Visual Alchemist
2.22K subscribers
1.9K photos
18 videos
241 files
208 links
بیشتر در مورد چیزهایی که دوست دارم و سرم بهشون گرم بوده حرف می‌زنم + نسخه‌ی دیجیتال کارهام که توی پیجم می‌ذارم.

https://instagram.com/hoseinghazii_?igshid=MzMyNGUyNmU2YQ==

همیشه هم می‌تونین برای صحبت و هر سوالی که داشتین بهم پیام بدین.
@hoseinghazi
Download Telegram
به نظرم بخش بزرگی از کردیتِ سایث باید برسه به Jakub Różalski، درسته که گیم‌پلی درگیرکننده و هوشمندانس، اما تصویرسازی‌هایی که جیکوب روزالسکی برای این بازی انجام داده احتمالا بهترین تصویرسازی‌هایین که توی بوردگیم‌ها می‌شه پیدا کرد. تمام صحنه‌هایی که کشیده یه سکون و آرامش عجیبی دارن، دقیقا لحظه‌هایی قبل از اینه که یک اتفاق بزرگ بیوفته و مهم‌تر از همه، انسان‌هایی که طراحی می‌کنه دقیقا مال همون محیطن. از پوزِ بدنشون گرفته تا لباس‌ها، همه چیز همونیه که باید باشه.

به نظرم یه نگاهی به سایتش بندازین، نقاشی‌هاش باعث می‌شن یکم از خودم ناامید بشم ولی خب... خوبه که توی دورانی زنده هستیم که آدم‌هایی مثل این آقای روزالسکی کار می‌کنن:
jrozalski.com/projects
دیشب جلد اول Goddamned رو خوندم، یه کمیک نسبتا موفق از اواسط دهه‌ی قبله که داستانِ قابیل بر اساس کتاب مقدس رو می‌گه. تقریبا از نزدیکی‌های طوفانِ نوح هم شروع می‌شه. این اولین باری نیست که من یک دارک فانتزی با تمِ مذهبی می‌خونم، در اصل خیلی هم متداوله این ژانر. ولی واقعا اولین باریه که می‌بینم داستان رو اینقدر دقیق و وفادارانه انتقال دادن. مشخصا خیلی از بخش‌ها اضافه شدن، اما خطِ کلی داستان و مسیری که می‌ره از نظر من وفاداری زیادی به خود کتاب مقدس داره. با اینکه حدس می‌زنم برای مسیحی‌ها حداقل توهین‌آمیز باشه.

دو جلد ازش اومده، ظاهرا کنسل شده و پایان‌بندی جلد دوم (امشب می‌خوام بخونمش) یکم ناامیدکننده بوده. اما در کل من از جلد اولش خیلی لذت بردم، به نظرم یه بالانس خوبی داره بین داستان، طراحی و پنل‌ها که واقعا کمیاب شدن توی کمیک‌های چند سال اخیر. به عنوان یک کار دارک فانتزی هم به نظرم تمامِ تیک‌های کیفیتی رو می‌زنه، شاید حتی بتونم جلد اولشو به عنوان یکی از بهترین دارک فانتزی‌های کمیک در نظر بگیرم.
الان گفتم به نظرم کیفیت کمیاب شده توی کمیک‌های چند سال اخیر... و این یکم ذهنم رو درگیر کرده. من توی پروسه‌ی پیدا کردن Goddamned فکر کنم بیست-بیست و پنج‌تایی کمیک رو تست کردم، یکی دوتا چپتر خوندم و هیچ‌کدومشون حتی جالب هم نبودن. این قضیه یکم عجیبه. من از حدود پونزده سال پیش پیگیر کمیکم، می‌شه گفت ده-یازده سالش خیلی جدی بوده هیچ وقت اینطوری نشده بودم.

چیزی که من یادمه اینه که دوتا ناشرِ اصلی کمیک اومدن پایین، مارول و دی‌سی اونقدر موفق نبودن و خوب نمی‌فروختن. همین باعث شد نشرهای کوچیک‌تری مثل Image یا ناشرهای اروپایی یه حجم قابل توجهی کمیک خوب منتشر کنن. حدود ۲۰۱۴ تا ۲۰۲۰ خیلی دوران خوبی بود. حتی وب‌کمیک‌های جالبی توی اینترنت بودن و تقریبا هیچ‌وقت برای پیدا کردن یه کمیک قوی به مشکل نمی‌خوردم. اما به مرور کارها ضعیف‌تر شدن، توی لحظه متوجه نشدم ولی ما کاملا به سمت ضعیف شدن کمیک (و مانگا) حرکت کردیم. هر سال کارهای خوب کمتر و کمتر شدن. تمام مجموعه‌های جالب یا تموم شدن، یا اینقدر ادامه پیدا کردن که جذابیتشون رو از دست دادن. از اون سمت به نظر نمیاد توی بازار رقابت چندانی باشه، بیشتر کارهایی که ۲۰۲۴-۲۰۲۵ اومدن حتی قابل تحمل نیستن. تقریبا همه‌ی کارها شبیه هم شدن، از صفحه‌ی اول می‌شه آخرشونو حدس زد.

