ویکی پدیا اعتقاد داره که اولین داستانهای Occult detective رو فیتز جیمز او-براین (Fitz James O'Brien) نوشته. قبلا توی خیلی از سبکهای علمی تخیلی اسم او-براین رو به عنوان اولین نفر شنیده بودم و خیلی از داستانهاشو هم خوندم. مسئلهای که هست اینه که میشه اون رو پیشگام علمی تخیلی و حتی Weird Fiction دونست، اما به نظرم اون کارهایی که الان به عنوان Occult detective توی تاریخ ادبیات رفته به هیچعنوان توی اون سبک نیستن. میشه گفت همشون داستانهای کاراگاهیاین که با Ghost Story ترکیب شدن. ما چندان به اون استایلِ اوکالتی نزدیک نمیشیم توی داستانهاش.
شروع این سبک باید مال سالها بعد از مرگ این نویسنده باشه، جایی که اوکالت توی فرهنگ غرب مهم شد. برای همین حس کردم باید یکم عمیقتر بیل بزنم تا به چیزهای واقعی برسم. چون ویکی پدیا متوجه نمیشه هر گردیای گردو نیست. بهترین جا برای گشتن دهه ۱۹۱۰ بود.
شروع این سبک باید مال سالها بعد از مرگ این نویسنده باشه، جایی که اوکالت توی فرهنگ غرب مهم شد. برای همین حس کردم باید یکم عمیقتر بیل بزنم تا به چیزهای واقعی برسم. چون ویکی پدیا متوجه نمیشه هر گردیای گردو نیست. بهترین جا برای گشتن دهه ۱۹۱۰ بود.
ظاهرا خیلیها از دراکولای برام استوکر و درندهی باسکرویلِ کنان دویل (از سری شرلوک هولمز) اسم بردن برای این سبک. نیازی به چک کردن دوباره نبود چون مشخصا توی اون دسته بندی نیستن. اینجای تاریخ ما میرسیم به بخشی که درست ثبت نشده و به سختی میشد از دهه ۱۹۱۰ اطلاعات خاصی پیدا کرد. اما بالاخره یه اسم اون وسط سرنخ خوبی بود که دنبال چی بگردم:
Dion Fortune
(پایین راست)
قبل از دیون فورتونه خیلیها داستانهای اوکالتی نوشته بودن، ولی به نظر میاد این اولین باره که یک محقق که دستش تو کاره داستان هم مینویسه.فورتونه توی اون دوران یک داستانی به اسم The Secrets of Dr Taverner (1926) نوشته (داستان خوبیه) و با یک نفر دیگه هم کار میکرده:
Sax Rohmer
(پایین چپ)
سک روهمر اون موقع کالکشنهای مختلفی از داستانهای اوکالت رو جمعآوری و چاپ میکرده. این قضیه برمیگرده به اواخر دهه ۱۹۱۰ و چند سال اول ۱۹۲۰، زمانی که مجلهی منظم و مسنجی برای این کار نبوده. به سختی تونستم چندتا از کالکشنهاش رو پیدا کنم و چند شب توی وقت آزادم سعی کردم ازشون سر در بیارم چون خیلی از نویسندههاش با اسم مستعار کار میکردن و پیدا کردن بکگراندشون بعد از صد سال تقریبا غیرممکنه. اما بالاخره به چندتا اسم آشنا رسیدم:
Aleister Crowley
(بالا)
و فهمیدم چرا بیشتر این نویسندهها با اسم مستعار دارن مینویسن. مربوط بودن به آلیستر کراولی دقیقا بهترین چیز نیست. مخصوصا توی دوران که اسمش خیلی بزرگتر از خودش بود و چیزهایی که بهش نسبت میدادن باعث خوشنامی هیچکس نمیشد. با توجه به اینکه دیون فرتونه، سک روهمر و بقیهی اسمایی که قابل تشخیص بودن به نوعی جزو حلقهی اطرافیانِ کراولی بودن، میتونستم نتیجه بگیرم که همون افرادی که عضوِ اون کالت بودن کتاب رو نوشتن.
