Visual Alchemist
2.22K subscribers
1.9K photos
18 videos
241 files
208 links
بیشتر در مورد چیزهایی که دوست دارم و سرم بهشون گرم بوده حرف می‌زنم + نسخه‌ی دیجیتال کارهام که توی پیجم می‌ذارم.

https://instagram.com/hoseinghazii_?igshid=MzMyNGUyNmU2YQ==

همیشه هم می‌تونین برای صحبت و هر سوالی که داشتین بهم پیام بدین.
@hoseinghazi
Download Telegram
فکر کنم کمیک Rare Flavours شیش ماهی اولِ لیست کمیک‌هایی بود که می‌خواستم بخونم و هر بار به یک دلیلی نرفته بودم سراغش. اصلی‌ترین دلیل هم این بود که بر اساس خلاصه‌ی پشت جلد، کاور و اسمش حدس می‌زدم یک کمیکِ آشپزی (برخلاف مانگا توی کمیک این خیلی متداول نیست) با یکسری طراحی خوشگله. اما نصف حدسم درست بود، این یک مانگای آشپزی با طراحی‌های خوشگله که ژانرش در اصل وحشته.

کلا من فقط زمانی به ژانر وحشت "واقعا" توجه نشون می‌دم که توی یک اثری بیاد که انتظارشو نداشته باشم. این دقیقا همونطوری بود. این کمیک دقیقا همون چیزیه که من از یک کمیک می‌خوام، داستانش خیلی قویه و تقریبا توضیح اینکه چرا اینقدر خوب انجام شده بدون اسپویلش غیرممکنه. فقط همینقدر بگم که ریشه‌های داستانش می‌رسن به اساطیر هند و وسط می‌شن به مفاهیمی مثل سرخوردگی توی هنر، دنبال کردن چیزی که مشخصا بهش نمی‌رسی و حمل کردن بارِ سنگین صحبت‌های یک نفر دیگه موقع مرگش.

تا اینجا بین کمیک‌هایی که از ۲۰۲۴ خوندم، Rare Flavours بهترین بوده. قراره در آینده بارها ازش به عنوان یک کمیک با داستان بی‌نقص مثال بزنم.

از اینجا دانلود کنین.
کمیک Black Dog - The Dreams of Paul Nash رو نمیتونم درست قضاوت کنم، به نظرم چیز پیچیده‌ایه و در کل من هنوز هم نفهمیدم آثار سورئال رو بر چه اساسی باید رده بندیشون کرد. این کمیک می‌تونه یک چیزی از "خیلی خوب" تا "افتضاح" و "غیرقابل فهم" بره و برگرده. مشخصا خیلی جالبه اگه به پال نش و آثارش علاقه داشته باشین، نویسنده/طراح این کمیک خوب بهشون نزدیک شده و هر کدوم از پنل‌ها مربوط میشن به یکی از آثار نش و در کل، داستان هم یک خطی رو دنبال می‌کنه که تهش می‌رسه به کل نقاشی‌های نش در طول کریرش.

احتمالا برای هر کسی نیست، حتی منم نمی‌دونم خوشم اومد یا نه، ولی حداقلش اینه که جالبه.
Forwarded from Seraphic diaries
✨️🌸
من خیلی زور زدم که Tails of Iron رو دوست داشته باشم. اینطوریم که اگه سه ساعت اول بازی من رو جذب نکرد همیشه ولش می‌کنم، اما اینجا بعد سه ساعت گفتم نه این بازی دقیقا سلیقته، ادامه بده خوشت میاد. من حتی تا اکت آخرش هم همینو تکرار کردم ولی دیگه آخراش به این نتیجه رسیدم که نه واقعا بازی خوبی نیست، وقتمو تلف کردم.

به طور کلی میتونست بازی خوبی بشه، گیم‌پلی جالبی داره و توی دنیاسازی کارشون اوکیه. اما داستان کلیشه‌ای‌ترین چیزه، حتی یک چیز جالب نداره. بعد توی Level Design مشکلات اصلی خودشونو نشون می‌دن. مهم نیست چه قدر آپگرید می‌کردم، گیم‌پلی ذره‌ای عوض نمی‌شد. بیشتر استت‌هایی که نوشته بود دروغن، شمشیر با دَمیج ۵۰ فرقی با تبر دَمیج ۸۰ نداره.

