت زیادی هم ندارن. اما همه ترجیح می‌دن نزدیک نگهشون دارن محضِ احتیاط که در آینده بهشون نیاز بشه.

توی بازی #Abyrix کارت‌های Darux به کارت‌ِ بالایی یا پایینی (بستگی داره کجا باشن) ۵ امتیاز اضافه می‌کنن.
21
خاندان Novadom بخش بزرگی از شرکت‌های تکنولوژی توی #Abyrix رو کنترل می‌کنن و انحصارِ ساختن بیشتر وسایل رو دارن. خودشون اونقدر توی سیاست دخالت نمی‌کنن ولی قدرت کافی برای تغییرات بزرگ رو دارن. بیشتر وقت‌ها برای گرفتن امتیازهای بیشتر به خاندان‌های دیگه کمک می‌کنن تا #Abyrix رو کنترل کنن.

توی بازی هم کارت‌های Novadom به کارت‌های چپ و راستشون ۳ امتیاز اضافه می‌کنن. احتمالا ضعیف‌ترین کارت به حساب می‎‌شن جز اینکه یک نفر کلِ دستش رو با Novadomها پر کنه.
8
بالاخره من برگشتم سر خونه و زندگیم و این یعنی برنامه‌ی روزانه و نوشتن هم برمی‌گرده به حالت عادی.
این مدتی که داشتم خونه رو تعمیر می‌کردم صدتا چیز مختلف اومد توی ذهنم که اینجا بنویسم، اما فکر کنم اینی که امشب می‌خوام اینجا پرتش کنم (چون واقعا تحلیل نیست، صرفا ذهنم درگیره) بیشتر از بقیه جالب بود.
13
قضیه از یه پست اینستاگرامی شروع شد که متاسفانه گمش کردم. اما کلیتش این بود که یک بلاگر موسیقی "بدترین" کاورهای آلبوم تاریخ رو بررسی می‌کرد و مشکل اصلی اینجا بود که بین ۲۰تا گزینه‌ای که گفت، فقط دوتاشون واقعا "بد" بودن و همشون صرفا زشت بودن. جایی بدتر می‌شد که دیدم اسمِ چندتا از بندهای مورد علاقه‌م بین اون بدترین کاورها اومد و حتی کاورهایی که بد می‌دونست برای من بین بهترین‌ها بودن.

همین باعث شد برم دنبال نظر بقیه‌ی مردم، این مقاله از رولینگ استونز رو پیدا کردم که به نظرم منطقی‌تر بود. با اینکه هیچ‌جوره نمی‌تونم قبول کنم Cucumber Castle از Bee Gees (رتبه‌ی ۱۵) یا The Miracle از کویین (رتبه‌ی ۴۷) بد باشن، اما کلیاتش رو قبول دارم. مطلب بعدی که پیدا کردم این بود، همون اول که اسم Blind Melon رو دیدم فهمیدم قراره با بیشترِ گزینه‌هاش مخالف باشم و حدسمم درست بود.
باعث شد خیلی بیشتر بگردم و متاسفانه جز فروم‌های آنلاین مثل ردیت که مردم خیلی رندوم در موردش صحبت کرده بودن جایی رو پیدا نکردم که سعی کرده باشه این مفهومِ بد بودن رو باز کنه.

اینجا ذهنم رفت سمت اینکه مفهومِ بد بودن برای کاورِ آلبوم‌ها رو نمی‌شه نِسبی در نظر گرفت، خیلی سوال‌های مختلفی پیش میاد که جواب دادنشون آسون نیست. مثلا:
- آیا این کاور از لحاظ اخلاقی مشکل داره؟ (Blind Faith – Blind Faith (1969))
- از لحاظ مفهومی به موسیقی نامربوطه؟‌ (Chuck Berry – Berry Is On Top (1959))
- اینقدر از لحاظ بصری زشته که نمی‌شه نگاهش کرد؟‌ (Limp Bizkit - Presents Chocolate St★rfish and the Hot Dog Flavored Water (2000))

من در مورد دوتای اول نمی‌تونم صحبت بکنم و به نظرم تمامِ اون مطالبِ توی اینترنت هم از ترس بَن شدن ازش دور موندن. توی سال ۲۰۲۵ کی جرئت داره کاورِ Virgin Killer از اسکورپینز رو نشون بده؟ یا واقعا چندتا کاورِ آلبوم هستن که نامربوطن و این باعث شده اون آلبوم خراب بشه؟ تقریبا هیچی به ذهنم نمی‌رسه.
6
اما ما واقعا تعداد زیادی کاورِ آلبوم داریم که از لحاظ ویژوال زشتن، حتی نگاه کردن بهشون ناراحت کنندس. ولی من قبول نمی‌کنم که این‌ها بد باشن.

پس قضیه کاملا در موردِ زیبایی‌شناسیه!

مسئله سر اون چیز نسبی نیست، من نمی‌تونم زشت بودنِ Diamond Dogs (دیوید بویی) رو منکر بشم، اما من خیلی وقت پیش قبول کردم که زشتی خودش یک بخش مهمی‌ از زیبایی به حساب میاد و تعداد قابل توجهی از چیزهایی که من دوست دارم طبق معیارهای متداولِ زیبایی‌شناسی کاملا زشت حساب می‌شن.

اینجا باز می‌رسیم به یک سوال که شاید سخت‌تر باشه:
چرا من با چیزی که قبول دارم زشته همون رفتاری رو دارم که با یک چیز زیبا دارم؟ دقیقا چی شده که من کاورِ آلبومی که از لحاظ ویژوال زشته رو بد نمی‌دونم؟
6
به نظرم اگه بخوایم فرض رو بذاریم روی اینکه "یک چیز زشته، اما ما دوستش داریم"، جواب اصلی خیلی وقت‌ها دلسوزیه.

