Visual Alchemist
2.22K subscribers
1.9K photos
18 videos
241 files
208 links
بیشتر در مورد چیزهایی که دوست دارم و سرم بهشون گرم بوده حرف می‌زنم + نسخه‌ی دیجیتال کارهام که توی پیجم می‌ذارم.

https://instagram.com/hoseinghazii_?igshid=MzMyNGUyNmU2YQ==

همیشه هم می‌تونین برای صحبت و هر سوالی که داشتین بهم پیام بدین.
@hoseinghazi
Download Telegram
قبلا گفتم که به نظرم دوران طلایی تلویزیون تموم شده و الان زمان خوبیه که یه نگاهی به دو دهه‌ی اخیر بندازیم و سریال‌های خوبی که از زیر دستمون در رفتن رو ببینیم. این وسط با مفهوم Post-TV آشنا شدم، اصطلاحیه که دوران اخیر تلویزیون می‌دن که سرویس‌های استریم تونستن جای شبکه‌ها رو بگیرن و به طور کلی مراحل مختلف سریال (از ساخته شدن تا دیده شدن) عوض شدن. این تغییر عمده که وابستگی به تبلیغات رو حذف کرد باعث شد که سازنده‌ها ریسک‌پذیر بشن و آثاری که توی حالت عادی مخاطب عمومی ندارن هم ساخته بشن. برای همینه که ما اینقدر با آثار متنوعی توی سال‌های اخیر رو به رو شدیم.

متاسفانه مطالبی که در موردش پیدا می‌شه خیلی محدودن، هنوز اونقدر کتاب نداریم و مقاله‌های موجود هم تعریفی ندارن. به سختی این کتابِ Transmedia Terrors in Post-TV Horror رو پیدا کردم که یک کار تحقیقاتی از دانشگاه آمستردامه. تمرکزش روی اینه که دوران Post-TV چطور مفهوم وحشت رو عوض کرد تا ما بتونیم آثاری رو دوباره داشته که اصولا توی دوران کلاسیک تلویزیون جایی نداشتن چون برای مخاطب عمومی نبودن. افراد مختلف از این آزادی جدید به نحوه‌های مختلفی استفاده کردن. مثلا American Horror Story بر اساس نشون دادن خشونت و صحنه‌های جنسی بود یا Ash vs Evil Dead ادامه‌ایه به آثار اولیه‌ی سم ریمی. این سریال‌ها همشون سعی می‌کنن چیزی بیشتر از سریال باشن، وارد مدیاهای مختلف می‌شن و سعی می‌کنن از مدیاهای مختلف هم کمک بگیرن تا جای پای خودشونو محکم کنن. مثلا Stranger Things که اصولا با کمک نوستالژی‌ آثار دهه‌ی هشتاد تونست خودشو تثبیت کنه نمونه‌ی خوبیه برای این قضیه.

در کل کتاب جالبیه، یکم اون خشک بودن آثار آکادمیک رو با خودش داره ولی برای من خوندنش اونقدر سخت نبود (فکر کنم یک هفته‌ای طول کشید تمومش کنم که برای کتابی با این حجم زیاده، ولی به هر حال اوکیه). این موضوع Post-TV خیلی جالبه و حدس می‌زنم اگه براش وقت بذارم قطعا به نتایج خوبی هم می‌رسم. همین الان از این کتاب یک لیست از سریال‌هایی که باید ببینم دراوردم و اگه فرصت شد در موردشون می‌نویسم.
این سوپرمن جدیده فان بود، خیلی بهتر از اونی شده که حدسش رو می‌زدم و در نهایت هم به نظرم یک سوپرمن جدید رو معرفی کرد. تفاوت اصلیش با سوپرمن‌های قبلی اینه که خیلی نزدیکتره به شناخت مردم عادی از سوپرمن، تا اونی که توی کمیک‌ها و فیلم‌های قبلی بود.

