Visual Alchemist
2.22K subscribers
1.9K photos
18 videos
241 files
208 links
بیشتر در مورد چیزهایی که دوست دارم و سرم بهشون گرم بوده حرف می‌زنم + نسخه‌ی دیجیتال کارهام که توی پیجم می‌ذارم.

https://instagram.com/hoseinghazii_?igshid=MzMyNGUyNmU2YQ==

همیشه هم می‌تونین برای صحبت و هر سوالی که داشتین بهم پیام بدین.
@hoseinghazi
Download Telegram
Visual Alchemist
من از الان شروع کردم طراحی‌های تقویمِ ۱۴۰۴ رو آماده کنم. هنوز دارم اتود می‌زنم و دنبال ایده‌های مختلف می‌گردم، فعلا برنامه روی طراحی‌ با استایل مانگا/انیمه‌ای و تم سایبرپانکه XD
هنوز حدود ۲۵-۳۰ درصدش مونده، فکر کنم یکسری از رنگ‌ها رو به خاطر محدودیتای پرینترم باید عوض کنم.
ولی خب... احتمالا قراره یه تقویم با رنگای خیلی روشن و کاراکترهای با جزئیات زیاد داشته باشیم!
سلام!
این آخر هفته قراره توی آموزشگاه آکتور یه سخنرانی در مورد ویدیو گیم و سینما داشته باشم و چند قسمت از سریال Secret Level رو ببینیم. مثل همیشه این "سخنرانی" هم تعاملیه و قراره بیشتر در مورد چیزهای مختلف صحبت کنیم.

می‌تونین از طریقِ پیج آموزشگاه ثبت نام کنین. جلسه ساعت ۵:۳۰ عصرِ چهارشنبه‌س. خوش‌حال می‌شم ببینمتون.
Seraphic diaries
https://youtu.be/fvcVywZcgFc?si=tqN07dZ5maQzht89
من خیلی استاردو ولی بازی کردم (بالای ۲۵۰ ساعت توی دو سال گذشته)، ولی هیچ‌وقت جرئت نکردم مزرعه‌م رو با فاطمه مقایسه کنم، اون توی یه سطح غیر عادی‌ای خوبه. این ویدیو هم که ده از ده.
امروز داشتم در مورد اولین اقتباس لایو اکشن از یه ویدیو گیم تحقیق می‌کردم (مشخصا برای این)، بر اساس حرف‌های گوگل اولینش از روی سوپر ماریو ساخته شده و سال ۱۹۹۳ به اسم Super Mario Bros. منتشر شده. من هیچ وقت بیشتر از چندتا ویدیوی کوتاه و عکس از اون فیلم هیچی ندیدم، مشخصه که فیلم خوبی نیست و بیشتر وقت‌ها بهش می‌گن بدترین اقتباس دهه‌ی نود (چون اسپان و کارگاه گجت رو ندیدن، وگرنه راه نداره بدتر باشه). اما امشب فهمیدم این اشتباهه، ظاهرا پنج سال زودتر توی ژاپن اولین فیلم لایو اکشنِ اقتباسی از روی یک ویدیو گیم رو ساختن.

فیلم Mirai Ninja از روی یک بازیه که من چند سال پیش خیلی اتفاقی (وقتی نسخه‌ی پلی‌استیشن ۴ اومد) بازیش کردم و اصلا خبر نداشتم از روش فیلم ساختن. خودِ بازی تجربه‌ی عجیبی بود، پورتِ آرکید روی پلی‌استیشن ظاهرا یکسری از مشکلات رو حل کرده ولی تهش محدودیت‌های بازی اصلی رو داشت. مثلا کاراکتر اصلی فقط میتونه یکسری چیز‌ (نمیدونم چی) به سمت جلو پرت کنه، بالا بپره و روی زمین بشینه. بعد توی باس فایت‌ها اون باس میتونست توی زاویه‌های بیشتری حمله کنه و تقریبا غیرممکن بود که بشه شکستشون داد. کاملا تونستم درک کنم که چرا میازاکی سال‌ها بعد توی لیستِ "چیزهایی که ازشون الهام گرفتم" این بازی رو گذاشته بود.

امشب فیلم رو دیدم و به طرز عجیبی راضی کننده بود، متاسفانه زیرنویسِ انگلیسی درستی براش پیدا نکردم و خیلی نمی‌تونم بگم دیالوگ‌ها رو فهمیدم ولی خوش بختانه فیلم‌های عامه پسند ژاپنی خیلی خوب با تصویر منظورشونو می‌رسونن. واقعا جالبه که چطور از یه بازی ساده‌ی آرکید توی دهه‌ی هشتاد تونستن یه دنیاسازی با جزئیات انجام بدن و یه فیلم نسبتا گرون رو بسازن. با توجه به سختی‌ای که کشیدم برای پیدا کردنش و کیفیتش، حدس می‌زنم سال‌هاست کسی سراغش نرفته. حتی تمام لینک‌های تورنتش هم مُرده بودن. به نظرم حیفه فیلمی که واقعا اولین اقتباسِ لایو اکشن از روی یه ویدیو گیمه اینقدر توی تاریخ گم شده که حتی گوگل هم بهش بی‌توجهی می‌کنه.

