Visual Alchemist
2.22K subscribers
1.9K photos
18 videos
241 files
208 links
بیشتر در مورد چیزهایی که دوست دارم و سرم بهشون گرم بوده حرف می‌زنم + نسخه‌ی دیجیتال کارهام که توی پیجم می‌ذارم.

https://instagram.com/hoseinghazii_?igshid=MzMyNGUyNmU2YQ==

همیشه هم می‌تونین برای صحبت و هر سوالی که داشتین بهم پیام بدین.
@hoseinghazi
Download Telegram
دیشب یادم رفت بنویسم که یکسری از بهترین داستان‌های مجله‌ی Interzone رو می‌تونین رایگان توی سایتشون بخونین. مشخصا من همشونو نخوندم، اما بین این‌هایی که خوندم، این سه‌تا رو دوست داشتم:

The Green Wall Plot - Nick Mamatas
The Barricade - Joyce Ch’ng
Sunless - Lyle Hopwood
The Great God Pan (2022)
چند وقتیه که خیلی پیگیر فرانکشتاین و آثار اقتباسی ازش شدم و این وسط یکسری اسم جدید هم پیدا کردم، آثاری که بیشتر قرن نوزدهم اومدن و کلا محبوبیت و فراموش شدنشون هم مال همون دوران بوده. اما تاثیر بسیار زیادی روی جریان‌های بعد از خودشون داشتن.

داستان کوتاه The Great God Pan سال ۱۸۹۴ منتشر می‌شه و یکی از مهم‌ترین آثار اولیه‌ی Weird Fiction به حساب میاد. اینقدری که جلوتر افرادی مثل لاوکرفت و استیون کینگ خیلی واضح توی آثارشون ازش الهام گرفتن. اما متاسفانه این داستان تا حدودی توی تاریخ محو می‌شه و هیچ‌وقت اون کردیتی که آثاری مثل فرانکشتاین گرفتن رو نتونست بگیره. خود نویسندش، آرتور ماچن، یک اوکالتیست معروف بوده و آثارش (که چندتا بیشتر نیستن) هم تحت تاثیر همون دیدگاه‌های اوکالتیه. یعنی توی همین داستان هم می‌شه عقاید Hermetic Order of the Golden Dawn و اون فلسفه‌ی آلستر کراولی رو دید.

من هم خود داستان رو خوندم (به نظرم برای زمان خودش خیلی نوآورانه بوده)، هم کمیکی که ازش اقتباس شده. خیلی ساده می‌تونم بگم هر جفتشون خوب بودن. کمیک کاملا درک کرده که داستان چی می‌خواد بگه و به شدت وارد جزئیات می‌شه (اگه خوندین به تابلوهای روی دیوار توجه کنین). از اون سمت داستان هم به عنوان چیزی که ۱۸۹۰ نوشته شده رویکرد جالبی به خط‌های زمانی داشته و حداقل من یادم نمیاد آثاری وجود داشته باشن که قبل از The Great God Pan منتشر شده باشن و اینقدر برای فرم روایت به خط‌های زمانی وابسته باشن (باید چک کنم، تقریبا مطمئنم هست ولی من یادم نمیاد).

به طور کلی خیلی پیشنهاد می‌شه. این جای درستیه برای شروع Werid Fiction و ادبیات اوکالت. از اینجا می‌تونین دانلود کنین.
Frank R. Paul (1884 - 1963)
قبلا اینجا در مورد فرانک پال از کتاب Worlds Beyond Time یک نقل قول گذاشته بودم، اما هیچ‌وقت خیلی جدی و دقیق پیگیر کارهاش نشده بودم تا همین دیشب که کتاب Time Machines The Story of the Science-Fiction Pulp Magazines from the Beginning to 1950 رو داشتم می‌خوندم.

سال ۱۹۲۶ هوگو گرنسبک اولین شماره‌ی مجله‌ی Amazing Stories رو چاپ کرد. این مجله اولین مجله‌ای بود که هدفش به طرز مشخصی "علمی-تخیلی" بود و برای اینکه شانسِ بیشتری داشته باشه توی بازار، تصمیم گرفتن که از لحاظ ظاهری توجه مخاطب‌ها رو جلب کنن. برای همین سراغِ فرانک پال رفتن که تحصیلاتش توی زمینه‌ی معماری بود و اون موقع حدود ده سال می‌شد که برای داستان‌های مختلف تصویرسازی می‌کرد. مجله‌ی Amazing Stories به لطف همین استایلِ خیلی مشخص و Bold فرانک پال و قطعِ چاپ بزرگ تونست برای خیلی‌ها جذاب باشه و برای چند سال جزوِ مجلاتِ مهم پالپ بود. فرانک پال هم اون دوران رقابتِ خیلی خوبی با طراح‌های دیگه مثل هانس وسولوفسکی و هیو مک‌کی داشته که خودِ همین رقابت باعث شد کاور مجله‌های داستانی وارد یک دوران جدیدی بشه (این بحثش مال یه روز دیگه‌ست که خوابم نبرده و کاری ندارم بکنم). تازه اولین کاورِ انتشارات مارول رو هم ۱۹۳۹ براشون طراحی کرد‌ (این فقط فان فکته، ربطی نداشت).

