Visual Alchemist
جمعهی این هفته قراره با اشکان در مورد بالهی فندق شکن از چایکوفسکی و در کل اقتباس در موسیقی صحبت کنیم. خیلی خوشحال میشم اگه حضور داشته باشین، ساعت شش عصر توی کتابفروشی اردیبهشتِ خانه اصفهان منتظرتونم 🥂
جلسهی خیلی خوبی بود! میتونین از اینجا همشو ببینین:
https://www.instagram.com/reel/DE7q3OOt9kY/?utm_source=ig_web_copy_link
https://www.instagram.com/reel/DE7q3OOt9kY/?utm_source=ig_web_copy_link
Dinosaurs Attack! (1988)
چند سالی هست که با سری کارتهای (واقعا ترجمهی درستی برای کلمهی Trading Cards توی فارسی نداریم، بهتره همون کارت بگیم) Dinosaurs Attack! آشنام، ولی همیشه در حد دیدنشون توی میمها بوده. امروز پیگیرش شدم و ظاهرا این سری کارتها (به صورت اورجینال) سال ۱۹۸۸ به بازار اومدن و به خاطر شکست تجاری ادامهای نداشتن. خودِ کارتها یه رفرنسن به Mars Attacks که دههی ۶۰ میلادی یکی از موفقترین سریهای Trading Cards شده بود. استایل کلیش دقیقا شبیه B Movieهای سایفای و وحشتِ دههی هفتاد و هشتاد میلادیه. دایناسورها هر چیزی هستن جز واقعی، همهی رنگها زیادی روشنن اونقدری که توی پرینت مشخصا یکسریهاش خراب شدن. به طور کلی خیلی خشنن، اما اون مدل خشن بودنی که کارتونیه و واقعا بعیده برای کسی اذیت کننده باشه. حتی یکسری از کارتهاش به نظرم dark humor خیلی بامزهای دارن.
اما چیزی که جالبترش میکنه برام پشتِ کارتهاس. هر کدومشون شبیه یه صفحه از روزنامهس که بریده شده و داره داستانِ Dinosaurs Attack! رو میگه که به معنی واقعی کلمه B Movie Codedترین چیزیه که دیدم. یه دانشمند ماشین زمان میسازه تا بفهمه چه بلایی سر دایناسورها اومده که منقرض شدن، بعد اشتباه تایملاینها ترکیب میشه و انواع هیولاها وارد زمین میشن. حتی دایناسورها یه چیز شبیه ایزدِ دایناسوری دارن (کارتِ ۴۷، Supreme Evil) که قصد داره بشریت رو نابود کنه. کلا خیلی توی حالت سگ صاحبشو نمیشناسه میگذره داستانش، مخصوصا اینکه محدوده به یکسری پشتِ کارت. حدود سی سال طول کشید که بتونن کمیکهاشو منتشر کنن و یکم داستانشو مرتب کنن (من کمیک رو نخوندم).
از اون سمت، کسایی که پشتشن هم خیلی جالبن. آرت اسپیگلمن (کمیک ماوس رو نوشته، یکی از مهمترین چهرههای تاریخ کمیکه) و لِن براون (سازندهی اصلی مارس اتک) با هم روی این کار کردن، به نظرم بعد از حدود پنج دهه و این حجم از موفقیتی که این دو نفر تو کریرشون داشتن، یکم عجیبه که Dinosaurs Attack! معروف و شناخته شده نیست. ظاهرا چندباری برنامه داشتن برای ساختن فیلم/انیمیشنش ولی هر بار به دلیلی کنسل شده.
میتونین با یه سرچ توی اینترنت تمام کارتهای Dinosaurs Attack! رو ببینین، یه کالتِ خیلی کوچیک داره که واقعا پیگیرش و هر اطلاعاتی داشتن توی اینترنت گذاشتن. چندتایی ویدیوی جالب هم ازش توی یوتیوب بود.
چند سالی هست که با سری کارتهای (واقعا ترجمهی درستی برای کلمهی Trading Cards توی فارسی نداریم، بهتره همون کارت بگیم) Dinosaurs Attack! آشنام، ولی همیشه در حد دیدنشون توی میمها بوده. امروز پیگیرش شدم و ظاهرا این سری کارتها (به صورت اورجینال) سال ۱۹۸۸ به بازار اومدن و به خاطر شکست تجاری ادامهای نداشتن. خودِ کارتها یه رفرنسن به Mars Attacks که دههی ۶۰ میلادی یکی از موفقترین سریهای Trading Cards شده بود. استایل کلیش دقیقا شبیه B Movieهای سایفای و وحشتِ دههی هفتاد و هشتاد میلادیه. دایناسورها هر چیزی هستن جز واقعی، همهی رنگها زیادی روشنن اونقدری که توی پرینت مشخصا یکسریهاش خراب شدن. به طور کلی خیلی خشنن، اما اون مدل خشن بودنی که کارتونیه و واقعا بعیده برای کسی اذیت کننده باشه. حتی یکسری از کارتهاش به نظرم dark humor خیلی بامزهای دارن.