همیشه گفتم به نظرم تنها چیزهایی که باعث می‌شه بتمن کمی تیره‌تر باشه، اینه که لباسش سیاهه و توی گاتهامه. وگرنه سوپرمن از لحاظ داشتن داستان‌هایی که به سمت رده سنی بالاتر می‌رن و خشنن همیشه یک پله بالاتر بوده. اما مشکل اینه که از اواخر دهه‌ی هفتاد و سوپرمن‌هایی که ماریو پوزو (نویسنده پدرخوانده) نوشت و فیلم شد تا همین کارهای اخیر زک اسنایدر همیشه سعی کردن بین سوپرمنِ آمریکایی مردم پسند و اون سوپرمن تاریک و عصبانی کمیک‌ها یک بالانس بسازن و ما شواهد کافی داریم که بدونیم نمی‌شه و جواب نمی‌ده. به حد کافی آدم‌های بزرگ و قدرتمند زیرِ اسم سوپرمن له شدن که بتونم بگم مشکل از اون‌ها نبوده.

این فیلم کلا بخش دوم رو ول کرده، سوپرمن رو یک بعدی کرده (که خوبه واقعا) و توی یک داستان ساده گذاشته چون حدس می‌زنم DC الان با پنگوئن و بتمن (که خیلی موفق بودن)‌ اون سمت قضیه رو گرفته، خیلی مایل نیست یک فرانچایز دیگه رو هم پرت کنه به اون سمت و بیشتر دنبال مخاطب کم سن و ساله.

به طور کلی همونیه که گفتم، سرگرم کنندست. امیدوارم کسی با انتظار دیدن یک داستان خیلی قوی، بازیگری تاثیرگذار و... نره سراغش چون این فیلم نمی‌خواسته اون‌ها رو داشته باشه.
من چند وقتیه که خیلی درگیر تاریخ و sub-text آثار فانتزی و علمی-‌تخیلی شدم. اینقدری که امسال بیشتر از اینکه برای کارهای داستانی وقت بذارم، تمرکزم روی خوندن آثار مختلفِ تحلیلی و تاریخی بوده و کم‌کم دارم به این نتیجه می‌رسم که من واقعا هیچی از فانتزی و علمی-تخیلی نمی‌دونم و اصولا این همه سال به سختی یک قطره از اقیانوس رو تونستم تجربه کنم. اینقدر اسم‌های مختلفی می‌بینم، مفاهیم جدیدی رو می‌خونم که تا هزار سال به ذهن خودم نمی‌رسید و چیزهایی که پیدا می‌کنم جالبن که نمی‌دونم کدومشو اینجا بنویسم.

مثلا این چند وقت داشتم کتاب‌های مایک اشلی (Mike Ashley) رو می‌خوندم، به نظرم یکی از بهترین مورخ‌هاییه که پیدا کردم. توی کتابِ Science Fiction Rebels: The Story of the Science-Fiction Magazines from 1981 to 1990 که بیشتر در مورد شکل‌گیری سایبرپانک بود و توضیح می‌داد چطور مجله‌های مختلف و سیاست‌هاشون تاثیر داشتن روی جریانِ ادبیات، در مورد مجله‌های کشورهای مختلف هم صحبت کرده بود. همین باعث شد بیوفتم دنبالِ مجله‌های ایرلند، استرالیا، آلمان (پیدا کردم ولی آلمانی بلد نیستم)، نیوزلند و مهم‌تر از همه، خودِ انگلیس.
مجله‌ی Interzone بهارِ ۱۹۸۲ تاسیس شد و اولش کموبیش رویکرد نزدیکی به ناشرهای آمریکایی داشت، اما خیلی زود با یه فراخوان که دیوید پرینگل نوشته بود دنبال داستان‌هایی رفت که Hard Sci-Fi بودن. به طور کلی منفیست Interzone بر پایه‌ی بازگشت به دوران طلایی علمی-تخیلی بود و می‌خواست نویسنده‌ها هم به پیشرفت‌های اخیر تکنولوژی دقت کنن، هم در مقابلِ اون فضای تاریک و بسته‌ی سایبرپانک باشن(منظورم از نظر مکانیه، وگرنه مفهومی سایبرپانک جلوی اینا اونقدرم تاریک نیست). همین باعث شد که Interzone توی دهه‌ی هشتاد کاملا مسیر متفاوتی رو بره و علمی-تخیلی انگلیس رو از یک جریان منفعل تبدیل کنه به چیزی که با آمریکایی‌ها رقابت کنه. همین جریان توی دهه‌ی هشتاد و نود بخش بزرگی از جوایز اصلی ادبیات گمانه‌زن رو می‌گیره و باعث می‌شه که بهش اسمِ "رنسانسِ علمی-تخیلی سخت" رو بدن.
چیزی که برام جالب بود، افرادیه که از Interzone کارشون رو شروع کردن و ادیتورهای این مجله تاثیر زیادی روی سبک کاریشون داشتن. بخش بزرگی از داستان‌های مهمِ Interzone رو قبلا خونده بودم، یکسری از معروف‌ترین‌هان و نویسنده‌هاشون هم افرادی نیستن که بگم ناشناخته بودن. صرفا این همه وقت من متوجه ربط تمام این افراد به هم نشده بودم.

