Visual Alchemist
2.25K subscribers
1.91K photos
18 videos
241 files
209 links
بیشتر در مورد چیزهایی که دوست دارم و سرم بهشون گرم بوده حرف می‌زنم + نسخه‌ی دیجیتال کارهام که توی پیجم می‌ذارم.

https://instagram.com/hoseinghazii_?igshid=MzMyNGUyNmU2YQ==

همیشه هم می‌تونین برای صحبت و هر سوالی که داشتین بهم پیام بدین.
@hoseinghazi
Download Telegram
چند روز پیش داشتم در مورد جاکوب مور (۱۷۴۰-۱۷۹۳) می‌خوندم، چون سال‌ها پیش یه جایی خونده بودم که گوته از نقاشی‌های مور الهام گرفته و هر جایی که ما توصیفِ محیط‌های طبیعی توی فاوست و رنج‌های ورتر جوان رو داریم، به نوعی اشاره به یکی از کارهای مور بوده. متاسفانه نه منبعی که ازش خوندم رو یادم میاد، نه حتی به نظرم این حرف منطقیه؛ چون بدون شک این دو نفر هم رو می‌شناختن، اما به نظر نمیاد جاکوب مور اینقدر تاثیر گذاشته باشه روی گوته، احتمالا فقط تحسینش می‌کرده یا یه چیزی شبیه این.

اما این وسط یه چیز جالب دیگه پیدا کردم. جاکوب مور زمانی که توی ایتالیا بوده چندتایی نقاشی از آتش‌فشان‌های فعال کشیده و به حدی توی جزئیات دقیق بوده که سال‌ها بعد دانشمندها تونستن نوع انفجار، سنگ‌ها و پیامد کلی انفجار رو تشخیص بدن و توی ساختن الگوریتمِ فعال شدن اون کوه کمکشون کرده. ظاهرا علمِ بررسی آتش‌فشان‌ها یه چیز تازه‌ایه و توی کلِ مدتی که روش تمرکز شده نزدیک ۶۰۰تا آتش‌فشان رو تونستن بررسی کنن که اگه تقسیم بشه به تعداد کلِ کوه‌های فعال و نیمه فعال، واقعا عدد کمی داریم. ظاهرا بیشتر وقت‌ها متخصص‌ها نهایتا می‌تونن حدس بزن چه خبره و چی قراره بشه و امیدوار باشن اون دیتاهای جانبی درست باشن. همین باعث می‌شه که حتی یک دیتای کوچیک مثل نوع انفجار یا زمانش خیلی مهم بشه.

نقاشی‌هایی که بالا گذاشتم اونایی بودن که تونستم یه مدرک معتبر یا گزارش ازشون پیدا کنم که مستقیم تاثیرگذار بودن و باعث شدن اطلاعات مهمی از یک رشته کوه یا فوران‌های مختلف پیدا بشن. نمی‌دونم جز من و یکسری آدم رندوم که طرفدار آتش‌فشان‌هان کی به این موضوع اهمیتی بده، ولی پیدا کردنشون خیلی برام جالب بودن. حس می‌کنم این یه بخشی از هنره که اصلا کسی ازش حرف نمی‌زنه، حتی خیلی وقت‌ها از سمت عموم مردم (و حتی بخش آکادمیک) انکار می‌شه.

