Visual Alchemist
2.22K subscribers
1.9K photos
18 videos
241 files
208 links
بیشتر در مورد چیزهایی که دوست دارم و سرم بهشون گرم بوده حرف می‌زنم + نسخه‌ی دیجیتال کارهام که توی پیجم می‌ذارم.

https://instagram.com/hoseinghazii_?igshid=MzMyNGUyNmU2YQ==

همیشه هم می‌تونین برای صحبت و هر سوالی که داشتین بهم پیام بدین.
@hoseinghazi
Download Telegram
اوایل ۲۰۰۰ دوباره اسم Dune برگشت و دوتا سریال نچندان موفق ازش ساخته شد. پیشنهاد می‌کنم نبینین. اما به هر حال مسیرِ نوشتن مجموعه‌های جدید باز شده بودن. مجموعه‌ی سوم Legends of Dune بود که حدودا ده هزار سال قبل از مجموعه‌ی اصلی رو پیشش میده. همون جهاد باتلری و جریاناتی که کلا تاثیر گذارن روی تاریخ این دنیا. من این مجموعه رو هیچ وقت نخوندم، حس نکردم که بهش نیازی هست یا هر چیزی. اما شنیدم خیلی جالب نیست و به سمت آبکی بودن حرکت می‌کنه.

The Butlerian Jihad (2002)
The Machine Crusade (2003)
The Battle of Corrin (2004)
دقیقا این بخش از تاریخ Dune، همه چیز شروع می‌کنه به عجیب شدن. من حدس می‌زنم که به نتایج چندان مناسبی از لحاظ تجاری نرسیده بودن و سعی کردن برگردن عقب و "چهارتا" کتاب جدید به مجموعه‌ی اصلی اضافه کنن. چون مشخصا خیلی چیزها اونجا نیاز به توضیح دارن، بعضی وقتا پرش‌های زمانی و مکانی بیشتر از اونی هستن که درست باشن.

برای همین ما مجموعه‌ی Heroes of Dune رو داریم:
Paul of Dune (2008)
The Winds of Dune (2009)
Princess of Dune (2023)

در اصل این اتفاق میوفته: دو جلد اول چاپ میشه، ری اکشنا خوب نبودن و دوتای بعدی کنسل میشن. بعد سال ۲۰۲۳ پرنسسِ تلماسه چاپ میشه و بی‌ربطه به دوتای کنسل شده، اما ربط داره به اون دوتای اولی. کلا این مجموعه از لحاظ استقبال طرفدارها خیلی وضعیت خوبی نداره.
بالاخره می‌رسیم به "بهترین" مجموعه‌ی تلماسه خارج از اون شروع فوق‌العاده‌ی دهه‌ی ۶۰. سه‌گانه‌ی Great Schools of Dune که من دو جلد اولشو خوندم و صرفا "خوب" بودن. یعنی bar is low و اگه سخت‌گیر نباشیم این سه‌گانه خوبه. تمرکز این داستان‌ها بیشتر روی بخش سیاسی ماجرائه و مثلا توضیح میدن چطور Bene Gesserit درست شد.

Sisterhood of Dune (2012)
Mentats of Dune (2014)
Navigators of Dune (2016)

پیشنهاد نمی‌کنم بخونین.
تصور می‌کنین تموم شده؟‌ هنوز حتی به نیمه‌هاشم نرسیدم.
یک سه‌گانه هم داریم به اسم The Caladan Trilogy، این مجموعه زندگی دوک لتو آتریدیس، پدر پل، رو دارن می‌گن. من هیچ وقت حتی به فکر خوندنشونم نیوفتادم. اما یکی که خونده بود بهم گفت اینم خوبه، یعنی تا وقتی که چشممونو ببندیم روی اینکه توی دنیای تلماسه‌س، از لحاظ داستان و شخصیت‌پردازی آبرومندانه و خوبه.


Dune: The Duke of Caladan (2020)
Dune: The Lady of Caladan (2021)
Dune: The Heir of Caladan (2022)

شاید بخونمشون.
مجموعه‌ی کوچولوی دیگه‌ای که هست، اسمش Dune 7 ـه که باز تلاش برایان هربرت برای ادامه دادن مجموعه‌ی اصلیه. دو جلد ازش چاپ شده و به شخصه حتی با خلاصه‌هاشم نمی‌فهمم دقیقا چی هستن.

