من داشتم این بازی Minit رو بازی میکردم و چایی میخوردم که... جنگ شد. دیشب گفتم بد نیست برم تمومش کنم.
بازی سادهایه، کاراکتر اصلی دقیقا یک دقیقه زندس، توی این یک دقیقه باید مپ رو بگرده و آیتمهای مختلف رو پیدا کنه تا به هدف نهایی (نمیگم تا اسپویل نشه) برسه. مشخصا بازی سختیه به علت همین محدودیت زمانی، اما به مرور (بعد از حدود دو ساعت بازی کردن) خیلی روون میشه. مپش از چیزی که انتظارشو داشتم بزرگتره و به خاطر دو رنگ/پیکسلی بودن اولش سختم بود حفظش کنم. اما خب به مرور آیتمها جالبتر و قویتر شدن، خود بازی افتاد روی دور و اون "یک دقیقه" خیلی هم کوتاه به نظر نمیومد.
چیزی که برام جالب بود داستانهای کوچیکیه که توی دیالوگها میشه فهمید. از ساختار این دنیا گرفته تا چیزی که قبلا بوده، شخصیتها و فکرهاشون و تقریبا هر چیزی که میتونستن توی کمتر از ده کلمه جا بدن، همه خیلی تر و تمیز اجرا شدن. بازی خوبی بود.
بازی سادهایه، کاراکتر اصلی دقیقا یک دقیقه زندس، توی این یک دقیقه باید مپ رو بگرده و آیتمهای مختلف رو پیدا کنه تا به هدف نهایی (نمیگم تا اسپویل نشه) برسه. مشخصا بازی سختیه به علت همین محدودیت زمانی، اما به مرور (بعد از حدود دو ساعت بازی کردن) خیلی روون میشه. مپش از چیزی که انتظارشو داشتم بزرگتره و به خاطر دو رنگ/پیکسلی بودن اولش سختم بود حفظش کنم. اما خب به مرور آیتمها جالبتر و قویتر شدن، خود بازی افتاد روی دور و اون "یک دقیقه" خیلی هم کوتاه به نظر نمیومد.
چیزی که برام جالب بود داستانهای کوچیکیه که توی دیالوگها میشه فهمید. از ساختار این دنیا گرفته تا چیزی که قبلا بوده، شخصیتها و فکرهاشون و تقریبا هر چیزی که میتونستن توی کمتر از ده کلمه جا بدن، همه خیلی تر و تمیز اجرا شدن. بازی خوبی بود.
امروز صبح کتاب How to Write Science Fiction & Fantasy از اورسن اسکات کارد رو خوندم، در کل کتاب جالبیه و به نظرم ارزش خوندن داره. من خیلی درگیر The Holy Tree Wars و چندتا پروژهی مشابه (هنوز قطعی نیستن، قطعی بشن همون موقع اینجا با ذوق در موردش مینویسم) هستم که به نوعی مربوط میشن به نوشتن فانتزی و علمی تخیلی. این کتاب به جای اینکه بیاد روی چیزهایی مثل شخصیتپردازی، دیالوگنویسی و... تمرکز کنه بیشتر در مورد خود ادبیات گمانهزن، مفاهیم و مخاطبهاش حرف میزنه.
مثلا تفاوتی که بین ژانرهای مختلف هست، چطور برای هر کدوم میشه دنیاسازی کرد و... به نظرم چیزهای مهمین که الان بیشتر دست یوتیوبرهاست، اما تهش خیلی فرقشه بین چیزی که یکی از مهمترین نویسندهی سایفای نوشته تا یوتیوبر. به طور کلی با اینکه حجمش کم بود و اصولا باید صحبتها هم تکراری میبود برام، خیلی چیزهای جدیدی ازش یاد گرفتم.
مهمترینش هم به نظرم همین تفاوت علمی تخیلی و فانتزی بود:
مثلا تفاوتی که بین ژانرهای مختلف هست، چطور برای هر کدوم میشه دنیاسازی کرد و... به نظرم چیزهای مهمین که الان بیشتر دست یوتیوبرهاست، اما تهش خیلی فرقشه بین چیزی که یکی از مهمترین نویسندهی سایفای نوشته تا یوتیوبر. به طور کلی با اینکه حجمش کم بود و اصولا باید صحبتها هم تکراری میبود برام، خیلی چیزهای جدیدی ازش یاد گرفتم.
