دیشب Katana ZERO رو شروع کردم. چه قدر این بازی توی داستانگویی خوبه. با سادهترین روشها و دیالوگهایی که به زور دو خط میشن داره یه بک استوری پیچیده رو میگه. بعد گیم پلی بازی هم جالبه، درسته که هر مرحله رو مجبورم دستکم ۲۰ بار از اول برم تا بتونم رد بشم، اما اینقدر ریتمش سریع و خوبه که خسته نمیشم.
توی این یک دههی اخیر (۲۰۱۵-۲۰۲۵) ژانر سایبرپانک خیلی غیرقابل پیشبینی تبدیل شد به یکی از اصلیترین سابژانرهای علمی تخیلی و توی همین ده سال اندازهی کل تاریخش پیشرفت کرد. من تقریبا هر سال پیگیر سابژانرهای Punk Punk هستم و توی همین چند سال دیدم که چطور از ۷ تا شاخه، رسیده به حدود ۳۵ تا که به طرز عجیبی با هم متفاوتن و هر کدوم فقط همون DNA اصلی پانک رو دارن، وگرنه مسیر متفاوتی رفتن.
و توی این چند سال من خیلی خیلی وقت گذاشتم تا تمام دیتاهای جالب از سایبرپانک و بقیهی ژانرهای شبیهش رو جمع کنم. متاسفانه حتی منبعی مثل Tv Troops هم کامل نیست و خیلی از آثار مهم رو جا انداخته. معمولا همهی مقالهها ترجیح میدن نئورومنسر رو شروع سایبرپانک در نظر بگیرن (اشتباه، یک سال قبل از چاپ نئورومنسر یک داستان کوتاه به اسم سایبرپانک توی مجلهی Amazing Stories چاپ شده). یا حتی برن عقبتر و Do Androids Dream of Electric Sheep? رو شروع سایبرپانک بدونن (فیلمی که ازش ساختن، بلید رانر، هم توی ذهن خیلیها حداقل شروع ویژوال سایبرپانکه). اما اینقدر این ساب ژانر گستردس و خیلی از موارد همزمان توی کشورهای مختلف جلو رفتن (بی خبر از هم) که تا حدودی میشه گفت ۸۰-۹۰ درصد از مدیاهای سایبرپانک الان زیر کارهای بزرگتر دفن شدن.
و توی این چند سال من خیلی خیلی وقت گذاشتم تا تمام دیتاهای جالب از سایبرپانک و بقیهی ژانرهای شبیهش رو جمع کنم. متاسفانه حتی منبعی مثل Tv Troops هم کامل نیست و خیلی از آثار مهم رو جا انداخته. معمولا همهی مقالهها ترجیح میدن نئورومنسر رو شروع سایبرپانک در نظر بگیرن (اشتباه، یک سال قبل از چاپ نئورومنسر یک داستان کوتاه به اسم سایبرپانک توی مجلهی Amazing Stories چاپ شده). یا حتی برن عقبتر و Do Androids Dream of Electric Sheep? رو شروع سایبرپانک بدونن (فیلمی که ازش ساختن، بلید رانر، هم توی ذهن خیلیها حداقل شروع ویژوال سایبرپانکه). اما اینقدر این ساب ژانر گستردس و خیلی از موارد همزمان توی کشورهای مختلف جلو رفتن (بی خبر از هم) که تا حدودی میشه گفت ۸۰-۹۰ درصد از مدیاهای سایبرپانک الان زیر کارهای بزرگتر دفن شدن.
چند وقتی هست که توی فکرشم تا این مدیاهایی که واقعا بهشون کم توجه شده رو یه جایی بنویسم. شک دارم به درد کسی بخوره یا اصلا کسی توی ایران پیگیرانه "سایبرپانک" رو دنبال کنه. اما راستش برای خود من خیلی جالب بودن و جزو معدود چیزهاییه که نزدیک یک دههی کامل برام جالب مونده.
مطمئن نیستم با وضعیت فعلی زندگیم این یه مجموعه متن مرتب با زمان بندی انتشار باشه. چون خیلی از چیزهایی که میخوام بنویسم توضیحِ اون مدیا نهایتا دو خطه، بعدش چند صفحه باید ربطش به بقیه رو بنویسم و کار نسبتا زمانگیریه.