Hunters of Dune (2006)
Sandworms of Dune (2007)

این دوتا از لحاظ فروش و استقبال اونقدر خوب نبودن. در کل هر بار سعی کردن مجموعه‌ی اصلی رو ادامه بدن موفق نبودن.
حالا باید در مورد داستان‌های کوتاه حرف بزنیم چون بهم اعتماد کنین، همونقدر که توی رمان‌ها اتفاق مهم میوفتن توی داستان‌های کوتاه هم اتفاقات اهمیت دارن. در کل دوتا کتاب مجموعه‌ی داستان کوتاه مهم توی دنیای تلماسه داریم:
The Road to Dune
Tales of Dune

بهترین و مهم‌ترین داستان‌های کوتاه دنیای تلماسه رو می‌شه این دوتا جا خوند. اما مسئله اینه که حدود ۴۰ تایی داستان کوتاه دیگه‌ی تلماسه هست که توی مجلات و کتاب‌های مختلف چاپ شدن. من حداقل هیچ‌وقت دنبالشون نرفتم.
حالا تمام اون جریانات قبلی رو در نظر بگیرین، تا بریم سراغ کمیک‌ها.
یک کمیک دهه‌ی هشتاد از Dune اومد که مارول چاپ کرده. شبیه کمیک‌های ماروله (منطقا) و حتی با کیفیت خوبش الان پیدا نمیشه. یه بار سعی کردم بخونم و موفق نبودم.
اما اواخر دهه ۲۰۱۰ فرانچایز تلماسه افتاد دست Boom Studio و کلا کمیک‌ها و گرافیک ناول‌هاش رو همونجا چاپ می‌کنن (جز یک سری، اون جداس بحثش). تا الان خیلی عملکردشون خوب بوده و به طور کلی هر چیزی چاپ کردن موفق بوده. بعضا خیلی موفق‌تر از منبعی که ازش اقتباس کردن.

House Atreides
Whisper of Caladan Seas
Blood of the Sardaukar
The Waters of Kanly
House Harkonnen
House Corrino

حالا میرسیم به اینی که بالاتر گفتم، ما یک سری گرافیک ناول از روی "مجموعه اصلی" داریم که توی Abrams ComicArts چاپ شده، اتفاقا اعتقاد دارم یکی از بهترین اقتباس‌های چند سال اخیر توی کمیکه. خیلی پیشنهادش میکنم.
تا الان که صحبت می‌کنیم، نُه‌تا ویدیو گیم و هفت‌تا بوردگیم از تلماسه اومده. من متاسفانه شانس تست کردن همشونو نداشتم و فقط چهارتا از بازی‌ها و دوتا از بوردگیم‌ها رو بازی کردم. به نظرم فقط و فقط بازی Dune: Imperium ارزش وقت گذاشتن رو داشت.

برای من یکی از بهترین بوردگیم‌هاییه که بازی کردم و به نظرم از لحاظ گیم‌پلی و فضاسازی خیلی خوبه.
در مورد فیلم‌ها و سریال‌ها هم بهتره صحبت نکنم، اونا دیگه تکرارِ صحبت‌هایی میشه که همه شنیدن.
در کل Dune ارزش وقت گذاشتن داره، اما نه اونقدری که بخواین همه چیز رو بخونین. شاید ۳ جلد از مجموعه‌ی اصلی، چندتا از پریکوئل‌ها و کمیک‌ها، فیلم و سریال‌های جدیدش و چند دور بوردگیم خیلی کافیه برای اینکه با دنیاش کامل آشنا بشین. این "عظمت" و "حجم" زیادی که داره واقعا نیازی نبوده وجود داشته باشه و مثل دنیای سرزمین میانه نیست که هر کتاب داستان‌ها و جریانات جدیدی رو بگه، توی Dune شما چندین بار یک اتفاق رو از سمت‌های مختلف می‌خونین و این ممکنه برای خیلیا جالب باشه، اما برای من نیست.
برای Lore بازیمون خیلی کارها دارم می‌کنم، از آماده‌سازی یه وبسایت اختصاصی برای توضیحات داستانی تا یکسری داستان کوتاه برای فضاسازی بهترش. حالا که کم‌کم داریم به زمان انتشار دمو نزدیک می‌شیم شاید بد نباشه که یکسری از این داستان‌ها رو بذارم.

