فروش ساده در بازایابی شبکه ای
(قسمت نهم)
9-تصویر ذهنی خود را اصلاح کنید ، فروشندگی ، شغل کم ارزشی نیست ، تصور کنید که فروشندگان پوشاک ، اغذیه ، دارو ویا سایر کالاهای مورد نیاز ما ، نبودند ! به این ترتیب ما نیازهایمان را چگونه تامین می کردیم ؟! متاسفانه امروزه خیلی ها به غلط ، این حرفه جذاب و پول ساز را ، در رده " مشاغل بی پرستیژ " قرار می دهند ! مهمترین دلیلش این است که بعضی ها می خواهند شما از فروشندگی بدتان بیاید تا خودشان بیشتر بفروشند و پول بیشتری در بیاورند ! دلیل دیگرش ، رفتار غیر حرفه ای و سودجویانه ی بعضی از فروشندگان تازه کار یا متقلب است که تلاش می کنند به هر ترتیبی شده جیب مشتری را خالی کرده و محصولشان را تحت هر شرایطی به او بفروشند ! همین امر باعث شده تا فروشنده ها در نگاه اغلب مردم ، افرادی سودجو و فرصت طلب جلوه کنند ! اگر شما هم همینطور فکر می کنید لازم است همین الان در تعریفتان از فروشندگی تجدید نظر کنید ! فروشندگی وقتی برای سودجویی باشد جذابیتش را از دست می دهد اما اگر به منظور تامین نیاز خریدار انجام شود نه تنها ناپسند نیست بلکه بسیار هم پسندیده و زیباست . تصویر ذهنی روی « شخصیت و رفتار انسان » تاثیر اساسی بر جای می گذارد. تصویر ذهنی تان را عوض کنید تا شخصیت و رفتارتان تغییر کند.
فروشندگان بزرگ خودشان را نه فروشنده ، بلکه « مشاور » می بینند. آنها خود را دوست خریداران در نظر
می گیرند. آنها خود را بیش از هر چیز حلال مسئله تلقی می کنند. از دهها هزار مشتری سوال شده است درباره فروشندگان بزرگی که به آنها فروش می کنند چه برداشتی دارند. آنها می گویند بهترین فروشندگان را نه فروشنده، بلکه « مشاور » خود احساس می کنند. آنها را « منابعی با علم و اطلاع » در زندگی شخصی و تجاری خود ارزیابی می کنند. یک اصل روانشناختی « حیرت انگیز » وجود دارد که معتقد است : مردم با توجه به نگرشی که شما در قبال خود دارید ، شما را ارزیابی می کنند. به عبارت دیگر، حرفی که درباره خودتان می زنید و هر طور که خود را توصیف می کنید، اشخاص شما را به همان شکل قبول می کنند. بعد از آن ، روی شما « دقیق » می شوند تا مطمئن شوند گفتار و رفتارتان هماهنگ است یا نه !؟ من تا آن زمان که خودم را یک فروشنده معرفی می کردم، واکنشهای متفاوت مشتریان را متوجه می شدم. در ملاقات بعدی به مشتری ام گفتم: « از اینکه وقتتان را به من دادید ، متشکرم. لطفا راحت باشید. من نیامده ام که چیزی به شما بفروشم. من بیش از اینکه خودم را یک فروشنده ببینم، یک مشاور احساس می کنم. در نهایت می خواهم از شما چند سوال بپرسم. می خواهم بدانم آیا شرکت من می تواند به شما کمک کند تا میزان هزینه های شما بکاهید. اما من بیشتر خودم را یک مشاور می دانم تا یک فروشنده . از حالا به بعد ، خودتان را یک مشاور در نظر بگیرید. مانند یک مشاور حرف بزنید ، راه بروید و رفتار کنید. لباسهای خوب بپوشید. خودتان را برای هر جلسه فروش به گونه ای آماده کنید که « انگار یک مشاور عالی رتبه » هستید و حقوق خوبی می گیرید. و واقعیت هم همین است. وقتی دیگران از شما می پرسند که چه
می کنید، در جوابشان بگویید: "من یک مشاور هستم " .وقتی خودتان را یک مشاور معرفی کردید و مشتریان شما این را پذیرفتند، به آنها « اطلاعات ارزشمند » بدهید. کاری کنید تحولی در کار و زندگی آنها ایجاد شود. وقتی مانند یک مشاور حرف می زنید، راه می روید و رفتار می کنید، از بقیه کسانی که خودشان را یک فروشنده می دانند حسابتان جدا می شود. این گونه شما را در جمع ۱۰ درصد بالای فروشندگان در حرفه خود می پذیرند.