مهمترینش هم به نظرم همین تفاوت علمی تخیلی و فانتزی بود:
• علمی-تخیلی: داستانی در جهانی که از قوانین جهان ما پیروی میکند. دربارهی چیزی است که میتواند باشد اما هنوز نیست.
• فانتزی: داستانی در جهانی که از قوانین ما پیروی نمیکند. دربارهی چیزی است که نمیتواند باشد.
در داستان علمی-تخیلی، خواننده فرض میکند تمام قوانین طبیعت برقرارند مگر اینکه خلاف آن گفته شود. در فانتزی، نویسنده باید قوانین جدید جهان (مثلا قوانین جادو) را به سرعت و به وضوح برای خواننده مشخص کند و تا پایان به آنها پایبند بماند. یک سفر در زمان که با ماشین انجام شود علمی-تخیلی است؛ اگر با طلسم انجام شود، فانتزی است.
How to Write Science Fiction and Fantasy (Orson Scott Card).pdf
491.3 KB
How to Write Science Fiction & Fantasy
Orson Scott Card
Writer's Digest Books - 1990
Orson Scott Card
Writer's Digest Books - 1990
من بین بازیهای شهرسازی کلا سهتا رو تا حالا دوست داشتم:
Synergy
Frostpunk
The Wandering Village
کلا این سبک از بازی خیلی مال نبوده هیچوقت، توی برنامهریزی این بازیها خوب نیستم و بعد یه مدت شهرم به خاک سیاه میشینه و این سهتا تنها بازیهایی بودن که اینقدر دوستشون داشتم وقت بذارم و یاد بگیرم. به نظرم بین این سهتا، The Wandering Village سادهترین و ضعیفترینشه. یعنی کلا بر اساس "خوشگل بودن" و "ایدهی خوب" داره میره جلو و اتفاقا توی همین دوتا هم خیلی موفقه. به خاطر Early Access بودن مشخصا مشکلات گیمپلی زیادی هم داره. اما در کل فانه. اینقدری روی من تاثیر گذاشت و دوستش داشتم اون مدتی که بازی میکردم، که یکی از باسهای بازی رو تحت تاثیرش ساختم.
امروز دیدم آرت بوکش اومده، یه آرت بوک کوچیکه که کلا دارن بازی و مراحل ساختش رو توضیح میدن. خیلی همه چیز چیل و ریلکسه، خیلی آرت استایلش من رو یاد سریال آواتار:آخرین بادافزار میندازه. دقیقا نشون میده که چطور یه تیمِ ایندی کوچولو کارشون رو با عشق انجام میدن و به نتایج خوبی میرسن.
Synergy
Frostpunk
The Wandering Village
کلا این سبک از بازی خیلی مال نبوده هیچوقت، توی برنامهریزی این بازیها خوب نیستم و بعد یه مدت شهرم به خاک سیاه میشینه و این سهتا تنها بازیهایی بودن که اینقدر دوستشون داشتم وقت بذارم و یاد بگیرم. به نظرم بین این سهتا، The Wandering Village سادهترین و ضعیفترینشه. یعنی کلا بر اساس "خوشگل بودن" و "ایدهی خوب" داره میره جلو و اتفاقا توی همین دوتا هم خیلی موفقه. به خاطر Early Access بودن مشخصا مشکلات گیمپلی زیادی هم داره. اما در کل فانه. اینقدری روی من تاثیر گذاشت و دوستش داشتم اون مدتی که بازی میکردم، که یکی از باسهای بازی رو تحت تاثیرش ساختم.
امروز دیدم آرت بوکش اومده، یه آرت بوک کوچیکه که کلا دارن بازی و مراحل ساختش رو توضیح میدن. خیلی همه چیز چیل و ریلکسه، خیلی آرت استایلش من رو یاد سریال آواتار:آخرین بادافزار میندازه. دقیقا نشون میده که چطور یه تیمِ ایندی کوچولو کارشون رو با عشق انجام میدن و به نتایج خوبی میرسن.