فقط یادتونه باشه:
۱. من نویسنده نیستم، مشخصا داستان‌ها اشکال دارن.
۲. این داستان‌ها درست شدن که بعد از بازی کردن خونده بشن، مثلا همینی که می‌خونین یکی از مناطقِ دنیای بازی و یکی از boss fightها رو توضیح میده. عادیه که گیج بشین الان.

به طور کلی خیلی خوشحال می‌شم نظرتون رو بدونم🥂
1
روز بیست هزار و نهصد و یازده.pdf
6.9 MB
روز بیست هزار و نهصد و یازده
از دنیای بازی The Holy Tree Wars

🌳 @theholytreewars | x.com/TheHolyTreeWars
تا اینجای کار برای The Holy Tree Wars حدود ۳۸۰تا تصویرسازی آماده کردم (از تصویر کارت‌ها گرفته تا آیتم و پِرک‌ها)، به جز اون حدود ۷۰تایی هم کانسپت آرت داریم از محیط‌ها و نژادهای مختلفی که توی جزیره‌ی ژان‌تِر (جایی که داستان می‌گذره) وجود دارن. راستش بخش بزرگیشون اصلا توی بازی نمیان و برای خودم بوده که بتونم این دنیا رو بهتر تصور کنم. می‌دونم اگه وضعیت خوب پیش بره این تنها بازی این دنیا نخواهد بود، خیلی مایلم که تبدیل به یک فرانچایز بشه.

حالا این چند روز خیلی درگیر کارهای مختلف بودم (به جز بازی) که امیدوارم توی چند ماه آینده اینجا بتونم به اشتراک بذارم. دوست ندارم که اینجا رو چند روز ول کنم و برم، حتی بیشتر مایلم که هر روز بنویسم (هر چند کوتاه) و با بقیه در ارتباط باشم.

پس بیایین یکسری از کانسپت آرت‌های بازیمون رو ببینین، با توضیحات اضافه و احتمالا غیرکاربردی برای فهمیدن خود بازی.
این مکانی که می‌بینین یک جایی شرقِ جزیره‌ی ژان‌تِره. جایی که رودخونه‌ی دیوسیس (بزرگترین رودخونه‌ای این قاره) به دریا می‌رسه و کلا محیطِ شبیه همین چیزیه که می‌بینین. تمدن‌های مختلفی تشکیل شدن و بیشترشون بر اساس تجارت زندگانیشونو می‌گذرونن. این جزیره‌ی کوچولو (بهش بگیم صخره بهتره) هم اسمش اومورانه (Omorun)، یه جایی که شبیه کارخونه‌ی تبدیل منابعِ جادویی به انواع طلسم و لوازمِ جادوییه.

در کل تصور نکنین که یه جاییه مثل هاگوارتز، اصلا و ابدا نیست. بیشتر شبیه یک قلعه پر از جادوگره که طلسم درست می‌کنن و صادر می‌شه به قلمروهای مختلفِ ژان‌تِر.
یکم بالاتر، توی همین رودخونه‌ی عظیمِ دیوسیس (بعدا مپ رو میفرستم تا اندازه‌ش مشخص بشه) یکسری موجود مختلف و بزرگ هم هستن. مثلا یکیش همین یولوژان (Yolloxan) هستش که یه کروکودیل بزرگه، حدود ۳۷ کیلومتر طولشه و کسی درست نمی‌دونه از کجا اومده. یکی از اصلی‌ترین دلایلیه که روی رودخونه‌ی اصلی دیوسیس کسی نتونسته پل درست کنه. بی‌وقفه در حال حرکت توی روده و روی کمرش یک امپراتوری خیلی کوچولو از موجوداتیه که به خودشون میگن ری‌توای (Retoai)، این موجودات با ماهیگیری و فروشش درآمد دارن و کلا مذهبشون با تمامِ موجودات دیگه‌ی این قاره متفاوته.

