Visual Alchemist
هفتهی پیش کاور ۴ جلد اول مجموعهی From Blood And Ash رو طراحی کردم. یکی از بهترین کاورِ مجموعههاییه که تا حالا انجام دادم و خیلی ازش راضیم D: از آرلین بوک شاپ میتونین بخرین.
این اتود اولیه جلد یک و دوئه. خودم خیلی دوستش داشتم ولی به خاطر اینکه استایلش به خود کتاب نمیاد توی نسخهی نهایی عوض شد.
الان بازی The Unfinished Swan رو تموم کردم. فکر کنم خیلی راحت بتونم بگم جزو ۱۰ تا بازی مورد علاقهم شد و واقعا...داستانش، گیمپلیش و هر چیزی که داشت خیلی سفت ضربه زد. یعنی به سادهترین شکل تمام اون حرفی که میخواست بزنه رو زد، داستانش رو گفت و تموم شد.
خیلی جالب بود که صدای شخصیت شاه (جز راوی تقریبا تنها کسیه که حرف میزنه) رو تری گیلیام انجام داده بود. من اینقدر تمام فیلمای تری گیلیام رو دیدم که الان هر محتوایی که مربوط بهش باشه روزمو بهتر میکنه.
خیلی جالب بود که صدای شخصیت شاه (جز راوی تقریبا تنها کسیه که حرف میزنه) رو تری گیلیام انجام داده بود. من اینقدر تمام فیلمای تری گیلیام رو دیدم که الان هر محتوایی که مربوط بهش باشه روزمو بهتر میکنه.
Forwarded from Seraphic diaries
یک ویدیو آماده کردم و راجع به چالش plein airکه امسال شرکت کردم صحبت کردم و کارهام رو نشون دادم.
احتمالا برای کسایی که به نقاشی علاقه دارن یا تازه کارشونو شروع کردن ویدیوی به درد بخوریه.
امیدوارم ازش لذت ببرین.
احتمالا برای کسایی که به نقاشی علاقه دارن یا تازه کارشونو شروع کردن ویدیوی به درد بخوریه.
امیدوارم ازش لذت ببرین.
YouTube
One Month of Plein Air Painting تجربه من از چالش #PleinAirApril
این ویدیو تجربهی من از شرکت توی چالش #PleinAirApril امساله—چالشی که توش باید هر روز توی فضای باز نقاشی بکشی! توی این ویدیو دربارهی سختیها، چیزهایی که یاد گرفتم و روند شکلگیری دفترم صحبت میکنم، و در آخر هم یه تور کوچیک از دفتر پر شدهم داریم.
check my…
check my…
هفتهی پیش بوردگیم Everdell رو بازی کردم (فیزیکی) و حداقل بعد از یکی دو دست میتونم بگم یکی از دلپذیرترین تجربههای گیمپلی رو داره. خیلی آپشن کمبو زدن و بازی کردن چندتا کارتش جالبتره به نسبت بازیهای این سبکی و ساختار خود بورد که یه درخت میاد بالاش تاثیر خوبی داره روی تجربهی پلیرها.
و طراحیاش؟ واقعا ده از ده. وقتی خریدمش نزدیک یک ساعت داشتم فقط طراحی کارتهاشو نگاه میکردم. حس نوستالژی بهم میداد، شبیه اینکه وقتی بچه بودم یه چیزی شبیهش دیدم و دوست داشتم، ولی هیچوقت تجربهش نکردم. خیلی هم حیوونهای مختلف رو خوب شخصیتپردازی کرده بود، به هر کدومشون یه شغل داده بود و بسته به شغلشون، وصل میشدن به یک کارت مکان که میتونست با اون حیوون تبدیل به کمبو بشه.
در کل حس میکنم زمان نیاز دارم تا بهتر بازیشو یاد بگیرم. برخلاف ظاهرش و مکانیک بازی اونقدر ساده نیست و فکر نکنم به این زودیا خسته کننده بشه.