اما چیزی که جالبترش میکنه برام پشتِ کارتهاس. هر کدومشون شبیه یه صفحه از روزنامهس که بریده شده و داره داستانِ Dinosaurs Attack! رو میگه که به معنی واقعی کلمه B Movie Codedترین چیزیه که دیدم. یه دانشمند ماشین زمان میسازه تا بفهمه چه بلایی سر دایناسورها اومده که منقرض شدن، بعد اشتباه تایملاینها ترکیب میشه و انواع هیولاها وارد زمین میشن. حتی دایناسورها یه چیز شبیه ایزدِ دایناسوری دارن (کارتِ ۴۷، Supreme Evil) که قصد داره بشریت رو نابود کنه. کلا خیلی توی حالت سگ صاحبشو نمیشناسه میگذره داستانش، مخصوصا اینکه محدوده به یکسری پشتِ کارت. حدود سی سال طول کشید که بتونن کمیکهاشو منتشر کنن و یکم داستانشو مرتب کنن (من کمیک رو نخوندم).
از اون سمت، کسایی که پشتشن هم خیلی جالبن. آرت اسپیگلمن (کمیک ماوس رو نوشته، یکی از مهمترین چهرههای تاریخ کمیکه) و لِن براون (سازندهی اصلی مارس اتک) با هم روی این کار کردن، به نظرم بعد از حدود پنج دهه و این حجم از موفقیتی که این دو نفر تو کریرشون داشتن، یکم عجیبه که Dinosaurs Attack! معروف و شناخته شده نیست. ظاهرا چندباری برنامه داشتن برای ساختن فیلم/انیمیشنش ولی هر بار به دلیلی کنسل شده.
میتونین با یه سرچ توی اینترنت تمام کارتهای Dinosaurs Attack! رو ببینین، یه کالتِ خیلی کوچیک داره که واقعا پیگیرش و هر اطلاعاتی داشتن توی اینترنت گذاشتن. چندتایی ویدیوی جالب هم ازش توی یوتیوب بود.
الان بازی Sorry Were Closed رو تموم کردم و هنوز نمیتونم تصمیم بگیرم یکی از خلاقانهترین و جالبترین بازیهاییه که دیدم، یا فقط ویژوالش خوب بود و همین من رو گول زد. با توجه به اینکه حدود بیست روز طول کشید یه بازی ۸ ساعته رو تموم کنم، میشه راحت بگم که اونقدر جذبم نکرد. مخصوصا از لحاظ داستانی که تا آخرش هم درست نفهمیدم چی به چیه، خیلی مربوط بود به رویا دیدن و ناخودآگاه و توهم. اما تهش به نظر میومد حتی سازندههاش هم خیلی جاها نمیدونستن باید چیکار کنن باهاش و مرحلههایی بودن که گیمپلیش رو توی ذهنشون داشتن (و جالب هم بودن) و به زور ربطش دادن به داستان بازی.
تنها چیزی که با اطمینان میتونم بگم اینه که از لحاظ ویژوال خیلی جالبه، رنگها خوبن، محیطهاش جذابن و توی طراحی لباسها کارشون حرف نداشت. تنها دلیلی که هر شب برمیگشتم سراغ این survival horror عجیب اینه که دوست داشتم ببینم بازی با جلو رفتن چه شکلی میشه. تنها بخش "واقعا" سرگرم کننده توی این بازی کند با معماهای عجیب بود.
تنها چیزی که با اطمینان میتونم بگم اینه که از لحاظ ویژوال خیلی جالبه، رنگها خوبن، محیطهاش جذابن و توی طراحی لباسها کارشون حرف نداشت. تنها دلیلی که هر شب برمیگشتم سراغ این survival horror عجیب اینه که دوست داشتم ببینم بازی با جلو رفتن چه شکلی میشه. تنها بخش "واقعا" سرگرم کننده توی این بازی کند با معماهای عجیب بود.
Visual Alchemist
و بالاخره گوستاو دوره! این آقای دوره سالِ ۱۸۶۱ کمدی الهی رو (دقیقتر، به کمک حکاکی) تصویرسازی کرد. جز اینکه به نظرم تکتک کارهاش برای کمدی الهی بینقصن و از بزرگترین آثار هنری تاریخن، توی موفقیت کارش عوامل بیرونیای هم دخیل بودن. فرهنگ توی کشورهای غربی داشت…
دیشب بالاخره تصویرسازیهای گوستاو دوره برای انجیل رو پیدا کردم، اولین باره که با بالاترین کیفیت میبینمشون و واقعا خوبن، اینقدری که استرس بگیرم بابتشون. اصلا نمیشه حس کرد مال اون دورهی زمانیه که تمام ابزارها ابتدایی بودن.