Dion Fortune
(پایین راست)
قبل از دیون فورتونه خیلیها داستانهای اوکالتی نوشته بودن، ولی به نظر میاد این اولین باره که یک محقق که دستش تو کاره داستان هم مینویسه.فورتونه توی اون دوران یک داستانی به اسم The Secrets of Dr Taverner (1926) نوشته (داستان خوبیه) و با یک نفر دیگه هم کار میکرده:
Sax Rohmer
(پایین چپ)
سک روهمر اون موقع کالکشنهای مختلفی از داستانهای اوکالت رو جمعآوری و چاپ میکرده. این قضیه برمیگرده به اواخر دهه ۱۹۱۰ و چند سال اول ۱۹۲۰، زمانی که مجلهی منظم و مسنجی برای این کار نبوده. به سختی تونستم چندتا از کالکشنهاش رو پیدا کنم و چند شب توی وقت آزادم سعی کردم ازشون سر در بیارم چون خیلی از نویسندههاش با اسم مستعار کار میکردن و پیدا کردن بکگراندشون بعد از صد سال تقریبا غیرممکنه. اما بالاخره به چندتا اسم آشنا رسیدم:
Aleister Crowley
(بالا)
و فهمیدم چرا بیشتر این نویسندهها با اسم مستعار دارن مینویسن. مربوط بودن به آلیستر کراولی دقیقا بهترین چیز نیست. مخصوصا توی دوران که اسمش خیلی بزرگتر از خودش بود و چیزهایی که بهش نسبت میدادن باعث خوشنامی هیچکس نمیشد. با توجه به اینکه دیون فرتونه، سک روهمر و بقیهی اسمایی که قابل تشخیص بودن به نوعی جزو حلقهی اطرافیانِ کراولی بودن، میتونستم نتیجه بگیرم که همون افرادی که عضوِ اون کالت بودن کتاب رو نوشتن.
داستان آلیستر کراولی توی اون کالکشن مربوط بود به Simon Iff که قبلا ازش توی کتاب Moonchild هم خونده بودم (توی اون یکی کانال سالها پیش در موردش نوشتم).
اما به جز اون چندتا داستان دیگه هم با اسم مستعار هم داشت (مثلا Edward Alexander) و پیشگفتار یکی از این داستانها من رو به یک اسم دیگه رسوندن:
Seabury Quinn
تا اینجا دیگه میدونستم که این کسی که نوشته باید به نوعی با کراولی در ارتباط باشه. چون حتی توی پیشگفتار هم ازش با لفظهای خیلی دوستانهای یاد کرده بود. وقتی یکم بیشتر توی آرشیوِ اینترنت دنبالش گشتم دیدم تقریبا کل دهههای اول قرن بیستم همونجایی بوده که آلیستر کراولی و اچپی لاوکرفت هم بودن. توی روزنامههایی نوشته که اونها نوشتن، جزو تحریریهی مجلاتی بوده که افرادِ نسبتا بزرگی توی اوکالت اونجا رفت و آمد داشتن.
اما به طرز عجیبی جز معروفیتش بابت وکالت و داستانهاش هیچ نشونهای ازش نیست. به هیچعنوان روابطش با کراولی ثبت نشده و سالهای بعد آشنا بودن باهاش رو بارها انکار کرده. حتی پیدا شدن اون پیشگفتاری که برای کراولی نوشته مال سالها بعد از مرگشه.
تمام روشهای سرچ کردن برای متادیتا رو هم تست کردم، ولی انگار کوئن با دقت رد پاش رو از این روابط دوستانه رو همون سالها پاک کرده و همش رو رسونده به کمترین حد ممکن. تنها چیزی که ازش هست، حدودا نودتا داستان کوتاهیه که برای مجلهی Weird Tales نوشته و چندتا رمان.
Weird Tales یه اسم دیگهس که خیلی مهمه.
