Forwarded from Hossein uploads stuff here
اکران آنلاین انیمیشن کوتاه «در سایهی سرو» به مدت محدود!
حتماً ببینید.
حتماً ببینید.
من چند روزه دارم خیلی جدی به اژدها و تاثیرش روی فرهنگها فکر میکنم. یکسری پیشفرض در نظر گرفتم که نگرانم درست نباشن (چون میخوام در موردشون بنویسم). برای همین یه نظرسنجی کلی میکنم. خوشحال میشم جواب بدین بهم (چه توی کامنت، چه پیوی که لینکش توی بیوی کانال هست).
به نظرتون اژدها توی هنر و ادبیات معنیشو از دست داده؟ اصلا قبلا معنی خاصی داشت و اصلا تبدیل شده به یه چیز شبیه حیوون خونگی؟
به نظرتون اژدها توی هنر و ادبیات معنیشو از دست داده؟ اصلا قبلا معنی خاصی داشت و اصلا تبدیل شده به یه چیز شبیه حیوون خونگی؟
چند وقته خیلی علاقه پیدا کردم به تغییراتی که موجودات افسانهای توی دورههای مختلف داشتن (فکر کنم از سوالی که اینجا پرسیدم مشخصه). توی همین تحقیق کردنها رسیدم به هیولاهای دریایی توی نقشههای مختلف، مخصوصا دوران قرون وسطا و رنسانس. ظاهرا هنرمندها اهل این نبودن که برن جایی رو شخصا ببینن و تقریبا تمام حیوونها رو بر اساس توصیف ملوانها طراحی میکردن و خب... ملوانها خیلی لاف میزدن. میشه این رو به طرز خندهداری توی طراحیهاشون دید، مثلا والها دوتا دودکش روی سرشون دارن که بخار ازشون میاد بیرون XD
14. Lews Therin Telamon (of Wheel of Time)
توی پیشدرآمد یا همون فصلِ صفرِ جلد اول چرخ زمان یه صحنه از لوِز ثِرین تِلامون هست که کل خانواده و افرادی که توی قصرش هستن رو کشته و عقلش رو از دست داده، هر چند لحظه یکبار دوباره گذشته و زندگیشو یادش میاد و متوجه میشه چه بلایی سر همه اورده و دوباره به جنون میرسه. اونجا ازش به عنوان اژدها یاد میشه و چهارده جلدی که در ادامش میاد در تلاش اینه که مفهوم اژدها رو دوباره از نو تعریف کنه. شروع جلد اول چرخ زمان (چشم دنیا) به نظر من یکی از خاصترین شروعهای تاریخ ادبیاته و اینقدر خود چرخ زمان روی مفهوم اژدها و ماهیتش بحثهای مختلفی پیش میکشه که توی ذهن من اژدها رو تغییر داد. این اژدهایی که برای چالش #Picta کشیدم کاملا بر اساس تصورهای من از اون شخصیت و دنیای چرخ زمانه.
توی پیشدرآمد یا همون فصلِ صفرِ جلد اول چرخ زمان یه صحنه از لوِز ثِرین تِلامون هست که کل خانواده و افرادی که توی قصرش هستن رو کشته و عقلش رو از دست داده، هر چند لحظه یکبار دوباره گذشته و زندگیشو یادش میاد و متوجه میشه چه بلایی سر همه اورده و دوباره به جنون میرسه. اونجا ازش به عنوان اژدها یاد میشه و چهارده جلدی که در ادامش میاد در تلاش اینه که مفهوم اژدها رو دوباره از نو تعریف کنه. شروع جلد اول چرخ زمان (چشم دنیا) به نظر من یکی از خاصترین شروعهای تاریخ ادبیاته و اینقدر خود چرخ زمان روی مفهوم اژدها و ماهیتش بحثهای مختلفی پیش میکشه که توی ذهن من اژدها رو تغییر داد. این اژدهایی که برای چالش #Picta کشیدم کاملا بر اساس تصورهای من از اون شخصیت و دنیای چرخ زمانه.
چند ماه پیش (اینجا) نوشتم که چهقدر به نظرم رنگ توی ادبیات فانتزی مهم بوده و ما این رو به مرور از دست دادیم. امروز توی گودریدز داشتم میگشتم و جلدهای مختلف رو میدیدم، انگار توی یک دههی قبلی کاور آرت فانتزی فقط افت نکرده، تقریبا کامل از بین رفته. به سختی میتونستم جلدی رو پیدا کنم که بیشتر از یک ثانیه بهش بخوام نگاه کنم.
از اون سمت هم هفتهی پیش سهگانهی اول The Black Company رو خوندم (توی ایران به اسم سرگذشت گروهان سیاه چاپ شده). تا جایی که میدونم یکی از اولین نسخههای Grim Dark Fantasy بوده که از وارهمر تا برزرک و بازیهای دارک سولز به نوعی از چارچوبهایی که گلن کوک توی این کتابش تائین کرده استفاده میکنن. شش جلد اولش که بین ۱۹۸۴ تا ۱۹۹۰ چاپ شدن رو keith berdak طراحی کرده، تقریبا هیچ اطلاعات خاصی ازش توی اینترنت نیست به جز این صفحه. ولی به نظرم یکی از بهترین نمونههای طراحی جلد فانتزی با توجه به رنگهای مختلفه. فقط به گردینتهایی که استفاده کرده دقت کنین و اینکه چطور تکرار شدن توی هر جلد.
واقعا ناراحت کنندس که ما این رو توی ادبیات فانتزی از دست دادیم، به نظرم یکی از مهمترین بخشها بود.
از اون سمت هم هفتهی پیش سهگانهی اول The Black Company رو خوندم (توی ایران به اسم سرگذشت گروهان سیاه چاپ شده). تا جایی که میدونم یکی از اولین نسخههای Grim Dark Fantasy بوده که از وارهمر تا برزرک و بازیهای دارک سولز به نوعی از چارچوبهایی که گلن کوک توی این کتابش تائین کرده استفاده میکنن. شش جلد اولش که بین ۱۹۸۴ تا ۱۹۹۰ چاپ شدن رو keith berdak طراحی کرده، تقریبا هیچ اطلاعات خاصی ازش توی اینترنت نیست به جز این صفحه. ولی به نظرم یکی از بهترین نمونههای طراحی جلد فانتزی با توجه به رنگهای مختلفه. فقط به گردینتهایی که استفاده کرده دقت کنین و اینکه چطور تکرار شدن توی هر جلد.
واقعا ناراحت کنندس که ما این رو توی ادبیات فانتزی از دست دادیم، به نظرم یکی از مهمترین بخشها بود.