اسم نقاشی‌ها به ترتیب:
Vesuvius Erupting (1761) - Charles François Lacroix
The Crater of Kilauea, Hawaii, USA (1883) - Charles Furneaux
The Inner Crater of Mauna Loa, Hawaii - William Hodges
Mount Vesuvius in Eruption (1780) - Jacob More
An Eruption of Vesuvius by Moonlight (1774) - Pierre-Jacques Volaire
Vesuvius in Eruption, with a View over the Islands in the Bay of Naples (1776) - Joseph Wright of Derby
The Eruption of the Soufrière Mountains in the Island of St Vincent (1812) - William Turner
Mount Vesuvius in Eruption (1817) - William Turner
من به سریال Dune: Prophecy یکم بدبین بودم. چون منبع اقتباسش یکی از بدنام‌ترین سه‌گانه‌های سری Dune ـه که من یادم نمیاد هیچ‌وقت تعریفش رو شنیده باشم، در کل خیلی هم عجیب بود که این بخش از داستانش رو انتخاب کردن و به قول یکی از پست‌های ردیت، این سری بیشتر Soap Opera بود تا Space Opera. شاید با توجه به lore کلی دنیای Dune این فاصله‌ی ده هزار ساله بین سریال و داستان‌های پل اتریدیز (توی سینمایی‌ها) چیزی نباشه، ولی احتمالا بهترین گزینه برای شروع اسپین‌آف‌های Dune نیست.

اما این قسمتِ اولی که امروز منتشر شد نسبتا آبرومندانه‌س. بازی‌ها خوب بودن، بازیگرهای خوبی هم دارن توی سریال. سینماتوگرافی کاملا شبیه فیلم‌هاشه و اون سه مدل شاتی که دنی ویلنوو توی فیلم‌هاش همیشه استفاده می‌کنه رو اینجا هم اورده بودن تا بیشتر شبیه بشه به سینمایی‌هاش. در کل خیلی زوده برای اینکه بگم خوبه یا بد، اما یکم از اون بدبینی کم کردن.

شبکه‌ی HBO هم داره خیلی روش به عنوان "جایگزین"‌گیم اف ترونز مانور می‌ده، توی این چند سال اینقدر هر سریالی که دستشون اومده رو اینطوری تبلیغ کردن که معنیشو داره از دست می‌ده. اما Dune احتمالا جزو معدود چیزهاییه که پتانسیل اون همه سیاست و پیچیدگی‌ای که مخاطب‌های گیم اف ترونز می‌خوان رو داره. احتمالا با یه مارکتینگ خوب و کیفیت بالا توی چند فصل بتونن این سریال رو جایگزینش کنن.
Raymond Loewy (1893 - 1986)

من یکسری از هنرمندها رو خیلی قبول دارم چون فقط بحث قدرت یا تاثیرشون نیست، اینقدر کارشون سطح بالا بوده که ما داریم با کارهاشون زندگی می‌کنیم. مثلا ریموند لووی توی حدود هفتاد سالی که به عنوان دیزاینر و طراح صنعتی فعال بود احتمال هیچ‌وقت به کارفرما نگفته "نه، نمی‌دونم چیزی که می‌خوای رو چطور دیزاین کنم"، برای همین از لوگوی شرکت‌های معروف گرفته تا یکسری از زیباترین خودروها و قطارها و کوکا کولا و لاکی استرایک و ناسا رو دیزاین کرده. یک بخش بزرگی از ظاهری که توی ذهن مردم از دهه‌ی چهل و پنجاه میلادی هست به خاطر فلسفه‌ایه که پشت کارهای لووی بود. خیلی پیش اومده (مثل امروز) که بدون هیچ دلیلی برم دیزاین‌هاش رو نگاه کنم، همیشه هم یکسری چیز جدید پیدا می‌کنم که قبلا ندیدم.

من خیلی شک دارم که توی آینده هیچ دیزاینری به اندازه‌ی لووی روی دنیا تاثیر بذاره، همه‌چیز تغییر کرده و ما تقریبا برای هر چیزی که قراره طراحی بشه یک milestone داریم، جای چندانی برای خلاقیت توی اون مقیاس نمونده. ریموند لووی احتمالا اول و آخرین دیزاینریه که تونسته به این سطح برسه.

پ.ن: دوست دارم بیشتر در موردش توضیح بدم، ولی تنبلی اجازه نمی‌ده. اینجا و اینجا رو بخونین، ویکی پدیا هم توضیحات خوبی داره.