دلیلهای زیادی هست برای اینکه چرا تعداد قسمتها کمتر شده. سادهترینش اینه که میگن هزینهها زیاده. ولی به نظرم این یکم دید مسخرهایه به کل قضیه. مشکل اصلی از اینجاست که بیشتر کارگردانها و شو رانرها و بازیگرهای الان تلویزیون از سینمای مستقل و مدرسهها اومدن، برای همین درکشون از تلویزیون درست نیست و بیشتر ساختار سینمایی توی کارهاشون دارن. ما اون حالت اپیزودیک رو از دست دادیم و فقط کمدیها هنوز اون شکلی کار میکنن. تقریبا تمام سریالهای مهم و معروف چند سال اخیر فیلمهای سینماییای هستن که هفتگی پخش میشن.
حالا چرا ساختار سینمایی برای سریال خوب نیست؟ چون که اون وسط پر از فیلره! برین یه سریال رندوم که ساختار اپیزودیک نداره رو ببینین، هر بار که دوتا شخصیت یک مکالمهی طولانی دارن زمان رو بگیرین. وقتی که فصل تموم شد میبینین که دستکم ۲۵-۳۰ درصد از ران تایم سریال فیلره. چون تصور میشه فیلرها توی انیمه بودن که باعث طرفدار پیدا کردنش شدن. تصور عمومی سازندهها اینه که بخشهای فیلر باعث میشه ریتم شکل بگیره و شخصیتپردازی انجام بشه. در حالی که توی سریالهای چند سال اخیر این اتفاق نمیافته. بیشتر تمرکز روی وایب و رسوندن پیامهای مختلفه تا روایت.
الزاما ساختار سینمایی باعث خراب شدن یک سریال نمیشه. نمونههای خوبی از موفق بودنشون هست. اما میشه گفت بیشتر وقتها ریتم و جذاب رو از کار میگیرن. دلیل موفقیت سریالی مثل سوپرانو و برکینگ بد همین درک درست از ساختار اپیزودیکه که باعث شده هنوز هم خوب باشن. در حالی که همین الان سریالهای موفقِ ۲۰۱۸ به بعد دارن جذابیتشون رو از دست میدن، حتی خیلیهاشون کنسل شدن با وجود فصلِ اولهای خیلی خوب.
دلیلشم خیلی سادهست و برمیگرده به تفاوت زیاد انیمهها و سریالها. دنیای وان پیس غنی و پر از بخشهای مختلفه، این باعث میشه شخصیتها جای حرکت داشته باشن و مخاطب هم بخواد شخصیت و دنیا رو بهتر بشناسه. اما فرضا داستانی که توی شیکاگو میگذره این آپشن رو نداره، مخصوصا وقتی شخصیتها شبیه چیزهایین که ما قبلا هم دیدیم. این باعث میشه فیلرها نتونن جذابیت فیلرهای انیمهای رو داشته باشن.
یه بخشش هم به خاطر نویسندگیه. مشخصا نویسندههای وان پیس آدمای باهوشترین به نسبت اونی که حلقههای قدرت رو نوشتن. خیلی سخته یکی بتونه داستانهای سرزمین میانه رو اینطور خراب کنه.
پ.ن: یکی دیگه از دلیلهای مهم به خاطر جهان سازیه. ما داریم Soft World Building رو از دست میدیم توی ادبیات و سینما، تقریبا تمام کارهای چند سال اخیر به سمت Hard World Building رفتن چون آسونتره. اما درست کردن فیلر توی مورد دوم به شدت سختتره و کار رو خراب میکنه. یادم بندازین در موردش توضیح بدم.
حالا چرا ساختار سینمایی برای سریال خوب نیست؟ چون که اون وسط پر از فیلره! برین یه سریال رندوم که ساختار اپیزودیک نداره رو ببینین، هر بار که دوتا شخصیت یک مکالمهی طولانی دارن زمان رو بگیرین. وقتی که فصل تموم شد میبینین که دستکم ۲۵-۳۰ درصد از ران تایم سریال فیلره. چون تصور میشه فیلرها توی انیمه بودن که باعث طرفدار پیدا کردنش شدن. تصور عمومی سازندهها اینه که بخشهای فیلر باعث میشه ریتم شکل بگیره و شخصیتپردازی انجام بشه. در حالی که توی سریالهای چند سال اخیر این اتفاق نمیافته. بیشتر تمرکز روی وایب و رسوندن پیامهای مختلفه تا روایت.
الزاما ساختار سینمایی باعث خراب شدن یک سریال نمیشه. نمونههای خوبی از موفق بودنشون هست. اما میشه گفت بیشتر وقتها ریتم و جذاب رو از کار میگیرن. دلیل موفقیت سریالی مثل سوپرانو و برکینگ بد همین درک درست از ساختار اپیزودیکه که باعث شده هنوز هم خوب باشن. در حالی که همین الان سریالهای موفقِ ۲۰۱۸ به بعد دارن جذابیتشون رو از دست میدن، حتی خیلیهاشون کنسل شدن با وجود فصلِ اولهای خیلی خوب.