مثلا من سگ‌های چی‌واوا رو دوست دارم، از بس زشت و بدبختن. این سگ‌ها کاملا تمام اون چیزهایی که ازشون متنفرم رو همزمان دارن و cherry on top همش اینه که وضعیت سلامتی جسمی و ذهنیشون افتضاحه. اما کافیه من یکیشونو تو خیابون ببینم، نمی‌تونم بهشون زل نزنم (در حالی که کلا به سگ و گربه‌ها نگاه نمی‌کنم، هیچ اهمیتی ندارن برام). این ترکیبی از ترحم و یکسری از احساساتِ ناخودآگاهه که من دارم به چی‌واوا توجه نشون می‌دم.

اما مشخصا این رو نمی‌تونم دلیلِ علاقه‌م به زشتی توی هنر بدونم. فکر نکنم هیچ‌وقت دلم برای بیتلز یا لد زپلین سوخته باشه...
10
پس باید برگردیم عقب‌تر، جایی که من تازه شروع کرده بودم جدی آهنگ گوش کنم (دیگه از ۱۸ سال بیشتر شده) و کم‌کم با تاریخِ موسیقی عامه‌پسند و زیرزمینی و هر چیزی که بود آشنا می‌شدم. ما توی دهه‌ی ۶۰ همچنان تلاش برای رسیدن به زیبایی رو داریم، دیدی که به موسیقی هست به نسبت ده سال قبلش عوض شده، اما هنوز آرتیست‌ها تلاش می‌کنن به زیباترین چیز ممکن برسن. حالا در کنارش مفاهیم سیاسی، اجتماعی و... هم میان، حتی داستان‌گویی به شکل آلبوم کانسپچوال هم هست. اما هنوز جز یکسری تلاش (که بیاییم بگیم دلیل داشتن، اما تهش به سمت اتفاقی بودن می‌رن) ما تحسینِ زشتی رو نداشتیم.

حداقل یکی از اولین نمونه‌های تحسینِ زشتی مال Sex Pistols و اوایلِ دوران پانک راک می‌شه. از اینکه انکار فرهنگ، هنر و زیبایی‌شناسی توی "موسیقی" مسیرش عوض می‌شه. واقعا درکِ اینکه چی می‌شه حتی برای منی که سال‌هاست پانک راک گوش می‌کنم، کلی کتاب در موردش خوندم و مستند دیدم و احتمالا چند ده هزار کلمه در موردش نوشتم سخته. من سعی می‌کنم از اصطلاح‌های تخصصی دور بمونم، چون می‌دونم توضیح دادنشون کار آسونی نیست.

اما در کل مسیری که من برای درکِ زیبایی رفتم دقیق توی همون نقطه‌ای که با پانک راک آشنا شدم عوض شد. خیلی سال گذشته و قطعا این جهتی که ایستادم و به قبلتر نگاه می‌کنم باعث می‌شه خیلی چیزها رو نبینم، اما فکر کنم همزمان با گوش کردن Iggy Pop، Suicide و Brian Eno من تازه فهمیدم که اصلا هنر می‌تونه زیبا نباشه. من نمی‌تونم توضیح بدم که چرا اونقدر Third Uncle از آلبوم Taking Tiger Mountain رو گوش کردم، چرا توی راهِ مدرسه وایسادم و زل زدم به کاورش چون نمی‌فهمیدم اینی که می‌بینم چیه، اما می‌دونم اون دیدی که داشتن مستقیم یا غیرمستقیم بهم رسید.
9
همون استارتِ علاقه‌ی من به چیزهایی شد که حداقل با معیارهای معمول زشتن. فکر کنم چندتایی کتاب در موردشون خوندم (بهترینش قطعا تاریخ زشتی از امبرتو اکو)، اما هنوز هم نمی‌تونم توضیحش بدم. صرفا قضیه اینه که خیلی از کاورهایی که می‌بینم و واقعا ازشون لذت می‌برم زشتن.

حتی حدس می‌زنم اگه یه لیست از ۱۰۰ تا بهترین آهنگ‌های عمرم بنویسم، دستکم ۷۰ درصدشون واقعا قشنگ نیستن، چیزی نیستن که دوست داشته باشم توی یک روز عادی گوش کنم. اما احترام زیادی براشون قائلم و مشخصا درک نمی‌کنم چرا تحسینشون می‌کنم. قطعا دلیلش علاقه‌م به پادفرهنگ نیست، کسایی که منو می‌شناسن قطعا می‌تونن بگن من معمولی‌ترین ظاهر رو دارم و خودمم معمولی‌ترین آدمم. اگه علاقه‌م به پادفرهنگ‌هایی مثل پانک راک و هوی‌متال (این ۲۰ سال اخیر رو در نظر نگیرین که کلا پادفرهنگ نیست) از بحثِ هنری فراتر بود مشخصا توی نوع زندگی و رفتارم باید نشون می‌داد.

در کل، این همه نوشتم که بگم من متاسفانه جوابی برای سوالی که توی ذهنمه ندارم. شاید باید چند روز وقت بذارم و کلِ تاریخِ زشتی توی موسیقی ۱۰۰ سال اخیر رو بنویسم (باید رفرنس پیدا کنم، میترسم از حافظه‌م استفاده کنم و اشتباه بنویسم) و جوابش همون وسط پیدا بشه. یا بیشتر به ۱۲-۱۳ سال پیش فکر کنم؟ نمی‌دونم واقعا.
9
یه سری کاورِ آلبوم که مشخصا خوشگل نیستن، ولی همشون رو دوست دارم.
همشونم آلبوم‌های خوبی هستن.
7