Climates (2006)
Nuri Bilge Ceylan
یادمه حدود ده سال پیش سعی کردم ببینمش اما اونقدر خوشم نیومد، اما الان خیلی ازش لذت بردم. جالبه که به مرور هر چی سنم بالاتر میره بیشتر میتونم این مدل از سینما رو درک کنم.
خیلی سخته برام که بخوام توضیح بدم چرا فیلم خوبی بود، از بس گره خورده با مفهوم زندگی ماها توی این دوره از تاریخ، انگار دلیل خوب بودنش بیشتر یک چیز شخصیه تا تکنیکی. اینطوری بود که من حرف نوری بیلگه جیلان رو متوجه شدم و دقیقا چیزی نبود که با کلمات بشه انتقالش داد (مثل خود فیلم که دیالوگهای کمی داره) و همین برای من بس بود که ازش لذت ببرم.
Nuri Bilge Ceylan
یادمه حدود ده سال پیش سعی کردم ببینمش اما اونقدر خوشم نیومد، اما الان خیلی ازش لذت بردم. جالبه که به مرور هر چی سنم بالاتر میره بیشتر میتونم این مدل از سینما رو درک کنم.
خیلی سخته برام که بخوام توضیح بدم چرا فیلم خوبی بود، از بس گره خورده با مفهوم زندگی ماها توی این دوره از تاریخ، انگار دلیل خوب بودنش بیشتر یک چیز شخصیه تا تکنیکی. اینطوری بود که من حرف نوری بیلگه جیلان رو متوجه شدم و دقیقا چیزی نبود که با کلمات بشه انتقالش داد (مثل خود فیلم که دیالوگهای کمی داره) و همین برای من بس بود که ازش لذت ببرم.
آیرون من به حدی با رابرت داونی جونیور ترکیب شده که برای من سخته از هم جدا تصورشون کنم. اولش فقط ماسکش رو کشیدم (خیلی سالم و سرحال)، ولی بعد فکر کردم بهتره زیرش هم معلوم باشه، اینکه آسیب دیده و زرهش تقریبا بی استفاده شده.
تا الان حدود ۶۰ تا پرتره از مارول کشیدم (ده درصدش رو پست کردم) و فکر کنم این بهترینش باشه. تا قبل از این نمیدونستم اینقدر توی کشیدن زره و رفلکت نور روی فلز مشکل دارم XD
تا الان حدود ۶۰ تا پرتره از مارول کشیدم (ده درصدش رو پست کردم) و فکر کنم این بهترینش باشه. تا قبل از این نمیدونستم اینقدر توی کشیدن زره و رفلکت نور روی فلز مشکل دارم XD
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
امروز فهمیدم که به جای داغ زدن مثل خیلی از کشورها، ژاپنیها دورهی ادو (۱۶۰۳ - ۱۸۶۸) از تتو برای خلافکارها استفاده میکردن. اینطوری بوده که هر نوعی از تتو روی سر یا دست نشون میداده که اون آدم چه جنایتی انجام داده، چند بار انجام داده و کجا اتفاق افتاده. بعد ریاکشن گنگهای خلافکاری هم جالب بوده، میان روی کل بدنشون تتو میکنن حتی اون تتویای که محکومتشون نشون میده رو با افتخار نشون میدن. یا خودشون اون علامت رو تتو میکردن تا بگن خطرناکن (مثل قطره اشک کشیدن زیر چشم که الان همه انجام میدن). این باعث میشه توی دورهی ادو تتو کردن رو ممنوع کنن.
این آخر هفته دوتا سریال جدید از دیسی و مارول اومده که خوشبختانه وقت کردم هر دوتاشو ببینم.
پنگوئن دقیقا همونی بود که انتظار داشتم. تیم خوبی پشتشه و به نظر میاد بالاخره دیسی فهمیده که متریالهاش با سیستم شبیه مارول جواب نمیده. پنگوئن بیشتر از هر سریال سوپرهیروییای روی بخش هنریش کار کرده. فکر کنم بیشتر فیلمبرداریها به شکل آنالوگ بودن که باعث شده نور و رنگش خیلی خوب بشه. کارگردان و تدوینگرش مشخصا با دقت همه چیز رو انتخاب کرده بودن. اما مهمتر از همه اینه که پنگوئن داستان چندان خاصی نداره، خیلی شبیه تمام مینی سریالهای Crime شبکهی HBO بود. حتی من رو یاد فیلمهای گنگستری دههی هشتاد انگلیس مینداختن (دقیقتر بگم، فیلم The Long Good Friday).
اما سازندههاش اینقدری عقلشون رسیده بود که نویسندهی خوب پیدا کنن تا دیالوگها رو قوی بنویسه. دیالوگهای خوب باعث شدن که شخصیتپردازی درست انجام بشه. ما اطلاعات و عمقِ شخصیت پنگوئن رو توی همین قسمت اول میبینیم.
در کل خیلی راضی بودم ازش.
پ.ن: صداگذاری و موسیقی متن عالی بودن. این رو یادتون باشه تا در مورد Agatha All Along هم بنویسم.
پنگوئن دقیقا همونی بود که انتظار داشتم. تیم خوبی پشتشه و به نظر میاد بالاخره دیسی فهمیده که متریالهاش با سیستم شبیه مارول جواب نمیده. پنگوئن بیشتر از هر سریال سوپرهیروییای روی بخش هنریش کار کرده. فکر کنم بیشتر فیلمبرداریها به شکل آنالوگ بودن که باعث شده نور و رنگش خیلی خوب بشه. کارگردان و تدوینگرش مشخصا با دقت همه چیز رو انتخاب کرده بودن. اما مهمتر از همه اینه که پنگوئن داستان چندان خاصی نداره، خیلی شبیه تمام مینی سریالهای Crime شبکهی HBO بود. حتی من رو یاد فیلمهای گنگستری دههی هشتاد انگلیس مینداختن (دقیقتر بگم، فیلم The Long Good Friday).
اما سازندههاش اینقدری عقلشون رسیده بود که نویسندهی خوب پیدا کنن تا دیالوگها رو قوی بنویسه. دیالوگهای خوب باعث شدن که شخصیتپردازی درست انجام بشه. ما اطلاعات و عمقِ شخصیت پنگوئن رو توی همین قسمت اول میبینیم.
در کل خیلی راضی بودم ازش.
پ.ن: صداگذاری و موسیقی متن عالی بودن. این رو یادتون باشه تا در مورد Agatha All Along هم بنویسم.