Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Balbuzar - Gérard Moncomble & Frédéric Pillot (2021)
اینو چند ماه پیش خوندم و یادم رفت در موردش بنویسم. یه کتاب کودک سادهست... با بهترین تصویرسازیهایی که برای کتاب کودک دیدم. یعنی اینقدر جزئیات دارن و خوب طراحی شدن که من حتی نمیتونم حدس بزنم چطور انجامش دادن. توی کارهای اینطوری فوکوس روی فورگرانده و بکگراند معمولا سادهتر طراحی شده، اینجا از این خبرا نیست، همه چیز جزئیاتش معلومه. پیشنهاد میکنم حتی اگه قصد خوندنش رو ندارین حتما دانلود کنین فقط برای دیدن تصویرسازیهاش.
اینو چند ماه پیش خوندم و یادم رفت در موردش بنویسم. یه کتاب کودک سادهست... با بهترین تصویرسازیهایی که برای کتاب کودک دیدم. یعنی اینقدر جزئیات دارن و خوب طراحی شدن که من حتی نمیتونم حدس بزنم چطور انجامش دادن. توی کارهای اینطوری فوکوس روی فورگرانده و بکگراند معمولا سادهتر طراحی شده، اینجا از این خبرا نیست، همه چیز جزئیاتش معلومه. پیشنهاد میکنم حتی اگه قصد خوندنش رو ندارین حتما دانلود کنین فقط برای دیدن تصویرسازیهاش.
Visual Alchemist
وقتی اولین بار Blasphemous رو بازی کردم خیلی خوشم نیومد. اگه درست یادم باشه عید همون سالی بود کرونا اومد و کلا... همهی تلاشهام برای لذت بردن از هر چیزی بد پیش میرفت. ولی به هر حال تمومش کردم و فکر کنم تا سه سال بعد حتی بهش فکر نکردم. تا دوباره خبر نسخهی…
I have witnessed how they cleansed his bones in wine to then dress him a silk and gold. I saw them place the most beautiful jewels on his face and kiss his forehead. I watched they placed rings on his fingers and kissed his hands. They lifted him up calling his name, and swayed him to make it look as if he was walking again.
- Anonymus
قبلا در مورد بازی Blasphemous و تاثیرش رو خودم نوشته بود، این آخر هفته فرصت شد آرت بوکش رو بخونم. راستش انتظار داشتم بیشتر در مورد پروسهی تولید نوشته باشن، اما تقریبا بیشترش توضیح تحقیقاتشون قبل از اجرای آرتهاش بود و خیلی سورپرایزم کرد. میدونستم که تحقیق نسبتا دقیقی در مورد مسیحیت توی اسپانیا داشتن، اما فکرشم نمیکردم که تمام باسها و مکانهای بازی برگردن به یکسری داستان و روایت تاریخی. این توجهی که توی بخش تحقیق گذاشته بودن خیلی ارزشمندتر از گیمپلی (که فوقالعادهس) بود. تقریبا تمام مراحل بازی یک توضیح تاریخی و منطقی برای خودشون دارن، هیچ کدومشون صرفا برای گیمپلی اونجا قرار نگرفتن.
یکسری از چیزهایی که نوشته بود حتی برای من آشنا هم نبودن، با سرچ ساده هم نتونستم پیداشون کنم و الان دارم توی سایتهای عجیب مذهبی/تاریخی لاتین میچرخم تا اطلاعات بیشتری پیدا کنم. به نظرم این کتاب جز ارزشی که برای فهمیدن بازی داره، خیلی برای درک بهتر مسیحیت توی قرن شونزدهم و هفدهم خوبه.
Blasphemous-Artbook-Digital-Edition-v1_0.pdf
165.6 MB
The Art of Blasphemous
Digital Edition
2019
Digital Edition
2019
چهارشنبهی این هفته به مناسبت روز سینما قراره توی کتابفروشی اردیبهشت (شعبه خانه اصفهان) صحبت کنم.
موضوع کلی صحبت هم سینمای قرن بیست و یکم (سینمای پست مدرن و متامدرن) با مثالهایی از آثار وس اندرسنه.
خوشحال میشم ببینمتون. 🥂
موضوع کلی صحبت هم سینمای قرن بیست و یکم (سینمای پست مدرن و متامدرن) با مثالهایی از آثار وس اندرسنه.
خوشحال میشم ببینمتون. 🥂
یکی از جالبترین کمپینهای تبلیغاتیای که دیدم مال شرکت اجارهی ماشین Avis ـه. شرکت آویس دومین شرکت بزرگ توی اجارهی ماشین بود و ۱۹۶۲ هم اوایل دورانیه که تبلیغات وارد دوران جدیدی میشه، خلاقیت اهمیت پیدا میکنه توی کمپینها و شکل جدیدی از تبلیغات رو هم داریم. تا جایی که میدونم کمپینِ We Try Harder جزو اولین تبلیغات موفقِ مدرنه.
این کمپین روی دوم بودن آویس تاکید میکرده، میگفته چون ما دومیم، بیشتر تلاش میکنیم تا بهتر بشم. در نتیجه مشتری نیازی نیست منتظر بمونه، ماشینها تمیزترن، قیمتها بهترن و چیزهایی شبیه این. به حدی این کمپین منطقی اجرا شد که توی چهار سال آویس تونست بیست درصد سهمش از بازار رو بیشتر کنه و دیگه دوم نباشه.
