Fantastic Beasts of the Nineteenth Century Dragons, Birds, and Incredible Sea Creatures
آنتون سِدار (Anton Seder) یکی از افراد مهم توی جنبش آرت نووا بود که بین ۱۸۸۲ تا ۱۸۹۲ یکسری کارهای دکوراتیو انجام داد، به نظرم از بهترین نمونههای اون دوره حساب میشن. چند سال پیش یک کتاب از کارهای سِدار چاپ شده که اژدها (شما بخونین خزندگان)، پرندهها و موجوداتِ دریایی که کشیده رو با بالاترین کیفیت گذاشته.
امروز خوندمش (دیدمش؟)، متن خاصی توی کتابش نیست ولی همین عکسهاش برای من خیلی جذاب بودن.
آنتون سِدار (Anton Seder) یکی از افراد مهم توی جنبش آرت نووا بود که بین ۱۸۸۲ تا ۱۸۹۲ یکسری کارهای دکوراتیو انجام داد، به نظرم از بهترین نمونههای اون دوره حساب میشن. چند سال پیش یک کتاب از کارهای سِدار چاپ شده که اژدها (شما بخونین خزندگان)، پرندهها و موجوداتِ دریایی که کشیده رو با بالاترین کیفیت گذاشته.
امروز خوندمش (دیدمش؟)، متن خاصی توی کتابش نیست ولی همین عکسهاش برای من خیلی جذاب بودن.
Fantastic_Beasts_of_the_Nineteenth_Century_Dragons,_Birds,_and_Incredible.epub
29.9 MB
Fantastic Beasts of the Nineteenth Century Dragons, Birds, and Incredible Sea Creatures (2017)
Dover Publications Inc.
Dover Publications Inc.
The Dark Crystal (1982)
حدود بیست روز پیش در مورد Labyrinth نوشتم (اینجا) و گفتم چهقدر دوستش داشتم. دیشب هم فیلم The Dark Crystal، تنها فیلمهای بلند جیم هنسون خارج از دنیای ماپتها، رو دیدم. به نظرم از لحاظ داستانی و شخصیتپردازی چند پلهای از Labyrinth پایینتره، اما دنیاسازیش به شدت قویتره. توی Labyrinth دنیای خارج از دنیای گابلینها و اون هزارتو خیلی معنیای نداره (و همون دنیا هم درسته که جای خوبیه برای یک فرانچایز، دستکم جای یکی دوتا فیلم دیگه هم داره ولی تهش ناچارن به پلاتِ فیلم نزدیک بشن)، اما The Dark Crystal کلا یک یونیورس جدید رو معرفی میکنه، یه Lore طولانی برای تاریخش میده، دستهبندی نژادی جدیدی داره که میشه گفت منحصر به خود این فیلمن و مشخصا اتفاقهای خیلی زیادی قبل و بعد از داستانِ فیلم افتادن.
یادمه سال ۲۰۱۷ که سریالش معرفی شد خیلی بابتش خوشحال بودم، حس میکردم The Dark Crystal قراره دوباره برگرده و یکسری از اون خاطراتِ خوب بچگیام رو هم بیاره. اما تهش سریال موفقی نبود (با اینکه قشنگ بود، نه به قشنگی فیلم) و کنسلش کردن. شاید اگه اون کنسل نمیشد الان میشد انتظارِ یک فیلم دیگه رو هم داشت. اما فعلا به نظر میاد که برنامه برای ریبوت کردنش دارن و سعیشون توی اینه که با سریالِ انیمیشنی و کمیک دوباره The Dark Crystal رو برگردونن روی نقشهها.
و جدا نمیدونم هنوز اینو چطور سال ۱۹۸۲ ساختن، همه چیز ماکت و پاپته، محیطها کامل طراحی شدن و مشخصا فیلم پرخرجی بوده برای زمان خودش. اما مسئله تکنولوژیه، اون موقع اصلا خیلی از چیزهایی که باهاش باید کار میکردن هنوز وجود نداشته. خیلی گشتم دنبال اینکه یه جا پشت صحنهی ساخت رو نشون بدن، اما متاسفانه چیز خاصی دستمو نگرفت.