تا اینجاش رو می‌دونستم از قبل، ویکی پدیا هم نوشته بود. چیزی که این کتاب می‌گفت بحث انتقادات خیلی گسترده و شدید به فرانک پال بود. مورخ‌های تاریخ علمی-تخیلی می‌گن فرانک پال قطعا توی محبوبیتِ این ژانر اثر داشته، اما استایل بچگونه و اشتباهاتی که توی طراحی داشته باعث شده که علمی‌-تخیلی برای مدت زیادی توی باتلاقِ "پالپ" گیر بیوفته و حداقل تا دهه‌ی پنجاه به سختی کسی اون رو جدی می‌گرفت. همین قضیه باعث شده که علمی-تخیلی توی بیشتر از یک قرن سعی کنه جای پای خودش رو توی ادبیات سفت کنه و همچنان، بعد از این همه سال، اونقدری که باید جدی گرفته نشه. گواهش هم اینه که جوایزی مثل پولیتزر و نوبل اصلا نویسنده‌های این ژانر رو جدی نگرفته، با وجود اینکه افرادی مثل اورسولا کی. لو گویین، جین ولف، جی. جی. بالارد و حتی ویلیام گیبسون لیاقتشو داشتن.

نمی‌دونم واقعا، به نظرم اونقدرم حرفِ بی‌راهی نیست. مشخصا اگه تاثیرِ فرانک پال روی آرتِ علمی-تخیلی، مخصوصا کاورها، رو زیاد بدونیم و بگیم خیلی‌ها اصلا علمی-تخیلی رو برای دهه‌ها با ظاهری که فرانک پال تعریف کرده بود می‌شناختن. این تئوری که علمی-تخیلی رو جدی نمی‌گیرن و مهم نیست چه‌قدر نویسنده‌ها بی‌نقص باشن، تهش شانس چندانی برای جوایز اصلی ادبیات ندارن... دوتا نقطه داریم که وصل کردنشون سخت نیست. اعتقاد دارم اینکه صرفا تقصیر آرت استایلِ فرانک پال بوده اشتباهه، خیلی چیزهای زیادی دخیلن. اما تهش الان نمی‌تونم این نظرِ جدید رو از ذهنم بندازم بیرون.

البته ما ژاپن رو داریم با نویسنده‌هایی مثل کازو ایشی‌گورو، کوبو آبه و هاروکی موراکامی که تقریبا تمام جوایز مهم رو گرفتن و بدون شک اون‌ها رو می‌شه بخش مهمی از ادبیات علمی-تخیلی و فانتزی در نظر گرفت. اما بحثِ ژاپن متفاوته، اتفاقا خیلی هم طولانیه و اخیرا در موردش خوندم. اونم باشه برای یک روز دیگه.
تولید بازی The Holy Tree Wars تقریبا تموم شده و اگه UI و مپ رو کامل کنیم، می‌شه گفت دمو آمادس. برای همین وقت کافی برای پالیش کردن کارهایی که اوایل بهار انجام دادم و خیلی به دلم نبود رو دارم و توی این چند هفته تقریبا تمام تصویرسازی‌ها رو آپدیت کردم. توی استایل قبلی خیلی وابسته بودم به ساده‌سازی، بک‌گراندهای تک‌رنگ و سایه‌های تیره. اما توی استایل جدید (که اونقدرم فاصله نداره راستش) خشونت کار رو بالاتر بردم، سعی کردم با بک‌گراندها بیشتر داستان بگم و در کل حس Grim Dark Fantasy رو بیشتر کنم.

چون راستش می‌دونستم این داستان و دنیایی که داریم برای "گریم دارک" مناسبه، بیشترِ مقاومتم سر این بود که دلم نمی‌خواد یه بخشی از ترند اخیر باشم و حس می‌کردم با یه فضای ملایم‌تر کار بهتر می‌شه. اما هر چی جلوتر رفتیم مسیرِ داستان و وایب بازی به سمت خشونت و تاریکی رفت. این تغییرات چیزی نبود که بشه ازش فرار کرد.
و بله، این یعنی The Holy Tree Wars قراره خشونت نسبتا زیادی داشته باشه. هیچ‌کدوم به صورت گرافیکی یا نمایشی نیستن اما توی متنِ بازی (که خیلی زیاده، تصمیماتتون هم اثر داره روی اتفاقات و مسیری که می‌رین) خیلی واضحه.

در ضمن تصمیم بر این شد که از فضای ایندی فولک (که اوایلش حس می‌کردم بهش میاد) دور بشیم و بریم سراغ هوی متال، ارکسترال راک و پست متال XD امیدوارم بودجه‌مون برسه به خریدن کپی‌رایت چندتا از آهنگ‌هایی که دوست دارم.