Visual Alchemist
2.22K subscribers
1.9K photos
18 videos
241 files
208 links
بیشتر در مورد چیزهایی که دوست دارم و سرم بهشون گرم بوده حرف می‌زنم + نسخه‌ی دیجیتال کارهام که توی پیجم می‌ذارم.

https://instagram.com/hoseinghazii_?igshid=MzMyNGUyNmU2YQ==

همیشه هم می‌تونین برای صحبت و هر سوالی که داشتین بهم پیام بدین.
@hoseinghazi
Download Telegram
و میاییم سراغ یه بحث مهم دیگه، اینکه پس میدجورنی چیه؟ چرا کسایی که استفاده می‌کنن بهش می‌گن "ابزار"؟

چون میدجورنی یک هزارم اونی که تبلیغ می‌شه باهوش نیست، اتفاقا خیلی خشکه و کار کردن باهاش یکی از سخت‌ترین کارهاییه که من تا حالا انجام دادم و شما تصور کنین که من از بک‌گراند گرافیک دیزاین و انیمیشن میام، یکسری از بد فرم‌ترین و سخت‌ترین نرم افزارا رو باید یاد می‌گرفتم. شاید اگه علاقه‌م به تکنولوژی نبود همون مال اول ولش کرده بودم. میدجورنی میاد و یکسری کلمات رو درک می‌کنه در مرحله‌ی اول، در مرحله‌ی دومم هم میره سراغ دیتابیسی که کموبیش دستی بهش داده شده. چند سال پیش میدجورنی یکسری آرتیست حرفه‌ای و نیمه حرفه‌ای رو استخدام کرد تا بیان و چیزهای مختلف رو برای میدجورنی (طبق یکسری قوانین مشخص) طراحی کنن تا این بتونه درکشون کنه. مثلا انواع نورپردازی، تکسچرهایی مثل آبرنگ، گواش و... و در کل مسائلِ ابتدایی. اصلِ کاری که شما می‌بینین هم همون دیتابیسیه که از آرتیست‌های خودشون ساختن. چون اگه ولش می‌کردن که بره از آرتیست‌های مختلف یاد بگیره کار به شدت سخت‌تر می‌شد، قدرت تکفیک نداره که بتونه اون کار رو بکنه. کافی بود بیوفته توی کارهای یه آرتیستی که خوب نکشیده تا کل درکش از کشیدن یک چیز ساده رو از دست بده. از اون سمت برای انسان و حیوون‌های مختلف مدل سه بعدی براش طراحی شده تا بتونه بفهمه، اما مشکل اینه که برای کارهای استایلایز شده (مثل کارهای من) یا حیوون‌هایی که مدل ندادن بهش (مثلا عروس هلندی) اصلا نمی‌تونه درست بفهمه، خرابش می‌کنه.

میدجورنی هم مثل فتوشاپه، نمی‌دونه که چه خبره، یکسری آپشن در اختیار استفاده کنندش می‌ذاره. فتوشاپ هم اوایلش که اومده بود همینقدر عجیب به نظر میومد، کافیه یکم توی فروم‌های قدیمی بگردین تا متوجه بشین فانکشن‌هایی مثل براش، سلکت یا تغییر رنگ چه‌قدر برای مردم عجیب بوده. الان میدجورنی و در کل Ai هم همینه، مردم ازش تعجب می‌کنن در حالی که نه آسونه، نه حتی درک اینکه چطور کار می‌کنه سخته. کافیه یک نفر وقت بذاره و باهاش کار کنه تا بفهمه چی به چیه.

در کل میدجورنی و Aiهای مختلف به این زودیا قرار نیست از "ابزار" بالاتر برن، فعلا فقط یکم کار رو آسون‌تر و سریع‌تر می‌کنن اونم برای کسی که وقت زیادی گذاشته و یاد گرفته.
جواب اینکه آیا Ai هنره یا نه هم خیلی قطعی نیست. کاملا برمیگرده به تعریفی که از هنر و هنرمند می‌شه.

چیزی که من قبول دارم، خیلی سادست و قرن‌های زیادیه که این اطرافه. حالا توی دوران مدرن تغییراتی هم کرده. کارِ هنرمند اینه که یک Randomness که توی ابزار و ایده‌ش هست رو کنترل کنه تا بتونه به هدفش برسه. بهترین هنرمندها اونایی که Randomness رو بهتر از بقیه کنترل کردن. برای یک موزیسین این می‌تونه نت‌های موسیقی و صدای سازش باشن که ترتیب درستی پیدا کنن (چون بی‌نهایت راه مختلف برای چیدن دوتا صدا هست)، برای یک نقاشی می‌شه حرکات قلمو/براش که هر میلی‌متر/پیکسل جا به جا شدنشون کار رو تغییر می‌ده و برای بازیگر می‌شه تمام عضلاتی که داره و حرکت اون عضلات. به هر حال هر هنرمندی ناچاره که این Randomness رو به کنترل خودش در بیاره تا به نتیجه‌ی دلخواه برسه. معیار اینکه یک اثر هنری خوب یا بد شده هم از نظر من هدفِ سازندشه. اگه به هدف برسه اون کار خوبه، حال دریغ از اینکه سلیقه‌ی من نباشه، من دوست نداشته باشم، از لحاظ تکنیکی درست نباشه یا هر چی. ما نمی‌تونیم برای هنر هیچ مرزبندی‌ای بذاریم و همه رو هل بدیم توی یه چارچوب (با توئم فضای آکادمیک هنر).