مثلا اواخر دهه‌ی هشتاد آلستر رینولدز اولین داستانش رو توی Interzone چاپ کرد. اگه کارهای آلستر رینولدز رو خونده باشین (تقریبا مطمئنم اقتباس‌هاش رو همه دیدین، جلوتر در موردشون حرف می‌زنم)، مشخصه که یک استایل خاصی داره. ترکیبیه از عظمتِ سای‌فای‌های قدیمی، فضای کارهای نوآر و بدبینی فلسفی به نسبت هر چیزی. به حدی که من همیشه می‌گم رینولدز قطعا یکسری از بهترین داستان‌های اگزیستانسیالیستی رو داره. تمام این مشخصات همون چیزهایی هستن که من توی Interzoneهای دهه‌ی هشتاد تونستم ببینم. مثلا اِلمان‌هایی که ج ج بالارد، جان هریسون و بروس استرلینگ توی آثارشون داشتن رو می‌شه به وضوح توی کارهای آلستر رینولدز هم دید. تمام این افراد توی دهه‌ی هشتاد مرتب داستان‌‌هاشون رو توی Interzone چاپ می‌کردن و مشخصا استایلِ نوشتاری و فلسفه‌ی آثارشون توی اون فضا قالب بود و باعث همون "رنسانس علمی-تخیلی سخت" شکل بگیره.
یکم بیاییم جلوتر و سال ۲۰۱۹، فصل اول Love, Death & Robots قبل از عید اومد و یادمه که روزِ اول هنرستان توی سالِ جدید هممون داشتیم در موردش حرف می‌زدیم. این وسط دوتا قسمت بود که خیلی بحثش میومد وسط و فکر کنم ده بار هر کدومشو دیدیم (و اشک ریختیم، چون می‌دونستیم هیچ‌وقت کار ما اینقدر خوب نمی‌شه):
Zima Blue
Beyond the Aquila Rift

هر دوتای این‌ها رو آلستر رینولدز نوشته. داستانِ Zima Blue کمتر، ولی Beyond the Aquila Rift یک نمونه‌ی فوق‌العاده خوب برای جریان "رنسانس علمی-تخیلی سخت" به حساب میاد.

حالا چیزی که جالبه اینه که از اون سه نفری که بالاتر اسم بردم و روی آلستر رینولدز تاثیر داشتن، فقط جان هریسون بخشی از سریال Love, Death & Robots نبوده (اگه خونده باشین قطعا می‌دونین چرا، بشریت هنوز اینقدر پول و تکنولوژی نداره که از جان هریسون اقتباس کنه). همینطور فضای کلی بیشتر قسمت‌هایی که با اقبال خوبی مواجه شدن به نوعی وصل می‌شن به همون تفکراتِ دهه‌ی هشتاد و نودِ Interzone.
به نظرم سریال Love, Death & Robots اولین بار توی قرن بیست و یکمه که نگاهِ عموم مردم رو به سمتِ داستان‌های کوتاه علمی-تخیلی چرخوند، به طرز مشخصی همین اتفاق باعث شد که آثار کوتاه علمی-تخیلی این ۶ سال اخیر به شدت شبیه بشن به داستان‌هایی که توی این سریال به موفقیت رسیدن.