ولی فعلا "دستکم" این یکی رو امشب داریم، برای بقیهشم خدا بزرگه:))
مطمئن نیستم با وضعیت فعلی زندگیم این یه مجموعه متن مرتب با زمان بندی انتشار باشه. چون خیلی از چیزهایی که میخوام بنویسم توضیحِ اون مدیا نهایتا دو خطه، بعدش چند صفحه باید ربطش به بقیه رو بنویسم و کار نسبتا زمانگیریه.
ولی فعلا "دستکم" این یکی رو امشب داریم، برای بقیهشم خدا بزرگه:))
اگه پیگیر سینمای سای فای باشین، اسم دن اوبنن یکی از تکرار شدهترین اسمهاست. از کارگردانی The Return of the Living Dead گرفته تا جلوهی ویژهی تریلوژی اورجینال جنگ ستارگان و بعدتر حضورش به عنوان نویسنده توی اولین فیلم Alien و Total Recall، اوبراین شبیه یه اسطوره روی سینماست. یکسری از اختراعها (شایدم بگیم اکتشاف)ی اوبراین باعث شدن کلا cgi و جلوههای ویژهی محیطی مسیرشون عوض بشه و به جاهای جالبی برسن.
ولی چیزی که مهمه اینه که دن اوبنن یکی از کسایی بود که خودوروفسکی برای فیلم Dune (که هیچ وقت نساخت) توی ذهنش داشت و به حدی از انتخابش مطمئن بود که ازش خواست آمریکا رو ول کنه بیاد به پاریس تا روی Dune کار کنن. اون پروژه همونطور که همه میدونن به جایی نرسید، ولی دن اوبراین و موبیوس رو با هم آشنا کرد. نتیجهی آشنایی این دوتا شد یک گرافیک ناول به اسم: The Long Tomorrow
اوایل دههی هفتاد میلادی کمیک هنوز درست شکل نگرفته بود، مشخصا داشت قویتر میشد ولی هنوز بخش بزرگی از "زبان بصری" کمیک وجود نداشت و صرفا مجلههای کوچیکتر سعی میکردن با کارهای تجربی این رو پیش ببرن. برای همین وقتی که دن اوبنن ایدهی خودش (که برای انیمیشن بود) رو به موبیوس گفت، در اصل مدیای کمیک توی موقعیتی نبود که یه چیز به این پیچیدگی رو بخواد ارائه بده. ایدهی The Long Tomorrow و دنیایی که ساخته به مراتب پیچیدهتره به نسبت کارهای همدورهی خودش. اما همین پیچیدگی باعث شد که موبیوس دنیای چند طبقه، ماشینهای پرنده و مودِ نئو نوآر رو با تفاوت زیادی به نسبت کارهای قبلی طراحی کنه. درسته که امضای تصویرسازی موبیوس توی هر پنل هست، اما کلیت این کار کاملا با قبلیها متفاوته.
این جلوتر از زمان خودش بودن، خیلی قبل از اینکه ما تولد سایبرپانک رو به صورت خیلی قانونمند توی نئورومنسر داشته باشیم، شکل داده. The Long Tomorrow شبیه یه پله که کارهای دوران طلایی علمی تخیلی رو وصل میکنه به آثاری که دههی هشتاد اومدن. شما خیلی سخت میتونین یکی از آثار مهم سایبرپانک دههی هشتاد و نود رو پیدا کنین که یک جایی به این گرافیک ناول ربط نداشته باشه.