مثلا کافیه مثل من خیلی علاقه‌ای به داستان‌های یانگ ادلت و "حال خوب کن" نداشته باشین، خیلی اهمیتی به کاراکتر آسیایی توی نیویورک ندین و اصلا براتون جالب نباشه که چطور آخر داستان می‌فهمه چه‌قدر خوب و دوست داشتنیه و به تغییر نیاز نداره. یا اونقدر دیگه طرفدار دوباره خوندن یک داستان ابرقهرمانی که شبیه تمام قبلی‌هاست نداشته باشین... اون موقع هیچی نیست که بخونین.

نمی‌دونم... من دلم می‌خواد یک IP درست و حسابی دیگه توی کمیک/مانگا پیدا بشه. یکی بخواد بره اژدها بکشه یا توی یه سفینه‌ی عجیب باشه، کلا هر چیزی، حتی تکراری بودنش اونقدر مهم نیست. کارِ خوب داره هر روز کمیاب‌تر می‌شه از بس دنیا می‌ترسه چیزی تولید کنه که به یکی بربخوره یا مخالف عقایدِ یکسری آدم پر سروصدا باشه.
هفته‌ی پیش تونستم پشتِ کارت‌های سه‌تا فکشن The Holy Tree Wars رو طراحی کنم. به شدت تحت تاثیر پاسورهاییه که بچه بودم دست فامیل می‌دیدم و حداقل از نظر خودم اونقدر شبیه بقیه‌ی کارت‌گیم‌های اون بیرون نیست. حس می‌کنم از زمانی که به طراحی پشتِ کارت‌ها توجه شد ما اون خلاقیت رو از دست دادیم، متقارن بودن همیشه یکی از اصلی‌ترین قواعدش بوده ولی این‌هایی که الان می‌بینم بیشتر از حد به اون وابسته هستن و سعی نمی‌کنن باهاش قصه بگن، چیزی که واقعا مهمه.

هر کدوم از "پشتِ کارت‌ها" اشاره دارن به یک اتفاق تاریخی/مذهبی مهم برای اون نژاد که به مرور پلیرها می‌فهمنش.

احتمالا سه مدل دیگه برای هر کدوم بزنم، هر چه‌قدر Level یک پلیر بالاتر بره پشتِ کارتش هم تغییر می‌کنه.

🌳 @theholytreewars | x.com/TheHolyTreeWars
بازی Crown Gambit یکی از بازی‌های ایندی امساله که نقدهای خوبی گرفته، نه در حدِ گرفتن جایزه‌های اصلی ولی در حدی که اسمشو کسایی که پیگیرِ بازی‌های ایندی هستن شنیده باشن و راستش این بازی یکی از تاثیرگذار‌ترین بازی‌هاییه که این مدت بازی کردم، اما نه به خاطر خوب بودنش، بیشتر به خاطر اینکه فهمیدم یکسری از بخش‌های The Holy Tree Wars رو باید چیکار کنم.

این بازی یه نمونه‌ی کاملی از بالانس نبودنه. اگه بخوام با مثال بگم، شما تصور کنین که یک خونه‌ای هست که بهترین دکور رو داره اما این خونه هیچ دیواری نداره و روی یه زمین شنی وسطِ بیابونی که طوفان میاد ساخته شده. بازی Crown Gambit آرت بی‌نظیری داره، یکی از قشنگ‌ترین‌هایی که دیدم، داستانش حرف نداشت و کاملا می‌رفت سمت یک فانتزی کلاسیک و تروپ‌هایی که جاشون توی قلب من و خیلیای دیگه‌ست. اما core mechanic این بازی که گیم‌پلی هم بر اساس اون شکل گرفته افتضاح بود. یعنی بخش‌هایی که فایت اتفاق میوفتاد (با کارت) حتی برای من تا آخر بازی قابل فهم نبودن و نه هیچ‌جایی توضیح می‌داد نه انگار منطقی پشتشون بود.

شاید توی یه بازی‌ای که فقط همون کارت گیم رو داشت من اینقدر غر نمی‌زدم، اما Crown Gambit اینطوریه که مخاطبشو می‌بره توی یک داستان، انتخابِ بین گزینه‌های مختلف خیلی تاثیرگذارن و خود داستان و شخصیت‌ها جالبن. بعد توی نقطه‌ی اوج داستان باید ده دقیقه بین کارت‌های به درد نخور بگردی تا سه‌تا سگ وحشی رو بزنی... همین اشتباهی که توی گیم‌پلی داشتن ضربه‌ی بدی به بازی زده بود. شاید با یکم تغییر می‌تونست از بهترین‌های امسال باشه.