A Guide to Parrots of the World (1998)
این یکی از بامزهترین کتاباییه که خوندم. در مورد طوطیهاس و اولش یه سری توضیح کلی در مورد آناتومیشون داره (بیشترش اشتباهه)، بعدش هم تقریبا تمام طوطیها رو کشیده و توضیح داده. بعد نیومده مثلا بر اساس زیستگاه، نژاد و... تقسیم بندی کنه، تمام دسته بندیها بر اساس رنگن. یعنی مثلا تمام طوطیهای گاث سیاه توی یه صفحه میان بعد اینا هر کدومشون یه سمت از دنیان. بعد به طرز خیلی خندهداری طراحش یکسری طوطی که راحت پیدا میشن رو شخصا دیده، بعد تمام طوطیها رو توی همون حالت کشیده (چون اون زمانی که اومده اینقدر عکس نبوده ازشون) یا صرفا بر اساس توضیحات پیش رفته، برای همین بعضیاشون خیلی غیرواقعی و مسخره شدن. دقیقا مثل همون میمهاییه که نقاشیهای قرون وسطا رو مسخره کرده.
در کل برای نگاه کردن تصویرسازیاش جالبن، اطلاعاتش بیشتر وقتا اشتباهن. حالا نمیدونم دلیلش اینه که ۱۹۹۸ ما اطلاعات کمی از طوطیا داشتیم و الان رسما همه چیزو میدونیم، یا صرفا نویسندههاش اهمیتی نمیدادن.
این یکی از بامزهترین کتاباییه که خوندم. در مورد طوطیهاس و اولش یه سری توضیح کلی در مورد آناتومیشون داره (بیشترش اشتباهه)، بعدش هم تقریبا تمام طوطیها رو کشیده و توضیح داده. بعد نیومده مثلا بر اساس زیستگاه، نژاد و... تقسیم بندی کنه، تمام دسته بندیها بر اساس رنگن. یعنی مثلا تمام طوطیهای
در کل برای نگاه کردن تصویرسازیاش جالبن، اطلاعاتش بیشتر وقتا اشتباهن. حالا نمیدونم دلیلش اینه که ۱۹۹۸ ما اطلاعات کمی از طوطیا داشتیم و الان رسما همه چیزو میدونیم، یا صرفا نویسندههاش اهمیتی نمیدادن.
دیشب Katana ZERO رو شروع کردم. چه قدر این بازی توی داستانگویی خوبه. با سادهترین روشها و دیالوگهایی که به زور دو خط میشن داره یه بک استوری پیچیده رو میگه. بعد گیم پلی بازی هم جالبه، درسته که هر مرحله رو مجبورم دستکم ۲۰ بار از اول برم تا بتونم رد بشم، اما اینقدر ریتمش سریع و خوبه که خسته نمیشم.
توی این یک دههی اخیر (۲۰۱۵-۲۰۲۵) ژانر سایبرپانک خیلی غیرقابل پیشبینی تبدیل شد به یکی از اصلیترین سابژانرهای علمی تخیلی و توی همین ده سال اندازهی کل تاریخش پیشرفت کرد. من تقریبا هر سال پیگیر سابژانرهای Punk Punk هستم و توی همین چند سال دیدم که چطور از ۷ تا شاخه، رسیده به حدود ۳۵ تا که به طرز عجیبی با هم متفاوتن و هر کدوم فقط همون DNA اصلی پانک رو دارن، وگرنه مسیر متفاوتی رفتن.
و توی این چند سال من خیلی خیلی وقت گذاشتم تا تمام دیتاهای جالب از سایبرپانک و بقیهی ژانرهای شبیهش رو جمع کنم. متاسفانه حتی منبعی مثل Tv Troops هم کامل نیست و خیلی از آثار مهم رو جا انداخته. معمولا همهی مقالهها ترجیح میدن نئورومنسر رو شروع سایبرپانک در نظر بگیرن (اشتباه، یک سال قبل از چاپ نئورومنسر یک داستان کوتاه به اسم سایبرپانک توی مجلهی Amazing Stories چاپ شده). یا حتی برن عقبتر و Do Androids Dream of Electric Sheep? رو شروع سایبرپانک بدونن (فیلمی که ازش ساختن، بلید رانر، هم توی ذهن خیلیها حداقل شروع ویژوال سایبرپانکه). اما اینقدر این ساب ژانر گستردس و خیلی از موارد همزمان توی کشورهای مختلف جلو رفتن (بی خبر از هم) که تا حدودی میشه گفت ۸۰-۹۰ درصد از مدیاهای سایبرپانک الان زیر کارهای بزرگتر دفن شدن.
