Visual Alchemist
2.22K subscribers
1.9K photos
18 videos
241 files
208 links
بیشتر در مورد چیزهایی که دوست دارم و سرم بهشون گرم بوده حرف می‌زنم + نسخه‌ی دیجیتال کارهام که توی پیجم می‌ذارم.

https://instagram.com/hoseinghazii_?igshid=MzMyNGUyNmU2YQ==

همیشه هم می‌تونین برای صحبت و هر سوالی که داشتین بهم پیام بدین.
@hoseinghazi
Download Telegram
حدود یک ماهه که دارم جلد اول The Broken Empire رو می‌خونم، یه مجموعه‌ایه که فکر کنم ده سال توی لیستم بوده، قبلا یه بار سعی کردم بخونم و وسطش کار پیش اومد ولش کردم. دیشب بالاخره تونستم جلد یک رو تموم کنم. با اینکه حجمش خیلی کم بود به نسبت بقیه توی این ژانر، به شدت خوندنش سخته چون ریتم خیلی خوبی نداره. تقریبا کلِ کتاب تمرکزش روی شخصیت اصلیه و بقیه‌ی شخصیتا در حد معرفی خشک و خالی بودن، هیچ عمقی پیدا نمی‌کردن (البته اگه بگیم همش از دید جورگ، شخصیت اصلی، بود و اون به هیچ کس اهمیت نمی‌داد منطقی می‌کنه، اما بازم).

اما مشکل اصلی من با یکسری از فانتزی‌ها اینه که خیلی امن بازی می‌کنن. انگار یه کتاب راهنمای "فانتزی نوشتن برای احمق‌ها" رو جلوشون گذاشتن، دارن یکی یکی تیک می‌زنن بخش‌هاش رو. اصلا مسئله این نیست که غیرقابل حدس باشه، اتفاقا چند جایی خوب گیرم انداخت. صرفا اینه که هر چیزی که شده رو من هزاربار قبلتر دیدم، رفتاری که با کانسپت فانتزی حماسی داره کاملا تکراریه. حالا این ممکنه خیلی هم خوب باشه، مثلا همین شاهزاده‌ی خارها برای شروع فانتزی واقعا خوبه، شاید خیلی جاها مخاطب تازه‌کار نفهمه چه خبره، اما در کل احتمالا خوشش میاد.

این چهارمین کتابیه که مارک لارنس می‌خونم، یه چیز توی این چهارتا مشترک بوده. اونم پایان بندی خیلی قدرتمندیه که داره. من کل مجموعه‌ی دیگه‌ش (جنگ ملکه‌ی سرخ) رو خوندم چون آخر هر جلد خوب منو گیر مینداخت تا برم جلد بعدی. این شاید مهم ترین نقطه‌ی قوتشه.

دنیاسازی خوبی هم داره. توی آینده‌ی خیلی دوره، به خاطر یه جنگ اتمی تقریبا زمین از بین رفته و حالا چند هزار سال گذشته، یکسری از چیزهایی که انسان‌ها ساختن هنوزم هست ولی در کل علم توی خیلی بخش‌ها نابود شده ولی مذهب‌ها هنوز سر جاشونن. سطح جادوی این دنیا صفر نیست، اما به سختی از صفر بالاتره. حتی توی این کتاب به نسبت مجموعه‌ی جنگ ملکه‌ی سرخ کمتر ریشه‌ها رو توضیح می‌ده. خیلی هم افتاده بود توی کلیشه‌های دنیاسازی فانتزی، اما در کل همین دنیاسازیش هم جالب بود. خیلی شبیهه به Horizon Zero Dawn از لحاظ دنیایی، فقط جای حیوون‌های مکانیکی یکسری موجود جهش یافته و جادویی داره.

من نسخه‌ی ترجمه‌ی نشر باژ رو خوندم، سطح ترجمه خوبه و راضی بودم ازش. دو جلدش رو تا الان چاپ کردن، درست مطمئن نیستم که جلد سومشو کی چاپ می‌کنن.
Forwarded from فیلیپ! کی؟ دیک! (امیرمحمد شیرازیان)
📸 📔 جلدهای کتاب‌های فیلیپ کی. دیک

در گشت‌وگذارهای اینترنتی به این گنجینه (Covers of Philip K. Dick's Works) برخوردم که خیلی کیفورم کرد. جلدهای آثار مختلف فیلیپ را جمع کرده‌اند، چه نسخه‌هایی که در آمریکا منتشر شده چه آن‌ها که در کشورهای آسیایی و اروپایی. در این جمع‌آوری که شامل بیش از ۶۵۰ جلد کتاب می‌شود، طرف‌داران فیلیپ کی. دیک نقش داشته‌اند. سفری بصری است در نوع خودش.

