Visual Alchemist
2.22K subscribers
1.9K photos
18 videos
241 files
208 links
بیشتر در مورد چیزهایی که دوست دارم و سرم بهشون گرم بوده حرف می‌زنم + نسخه‌ی دیجیتال کارهام که توی پیجم می‌ذارم.

https://instagram.com/hoseinghazii_?igshid=MzMyNGUyNmU2YQ==

همیشه هم می‌تونین برای صحبت و هر سوالی که داشتین بهم پیام بدین.
@hoseinghazi
Download Telegram
و بالاخره گوستاو دوره!
این آقای دوره سالِ ۱۸۶۱ کمدی الهی رو (دقیق‌تر، به کمک حکاکی) تصویرسازی کرد. جز اینکه به نظرم تک‌تک کارهاش برای کمدی الهی بی‌نقصن و از بزرگترین آثار هنری تاریخن، توی موفقیت کارش عوامل بیرونی‌ای هم دخیل بودن. فرهنگ توی کشورهای غربی داشت تغییر می‌کرد و کتاب‌هایی مثل بهشت گمشده، دن کیشوت و کمدی الهی (هر سه‌تا رو دوره تصویرسازی کرده) محبوبیت زیادی پیدا کردن. مهم‌تر از اون، چاپ و انتقال کتاب و ترجمه‌ شدنش توی دنیا کم کم داشت جا میوفتاد. این باعث شد که تا حدود ۵۰ سال بعد بیشتر کشورهای اصلی و تاثیرگذار شاهد این باشن که کمدی الهی با تصویرسازی گوستاو دوره توی کتابفروشی‌هاشون پیدا بشه. به خاطر حکاکی و دو رنگه بودنِ تصویرسازی‌هاش بازسازی و چاپشون کار خیلی ساده‌ای بود (به نسبت نقاشی‌ها) و باعث می‌شد میلیون‌ها نسخه ازش ساخته بشه.

از اون سمت تصویرسازی‌های گوستاو دوره به شدت ملموس‌تر از کارهای کسی مثل پیتر بروگل و هیرونیموس بودن. خیلی وفادارن به متن اصلین و به نظر می‌رسه جهنمی رو ساختن که برای همه ترسناکه و با توضیحات دینی همخونی داره. خیلی برای من سخته که دست بذارم روی یک چیزی و بگم این دقیقا دلیلِ قدرتِ کارهاشه، چون تمام چیزهاش توی بهترین و کامل‌ترین حالت ممکنن.

و اگه فروش میلیون‌ها نسخه از کارهاش کم بودن، باید این رو اضافه کنم که بیشتر هنرمندهایی که بعدتر خواستن جهنم رو تصویرسازی کنن (بدون توجه به دین یا بک‌‌گراندشون)‌ از آثار دوره به عنوان بلو پرینت استفاده کردن. مهم‌تر از همشون تعداد زیادی سینماگرن که بارها کارهای دوره رو تکرار کردن تا تصویرهای جهنمی یا بازسازیِ خود جهنم رو انجام بدن. من اصلا هیچ نقاش دیگه‌ای توی ذهنم نیست که به اندازه‌ی گوستاو دوره روی سینما هم تاثیر گذاشته باشه. کافیه که اسمش رو در کنارِ "in movies" توی گوگل سرچ کنین تا هزاران عکس از تاثیراتش رو ببیین.
گوستاو دوره تونست با کارهاش یک تصویرِ جهانی از جهنم بسازه. من با اطمینان می‌گم که هیچ تصوری از چیزِ غیرفیزیکی توی ذهنم مردم به اندازه‌ی جهنم بهم نزدیک نیست و اینکه چطور یک نقاش از پسش براومده فوق‌العاده‌س. بیشتر مردم نمی‌دونن کمدی الهی چیه و نقاشی گوستاو دوره رو ندیدن ولی چیزی که اون توی ذهنش از جهنم داشت رو توی ذهنشون دارن... فقط می‌تونم بگم بی‌نظیره.
فکر کنم همه‌ی "یه تاریخ مختصر از تصور کردنِ جهنم" همین بود، اگه وقت گذاشتین و خوندین ممنونم و ببخشید اگه وسطش اشتباهی داشت، خیلی خسته‌‌م و حدس می‌زنم اشتباه نگارشی داشتم. اگه هم چیز جالب دیگه‌ای پیدا کردم یا یادم اومد می‌نویسم. حس می‌کنم موضوع جالب و مهمیه.
این چند روز دارم Warhammer 40,000: Space Marine 2 رو بازی می‌کنم. با اینکه فکر کنم دو ساعت و نیم توی بازی پیش رفتم می‌تونم بگم از بهترین‌های امساله و سرگرم کنندس، از لحاظ ویژوال هم از تمام بازی‌هایی که باهاشون مقایسه می‌شه بهتره. داستانش هم همیشگی‌های وارهمره، چیز پیچیده یا عجیبی نیست (حداقل تا اینجا).
Barclay Shaw (1949 - )

از بچگی زیاد کارهای بریسلی شاو رو دیدم، خیلی از کتاب‌های علمی تخیلی‌ای که دهه‌ی هفتاد توی ایران چاپ شدن از کارهای شاو برای کاور استفاده کردن. ولی الان اولین باره که رفتم دنبال کارهاش و عجیب بودن. یعنی خیلی‌هاشون رو مطمئن نیستم چطور کشیده، زمانی که روشون کار کرده احتمالا نسخه‌های خیلی ابتدایی از نرم‌افزارهای مدلینگ و تکسچر رو داشته، حتی احتمالا جزو اولین طراح‌های معتبریه که نقاشی دیجیتال رو شروع کرده.
اون نقاشی فروید یکی از خنده‌دارترین چیزهاییه که این چند وقت دیدم.
Danse Macabre

تصویری تمثیلی از رقص مردگان و زندگان در اواخر قرون وسطی، در این نوع از تصویرسازی‌ها معمولا شخصیت‌هایی همچون پاپ، امپراتور، خدمه‌ها و کودکان به همراه اسکلت‌های مردگان رقص کنان به سوی گورها، یا در نزدیک آن‌ها، نشان داده می‌شوند. این تصویر برای قرون وسطاییان یادآور ناپایداری حیات دنیوی و گذرا بودن آن بود.

- هنر و زیبایی در قرون وسطا (از اومبرتو اکو)
ولی فکر کنم بهترین نمونه‌های Danse Macabre (هنوز نمی‌دونم بهترین ترجمه‌ی فارسی براش چیه) توی هنر مال نقاشی‌های قرون وسطی نیستن. برگمان آخر فیلم "مهر هفتم" یک صحنه داره که تمام شخصیت‌های فیلم دارن با مرگ می‌رقصن و یک نفر هم آخرِ صف داره ساکسیفون می‌زنه که با توجه به گذشتن فیلم توی زمانِ قرون وسطی چیز عجیبیه. شش سال بعد از مهر هفتم هم فیلم "هشت و نیم" از فدریکو فیلینی اومد که آخرش یک صحنه‌ی مشابه داره تمام بازیگرها دارن توی لوکیشنِ فیلمی که ساخته نشده می‌رقصن.

من هر دوتای این فیلم‌ها رو توی سن کم دیدم و به شدت پایانشون روم تاثیر داشتن، حس می‌کنم یکی از دلیل‌هاییه که اینقدر Danse Macabre و مسائل مربوط بهش برام جالبن به خاطر علاقه‌م به این دوتا فیلمه.