و توی این چند سال من خیلی خیلی وقت گذاشتم تا تمام دیتاهای جالب از سایبرپانک و بقیهی ژانرهای شبیهش رو جمع کنم. متاسفانه حتی منبعی مثل Tv Troops هم کامل نیست و خیلی از آثار مهم رو جا انداخته. معمولا همهی مقالهها ترجیح میدن نئورومنسر رو شروع سایبرپانک در نظر بگیرن (اشتباه، یک سال قبل از چاپ نئورومنسر یک داستان کوتاه به اسم سایبرپانک توی مجلهی Amazing Stories چاپ شده). یا حتی برن عقبتر و Do Androids Dream of Electric Sheep? رو شروع سایبرپانک بدونن (فیلمی که ازش ساختن، بلید رانر، هم توی ذهن خیلیها حداقل شروع ویژوال سایبرپانکه). اما اینقدر این ساب ژانر گستردس و خیلی از موارد همزمان توی کشورهای مختلف جلو رفتن (بی خبر از هم) که تا حدودی میشه گفت ۸۰-۹۰ درصد از مدیاهای سایبرپانک الان زیر کارهای بزرگتر دفن شدن.
چند وقتی هست که توی فکرشم تا این مدیاهایی که واقعا بهشون کم توجه شده رو یه جایی بنویسم. شک دارم به درد کسی بخوره یا اصلا کسی توی ایران پیگیرانه "سایبرپانک" رو دنبال کنه. اما راستش برای خود من خیلی جالب بودن و جزو معدود چیزهاییه که نزدیک یک دههی کامل برام جالب مونده.
مطمئن نیستم با وضعیت فعلی زندگیم این یه مجموعه متن مرتب با زمان بندی انتشار باشه. چون خیلی از چیزهایی که میخوام بنویسم توضیحِ اون مدیا نهایتا دو خطه، بعدش چند صفحه باید ربطش به بقیه رو بنویسم و کار نسبتا زمانگیریه.
ولی فعلا "دستکم" این یکی رو امشب داریم، برای بقیهشم خدا بزرگه:))
مطمئن نیستم با وضعیت فعلی زندگیم این یه مجموعه متن مرتب با زمان بندی انتشار باشه. چون خیلی از چیزهایی که میخوام بنویسم توضیحِ اون مدیا نهایتا دو خطه، بعدش چند صفحه باید ربطش به بقیه رو بنویسم و کار نسبتا زمانگیریه.
ولی فعلا "دستکم" این یکی رو امشب داریم، برای بقیهشم خدا بزرگه:))
اگه پیگیر سینمای سای فای باشین، اسم دن اوبنن یکی از تکرار شدهترین اسمهاست. از کارگردانی The Return of the Living Dead گرفته تا جلوهی ویژهی تریلوژی اورجینال جنگ ستارگان و بعدتر حضورش به عنوان نویسنده توی اولین فیلم Alien و Total Recall، اوبراین شبیه یه اسطوره روی سینماست. یکسری از اختراعها (شایدم بگیم اکتشاف)ی اوبراین باعث شدن کلا cgi و جلوههای ویژهی محیطی مسیرشون عوض بشه و به جاهای جالبی برسن.