این یعنی یکسری اوایل دهه‌ی هشتاد با بودجه‌ی کمی که خودشون جمع کرده بودن یک مجله زدن. تونستن که نویسنده‌های ناشناخته رو جذب کنن، فلسفه‌ی متفاوتی برای علمی-تخیلی تائین کنن و باعث بشن این نویسنده‌هایی که عمدتا داستان کوتاه می‌نوشتن با ناشرها برای رمان قرارداد ببندن. بخش بزرگی از این نویسنده‌ها هیچ وقت به اون محبوبیتِ مین‌استریم نرسیدن (ج ج بالارد رو فاکتور بگیرین) و بخشی از جریان آلترنتیوِ علمی-تخیلی بودن. بعد از چندین سال نتفلیکس تصمیم گرفت یکی از گرون‌ترین سریال‌ها رو بسازه و سراغ کارهای این افراد اومد و به حدی خوب بودن که انگار مسیرِ علمی-تخیلی (توی فرم داستان کوتاه) عوض شد و یکی تهِ دنیا با تمام وجود مجذوبشون شد و چند سال بعد اون یک نفر ساعت ۴ صبح نشسته در موردشون می‌نویسه.

دنیا واقعا جای عجیبیه.
امیدوارم فردا صبح یکی که خیلی علمی-تخیلی دوست داره، بیدار بشه و بیاد این همه چیزی که نوشتم رو بخونه و باعث بشه روز بهتری داشته باشه. XD
دیشب یادم رفت بنویسم که یکسری از بهترین داستان‌های مجله‌ی Interzone رو می‌تونین رایگان توی سایتشون بخونین. مشخصا من همشونو نخوندم، اما بین این‌هایی که خوندم، این سه‌تا رو دوست داشتم:

The Green Wall Plot - Nick Mamatas
The Barricade - Joyce Ch’ng
Sunless - Lyle Hopwood
The Great God Pan (2022)
چند وقتیه که خیلی پیگیر فرانکشتاین و آثار اقتباسی ازش شدم و این وسط یکسری اسم جدید هم پیدا کردم، آثاری که بیشتر قرن نوزدهم اومدن و کلا محبوبیت و فراموش شدنشون هم مال همون دوران بوده. اما تاثیر بسیار زیادی روی جریان‌های بعد از خودشون داشتن.

داستان کوتاه The Great God Pan سال ۱۸۹۴ منتشر می‌شه و یکی از مهم‌ترین آثار اولیه‌ی Weird Fiction به حساب میاد. اینقدری که جلوتر افرادی مثل لاوکرفت و استیون کینگ خیلی واضح توی آثارشون ازش الهام گرفتن. اما متاسفانه این داستان تا حدودی توی تاریخ محو می‌شه و هیچ‌وقت اون کردیتی که آثاری مثل فرانکشتاین گرفتن رو نتونست بگیره. خود نویسندش، آرتور ماچن، یک اوکالتیست معروف بوده و آثارش (که چندتا بیشتر نیستن) هم تحت تاثیر همون دیدگاه‌های اوکالتیه. یعنی توی همین داستان هم می‌شه عقاید Hermetic Order of the Golden Dawn و اون فلسفه‌ی آلستر کراولی رو دید.

من هم خود داستان رو خوندم (به نظرم برای زمان خودش خیلی نوآورانه بوده)، هم کمیکی که ازش اقتباس شده. خیلی ساده می‌تونم بگم هر جفتشون خوب بودن. کمیک کاملا درک کرده که داستان چی می‌خواد بگه و به شدت وارد جزئیات می‌شه (اگه خوندین به تابلوهای روی دیوار توجه کنین). از اون سمت داستان هم به عنوان چیزی که ۱۸۹۰ نوشته شده رویکرد جالبی به خط‌های زمانی داشته و حداقل من یادم نمیاد آثاری وجود داشته باشن که قبل از The Great God Pan منتشر شده باشن و اینقدر برای فرم روایت به خط‌های زمانی وابسته باشن (باید چک کنم، تقریبا مطمئنم هست ولی من یادم نمیاد).

به طور کلی خیلی پیشنهاد می‌شه. این جای درستیه برای شروع Werid Fiction و ادبیات اوکالت. از اینجا می‌تونین دانلود کنین.
Frank R. Paul (1884 - 1963)