کسی که با Ai کار می‌کنه مشخصا دوتا مسیر برای رفتن داره. اول اینه که یک تصویر ذهنی داشته باشه و سعی کنه با Ai برسه به این تصویرش (دقیقا مثل تمام هنرمندها)، باید بتونه Randomness خیلی پیچیده و زیادی رو کنترل کنه تا کار نزدیک بشه بهش. برای این مورد هم در حال حاضر امکانش نیست که یک نفر بدون حداقل یه اسکچ ساده به نتیجه برسه. چون برای پایه‌ترین بخش‌ها مثل رنگ درست، ترکیب بندی و اندازه‌ها هوش مصنوعی اشتباه می‌کنه.

مدل دومم اینه که یک نفر فقط "کار" رو از هوش مصنوعی می‌خواد. مثلا یک گل که روی کاغذ کشیده شده و از تکنیک گواش استفاده کرده. این آدم اهمیتی نمی‌ده که کارش چطور می‌شه چون تصویرِ ذهنی‌ای هم نداشته. یا صرفا ایده داشته و از Ai می‌خواد که ایده رو اجرا کنه. این یکم پیچیده‌تر می‌شه برای هنر دونستن و ندونستنش. من همیشه اینجا ایده رو معیار می‌دونم و به نظرم این نوع اثر هم با ایده‌ش تعریف می‌شه، نه تکنیکش. می‌تونه هنر باشه، می‌تونه نباشه. معمولا به حرف خالقش اعتماد می‌کنم، اگه اون گفت هنره منم از ته دلم قبول می‌کنم که هنره. دلیلی ندارم که حرفی برخلافش بزنم. من کی باشم که تائین کنم یک چیزی هنره یا نه.
و مهم‌ترین چیز، آیا Ai قراره جای هنرمندها رو بگیره؟

هم آره، هم نه.
اگه شما یک هنرمند خیلی سطح پایین و آماتور هستین که مثلا لوگوهای ۲۵۰ هزار تومنی می‌زنین، عکس بچه‌های مردم رو نقاشی می‌کنین (به بدترین شکل)‌ تا خانواده‌شون خوشحال بشن یا کارهاتون مربوطن به کریپتوئه الان وقتشه بترسین. چون هوش مصنوعی قراره جاتون رو بگیره. تنها راه دووم اوردن اینه که یا سطح کارتون رو ببرین بالا، یا سعی کنین هوش مصنوعی رو خیلی خوب یاد بگیرین. بازار این بخش‌ها قراره خیلی تغییر کنه.

ولی اگه شما یه هنرمندی هستین که توی صنعت انیمیشن یا بازی فعاله، نقاشی دیجیتال می‌کشه برای گالر‌ی‌ها و کلکسیونرها، کانسپت آرت کار می‌کنین و چیزهایی شبیه این؛ اصلا نباید نگران این باشین که Ai جاتون رو بگیره. نهایتا Ai هم مثل یکی از ابزارهای کارتون می‌شه که یکسریا ازش استفاده می‌کنن. کار رو قراره راحت‌تر کنه، اما کار رو نمی‌گیره ازتون، اصلا نگرانی این رو نداشته باشین و گول حرفای مردم رو نخورین. به نظرم داریم به دوره‌ای نزدیک می‌شیم که بلد بودنش الزامیه، حتی کسایی که بلدن شانس بیشتری توی بازار دارن. اما چیزهای قبلی هیچ‌وقت کنار نرفتن و نمیرن.

اینکه یک نفر بیاد و "فقط" هوش مصنوعی بلد باشه و هیچی از خود کار به صورت دستی ندونه، کارتون رو بگیره؟ همون هفته‌ی اول اخراج میشه. چون مثلا ازش کانسپت آرتِ یک کاراکتر سایبرپانک رو می‌خوان، میزنه و تائید می‌شه. بعد بهش ادیت می‌دن که جای دستشو عوض کن تا حسِ خشونت بده و از توی زاویه‌های مختلف بکشش. اونم نمی‌تونه، اصلا با Ai در حال حاضر ممکن نیست.
پس خیلیم نگران نباشین. یاد گرفتن Ai مهمه، حداقل من به همه پیشنهاد می‌کنم در حد کلیات بلد باشن و حتی اگه می‌تونن استفاده کنن چون واقعا کارها رو سریع‌تر و آسون‌تر می‌کنه (و کدوم کمپانی‌ای از این بدش میاد؟). اما اونقدرم ترسناک نیست. بلد نبودنش باعث نمیشه بدبخت بشین.