حدود بیست روز پیش در مورد Labyrinth نوشتم (اینجا) و گفتم چهقدر دوستش داشتم. دیشب هم فیلم The Dark Crystal، تنها فیلمهای بلند جیم هنسون خارج از دنیای ماپتها، رو دیدم. به نظرم از لحاظ داستانی و شخصیتپردازی چند پلهای از Labyrinth پایینتره، اما دنیاسازیش به شدت قویتره. توی Labyrinth دنیای خارج از دنیای گابلینها و اون هزارتو خیلی معنیای نداره (و همون دنیا هم درسته که جای خوبیه برای یک فرانچایز، دستکم جای یکی دوتا فیلم دیگه هم داره ولی تهش ناچارن به پلاتِ فیلم نزدیک بشن)، اما The Dark Crystal کلا یک یونیورس جدید رو معرفی میکنه، یه Lore طولانی برای تاریخش میده، دستهبندی نژادی جدیدی داره که میشه گفت منحصر به خود این فیلمن و مشخصا اتفاقهای خیلی زیادی قبل و بعد از داستانِ فیلم افتادن.
یادمه سال ۲۰۱۷ که سریالش معرفی شد خیلی بابتش خوشحال بودم، حس میکردم The Dark Crystal قراره دوباره برگرده و یکسری از اون خاطراتِ خوب بچگیام رو هم بیاره. اما تهش سریال موفقی نبود (با اینکه قشنگ بود، نه به قشنگی فیلم) و کنسلش کردن. شاید اگه اون کنسل نمیشد الان میشد انتظارِ یک فیلم دیگه رو هم داشت. اما فعلا به نظر میاد که برنامه برای ریبوت کردنش دارن و سعیشون توی اینه که با سریالِ انیمیشنی و کمیک دوباره The Dark Crystal رو برگردونن روی نقشهها.
و جدا نمیدونم هنوز اینو چطور سال ۱۹۸۲ ساختن، همه چیز ماکت و پاپته، محیطها کامل طراحی شدن و مشخصا فیلم پرخرجی بوده برای زمان خودش. اما مسئله تکنولوژیه، اون موقع اصلا خیلی از چیزهایی که باهاش باید کار میکردن هنوز وجود نداشته. خیلی گشتم دنبال اینکه یه جا پشت صحنهی ساخت رو نشون بدن، اما متاسفانه چیز خاصی دستمو نگرفت.
Visual Alchemist
امشب بین دیدن The Electric State و یه بازی جدید، گفتم بد نیستم برم سراغ بازیایی که این اواخر توی ردیت پیدا کردم چون مشخصا The Electric State قرار نیست فرار کنه (از خداشه فرار کنه، یکی از بزرگترین شکستای تاریخ سینما بود). چند ماه پیش یه بازی سولزلایک جدید…
چند ساعت پیش Enotria The Last Song رو تموم کردم و دوتا آپدیت روی مطلب قبلی باید بزنم:
اول اینکه داستان خوب شروع میشه، اما به مرور جذابیتشو از دست میده. مشکل اصلی هم اینه که Enotria داره تمامِ تلاششو میکنه که دنیاسازی رو خوب دربیاره، این باعث میشه یکسری جاها داستان رو ول کنه یا کلا فدا کنه برای دنیاسازی بهتر. بازی از یک سوم ابتدایی که رد میشه دیگه داستانگویی خطی رو رها میکنه، حتی خیلی مشخصه که چه خطی رو میره و چی میشه. چیزی که منو تا آخر بازی برد علاقهم به کمدیا دلآرته و دنیاسازی خوبش بود. با اختلاف زیادی دنیاش از بازیای مثل Lies of P بهتره (چون خیلی مقایسه میشن).
مورد بعدی هم گیمپلی این بازیه. من پچ آخر رو که نصب کردم بازی به شدت بهتر شد. تقریبا من توی کل بازی جز یک مورد باگ خاصی ندیدم. بازی به شدت روونتره به نسبت سولزلایکهای دیگه. گیم پلی یه بالانس خوبی داره، من با یه بیلد خوب نیمهی دوم بازی اصلا نمُردم، میتونم بگم حتی خیلی آسون میشد. حتی فینال باس بازی رو هم با چند اسپل و ضربه تونستم بکشم.