ولی چیزی که مهمه اینه که دن اوبنن یکی از کسایی بود که خودوروفسکی برای فیلم Dune (که هیچ وقت نساخت) توی ذهنش داشت و به حدی از انتخابش مطمئن بود که ازش خواست آمریکا رو ول کنه بیاد به پاریس تا روی Dune کار کنن. اون پروژه همونطور که همه میدونن به جایی نرسید، ولی دن اوبراین و موبیوس رو با هم آشنا کرد. نتیجهی آشنایی این دوتا شد یک گرافیک ناول به اسم: The Long Tomorrow
اوایل دههی هفتاد میلادی کمیک هنوز درست شکل نگرفته بود، مشخصا داشت قویتر میشد ولی هنوز بخش بزرگی از "زبان بصری" کمیک وجود نداشت و صرفا مجلههای کوچیکتر سعی میکردن با کارهای تجربی این رو پیش ببرن. برای همین وقتی که دن اوبنن ایدهی خودش (که برای انیمیشن بود) رو به موبیوس گفت، در اصل مدیای کمیک توی موقعیتی نبود که یه چیز به این پیچیدگی رو بخواد ارائه بده. ایدهی The Long Tomorrow و دنیایی که ساخته به مراتب پیچیدهتره به نسبت کارهای همدورهی خودش. اما همین پیچیدگی باعث شد که موبیوس دنیای چند طبقه، ماشینهای پرنده و مودِ نئو نوآر رو با تفاوت زیادی به نسبت کارهای قبلی طراحی کنه. درسته که امضای تصویرسازی موبیوس توی هر پنل هست، اما کلیت این کار کاملا با قبلیها متفاوته.
این جلوتر از زمان خودش بودن، خیلی قبل از اینکه ما تولد سایبرپانک رو به صورت خیلی قانونمند توی نئورومنسر داشته باشیم، شکل داده. The Long Tomorrow شبیه یه پله که کارهای دوران طلایی علمی تخیلی رو وصل میکنه به آثاری که دههی هشتاد اومدن. شما خیلی سخت میتونین یکی از آثار مهم سایبرپانک دههی هشتاد و نود رو پیدا کنین که یک جایی به این گرافیک ناول ربط نداشته باشه.
ولی چیزی که مهمه اینه که دن اوبنن یکی از کسایی بود که خودوروفسکی برای فیلم Dune (که هیچ وقت نساخت) توی ذهنش داشت و به حدی از انتخابش مطمئن بود که ازش خواست آمریکا رو ول کنه بیاد به پاریس تا روی Dune کار کنن. اون پروژه همونطور که همه میدونن به جایی نرسید، ولی دن اوبراین و موبیوس رو با هم آشنا کرد. نتیجهی آشنایی این دوتا شد یک گرافیک ناول به اسم: The Long Tomorrow
اوایل دههی هفتاد میلادی کمیک هنوز درست شکل نگرفته بود، مشخصا داشت قویتر میشد ولی هنوز بخش بزرگی از "زبان بصری" کمیک وجود نداشت و صرفا مجلههای کوچیکتر سعی میکردن با کارهای تجربی این رو پیش ببرن. برای همین وقتی که دن اوبنن ایدهی خودش (که برای انیمیشن بود) رو به موبیوس گفت، در اصل مدیای کمیک توی موقعیتی نبود که یه چیز به این پیچیدگی رو بخواد ارائه بده. ایدهی The Long Tomorrow و دنیایی که ساخته به مراتب پیچیدهتره به نسبت کارهای همدورهی خودش. اما همین پیچیدگی باعث شد که موبیوس دنیای چند طبقه، ماشینهای پرنده و مودِ نئو نوآر رو با تفاوت زیادی به نسبت کارهای قبلی طراحی کنه. درسته که امضای تصویرسازی موبیوس توی هر پنل هست، اما کلیت این کار کاملا با قبلیها متفاوته.
این جلوتر از زمان خودش بودن، خیلی قبل از اینکه ما تولد سایبرپانک رو به صورت خیلی قانونمند توی نئورومنسر داشته باشیم، شکل داده. The Long Tomorrow شبیه یه پله که کارهای دوران طلایی علمی تخیلی رو وصل میکنه به آثاری که دههی هشتاد اومدن. شما خیلی سخت میتونین یکی از آثار مهم سایبرپانک دههی هشتاد و نود رو پیدا کنین که یک جایی به این گرافیک ناول ربط نداشته باشه.