جلدهایی که در این فرسته می‌بینید:
اعترافات هنرمندی مزخرف
زمان بی‌سروسامان
ساکن برج بلند
آیا انسان‌واره‌ها خواب گوسفند الکتریکی می‌بینند؟
پویش‌گر تاریکی


#فیلیپ_کی_دیک
#PhilipKDick
#Philip_K_Dick
#PKD

فیلیپ! کی؟ دیک! 👾
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
1
Forwarded from Culture Vulture
توضیحات راجع به بزرگی و کلفتی اسم فیلیپ کی. دیک خودش یه کتابه ولی همین که بلید رانر تحت تاثیر کتاب
Do Androids Dream Of Electric Sheep?
ساخته شده کافیه که یه نگاهی به چندتا طراحی جلد و دیزاین درباره‌ش بندازیم و بریم زیر پتو.

🔮🔮🔮

@cult_vult
خیلی برام جالبه که توی این چند هفته، دو بار متن فارسی برای جلدهای فیلیپ کی دیک دیدم. سال‌هاست که اعتقاد دارم جای فیلیپ کی دیک توی ادبیات ایران فقط خالی نیست، جاش درد می‌کنه.

با اینکه شاید کمتر از ده درصد از نویسنده‌های جریان ساز سای فای کتاب‌هاشون (حتی یکی) توی ایران چاپ شده و اتفاقا هفت هشت‌تایی از کی دیک رو داریم، بازم می‌گم جا داشت حداقل همینا با ترجمه‌های بهتری چاپ بشن، یا به کارهاییش که به خاطر فیلمشون معروفن محدود نباشه.

و چه‌قدر دلم میخواد یه فرصتی پیش بیاد و دستکم یکبار برای فیلیپ کی دیک کاور طراحی کنم.
1
از بین کارهای فیلیپ کی دیک توی کتابخونه‌م، این رو بیشتر همه دوست دارم.

فکر کنم حدود ۱۱ سال پیش توی یکی از اولین خریدهای اینترنتیم اینو گرفتم. کیفیت چاپ و صافی به حدی بده که هیچ وقت جرئت نکردم بازش کنم (این کتاب رو pdf خوندم)، ولی جلدش یکی از مورد علاقه‌ترینامه.
من معمولا از کمیک/مانگایی که هنوز داره منتشر می‌شه دور می‌مونم، اینقدری حافظه‌م خوب نیست که یادم بمونه و راحت نیست هر بار ۵۰-۶۰ صفحه محتوا داشته باشم و بره تا یکی دو ماه بعدش. اما اگه تسوتومو نیهی بخواد از روی سای‌فای آخرالزمانی سوییچ کنه روی دارک فانتزی و اینقدر همه تعریف کنن ازش، منم مجبورم معیارهامو عوض کنم.

مانگای Tower Dungeon اصلا شبیه کارهای قبلی تسوتومو نیهی (Blame! و Biomega و کلی مانگای خوب دیگه)‌نیست، داستان به شدت سر راست تره و دست گذاشته روی یه چیزی که تا حدودی از جریان فانتزی حذف شده. فانتزی‌های چند سال اخیر دیگه اون تروپ‌های قدیمی رو ندارن، اگه هم داشته باشن سعی کردن یه خوانش جدید (معمولا ووک) ازشون ارائه بدن تا با دیدگاه‌های مخاطب امروزی همخونی داشته باشه. مثلا دیگه یه پرنسس توی برج گیر نیوفتاده که اژدها ازش مراقبت می‌کنه و شاه قول بده که هر کس نجاتش داد شوهرش می‌شه، بعد یه پسر روستایی قدرتمند این ماموریت رو قبول کنه و بره سراغش. این تا حدودی برای خیلیا توهین آمیز شده، ولی پلاتِ کلی Tower Dungeon همینه. خیلی کلاسیک، خیلی خیلی ساده‌تر از کارهای قبلی تسوتومو نیهی. من برای فهمیدن قبلی‌ها خیلی مشکل داشتم، حتی Blame! رو دوبار خوندم و هنوز اعتقاد دارم از درک من خارجه روایتش، ولی این دقیقا همون حسی رو داره که خوندن کارهای فانتزی قدیمی دارن.

در کل تا الان ۱۵ چپتر اومده، ۸ تاش به انگلیسی ترجمه شده و ظاهرا از این به بعد هر والیوم همزمان با چاپ توی ژاپن به انگلیسی هم چاپ میشه که خبر خیلی خوبیه. با توجه به کارهای قبلی از نویسنده، حدس میزنم کمتر از ده والیوم باشه و نهایتا دو سه سال دیگه کامل بشه. خیلی فضاش منو یاد بازی‌های فرام‌سافت‌ور میندازن، موجوداتی که اونجا هستن و محیطِ کلی برجی که داستان توش می‌گذره شبیه سری دارک سولزه. اما مشخصا اونقدر تاریک نمی‌شه (حداقل توی ۶ چپتری که من خوندم).

می‌تونم بگم از کارهای مورد علاقه‌م توی چند سال اخیره، حدس می‌زنم که خیلی بهتر بشه با جلو رفتن داستانش و تا رسیدن به نقطه‌ی اوج چیزهای جالب‌تری رو بیاره توی داستانش.
اگه دوست داشتین بخونین، اینجا می‌تونین پیداش کنین. فعلا ترجمه‌ی انگلیسی متوقف شده تا زمانی که چاپ بشه.