The Wandering Village Art Book.pdf
68.4 MB
The Wandering Village Art Book
2023
2023
گوگل جمنای یکی از به درد بخورترین ابزارهاییه که تو عمرم دیدم، چند هفتهی اخیر یه تعداد بالایی از کتابهایی که هیچوقت نسخهی انگلیسیشون چاپ نشده رو تونستم بخونم که شبیه برآورده شدن یکی از آرزوهامه. امروز صبح هم این کتابِ La Maison Des Ancetres رو تونستم بخونم که یک مجموعهایه از مصاحبهها، توضیحات و اتودهایی که آلوارو خُدَرُوسکی و خوان خیمنز برای کمیکهای متابارون انجام دادن.
من همیشه گفتم متابارونز برای من روی mount rushmore کمیک بوکهاست و با اینکه خودش اسپینآف Incal هست، با اختلاف زیادی بهترین "کمیک اروپایی"* که تا حالا خوندم. متاسفانه متابارونز اونقدری که باید بهش توجه نمیشه و اصولا به جای اینکه تبدیل بشه به یکی از مهمترین فرانچایزهای صنعت سرگرمی، الان یه کالت کلاسیکه. البته حدس میزنم دیر یا زود قراره برسیم به اون نقطه.
خیلی کتاب خوبی بود. من هر بار از خدروسکی چیزی میخونم یا میبینم، تحت تاثیر علاقش و عشقی که به کارش داره قرار میگیرم. طرف فکر همه چیز رو کرده، تمام موارد رو میدونه و این توی کارش خودشو نشون میده. از اون سمت خوان خیمنز هم فوقالعادس، یعنی درکی که از سایفای داره، اینکه چطور "تکامل" اتفاق میوفته و هر شخصیت رو چطور با وسایلی که داره و لباسش نشون بده... در کل لذت میبرم از دیدنشون.
* منظور از کمیک اروپایی، یک دسته بندی ژانریه. مشخصا بعضی از آثار آمریکای جنوبی هم بخشی از کمیک اروپایی حساب میشن (برای من) مخصوصا اونایی که انتشارات humanoides associés چاپ کرده. از اون سمت اعتقاد دارم کمیکهای بریتانیایی رو ما باید زیر مجموعهی آمریکاییها در نظر بگیریم، چون از لحاظ ساختار و ظاهر نزدیکن.
من همیشه گفتم متابارونز برای من روی mount rushmore کمیک بوکهاست و با اینکه خودش اسپینآف Incal هست، با اختلاف زیادی بهترین "کمیک اروپایی"* که تا حالا خوندم. متاسفانه متابارونز اونقدری که باید بهش توجه نمیشه و اصولا به جای اینکه تبدیل بشه به یکی از مهمترین فرانچایزهای صنعت سرگرمی، الان یه کالت کلاسیکه. البته حدس میزنم دیر یا زود قراره برسیم به اون نقطه.
خیلی کتاب خوبی بود. من هر بار از خدروسکی چیزی میخونم یا میبینم، تحت تاثیر علاقش و عشقی که به کارش داره قرار میگیرم. طرف فکر همه چیز رو کرده، تمام موارد رو میدونه و این توی کارش خودشو نشون میده. از اون سمت خوان خیمنز هم فوقالعادس، یعنی درکی که از سایفای داره، اینکه چطور "تکامل" اتفاق میوفته و هر شخصیت رو چطور با وسایلی که داره و لباسش نشون بده... در کل لذت میبرم از دیدنشون.
* منظور از کمیک اروپایی، یک دسته بندی ژانریه. مشخصا بعضی از آثار آمریکای جنوبی هم بخشی از کمیک اروپایی حساب میشن (برای من) مخصوصا اونایی که انتشارات humanoides associés چاپ کرده. از اون سمت اعتقاد دارم کمیکهای بریتانیایی رو ما باید زیر مجموعهی آمریکاییها در نظر بگیریم، چون از لحاظ ساختار و ظاهر نزدیکن.
La Maison Des Ancetres.pdf
58.5 MB
La Maison des Ancetres
2016 by HUMANOIDES ASS
2016 by HUMANOIDES ASS