دلیلشم خیلی سادهست و برمیگرده به تفاوت زیاد انیمهها و سریالها. دنیای وان پیس غنی و پر از بخشهای مختلفه، این باعث میشه شخصیتها جای حرکت داشته باشن و مخاطب هم بخواد شخصیت و دنیا رو بهتر بشناسه. اما فرضا داستانی که توی شیکاگو میگذره این آپشن رو نداره، مخصوصا وقتی شخصیتها شبیه چیزهایین که ما قبلا هم دیدیم. این باعث میشه فیلرها نتونن جذابیت فیلرهای انیمهای رو داشته باشن.
یه بخشش هم به خاطر نویسندگیه. مشخصا نویسندههای وان پیس آدمای باهوشترین به نسبت اونی که حلقههای قدرت رو نوشتن. خیلی سخته یکی بتونه داستانهای سرزمین میانه رو اینطور خراب کنه.
پ.ن: یکی دیگه از دلیلهای مهم به خاطر جهان سازیه. ما داریم Soft World Building رو از دست میدیم توی ادبیات و سینما، تقریبا تمام کارهای چند سال اخیر به سمت Hard World Building رفتن چون آسونتره. اما درست کردن فیلر توی مورد دوم به شدت سختتره و کار رو خراب میکنه. یادم بندازین در موردش توضیح بدم.
خب، فکر کنم کلش همین بود و بازم خیلی طولانیتر از تصورم شد. ایکاش متنِ رسالهی پایاننامهم رو هم با همین قدر پر حرفی مینوشتم تا زودتر تموم بشه.
در کل این متن توی عصبانیت بعد از دیدن خراب شدن یکی از فرانچایزهای مورد علاقهم نوشتم. بعد از مرگ کریستوفر تاکین (پسر تاکین، نویسندهی ارباب حلقهها) من خیلی خوب فهمیدم چرا اون همه سال جلوی ساخته شدن سرزمین میانه توی رسانههای مختلف مقاومت کرد. چند سال اخیر اسم خوبِ ارباب حلقهها رو به خاک و خون کشیدن. میتونم تصور کنم که چند سال دیگه اون رو میتونیم بذاریم کنار جنگ ستارگان به عنوان چیزهایی که یه زمانی عالی بودن، اما الان کسی نمیتونه بهشون اهمیت بده.
این خیلی ناراحتم میکنه وقتی میبینم چطور چیزهایی که دوست دارم دارن از بین میرن.
در کل این متن توی عصبانیت بعد از دیدن خراب شدن یکی از فرانچایزهای مورد علاقهم نوشتم. بعد از مرگ کریستوفر تاکین (پسر تاکین، نویسندهی ارباب حلقهها) من خیلی خوب فهمیدم چرا اون همه سال جلوی ساخته شدن سرزمین میانه توی رسانههای مختلف مقاومت کرد. چند سال اخیر اسم خوبِ ارباب حلقهها رو به خاک و خون کشیدن. میتونم تصور کنم که چند سال دیگه اون رو میتونیم بذاریم کنار جنگ ستارگان به عنوان چیزهایی که یه زمانی عالی بودن، اما الان کسی نمیتونه بهشون اهمیت بده.
این خیلی ناراحتم میکنه وقتی میبینم چطور چیزهایی که دوست دارم دارن از بین میرن.
ویدیوی خیلی خوبیه و منطقیه صحبتش. مخصوصا در مورد سودی که آمازون از این سریال برده و چرا براشون اهمیتی نداره خوب باشه.
https://www.youtube.com/watch?v=NiqzsW8jvHI
https://www.youtube.com/watch?v=NiqzsW8jvHI
YouTube
Why in the World did The Rings of Power cost a Billion Dollars?
I have started a Substack! Subscribe here: https://rossmacfarlane.substack.com/
Videos will be uploaded on Substack first, then on YouTube a few days later. Future videos will be uploaded there first for paid subscribers. Videos will also appear in written…
Videos will be uploaded on Substack first, then on YouTube a few days later. Future videos will be uploaded there first for paid subscribers. Videos will also appear in written…
متاسفانه توی ایران کاریکاتور با صورت دفرمه شدهی جواد رضویان جا افتاده و من هنوز نمیدونم از کجای مسیر اشتباه رفتیم. الان کاریکاتور به عنوان یکی از زیرشاخههای تصویرسازی واقعا موقعیت جالبی داره و خیلی چیزها بین و اون و کمیک در رفت و آمده. به هر حال این خانم لیانا فینک که کارش رو بالاتر گذاشتم یکی از کاریکاتوریستای خوب نیویورکره که چند ماه پیش یه جایی سخنرانی داشت در مورد کارهاش و به طور کلی کمیک توضیح میده.