همیشه خیلی برام این استراتژی جالب بوده، چیزیه که خیلی کم توی بازار امروز میبینیم. الان همه بهترینن، اولینن، ارزونترینن(بی دلیل) و بقیهی "ترینها". مثلا توی مارکت ایران همه "داستان برندت" رو بگو رو با "داستان زندگی خودت رو بگو" اشتباه گرفتن و راستشو بخواین... زندگی همه تقریبا شبیه همه؟ نمیدونم. برای همینه که کمپینهایی که توی ایران میبینیم معمولا شکست میخورن توی تغییر بازار به نفع یک برند.
این کمپین روی دوم بودن آویس تاکید میکرده، میگفته چون ما دومیم، بیشتر تلاش میکنیم تا بهتر بشم. در نتیجه مشتری نیازی نیست منتظر بمونه، ماشینها تمیزترن، قیمتها بهترن و چیزهایی شبیه این. به حدی این کمپین منطقی اجرا شد که توی چهار سال آویس تونست بیست درصد سهمش از بازار رو بیشتر کنه و دیگه دوم نباشه.
همیشه خیلی برام این استراتژی جالب بوده، چیزیه که خیلی کم توی بازار امروز میبینیم. الان همه بهترینن، اولینن، ارزونترینن(بی دلیل) و بقیهی "ترینها". مثلا توی مارکت ایران همه "داستان برندت" رو بگو رو با "داستان زندگی خودت رو بگو" اشتباه گرفتن و راستشو بخواین... زندگی همه تقریبا شبیه همه؟ نمیدونم. برای همینه که کمپینهایی که توی ایران میبینیم معمولا شکست میخورن توی تغییر بازار به نفع یک برند.
چند وقته که خیلی پیگیر تاریخ گرافیک و دیزاینم. متاسفانه منبعهای خوبی پیدا نمیشه و تقریبا هر کتاب یا مقالهای که پیدا کردم از پیدایش تا حدود دههی ۸۰ میلادی رو پوشش میده. برای همین مجبورم خیلی از چیزها رو خودم شخصا پیدا کنم و بخشای مختلفشو کنار هم بذارم تا معنی بدن (که برای آدم تنبلی مثل من یکم اذیت کنندهس). مثلا چند روزه که تمام سعیمو میکنم تا از دیزاینهای جام جهانی فوتبال سر در بیارم. منبعها به شدت محدودن و کپیرایت همه چیز با فیفائه و فیفا تمامشو گذاشته توی موزهش و... ازشون عکس نگرفته تا بقیه بتونن استفاده کنن.
جام جهانی ۲۰۰۶ آلمان رو هنوز خیلی خوب یادمه. احتمالا از اولین چیزایی بود که گرافیکش روم تاثیر گذاشت و توجهم رو جلب کرد. یادمه روزِ اول مسابقات بود که اسکوربورد و لباسها برام خیلی جالب بودن، دوست داشتم ببینم پرچمشون توی اون حالت عجیب چه شکلیه (دوتا تصویر آخر - باید باز کنین) بقیهی تیمها چی میپوشن چون اون موقع لباس هر کشوری خاص بود، دقیقا آخرین دورهایه که شرکتها به خودشون زحمت دیزاین کردن لباسها رو میدادن و فقط رنگشو عوض نمیکردن. لوگوش هنوز یکی از قشنگترین لوگوهاییه که دیدم و مطمئنم تا روزی که زندهم از ذهنم پاک نمیشه.
هنوزم وقتی پکیج کلی جام جهانی ۲۰۰۶ رو میبینم به نظرم عالیه. همه چیز خیلی شسته رفتهس و کنار هم خوب به نظر میان. مشخصه که بخشهایی از یک چیزن بدون اینکه تکراری بشن و به زور به یک سمت مشخص برن.
جام جهانی ۲۰۰۶ آلمان رو هنوز خیلی خوب یادمه. احتمالا از اولین چیزایی بود که گرافیکش روم تاثیر گذاشت و توجهم رو جلب کرد. یادمه روزِ اول مسابقات بود که اسکوربورد و لباسها برام خیلی جالب بودن، دوست داشتم ببینم پرچمشون توی اون حالت عجیب چه شکلیه (دوتا تصویر آخر - باید باز کنین) بقیهی تیمها چی میپوشن چون اون موقع لباس هر کشوری خاص بود، دقیقا آخرین دورهایه که شرکتها به خودشون زحمت دیزاین کردن لباسها رو میدادن و فقط رنگشو عوض نمیکردن. لوگوش هنوز یکی از قشنگترین لوگوهاییه که دیدم و مطمئنم تا روزی که زندهم از ذهنم پاک نمیشه.
هنوزم وقتی پکیج کلی جام جهانی ۲۰۰۶ رو میبینم به نظرم عالیه. همه چیز خیلی شسته رفتهس و کنار هم خوب به نظر میان. مشخصه که بخشهایی از یک چیزن بدون اینکه تکراری بشن و به زور به یک سمت مشخص برن.