اگه هم الان می‌گین الان به این نقطه نرسیده، قراره بعدا برسه و کارمون تمومه؛ جوابتون خیلی سادس:
اینکه هوش مصنوعی توی چند سال اینقدر رفت جلو، این همه هم مارکتینگ براش شد و پیشرفت کرد به لطف یه پول زیادی بود که توی این زمینه سرمایه‌گذاری شد. الان تقریبا رسیدیم به اون نقطه‌ای که سرعت پیشرفت کم می‌شه تا علم برو جلوتر و سازنده‌ها بفهمن چطور چیزهای انقلابی رو اجرا کنن. حداقل (طبق حدس من و خیلیای دیگه) توی یک دهه‌ی آینده ما فقط بهبود همینایی که هست و یکسری ابتکار جدید رو می‌بینیم. اگه الان توی نقطه‌ی A باشیم، نرسیدن به نقطه‌ی B خودش یه مسیر طولانیه که به این زودیا نمیرسه.
الان اتفاقی که قراره بیوفته اینه که تمام این سازنده‌های هوش مصنوعی تمرکزشونو بذارن روی کمتر کردن هزینه‌ها و عمومی کردن محصولاتشون.
ممنون که خوندین!

کاملا متوجهم که خیلیا گارد شدیدی به Ai دارن، اما حدس می‌زنم بخش بزرگی از این گارد و صحبت‌هایی که پیش میاد از شناخت کمه. از اون سمت Ai از نظر من (قطعا باسوادترین آدم نیستم) ریشه‌ش توی هنرهای تجسمی نیست، کاملا از سمت هنرهای دیجیتال میاد (من کاملا اعتقاد دارم جدان از هم، یکسری جاها نزدیک می‌شن ولی اصلا یکی نیستن) و فلسفه‌ی پشتش برمیگرده به دهه هشتاد و نود میلادی. کلا یک دید و فلسفه‌ی متفاوتی بهش هست که اون رو رسونده اینجا. حالا یک دفعه توی چند سال این ابزار با دید متفاوت پریده وسطِ هنرهای تجسمی، دقیقا پیش افرادی که اون فلسفه از هنر رو نه تنها قبول ندارن، حتی توهین هم می‌دونن. برای من عادیه که کسایی که از فضای آکادمیک اومدن، مخصوصا فضای آکادمیک ایران که حتی نقاشی دیجیتال رو هنر نمی‌دونه و اعتقاد داره هنرمند باید ریاضت بکشه و چند دهه خودشو شکنجه بده تا هنرمند باشه، با این قضیه‌ی Ai به مشکل بخورن.

هر سوالی که داشتین می‌تونین ازم بپرسین، ممکنه توی این چند روز خیلی آنلاین نباشم و دیر جواب بدم، ولی قطعا جواب میدم.
همینطور عذر میخوام اگه توی کلمات یا جمله‌ها اشتباهی بود، نزدیک سه ساعت نوشتنشون طول کشید (و درست کردن کارها با Ai هم زمان برد)، من یک بار خوندم کلشو و تا حد امکان ادیت کردم ولی چشمام دیگه داره بد می‌بینه، قطعا اشتباه دارم.
Fantastic Beasts of the Nineteenth Century Dragons, Birds, and Incredible Sea Creatures

آنتون سِدار (Anton Seder) یکی از افراد مهم توی جنبش آرت نووا بود که بین ۱۸۸۲ تا ۱۸۹۲ یکسری کارهای دکوراتیو انجام داد، به نظرم از بهترین نمونه‌های اون دوره حساب میشن. چند سال پیش یک کتاب از کارهای سِدار چاپ شده که اژدها (شما بخونین خزندگان)، پرنده‌ها و موجوداتِ دریایی که کشیده رو با بالاترین کیفیت گذاشته.
امروز خوندمش (دیدمش؟)، متن خاصی توی کتابش نیست ولی همین عکس‌هاش برای من خیلی جذاب بودن.
Fantastic_Beasts_of_the_Nineteenth_Century_Dragons,_Birds,_and_Incredible.epub
29.9 MB
Fantastic Beasts of the Nineteenth Century Dragons, Birds, and Incredible Sea Creatures (2017)
Dover Publications Inc.
The Dark Crystal (1982)