من نسخهی فارسی رو خریدم، به نظرم به نسبت اندازهی بازی قیمتش یکم بالا بود، کیفیت چاپ خوبه ولی جای کار داره و یکسری بخشها مشخصه که از کیفیت زدن تا قیمت تولید رو بیارن پایین. تنها مشکل مهم اینه که ترجمهش ایراد داره، یکسری کارتها توی توضیحاتشون "یا" نوشته ولی توی ترجمه "و" گذاشتن که کلا بحثش عوض میشه به خاطر همین.
پ.ن: عکسها از اینترنت، حالشو نداشتم خودم عکس بگیرم.
و طراحیاش؟ واقعا ده از ده. وقتی خریدمش نزدیک یک ساعت داشتم فقط طراحی کارتهاشو نگاه میکردم. حس نوستالژی بهم میداد، شبیه اینکه وقتی بچه بودم یه چیزی شبیهش دیدم و دوست داشتم، ولی هیچوقت تجربهش نکردم. خیلی هم حیوونهای مختلف رو خوب شخصیتپردازی کرده بود، به هر کدومشون یه شغل داده بود و بسته به شغلشون، وصل میشدن به یک کارت مکان که میتونست با اون حیوون تبدیل به کمبو بشه.
در کل حس میکنم زمان نیاز دارم تا بهتر بازیشو یاد بگیرم. برخلاف ظاهرش و مکانیک بازی اونقدر ساده نیست و فکر نکنم به این زودیا خسته کننده بشه.
من نسخهی فارسی رو خریدم، به نظرم به نسبت اندازهی بازی قیمتش یکم بالا بود، کیفیت چاپ خوبه ولی جای کار داره و یکسری بخشها مشخصه که از کیفیت زدن تا قیمت تولید رو بیارن پایین. تنها مشکل مهم اینه که ترجمهش ایراد داره، یکسری کارتها توی توضیحاتشون "یا" نوشته ولی توی ترجمه "و" گذاشتن که کلا بحثش عوض میشه به خاطر همین.
پ.ن: عکسها از اینترنت، حالشو نداشتم خودم عکس بگیرم.
با یکم فشار اوردن به تورنت تونستم ویدیوگیمش که دو سال پیش اومده رو هم پیدا کنم. متاسفانه توی هیچ سایت ایرانیای نسخهی کرکیش نبود و تنها راه بازی کردنش اینه که اینترنت قطع باشه (حتی دسترسی بازی رو به اینترنت بستم ولی اثری نداشت).
مثلا تمام اقتباسهایی که استودیوی Dire Wolf Digital از بوردگیمها انجام داده، اینم خیلی خوش ساخته و تونستن اون فضای بوردگیم رو کامل منتقل کنن به این نسخه. شاید اصلیترین مزیتی که داره اینه که میشه بخش داستانی بازی رو هم توی این رفت که با بوردگیم خیلی سخته.
فکر کنم لینکی که ازش استفاده کردم برای دانلود چند روز دیگه فعال باشه. اگه کسی خواست بهم بگه.
مثلا تمام اقتباسهایی که استودیوی Dire Wolf Digital از بوردگیمها انجام داده، اینم خیلی خوش ساخته و تونستن اون فضای بوردگیم رو کامل منتقل کنن به این نسخه. شاید اصلیترین مزیتی که داره اینه که میشه بخش داستانی بازی رو هم توی این رفت که با بوردگیم خیلی سخته.
فکر کنم لینکی که ازش استفاده کردم برای دانلود چند روز دیگه فعال باشه. اگه کسی خواست بهم بگه.
فیلم Godland یکی از معدود فیلمهاییه که از سینمای ایسلند دیدم (الان شمردم، دقیقا پنجمین فیلمه، سینمای چندان فعالی ندارن) و تا اینجا، با اختلاف زیادی بهترینشون بوده. من بدون پیشزمینهی خاصی و صرفا با پیشنهاد یک نفر رفتم سراغش، انتظار داشتم مثل بقیهی فیلمایی که دیدم بیشتر به سمت درام اجتماعی و دارک کمدی متمایل باشه، اما یک فیلم ناتورالیستی با رگههای مذهبی و تاریخی بود که میشه گفت تاثیرگذاره.