اما به جز اون چندتا داستان دیگه هم با اسم مستعار هم داشت (مثلا Edward Alexander) و پیشگفتار یکی از این داستانها من رو به یک اسم دیگه رسوندن:
Seabury Quinn
تا اینجا دیگه میدونستم که این کسی که نوشته باید به نوعی با کراولی در ارتباط باشه. چون حتی توی پیشگفتار هم ازش با لفظهای خیلی دوستانهای یاد کرده بود. وقتی یکم بیشتر توی آرشیوِ اینترنت دنبالش گشتم دیدم تقریبا کل دهههای اول قرن بیستم همونجایی بوده که آلیستر کراولی و اچپی لاوکرفت هم بودن. توی روزنامههایی نوشته که اونها نوشتن، جزو تحریریهی مجلاتی بوده که افرادِ نسبتا بزرگی توی اوکالت اونجا رفت و آمد داشتن.
اما به طرز عجیبی جز معروفیتش بابت وکالت و داستانهاش هیچ نشونهای ازش نیست. به هیچعنوان روابطش با کراولی ثبت نشده و سالهای بعد آشنا بودن باهاش رو بارها انکار کرده. حتی پیدا شدن اون پیشگفتاری که برای کراولی نوشته مال سالها بعد از مرگشه.
تمام روشهای سرچ کردن برای متادیتا رو هم تست کردم، ولی انگار کوئن با دقت رد پاش رو از این روابط دوستانه رو همون سالها پاک کرده و همش رو رسونده به کمترین حد ممکن. تنها چیزی که ازش هست، حدودا نودتا داستان کوتاهیه که برای مجلهی Weird Tales نوشته و چندتا رمان.
Weird Tales یه اسم دیگهس که خیلی مهمه.
مجلهی Weird Tales الان ۱۰۱ سالشه و بین مجلههای پالپ یکی از مهمترینهاس. اولین دلیلش حضور بخش بزرگی از نویسندههای مهم نیمهی اول قرن بیستم توی این مجلهن. بعدیش هم تاثیر زیادیه که این مجله روی سبکهای ادبی، سینما و هنر داشته. اما توضیح اونا مال یه روز دیگهست.
این مجله دهه ۲۰ تا ۴۰ میلادی مرتب با سیبری کوئن کار میکرده و اغلب داستانها در مورد شخصیتی به اسم Jules de Grandin بودن. اینجا بالاخره تونستم برسم به اون نقطهای که واقعا Occult detective داره چارچوب پیدا میکنه و چیز درستی ازش در میاد که تا همین الان هم پابرجاس. حدود ۴۰تا داستان کوتاه خوندم تا تونستم برسم به این نقطه و یکسری شمارهی خاص از مجلهی Weird Tales.
این مجله دهه ۲۰ تا ۴۰ میلادی مرتب با سیبری کوئن کار میکرده و اغلب داستانها در مورد شخصیتی به اسم Jules de Grandin بودن. اینجا بالاخره تونستم برسم به اون نقطهای که واقعا Occult detective داره چارچوب پیدا میکنه و چیز درستی ازش در میاد که تا همین الان هم پابرجاس. حدود ۴۰تا داستان کوتاه خوندم تا تونستم برسم به این نقطه و یکسری شمارهی خاص از مجلهی Weird Tales.
بالاخره میرسیم به این داستان: The Red Knife of Hassan
بین دوازدهتا داستانی که چند روز اخیر از سیبری کوئن خوندم، این از همشون جالبتره. مخصوصا اینکه اسم "حسن" توی تایتل به "حسن صباح" اشاره داره. من بارها خوندم که بورخس اولین کسی بود که حسن صباح رو از داستانهای قرون وسطا و مارکوپولو پیدا کرد و توی داستان "آوای وحشی" (Historia de la eternidad) اسمش رو اورد. اما ظاهرا تمام اون منابع اشتباه میکردن، داستان سیبری کوئن دو سال زودتر بهش اشاره کرده. حدس میزنم شناختش برمیگرده به آثار تاریخی که اواخر قرن نوزدهم توی اروپا چاپ میشدن.