ولی چیزی که مهمه اینه که دن اوبنن یکی از کسایی بود که خودوروفسکی برای فیلم Dune (که هیچ وقت نساخت) توی ذهنش داشت و به حدی از انتخابش مطمئن بود که ازش خواست آمریکا رو ول کنه بیاد به پاریس تا روی Dune کار کنن. اون پروژه همونطور که همه میدونن به جایی نرسید، ولی دن اوبراین و موبیوس رو با هم آشنا کرد. نتیجهی آشنایی این دوتا شد یک گرافیک ناول به اسم: The Long Tomorrow
اوایل دههی هفتاد میلادی کمیک هنوز درست شکل نگرفته بود، مشخصا داشت قویتر میشد ولی هنوز بخش بزرگی از "زبان بصری" کمیک وجود نداشت و صرفا مجلههای کوچیکتر سعی میکردن با کارهای تجربی این رو پیش ببرن. برای همین وقتی که دن اوبنن ایدهی خودش (که برای انیمیشن بود) رو به موبیوس گفت، در اصل مدیای کمیک توی موقعیتی نبود که یه چیز به این پیچیدگی رو بخواد ارائه بده. ایدهی The Long Tomorrow و دنیایی که ساخته به مراتب پیچیدهتره به نسبت کارهای همدورهی خودش. اما همین پیچیدگی باعث شد که موبیوس دنیای چند طبقه، ماشینهای پرنده و مودِ نئو نوآر رو با تفاوت زیادی به نسبت کارهای قبلی طراحی کنه. درسته که امضای تصویرسازی موبیوس توی هر پنل هست، اما کلیت این کار کاملا با قبلیها متفاوته.
این جلوتر از زمان خودش بودن، خیلی قبل از اینکه ما تولد سایبرپانک رو به صورت خیلی قانونمند توی نئورومنسر داشته باشیم، شکل داده. The Long Tomorrow شبیه یه پله که کارهای دوران طلایی علمی تخیلی رو وصل میکنه به آثاری که دههی هشتاد اومدن. شما خیلی سخت میتونین یکی از آثار مهم سایبرپانک دههی هشتاد و نود رو پیدا کنین که یک جایی به این گرافیک ناول ربط نداشته باشه.
مثلا شهری که توی فیلم بلید رانر هست چندان شبیه شهرِ توی داستان Do Androids Dream of Electric Sheep? نیست. این حالتی طبقه طبقه بودن و تقسیم شدن مردم بر اساس وضعیت مالیشون توی طبقات مختلف، از گرافیک ناولِ The Long Tomorrow اومده. حتی شخصیت پیکارد هم ظاهرش نزدیکه به شخصیت اصلی گرافیک ناول. متاسفانه الان نتونستم توی اینترنت چیز چندانی پیدا کنم، اما یادمه که چند سال پیش که ریواچ کردم متوجه شدم یکسری از دیالوگها رو هم از روی کمیک برداشته.
البته ریدلی اسکات همیشه به The Long Tomorrow کردیت داده و گفته که موقع دیزاین ویژوالِ بلید رانر بارها سراغش رفته و ازش استفاده کرده.
البته ریدلی اسکات همیشه به The Long Tomorrow کردیت داده و گفته که موقع دیزاین ویژوالِ بلید رانر بارها سراغش رفته و ازش استفاده کرده.
جورج لوکاس توی The Empire Strikes Back یکی از رباتهای توی گرافیک ناول رو بازسازی کرد و میشه توی فیلم دیدش. البته این تنها باری نیست که از The Long Tomorrow توی استاروارز استفاده شده، بعدتر توی سهگانهی دوم (یا اول، بستگی داره چطور حساب میکنین) هم چندتایی شهر هست که خیلی شبیه شهرِ توی گرافیک ناولن.
سال ۱۹۸۱ فیلم Escape From New York از جان کارپنتر هم از The Long Tomorrow استفاده کرد. دکوپاژ صحنهای که شخصیت اصلی فیلم با یک موجود دیگه که خودش رو شبیه یک زن در اورده مواجه میشه، کموبیش مو به مو از روی صحنهی مشابهی توی گرافیک استفاده کرده. من همیشه حس کردم مودِ کلی فیلم هم خیلی به این گرافیک ناول نزدیکه، یجوری که شاید نشه گفت مستقیم شبیهن به هم دیگه، اما خیلی راحت میتونین توی یک شب جفتشونو ببینین/بخونین و این شباهت رو حس کنین.
با اینکه یکم سخته Escape From New York رو سایبرپانک دونست، اما فیلمیه که جلوتر تاثیر زیادی روی ویژوالهای سایبرپانک میذاره.