حالا اینکه چرا تاثیرگذاره بر خلافِ بیشتر فیلمها مال داستانش نیست، حتی من میگم داستانش از حد معمولی هیچجا بالاتر نمیرفت. فقط و فقط سینماتوگرافیشه که داره این کار رو میکشه بالا. کل فیلم با نسبت 3:2 روی نگاتیو گرفته شده و کموبیش میشه گفت سه چهارمش هیچ دیالوگی نداره، یک کشیش و گروهِ همراههاش توی طبیعت ایسلند در حال حرکت هستن و محیط به مرور اونها رو تصاحب میکنه. اینقدری فیلم جلو میره که برسه به لغزش کشیش توی ایمانش به خاطر تاثیرات محیطی.
این فیلم برای من یکی از بهترین ویژوالها و دلپذیرترینهاش بود. این حدود دو ساعت و نیمی که دیدنش زمان برد من حس کردم تکون نمیخوردم، حتی به چیز دیگهای فکر هم نمیکردم اینقدر که نگاه کردن بهش لذت بخش بود. محیط به مرور کلِ فیلم رو میگرفت و به جز شخصیتهای داخل فیلم، سعی میکرد بیننده رو هم تحت سلطه در بیاره. این چیزیه که خیلی خیلی کم توی تاریخ سینما دیدم و حتی کمتر از اون موفق بودن.
در کل، اگه از این چندتا تصویری که گذاشتم خوشتون میاد احتمالا خود فیلمم میپسندین. تقریبا هر فریمش شبیه یک عکسِ خوبه و هیچ چیز اضافهای هم توش نیست.
پ.ن: از سینمای ایسلند Children of Nature و Lamb هم خوب بودن.
پ.ن دو: باورم نمیشه چطور این فیلم جایزهی معتبری نگرفته، حتی کاندید اسکار هم نشده.
حالا اینکه چرا تاثیرگذاره بر خلافِ بیشتر فیلمها مال داستانش نیست، حتی من میگم داستانش از حد معمولی هیچجا بالاتر نمیرفت. فقط و فقط سینماتوگرافیشه که داره این کار رو میکشه بالا. کل فیلم با نسبت 3:2 روی نگاتیو گرفته شده و کموبیش میشه گفت سه چهارمش هیچ دیالوگی نداره، یک کشیش و گروهِ همراههاش توی طبیعت ایسلند در حال حرکت هستن و محیط به مرور اونها رو تصاحب میکنه. اینقدری فیلم جلو میره که برسه به لغزش کشیش توی ایمانش به خاطر تاثیرات محیطی.
این فیلم برای من یکی از بهترین ویژوالها و دلپذیرترینهاش بود. این حدود دو ساعت و نیمی که دیدنش زمان برد من حس کردم تکون نمیخوردم، حتی به چیز دیگهای فکر هم نمیکردم اینقدر که نگاه کردن بهش لذت بخش بود. محیط به مرور کلِ فیلم رو میگرفت و به جز شخصیتهای داخل فیلم، سعی میکرد بیننده رو هم تحت سلطه در بیاره. این چیزیه که خیلی خیلی کم توی تاریخ سینما دیدم و حتی کمتر از اون موفق بودن.
در کل، اگه از این چندتا تصویری که گذاشتم خوشتون میاد احتمالا خود فیلمم میپسندین. تقریبا هر فریمش شبیه یک عکسِ خوبه و هیچ چیز اضافهای هم توش نیست.
پ.ن: از سینمای ایسلند Children of Nature و Lamb هم خوب بودن.
پ.ن دو: باورم نمیشه چطور این فیلم جایزهی معتبری نگرفته، حتی کاندید اسکار هم نشده.