به نظرم داستان خوبیه، یک سر و گردن بالاتره از داستانهایی توی کارهایی که توی مجلههای پالپ پیدا میشن.
بین دوازدهتا داستانی که چند روز اخیر از سیبری کوئن خوندم، این از همشون جالبتره. مخصوصا اینکه اسم "حسن" توی تایتل به "حسن صباح" اشاره داره. من بارها خوندم که بورخس اولین کسی بود که حسن صباح رو از داستانهای قرون وسطا و مارکوپولو پیدا کرد و توی داستان "آوای وحشی" (Historia de la eternidad) اسمش رو اورد. اما ظاهرا تمام اون منابع اشتباه میکردن، داستان سیبری کوئن دو سال زودتر بهش اشاره کرده. حدس میزنم شناختش برمیگرده به آثار تاریخی که اواخر قرن نوزدهم توی اروپا چاپ میشدن.
به نظرم داستان خوبیه، یک سر و گردن بالاتره از داستانهایی توی کارهایی که توی مجلههای پالپ پیدا میشن.
The Red Knife of Hassan by Seabury Quinn - 1934.pdf
3.4 MB
The Red Knife of Hassan by Seabury Quinn
1934 - Weird Tales
1934 - Weird Tales
Forwarded from Seraphic diaries
لوکی به عنوان اسطورهی نورس همیشه برام خیلی جالبتر از لوکیِ ماروله، اعتقاد دارم که مارول برخلاف اساطیرِ مصر، اساطیر نورس رو کاملا عوض کرده تا به بقیهی بخشهای دنیاش بخورن. برای همین کلا لوکیِ مارول برای من یک شخصیت جداییه که اسمشون فقط شبیهه. لوکی توی کمیکهاش همیشه خیلی تک بعدی بوده (حتی بهترین رانهاش) و تقریبا این تلاشی که برای بدجنس بودنش کردن باعث شده که قابل حدس بشه. ولی باز توی فیلم و سریال بهتر بود، تام هیدلستون یکی از بهترین بازیگرهاییه که مارول داره و باعث شده که اسم لوکی توی ذهنم با صورت اون گره بخوره.
خیلی سخت که بخوام یک چهرهی دیگهای براش تصور کنم که بیشتر از این بهش بیاد، نهایت زورم این بود که روی لبخند و چشمش کار کنم تا به حد کافی بدجنس به نظر بیاد.
و البته خیلی جلوی خودمو گرفتم تا لوکی رو شبیه کمیکهای سندمن نکشم، اونجا به نظرم کاملا شبیه لوکیِ اساطیرِ نورس بود.
خیلی سخت که بخوام یک چهرهی دیگهای براش تصور کنم که بیشتر از این بهش بیاد، نهایت زورم این بود که روی لبخند و چشمش کار کنم تا به حد کافی بدجنس به نظر بیاد.
و البته خیلی جلوی خودمو گرفتم تا لوکی رو شبیه کمیکهای سندمن نکشم، اونجا به نظرم کاملا شبیه لوکیِ اساطیرِ نورس بود.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
The Puma Blues - Stephen Murphy, Michael Zulli (1986 - 1989)
کمیک پوما بلوز روی چند ساله که توی لیستهای مختلف یا مقالهها میبینم و معمولا ازش به عنوان یکی از بهترین کمیکهای غیر سوپرهیرویی یاد میشه. حتی کسایی مثل آلن مور و نیل گیمن هم بارها به تاثیر این کمیک روی خودشون اشاره کردن و این باعث میشه تصور کنم حداقل غیرمستقیم روی خیلی چیزهای دیگه هم تاثیر داشته. این هفته فرصت کردم بخونمش و میتونم بگم راضی بودم. کمیک جالبیه که اتفاقاتش توی سال ۲۰۰۰ میگذره، بعد از اینکه نیویورک توی یک حملهی تروریستی/اتمی کامل نابود شده. حالا شخصیت اصلی داستان توی (احتمالا)یک منطقهی حفاظت شده زندگی میکنه و شغلش اینه که به حیوونهایی که به خاطر تغییرات طبیعت جهش یافته شدن شلیک کنه و اونها رو به یک محیط دیگه بفرسته.
