Visual Alchemist
2.25K subscribers
1.91K photos
18 videos
241 files
209 links
بیشتر در مورد چیزهایی که دوست دارم و سرم بهشون گرم بوده حرف می‌زنم + نسخه‌ی دیجیتال کارهام که توی پیجم می‌ذارم.

https://instagram.com/hoseinghazii_?igshid=MzMyNGUyNmU2YQ==

همیشه هم می‌تونین برای صحبت و هر سوالی که داشتین بهم پیام بدین.
@hoseinghazi
Download Telegram
Silent Running (1972)

یکسری از فیلم‌های نسبتا خوب سای‌فای از تاریخ پاک شدن و تقریبا هیچ کس یادش نمیاد وجود داشتن، حتی با معیار کالت کلاسیک بودن هم این فیلم‌ها ناشناخته به حساب میان. این فیلم Silent Running دقیقا یکی از هموناس. اوایل دهه‌ی هفتاد داگلاس ترومبول سوپروایزر جلوه‌ی ویژه‌ی فیلم‌هایی مثل 2001: A Space Odyssey بود، بعد با ته مونده‌ی چیزهایی که اونجا استفاده کرده بود و بودجه‌ی نسبتا کمی Silent Running رو ساخت. تا جایی که می‌دونم این فیلم یکی از اولین (شاید اولین؟) نمونه از علمی‌تخیلی با پیام‌های محیط زیستی واضحه. من هیچ فیلمی رو یادم نمیاد که اینقدر روی ایده‌ی "اکوسیستم بسته" کار کرده باشه و تقریبا موضوع اصلیش باشه.

نمی‌تونم بگم خیلی سرگرمم کرد یا داستان قدرتمندی داره، بیشتر اینکه ازش خوشم اومد به خاطر ایده‌های جالب و سینماتوگرافی خوبش بود. خیلی حرکت دوربین توی یک فضای محدود رو نشون داده، تا جایی هم که من فهمیدم هیچ‌جایی خط فرضی رو نشکست. اونقدر خوب نبود که بگم شاهکاره ولی یکی از کالت کلاسیک‌های جالب تاریخ علمی تخیلیه.
Visual Alchemist
1. Traveling Merchant Fennec Fox #Picta
2. Flemish (Chunky, Not Giant) Rabbit Army Cook

#Picta
3. Mandrill Monk

#Picta
فیلم The 7th Voyage of Sinbad رو ۵ یا ۶ سالگیم دیدم و هنوز هم یادمه که چه‌قدر برام جالب بود. اون موقع صدا و سیما فیلم‌های فانتزی روز رو می‌ذاشت و منم حسابی با کارهای واقع‌گرا آشنا بودم، حتی ارباب حلقه‌ها رو چند باری دیده بودم (یکی از طبیعی‌ترین نمونه‌های جلوه‌های ویژه)، اما فیلم سندباد کاملا متفاوت بود. همه چیز یک حالت خیالی و مصنوعی‌ای داشت که واقعیت متفاوتی می‌ساخت. قابل باور نبودن ولی نیازی هم نداشتن قابل باور باشن. چند سال بعدش به لطف اینترنت تونستم ری هری‌هاوزن آشنا بشم، کسی که پشت جلوه‌های ویژه‌ی هفتمین سفر سندباد بود. توی این سال‌ها هم تمام فیلم‌هایی که توی ساختشون دخیل بوده رو دیدم، یکی از یکی بهترن. شاید خود فیلم موفق نبوده یا داستان خوبی نداشته، اما انگار تمامشون بخشی از یه دنیا باشن و ادامه‌ی هم دیگه‌ن.

تمام اینا رو گفتم تا تهش بگم امروز فهمیدم هری‌هاوزن نقاشی هم می‌کشیده و ظاهرا آثارش بیرون از کامیونیتی جلوه‌ی ویژه و ماکت‌سازی اونقدر شناخته شده نیستن، اما به شدت تاثیر داشتن روی روند تکامل همون کامیونیتی و هنرهایی که باهاش همراهمن. خیلی جالبه که توی نقاشی‌های هری‌هاوزن می‌شه کارهایی رو دید که چند دهه بعد افراد متفاوتی تستش کردن و سعی کردن بیارنش توی سینما.

پ.ن: تریلر The 7th Voyage of Sinbad خیلی خوبه، راحت می‌شه تمام چیزهایی که کار ری هری‌هاوزن رو خاص می‌کنه رو ببینین.
4. Detective "THE HELL" Hound

#Picta
همین الان فصل دوم آرکین رو تموم کردم و کاملا حس می‌کنم که جای خالیش قراره درد بگیره، اینقدر که پایان قدرتمندی داشت و مشخصا کمبود سریال‌هایی شبیه این خیلی حس می‌شه.

و الان دیدم توی اینترنت تقریبا همه‌ی چیزهایی که می‌شه گفت رو گفتن. من نمی‌تونم هیچ انیمیشنی رو باهاش مقیاسه کنم، مشخصا چیزی توی تاریخِ یک قرن و چند دهه‌ای انیمیشن نیست که رسیده باشه اینجا. ولی چندتا چیز هستن که حس می‌کنم کسی در موردش حرف نزده و مهمه.

اول همه اینکه من صدای ناله‌ی تمام انیماتورها و انیمیشن‌سازهای دنیا رو می‌تونم بشنوم. ما الان یه مایل‌استون جدید داریم و قراره بهشون فشار بیاد تا شبیه آرکین بشن. من حدس می‌زنم بیشتر از اینکه سریال تاثیرگذار باشه روی صنعت سینما، روش‌هایی که توی ساختن استفاده کردن قراره تاثیر بذاره. مشخصا یکسری از تکنیک‌هایی که استفاده کردن تا قبل آرکین غیرممکن به حساب میومد. یه دیوارِ ذهنی رو شکسته.

و دو هفته پیش هم گفتم (اینجا) که خیلی داستانش غیرمتمرکز شده و احتمالا نمی‌تونن همشو درست جمع کنن. حدسم درست بود متاسفانه، بیشتر کاراکترهای جدید حتی کار مهمی نکردن و انگار اینجا بودن برای اینکه باشن. خیلی جاها پیش اومد که من واقعا نفهمم داره چی می‌شه، انگار هدف شخصیت‌ها یا دلیل اتفاق‌ها رو خلاصه کرده بودن تا توی زمان مورد نظرشون جا بشه.

ولی در کل، عجب سریالی بود. خیلی امیدوارم که توی تاریخِ دنیای LOL برن عقب‌تر و در مورد Bard یا Ryze هم بسازن. با اینکه مطمئنم پروژه‌ی بعدی از این دنیا همچنان در مورد جینکس و وای خواهد بود.

پ.ن: آهنگ‌هاش حرف نداشتن.
5. Witch-Doctor Gerbil

#Picta