در کل پیشنهادش نمی‌کنم، با اینکه نقدهای نسبتا خوبی داره. به نظرم حتی اینقدری خوب نبوده که نسخه‌ی دومشو بسازن، اما ساختن. وقت تلف کردن بود.
این چند وقت تقریبا تمام وقت درگیر درست کردم گیم‌پلی و تصویرسازی‌ها و بقیه‌ی چیزها بودم. طراحی بعضی از کارت‌ها توضیح یا منطق داستانی ندارن، بیشتر افتادم توی کشیدن/درست کردن چیزهایی که همیشه توی ذهنم بود، مثلا سمندر جادویی و بعد براش یه جایی توی داستان پیدا کنم.

به هر حال، می‌تونین از کانال @theholytreewars تمام آپدیت‌ها رو ببینین. ما الان خیلی درگیر پیش‌تولید و ساخت هستیم، فکر کنم چند ماه آینده می‌رسیم به دمو و مشخصا چیزهای زیادی برای به اشتراک گذاشتن هستن.
دو روز اخیر داشتم یک کتاب در مورد هنرِ آفریقا می‌خوندم، با یه مفهوم جالبی توی هنر کنگو آشنا شدم که حس کردم ارزش صحبت کردن داره.

اگه یکم پیگیر آفریقا باشین خبر دارین که کنگو احتمالا جزو معدود کشورهاییه که جادو و جادوگری خیلی بیشتر از بقیه‌ی دنیا مورد قبول همه هست و اتفاقا تاثیر داره روی تصمیماتشون. از خیلی سال پیش، اونا یه مفهومی رو داشتن به اسم Nkisi Nkondi، که بی‌شباهت به Vodoo نیست، و هنوز هم استفاده می‌شه.

هنرمند میاد و یک مجسمه برای یک کانسپت می‌سازه، مثل "دزد" یا "جادوگر بد"، با ریچوال و جادو سعی می‌کنن اون کانسپت رو کنترل کنن و از بین ببرن. بعد هر بار برای هر شخصی که اون کانسپتِ منفی رو درونش داره یک میخ به این مجسمه می‌زنن. شبیه اینکه اون شخص و رفتارش رو محدود می‌کنن. مثل اینکه جادویی که روی اون "جسم" هست، با میخ مربوط می‌شه به هر "شخصی" که میخ قراره نمایندش باشه.

اصلا کلمه‌ی نِکوندی به زبان محلی معنی شکارچی رو می‌ده، چیزی که قراره به جای قانون، مجری قانون یا جادوگرها بره و مجرم رو شکار کنه و برگرده. طبق اعتقاداتی که دارن، آینه‌ای که روی شکل یا پیشونی اون مجسمه نصب شده داره وظیفه‌ی خطیرِ پیدا کردن/اثر گذاری رو انجام می‌ده. زیر آینه هم خاکِ گور یک جادوگر قدرتمند رو می‌ذارن تا خیالشون راحت بشه که از قدرت مرده‌ها هم استفاده می‌کنن (اگه با جادو و هنر آفریقا آشنا باشین می‌دونین این خیلی مهمه). به نظر میاد که به مرور مفهوم این اثر هنری/جادویی عوض شده. الان معنی عهد رو هم می‌ده، مثلا بعد از معامله‌ یا ازدواج هر دو طرف یک میخ از سمت خودشون وارد مجسمه‌ می‌کنن. شبیه اینه که اگه قانون و اخلاقیات جلوشونو نگرفت...یه چیز قدرتمندتر زحمتشو بکشه.

در کل خیلی برای من جالب بود که چطور یک اثر هنری اینطور از زیبایی‌شناسی دور می‌شه و به سمت کاربرد می‌شه و حتی همون کاربرد هم اینقدر از ریشه‌های فرهنگی استفاده می‌کنه. در کل هنر آفریقا روی شونه‌های جادو ایستاده، خیلی کم پیش میاد که ما اثر هنری بدون ربط مستقیم به جادو رو ببینیم و هر چی بیشتر می‌خونم جالب‌تر هم می‌شه.