یولوژان یکی از باس فایت‌های بازیه. نمی‌شه کشتش، این فایت بیشتر برای اینه که بتونین ازش رد بشین بدون اینکه از روی قایقتون رد بشه. تازه اصلا متوجه حضور شما هم نمی‌شه.
1
یکم بالاتر، جایی که جلگه‌ی رود دیوسیس رو رد کنیم می‌رسیم به Zerakan Cradle (واقعا توی فارسی ترجمه‌ی خوبی نمی‌گیره، تقریبا می‌شه گهواره‌ی زاراکان). اینجا یکسری موجود هستن که مدت‌ها پیش توی یک جنگ مُردن و جسدشون به خاطر اینکه از جنس آهنه هنوز هم مونده. این بخش تقریبا ساکنی نداره و بی‌راهه‌ها ازش می‌گذرن. ساکن‌های ژان‌تره هر کدومشون به یه دلیلی از این بخش فراری هستن و مایل نیستن ازش رد بشن. یکی از اصلی‌ترین‌هاش اینه که جادو توی خیلی از نقطه‌ها کار نمی‌ده و برای نژادهایی مثل الف‌ها که خیلی وابستن به جادو، این دشت می‌تونه افتضاح باشه.

اینجا ما دوتا باس فایت داریم، هر دوتاشونم آپشنالن. من شک دارم اوایل لانچ کسی بتونه این دوتا رو شکست بده، اما بالاخره یکی شکست می‌ده و یکی از قوی‌ترین آیتم‌های بازی گیرش میاد.
اینجا هم اولِ مسیریه که می‌رسه به "بلندی‌های گرولمور"، این مسیر تهش می‌رسه به کوهستان‌هایی که چند صد سال پیش مرکزِ تمدن دورف‌ها بوده. اما مشخصا به خاطر ساختار کلیشون و خطراتی که توی مسیر هست خیلی کم پیش میاد کسی به این سمت بره. از اون سمت هم ساکن‌های فعلی کوهستان، بعد از "غیب شدن دورف‌ها" اونقدر مهمون‌نواز نیستن. تقریبا تنها کسایی که به این سمت می‌رن تاجرهان تا یکسری محصولات خاص رو پیدا کنن.

قبل از این مسیر و تقریبا تمام مسیرهای مشابه، یکسری مهمون‌خونه هست. مهمون‌خونه‌ها توی بازی وجود ندارن (نیازی نداریم بهشون)، اما حدس می‌زنم می‌تونن چیز مهمی توی بازی‌های بعدی بشن.
دو هفته پیش بود که یه مقاله خوندم در مورد اینکه چطور دوران طلایی سریال‌های تلویزیونی اومد و رفت و ما الان توی تلویزیون هم به طور کلی همون حالت سینما رو داریم. کار خوب میاد ولی شما تقریبا هر روز هفته نمی‌تونین انتظار یک قسمت خوب رو داشته باشین، سالی چهار پنج‌تا سریال خوب میان و تموم. برای همینم گفتم شاید بد نباشه بیام و سریال‌هایی که از زیر دستم در رفتن و هیچ‌وقت ندیدم رو یه نگاهی بندازم. اولینش هم سریال The Terror بود، فصل اول ۲۰۱۸ اومده، فصل دومی هم وجود داره که ندیدم/نمی‌بینم و ظاهرا این اواخر فصل سومش تائید شده.

دلیل اینکه رفتم سراغش در مرحله‌ی اول اینه که موضوع جذابی داره و داستان جان فرانکلین و سفرش به قطب جنوبه و چیز خیلی مهم‌تر اینه که از روی یکی از کتاب‌های دن سیمونز. از نظر من دن سیمونز یکی از بهترین نویسنده‌های سای‌فایه و هر چیزی تا الان ازش خوندم رو دوست داشتم، مخصوصا مجموعه‌ی Hyperion Cantos که بعد از خوندنش یه مدت کابوس می‌دیدم. سریال "ترور" تنها کار سیمونزه که تبدیل به فیلم شده و مشخصا همین یک مورد کافی بود که بخوام ببینمش.