حدود بیست روز پیش در مورد Labyrinth نوشتم (اینجا) و گفتم چه‌قدر دوستش داشتم. دیشب هم فیلم The Dark Crystal، تنها فیلم‌های بلند جیم هنسون خارج از دنیای ماپت‌ها، رو دیدم. به نظرم از لحاظ داستانی و شخصیت‌پردازی چند پله‌ای از Labyrinth پایین‌تره، اما دنیاسازیش به شدت قوی‌تره. توی Labyrinth دنیای خارج از دنیای گابلین‌ها و اون هزارتو خیلی معنی‌ای نداره (و همون دنیا هم درسته که جای خوبیه برای یک فرانچایز، دستکم جای یکی دوتا فیلم دیگه هم داره ولی تهش ناچارن به پلاتِ فیلم نزدیک بشن)، اما The Dark Crystal کلا یک یونیورس جدید رو معرفی می‌کنه، یه Lore طولانی برای تاریخش می‌ده، دسته‌بندی نژادی جدیدی داره که می‌شه گفت منحصر به خود این فیلمن و مشخصا اتفاق‌های خیلی زیادی قبل و بعد از داستانِ فیلم افتادن.

یادمه سال ۲۰۱۷ که سریالش معرفی شد خیلی بابتش خوش‌حال بودم، حس می‌کردم The Dark Crystal قراره دوباره برگرده و یکسری از اون خاطراتِ خوب بچگیام رو هم بیاره. اما تهش سریال موفقی نبود (با اینکه قشنگ بود، نه به قشنگی فیلم) و کنسلش کردن. شاید اگه اون کنسل نمی‌شد الان می‌شد انتظارِ یک فیلم دیگه رو هم داشت. اما فعلا به نظر میاد که برنامه برای ریبوت کردنش دارن و سعیشون توی اینه که با سریالِ انیمیشنی و کمیک دوباره The Dark Crystal رو برگردونن روی نقشه‌ها.

و جدا نمی‌دونم هنوز اینو چطور سال ۱۹۸۲ ساختن، همه چیز ماکت و پاپته، محیط‌ها کامل طراحی شدن و مشخصا فیلم پرخرجی بوده برای زمان خودش. اما مسئله تکنولوژیه، اون موقع اصلا خیلی از چیزهایی که باهاش باید کار می‌کردن هنوز وجود نداشته. خیلی گشتم دنبال اینکه یه جا پشت صحنه‌ی ساخت رو نشون بدن، اما متاسفانه چیز خاصی دستمو نگرفت.
Visual Alchemist
امشب بین دیدن The Electric State و یه بازی جدید، گفتم بد نیستم برم سراغ بازیایی که این اواخر توی ردیت پیدا کردم چون مشخصا The Electric State قرار نیست فرار کنه (از خداشه فرار کنه، یکی از بزرگترین شکستای تاریخ سینما بود). چند ماه پیش یه بازی سولزلایک جدید…
چند ساعت پیش Enotria The Last Song رو تموم کردم و دوتا آپدیت روی مطلب قبلی باید بزنم:

اول اینکه داستان خوب شروع می‌شه، اما به مرور جذابیتشو از دست می‌ده. مشکل اصلی هم اینه که Enotria داره تمامِ تلاششو می‌کنه که دنیاسازی رو خوب دربیاره، این باعث می‌شه یکسری جاها داستان رو ول کنه یا کلا فدا کنه برای دنیاسازی بهتر. بازی از یک سوم ابتدایی که رد می‌شه دیگه داستان‌گویی خطی رو رها می‌کنه، حتی خیلی مشخصه که چه خطی رو می‌ره و چی می‌شه. چیزی که منو تا آخر بازی برد علاقه‌م به کمدیا دلآرته و دنیاسازی خوبش بود. با اختلاف زیادی دنیاش از بازی‌ای مثل Lies of P بهتره (چون خیلی مقایسه می‌شن).

مورد بعدی هم گیم‌پلی این بازیه. من پچ آخر رو که نصب کردم بازی به شدت بهتر شد. تقریبا من توی کل بازی جز یک مورد باگ خاصی ندیدم. بازی به شدت روون‌تره به نسبت سولزلایک‌های دیگه. گیم پلی یه بالانس خوبی داره، من با یه بیلد خوب نیمه‌ی دوم بازی اصلا نمُردم، می‌تونم بگم حتی خیلی آسون می‌شد. حتی فینال باس بازی رو هم با چند اسپل و ضربه تونستم بکشم.

در کل پیشنهاد می‌کنم بازی کنین، حتی اگه مثل من خیلی از سولزلایک لذتی نمی‌برین. حتی اگه قبلش بتونین یکم در مورد کمدیا دلآرته مطالعه کنین تا داستان و دنیاش بهتر معنی بده.