متاسفانه خیلی خوب حرف نمیزنه، اما منظورش رو میرسونه و همین کافیه.
https://www.youtube.com/watch?v=XnteQXQ0mco
متاسفانه خیلی خوب حرف نمیزنه، اما منظورش رو میرسونه و همین کافیه.
https://www.youtube.com/watch?v=XnteQXQ0mco
YouTube
Cartoons and Graphic Novels with New Yorker Cartoonist Liana Finck | February 5, 6:30pm
Join us for a presentation by Liana Finck, New Yorker cartoonist, graphic novelist and children's book author, about her work.
Liana Finck is a cartoonist and an illustrator who has contributed to The New Yorker since 2015. She maintains a monthly advice…
Liana Finck is a cartoonist and an illustrator who has contributed to The New Yorker since 2015. She maintains a monthly advice…
Takehiko Inoue (1967 - )
واگاباند اینقدر خوبه که بیشتر مردم به کارهای تاکههیکو اینواوئه توی مانگای اسلم دانک توجهی نمیکنن.
واگاباند اینقدر خوبه که بیشتر مردم به کارهای تاکههیکو اینواوئه توی مانگای اسلم دانک توجهی نمیکنن.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Balbuzar - Gérard Moncomble & Frédéric Pillot (2021)
اینو چند ماه پیش خوندم و یادم رفت در موردش بنویسم. یه کتاب کودک سادهست... با بهترین تصویرسازیهایی که برای کتاب کودک دیدم. یعنی اینقدر جزئیات دارن و خوب طراحی شدن که من حتی نمیتونم حدس بزنم چطور انجامش دادن. توی کارهای اینطوری فوکوس روی فورگرانده و بکگراند معمولا سادهتر طراحی شده، اینجا از این خبرا نیست، همه چیز جزئیاتش معلومه. پیشنهاد میکنم حتی اگه قصد خوندنش رو ندارین حتما دانلود کنین فقط برای دیدن تصویرسازیهاش.
اینو چند ماه پیش خوندم و یادم رفت در موردش بنویسم. یه کتاب کودک سادهست... با بهترین تصویرسازیهایی که برای کتاب کودک دیدم. یعنی اینقدر جزئیات دارن و خوب طراحی شدن که من حتی نمیتونم حدس بزنم چطور انجامش دادن. توی کارهای اینطوری فوکوس روی فورگرانده و بکگراند معمولا سادهتر طراحی شده، اینجا از این خبرا نیست، همه چیز جزئیاتش معلومه. پیشنهاد میکنم حتی اگه قصد خوندنش رو ندارین حتما دانلود کنین فقط برای دیدن تصویرسازیهاش.
Visual Alchemist
وقتی اولین بار Blasphemous رو بازی کردم خیلی خوشم نیومد. اگه درست یادم باشه عید همون سالی بود کرونا اومد و کلا... همهی تلاشهام برای لذت بردن از هر چیزی بد پیش میرفت. ولی به هر حال تمومش کردم و فکر کنم تا سه سال بعد حتی بهش فکر نکردم. تا دوباره خبر نسخهی…
I have witnessed how they cleansed his bones in wine to then dress him a silk and gold. I saw them place the most beautiful jewels on his face and kiss his forehead. I watched they placed rings on his fingers and kissed his hands. They lifted him up calling his name, and swayed him to make it look as if he was walking again.
- Anonymus
قبلا در مورد بازی Blasphemous و تاثیرش رو خودم نوشته بود، این آخر هفته فرصت شد آرت بوکش رو بخونم. راستش انتظار داشتم بیشتر در مورد پروسهی تولید نوشته باشن، اما تقریبا بیشترش توضیح تحقیقاتشون قبل از اجرای آرتهاش بود و خیلی سورپرایزم کرد. میدونستم که تحقیق نسبتا دقیقی در مورد مسیحیت توی اسپانیا داشتن، اما فکرشم نمیکردم که تمام باسها و مکانهای بازی برگردن به یکسری داستان و روایت تاریخی. این توجهی که توی بخش تحقیق گذاشته بودن خیلی ارزشمندتر از گیمپلی (که فوقالعادهس) بود. تقریبا تمام مراحل بازی یک توضیح تاریخی و منطقی برای خودشون دارن، هیچ کدومشون صرفا برای گیمپلی اونجا قرار نگرفتن.
یکسری از چیزهایی که نوشته بود حتی برای من آشنا هم نبودن، با سرچ ساده هم نتونستم پیداشون کنم و الان دارم توی سایتهای عجیب مذهبی/تاریخی لاتین میچرخم تا اطلاعات بیشتری پیدا کنم. به نظرم این کتاب جز ارزشی که برای فهمیدن بازی داره، خیلی برای درک بهتر مسیحیت توی قرن شونزدهم و هفدهم خوبه.