در کل پیشنهاد میکنم بازی کنین، حتی اگه مثل من خیلی از سولزلایک لذتی نمیبرین. حتی اگه قبلش بتونین یکم در مورد کمدیا دلآرته مطالعه کنین تا داستان و دنیاش بهتر معنی بده.
اول اینکه داستان خوب شروع میشه، اما به مرور جذابیتشو از دست میده. مشکل اصلی هم اینه که Enotria داره تمامِ تلاششو میکنه که دنیاسازی رو خوب دربیاره، این باعث میشه یکسری جاها داستان رو ول کنه یا کلا فدا کنه برای دنیاسازی بهتر. بازی از یک سوم ابتدایی که رد میشه دیگه داستانگویی خطی رو رها میکنه، حتی خیلی مشخصه که چه خطی رو میره و چی میشه. چیزی که منو تا آخر بازی برد علاقهم به کمدیا دلآرته و دنیاسازی خوبش بود. با اختلاف زیادی دنیاش از بازیای مثل Lies of P بهتره (چون خیلی مقایسه میشن).
مورد بعدی هم گیمپلی این بازیه. من پچ آخر رو که نصب کردم بازی به شدت بهتر شد. تقریبا من توی کل بازی جز یک مورد باگ خاصی ندیدم. بازی به شدت روونتره به نسبت سولزلایکهای دیگه. گیم پلی یه بالانس خوبی داره، من با یه بیلد خوب نیمهی دوم بازی اصلا نمُردم، میتونم بگم حتی خیلی آسون میشد. حتی فینال باس بازی رو هم با چند اسپل و ضربه تونستم بکشم.
در کل پیشنهاد میکنم بازی کنین، حتی اگه مثل من خیلی از سولزلایک لذتی نمیبرین. حتی اگه قبلش بتونین یکم در مورد کمدیا دلآرته مطالعه کنین تا داستان و دنیاش بهتر معنی بده.
Yucatan 1512
نمیشه واقعا توی ژانر تاریخ جایگزین گذاشتش، حتی راحت هم نیستم که بگم یه کار فانتزیه. بیشتر نزدیک میشه به ویرد فیکشنها (ایکاش متن بهم نمیریخت وقتی انگلیسی مینوشتم). اما با همون معیار ویرد فیکشن هم چندان داستان خاصی نداره. صرفا کانسپتِ اینکه یکسری رباتِ بزرگ که دقیقا ربات نیستن (از جنس آهن نیستن، خون هم دارن) از شهرِ باستانی آزتکها محافظت میکنن به حد کافی جالب هست.
خود روایت هم چیز خاصی نداره، خیلی کلیشهایه. کلا همه چیز در خدمت اون کانسپتِ رباتهاست. برای یه خوندنِ کوتاه قبل خواب خوبه، برای جدی گرفتن یا با دقت خوندن نه. طراحیهاشم خوب بودن، اما نه اونقدر که خیلی شگفتزدم کنن.
از اینجا میتونین دانلود کنین.
نمیشه واقعا توی ژانر تاریخ جایگزین گذاشتش، حتی راحت هم نیستم که بگم یه کار فانتزیه. بیشتر نزدیک میشه به ویرد فیکشنها (ایکاش متن بهم نمیریخت وقتی انگلیسی مینوشتم). اما با همون معیار ویرد فیکشن هم چندان داستان خاصی نداره. صرفا کانسپتِ اینکه یکسری رباتِ بزرگ که دقیقا ربات نیستن (از جنس آهن نیستن، خون هم دارن) از شهرِ باستانی آزتکها محافظت میکنن به حد کافی جالب هست.
خود روایت هم چیز خاصی نداره، خیلی کلیشهایه. کلا همه چیز در خدمت اون کانسپتِ رباتهاست. برای یه خوندنِ کوتاه قبل خواب خوبه، برای جدی گرفتن یا با دقت خوندن نه. طراحیهاشم خوب بودن، اما نه اونقدر که خیلی شگفتزدم کنن.
از اینجا میتونین دانلود کنین.