بیشتر این کمیک یک استیتمنته برای اینکه ما به عنوان انسان چه بلایی سر طبیعت اوردیم و اصلا خودمون و نژادمون اونقدر مهمی نیستیم، پس حق نداریم اینقدر وحشیانه رفتار کنیم به نسبت همه چیز. داستانش هم خیلی جاها به سمت رئالیسم جادویی میره، مرز بین واقعیت و تخیل اونقدر مشخص نیست. همین باعث میشد خوندنش خیلی سخت بشه، من بخشهای زیادی از داستان یا مفهوم پشتش رو نمیفهمیدم. به نظرم یک بخش از این غیرقابل فهم بودنش برمیگرده به اینکه حدود چهل سال پیش منتشر شده و اون موقع هنوز یکسری از روشهای روایت و طراحی توی کمیک به تکامل نرسیده بودن. شاید اگه الان سعی میکردن بنویسنش این اتفاق نمیافتاد.
در کل خیلی تجربهی خوندن خوبی بود. پوما بلوز شبیه یک تیکه از پازله که اگه نباشه بقیهی بخشها ممکنه درست به نظر نیان. طراحیهاش تاثیرگذار بودن و از بیشتر هم نسلهاش یک سر و گردن بالاتره.
از اینجا میتونین دانلود کنین.
کمیک پوما بلوز روی چند ساله که توی لیستهای مختلف یا مقالهها میبینم و معمولا ازش به عنوان یکی از بهترین کمیکهای غیر سوپرهیرویی یاد میشه. حتی کسایی مثل آلن مور و نیل گیمن هم بارها به تاثیر این کمیک روی خودشون اشاره کردن و این باعث میشه تصور کنم حداقل غیرمستقیم روی خیلی چیزهای دیگه هم تاثیر داشته. این هفته فرصت کردم بخونمش و میتونم بگم راضی بودم. کمیک جالبیه که اتفاقاتش توی سال ۲۰۰۰ میگذره، بعد از اینکه نیویورک توی یک حملهی تروریستی/اتمی کامل نابود شده. حالا شخصیت اصلی داستان توی (احتمالا)یک منطقهی حفاظت شده زندگی میکنه و شغلش اینه که به حیوونهایی که به خاطر تغییرات طبیعت جهش یافته شدن شلیک کنه و اونها رو به یک محیط دیگه بفرسته.
بیشتر این کمیک یک استیتمنته برای اینکه ما به عنوان انسان چه بلایی سر طبیعت اوردیم و اصلا خودمون و نژادمون اونقدر مهمی نیستیم، پس حق نداریم اینقدر وحشیانه رفتار کنیم به نسبت همه چیز. داستانش هم خیلی جاها به سمت رئالیسم جادویی میره، مرز بین واقعیت و تخیل اونقدر مشخص نیست. همین باعث میشد خوندنش خیلی سخت بشه، من بخشهای زیادی از داستان یا مفهوم پشتش رو نمیفهمیدم. به نظرم یک بخش از این غیرقابل فهم بودنش برمیگرده به اینکه حدود چهل سال پیش منتشر شده و اون موقع هنوز یکسری از روشهای روایت و طراحی توی کمیک به تکامل نرسیده بودن. شاید اگه الان سعی میکردن بنویسنش این اتفاق نمیافتاد.
در کل خیلی تجربهی خوندن خوبی بود. پوما بلوز شبیه یک تیکه از پازله که اگه نباشه بقیهی بخشها ممکنه درست به نظر نیان. طراحیهاش تاثیرگذار بودن و از بیشتر هم نسلهاش یک سر و گردن بالاتره.
از اینجا میتونین دانلود کنین.
❤1