گوستاو دوره تونست با کارهاش یک تصویرِ جهانی از جهنم بسازه. من با اطمینان میگم که هیچ تصوری از چیزِ غیرفیزیکی توی ذهنم مردم به اندازهی جهنم بهم نزدیک نیست و اینکه چطور یک نقاش از پسش براومده فوقالعادهس. بیشتر مردم نمیدونن کمدی الهی چیه و نقاشی گوستاو دوره رو ندیدن ولی چیزی که اون توی ذهنش از جهنم داشت رو توی ذهنشون دارن... فقط میتونم بگم بینظیره.
فکر کنم همهی "یه تاریخ مختصر از تصور کردنِ جهنم" همین بود، اگه وقت گذاشتین و خوندین ممنونم و ببخشید اگه وسطش اشتباهی داشت، خیلی خستهم و حدس میزنم اشتباه نگارشی داشتم. اگه هم چیز جالب دیگهای پیدا کردم یا یادم اومد مینویسم. حس میکنم موضوع جالب و مهمیه.
این چند روز دارم Warhammer 40,000: Space Marine 2 رو بازی میکنم. با اینکه فکر کنم دو ساعت و نیم توی بازی پیش رفتم میتونم بگم از بهترینهای امساله و سرگرم کنندس، از لحاظ ویژوال هم از تمام بازیهایی که باهاشون مقایسه میشه بهتره. داستانش هم همیشگیهای وارهمره، چیز پیچیده یا عجیبی نیست (حداقل تا اینجا).
Barclay Shaw (1949 - )
از بچگی زیاد کارهای بریسلی شاو رو دیدم، خیلی از کتابهای علمی تخیلیای که دههی هفتاد توی ایران چاپ شدن از کارهای شاو برای کاور استفاده کردن. ولی الان اولین باره که رفتم دنبال کارهاش و عجیب بودن. یعنی خیلیهاشون رو مطمئن نیستم چطور کشیده، زمانی که روشون کار کرده احتمالا نسخههای خیلی ابتدایی از نرمافزارهای مدلینگ و تکسچر رو داشته، حتی احتمالا جزو اولین طراحهای معتبریه که نقاشی دیجیتال رو شروع کرده.
اون نقاشی فروید یکی از خندهدارترین چیزهاییه که این چند وقت دیدم.
از بچگی زیاد کارهای بریسلی شاو رو دیدم، خیلی از کتابهای علمی تخیلیای که دههی هفتاد توی ایران چاپ شدن از کارهای شاو برای کاور استفاده کردن. ولی الان اولین باره که رفتم دنبال کارهاش و عجیب بودن. یعنی خیلیهاشون رو مطمئن نیستم چطور کشیده، زمانی که روشون کار کرده احتمالا نسخههای خیلی ابتدایی از نرمافزارهای مدلینگ و تکسچر رو داشته، حتی احتمالا جزو اولین طراحهای معتبریه که نقاشی دیجیتال رو شروع کرده.
اون نقاشی فروید یکی از خندهدارترین چیزهاییه که این چند وقت دیدم.
Danse Macabre
تصویری تمثیلی از رقص مردگان و زندگان در اواخر قرون وسطی، در این نوع از تصویرسازیها معمولا شخصیتهایی همچون پاپ، امپراتور، خدمهها و کودکان به همراه اسکلتهای مردگان رقص کنان به سوی گورها، یا در نزدیک آنها، نشان داده میشوند. این تصویر برای قرون وسطاییان یادآور ناپایداری حیات دنیوی و گذرا بودن آن بود.
- هنر و زیبایی در قرون وسطا (از اومبرتو اکو)
تصویری تمثیلی از رقص مردگان و زندگان در اواخر قرون وسطی، در این نوع از تصویرسازیها معمولا شخصیتهایی همچون پاپ، امپراتور، خدمهها و کودکان به همراه اسکلتهای مردگان رقص کنان به سوی گورها، یا در نزدیک آنها، نشان داده میشوند. این تصویر برای قرون وسطاییان یادآور ناپایداری حیات دنیوی و گذرا بودن آن بود.
- هنر و زیبایی در قرون وسطا (از اومبرتو اکو)
ولی فکر کنم بهترین نمونههای Danse Macabre (هنوز نمیدونم بهترین ترجمهی فارسی براش چیه) توی هنر مال نقاشیهای قرون وسطی نیستن. برگمان آخر فیلم "مهر هفتم" یک صحنه داره که تمام شخصیتهای فیلم دارن با مرگ میرقصن و یک نفر هم آخرِ صف داره ساکسیفون میزنه که با توجه به گذشتن فیلم توی زمانِ قرون وسطی چیز عجیبیه. شش سال بعد از مهر هفتم هم فیلم "هشت و نیم" از فدریکو فیلینی اومد که آخرش یک صحنهی مشابه داره تمام بازیگرها دارن توی لوکیشنِ فیلمی که ساخته نشده میرقصن.
من هر دوتای این فیلمها رو توی سن کم دیدم و به شدت پایانشون روم تاثیر داشتن، حس میکنم یکی از دلیلهاییه که اینقدر Danse Macabre و مسائل مربوط بهش برام جالبن به خاطر علاقهم به این دوتا فیلمه.
من هر دوتای این فیلمها رو توی سن کم دیدم و به شدت پایانشون روم تاثیر داشتن، حس میکنم یکی از دلیلهاییه که اینقدر Danse Macabre و مسائل مربوط بهش برام جالبن به خاطر علاقهم به این دوتا فیلمه.
Danse macabre
Slovak Radio Symphony Orchestra
و البته این قطعه از سن-سانس که سال ۱۸۷۴ ساخته شده هم خیلی خوبه. به صدای زیلوفون دقت کنین. 🌚