پ.ن: چه قدر پوسترهاش خوبن.
این هفته Children of the Sun رو بازی کردم، یکی از اون بازیاییه که چند سال پیش که دموش اومد خیلی صدا کرد بعد موقع ریلیز کسی بهش توجهی نشون نداد. خیلی بازی سر راستیه از لحاظ گیم‌پلی، شخصیت اصلی یه اسنایپر داره و قدرت کنترلِ تیر (به صورت ذهنی) رو داره، زمانی که تیز می‌خوره به یه تارگت دوباره میشه هدف گیری کرد. همین گیم‌پلی ساده یکسری از درگیرکننده‌ترین پازل‌هایی که توی ویدیو گیم دیدم رو داشت. به شدت فانه بازی کردن، اصلا مثل شوترهای دیگه نیست که هدف کلا شلیک کردنه، نه اینکه بخوره و خوب و پلیر فکر کنه.

داستان خوبی هم داره، شاید در کل ۵-۶ دقیقه داستان توی کل بازی هست، در مورد انتقام گرفتن شخصیت اصلی از یه کالته که خانوادش رو ازش گرفتن. در کل از لحاظ داستان هم کیفیت خوبی داشت، من راضی بودم.
Forwarded from Seraphic diaries
قیمت همه ی کارها هشتاد هزارتومنه
میتونید برای داشتنشون بهم تو شخصی پیام بدید
@watdefaats
Seraphic diaries
قیمت همه ی کارها هشتاد هزارتومنه میتونید برای داشتنشون بهم تو شخصی پیام بدید @watdefaats
تمام این پرینت ها رو من قراره چاپ کنم، کیفیتشون اینقدر بالائه که خوش به حال خریدارشون.
"خشمگین بود، او پلیدی را در قلبش بها داد.
گفت: «بیا تا هیولاهایی بسازیم، و بیا برای نبرد آماده شویم.»"
- انوما الیش

تیامات اولین نقاشیم از اساطیر بین‌النهرینه، خیلی سعی کردم وحشتی که توی داستان‌هاشون هست رو توی کارهام هم بیارم. امیدوارم فرصت بشه و باز ادامه بدم.
Visual Alchemist
"خشمگین بود، او پلیدی را در قلبش بها داد. گفت: «بیا تا هیولاهایی بسازیم، و بیا برای نبرد آماده شویم.»" - انوما الیش تیامات اولین نقاشیم از اساطیر بین‌النهرینه، خیلی سعی کردم وحشتی که توی داستان‌هاشون هست رو توی کارهام هم بیارم. امیدوارم فرصت بشه و باز ادامه…
از این به بعد نسخه‌ی پرینت شده‌ی کارهام رو می‌تونین از سایت https://newtsbox.ir/ بخرین. یک هفته بعد از سفارش دادنش به دستتون می‌رسه.

لینک خرید

توی چند هفته‌ی آینده تمام کارهام (کارت پستال، استیکر، بوک مارک و پرینت‌های عادی) توی سایتشون موجود می‌شه، به جز من خیلی آرتیست‌های خوب دیگه‌ای هم کارهاشون رو اونجا گذاشتن، میتونین یه نگاهی هم به اونا بندازین.
Visual Alchemist
"خشمگین بود، او پلیدی را در قلبش بها داد. گفت: «بیا تا هیولاهایی بسازیم، و بیا برای نبرد آماده شویم.»" - انوما الیش تیامات اولین نقاشیم از اساطیر بین‌النهرینه، خیلی سعی کردم وحشتی که توی داستان‌هاشون هست رو توی کارهام هم بیارم. امیدوارم فرصت بشه و باز ادامه…
بازی رئال خیلی جالب پیش نمی‌ره، منم همینطور جلوی مانیتور نشستم و دیگه حوصله‌م داره سر می‌‌ره، پس شاید بد نباشه یکم توضیح بدم در مورد تیامات و اینکه چرا برام خیلی جالبه.

اول همه اینکه اساطیر بین النهرین یه دوران طلایی داشتن، اونم توی دوران شکوفایی خود بین النهرین بود و چند هزار سالی ازش گذشته. از اون موقع تا حالا همیشه یک بخشی از زندگی انسان‌ها توی دوره‌های مختلف بودن، همینطور تغییر شکل دادن و اومدن جلو. از تاثیرات زیادی که روی اساطیر آفرینش مختلف داشتن گرفته تا توی دوران مدرن‌تر که کانسپت‌های اساطیریشون همینطور تکرار شدن. حالا اینکه چرا بازنمایی شدنشون یا حتی کردیت گرفتن به عنوان منبع اقتباس، همیشه نادیده گرفته شده دلیل‌های زیادی داره.

اما به عنوان یکی که آشنایی نسبتا خوبی با اساطیر کل دنیا داره، می‌تونم فقط بگم اساطیر بین‌النهرین رئال‌تر از اونی هستن که معمولا توی یونان، آزتک، نورس یا ایران می‌بینیم. توی متن‌های تاریخی، داستان‌ها و... در موردشون طوری صحبت شده که انگار نگارندش صرفا اعتقاد نداشته بهش، اون موجود رو چند باری دیده شخصا و اصلا بحثِ "ماورایی" بودنش نبوده، فیزیکی اون اطراف می‌چرخیدن و یکسری کارها رو می‌کردن. کافیه متون قدیمی رو بخونین، جایی که نویسندش واقعا معتقد بوده به این اساطیر، من هر بار بی‌اختیار استرس می‌گرفتم ازشون.