با اینکه یکم سخته Escape From New York رو سایبرپانک دونست، اما فیلمیه که جلوتر تاثیر زیادی روی ویژوالهای سایبرپانک میذاره.
شاید جالبترین تاثیرش، یکی از چیزهاییه که اونقدر کسی ازش حرف نمیزنه. آکیرا از لحاظ داستانی خیلی نزدیکه به The Long Tomorrow، شاید این اونقدر مستقیم نباشه اما یه نفر دنبالش بگرده میشه به راحتی پیداش کرد. توی مانگای آکیرا با یه خط داستانی (که مهم نیست اونقدر) داریم که یک کاراگاه داره دنبال آکیرا و بقیه میگرده تا بفهمه چی شده. این کاراگاه و اتفاقاتی که براش میوفته توی The Long Tomorrow هم هست. تا حدودی این داره تکرار میشه اونجا.
با توجه به محبوبیتِ موبیوس توی ژاپن، من حدس میزنم این تصویرها و طراحیهای با جزئیات بالا از شهر، وسایل نقلیه و حتی لباسِ شخصیتها به نوعی میرسن به The Long Tomorrow. با اینکه نمیتونم با اطمینان بگم. یه چیزی در مورد آکیرا هست که هنوز من رو گیج میکنه. خیلی تصورش سخته که یک دفعه کاری با این جزئیات پخته شده به وجود بیاد، از اون سمت قبلش "تقریبا" هیچی توی مدیای کمیک/مانگا نباشه که حداقل یک بخشی از مسیر رو رفته باشه. تقریبا هر چیزی که توی اینترنت به عنوان منبع الهام آکیرا ازش صحبت میشه به نظر من حداقل درست نیست، چون آکیرا ادامهی مسیر هیچ کدومشون نبوده. نزدیکترین چیزی که بهش پیدا کردم توی این سمت از سایبرپانک، همین The Long Tomorrow بود.
با توجه به محبوبیتِ موبیوس توی ژاپن، من حدس میزنم این تصویرها و طراحیهای با جزئیات بالا از شهر، وسایل نقلیه و حتی لباسِ شخصیتها به نوعی میرسن به The Long Tomorrow. با اینکه نمیتونم با اطمینان بگم. یه چیزی در مورد آکیرا هست که هنوز من رو گیج میکنه. خیلی تصورش سخته که یک دفعه کاری با این جزئیات پخته شده به وجود بیاد، از اون سمت قبلش "تقریبا" هیچی توی مدیای کمیک/مانگا نباشه که حداقل یک بخشی از مسیر رو رفته باشه. تقریبا هر چیزی که توی اینترنت به عنوان منبع الهام آکیرا ازش صحبت میشه به نظر من حداقل درست نیست، چون آکیرا ادامهی مسیر هیچ کدومشون نبوده. نزدیکترین چیزی که بهش پیدا کردم توی این سمت از سایبرپانک، همین The Long Tomorrow بود.
حس میکنم جزو چیزهاییه که ارزش خوندن داره. شاید همهپسندترین گرافیک ناول نباشه، اما اگه با سای فای نسبتا آشنایین و یکسری جاها براتون سوال شده که چرا فلان فیلم یا کتاب یک ایده رو اورده و توضیح چندانی نداده براش، شاید خوندن این گرافیک ناول بد نباشه.
Moebius_The_Collected_Fantasies_of_Jean_Giraud_4_The_Long_Tomorrow.pdf
70.1 MB
The Long Tomorrow - Dan O'Bannon, Moebius (1976)
من چند وقته دارم تمرین میکنم برای تصویرسازی توی یه استایل خاص (برای یه پروژهی شخصی/ویدیوهای آموزشی) و امروز گفتم بد نیست مراحلش رو بیام اینجا بگم. میتونین این پیامای بعدی رو معادل یه ویدیوی ۴۰ دقیقهای پروسهی تصویرسازی در نظر بگیرین. چون در حال حاضر میکروفون، دوربین و حال ندارم با متن و عکس پیش میریم. مشخصا یکسری از جزئیات رو واردشون نمیشم، اونا میمونن برای کلاس.