به جای اینکه سعی کنید کالایتان را بفروشید، « از مشتریانتان سوالهای خوب بکنید ». با توجه به جوابهایی که
می گیرید، سعی کنید به آنها کمک کنید. خود را یک مشاور بدانید که برای مشتری کار می کنید، او را راهنمایی می کنید تا متوجه کار درستی که باید انجام بشود، گردد. از کلمات جمع استفاده کنید. به آنها بگویید : « پیشنهاد من این است که ما به اتفاق از این روش استفاده کنیم ». به جای فروشنده بودن، برای مشتریانتان یک یاور و مشاور باشید.
خود را « حلال » مسئله معرفی کنید. سعی کنید مسئله و مشکل مشتری خود را متوجه شوید و بعد به او راه حلهای ایده آل پیشنهاد کنید.به او نشان دهید که اگر کالای شما را خریداری کند تا چه اندازه به سودش کار کرده است.
اگر همه روزه زمانی را به مطالعه، فکر کردن و برنامه ریزی اختصاص بدهید، می توانید به قدرتی دست پیدا کنید تا جریان مقصد و سرنوشت شما را تغییر بدهد...
@VisionTeam
(قسمت نهم)
9-تصویر ذهنی خود را اصلاح کنید ، فروشندگی ، شغل کم ارزشی نیست ، تصور کنید که فروشندگان پوشاک ، اغذیه ، دارو ویا سایر کالاهای مورد نیاز ما ، نبودند ! به این ترتیب ما نیازهایمان را چگونه تامین می کردیم ؟! متاسفانه امروزه خیلی ها به غلط ، این حرفه جذاب و پول ساز را ، در رده " مشاغل بی پرستیژ " قرار می دهند ! مهمترین دلیلش این است که بعضی ها می خواهند شما از فروشندگی بدتان بیاید تا خودشان بیشتر بفروشند و پول بیشتری در بیاورند ! دلیل دیگرش ، رفتار غیر حرفه ای و سودجویانه ی بعضی از فروشندگان تازه کار یا متقلب است که تلاش می کنند به هر ترتیبی شده جیب مشتری را خالی کرده و محصولشان را تحت هر شرایطی به او بفروشند ! همین امر باعث شده تا فروشنده ها در نگاه اغلب مردم ، افرادی سودجو و فرصت طلب جلوه کنند ! اگر شما هم همینطور فکر می کنید لازم است همین الان در تعریفتان از فروشندگی تجدید نظر کنید ! فروشندگی وقتی برای سودجویی باشد جذابیتش را از دست می دهد اما اگر به منظور تامین نیاز خریدار انجام شود نه تنها ناپسند نیست بلکه بسیار هم پسندیده و زیباست . تصویر ذهنی روی « شخصیت و رفتار انسان » تاثیر اساسی بر جای می گذارد. تصویر ذهنی تان را عوض کنید تا شخصیت و رفتارتان تغییر کند.
فروشندگان بزرگ خودشان را نه فروشنده ، بلکه « مشاور » می بینند. آنها خود را دوست خریداران در نظر
می گیرند. آنها خود را بیش از هر چیز حلال مسئله تلقی می کنند. از دهها هزار مشتری سوال شده است درباره فروشندگان بزرگی که به آنها فروش می کنند چه برداشتی دارند. آنها می گویند بهترین فروشندگان را نه فروشنده، بلکه « مشاور » خود احساس می کنند. آنها را « منابعی با علم و اطلاع » در زندگی شخصی و تجاری خود ارزیابی می کنند. یک اصل روانشناختی « حیرت انگیز » وجود دارد که معتقد است : مردم با توجه به نگرشی که شما در قبال خود دارید ، شما را ارزیابی می کنند. به عبارت دیگر، حرفی که درباره خودتان می زنید و هر طور که خود را توصیف می کنید، اشخاص شما را به همان شکل قبول می کنند. بعد از آن ، روی شما « دقیق » می شوند تا مطمئن شوند گفتار و رفتارتان هماهنگ است یا نه !؟ من تا آن زمان که خودم را یک فروشنده معرفی می کردم، واکنشهای متفاوت مشتریان را متوجه می شدم. در ملاقات بعدی به مشتری ام گفتم: « از اینکه وقتتان را به من دادید ، متشکرم. لطفا راحت باشید. من نیامده ام که چیزی به شما بفروشم. من بیش از اینکه خودم را یک فروشنده ببینم، یک مشاور احساس می کنم. در نهایت می خواهم از شما چند سوال بپرسم. می خواهم بدانم آیا شرکت من می تواند به شما کمک کند تا میزان هزینه های شما بکاهید. اما من بیشتر خودم را یک مشاور می دانم تا یک فروشنده . از حالا به بعد ، خودتان را یک مشاور در نظر بگیرید. مانند یک مشاور حرف بزنید ، راه بروید و رفتار کنید. لباسهای خوب بپوشید. خودتان را برای هر جلسه فروش به گونه ای آماده کنید که « انگار یک مشاور عالی رتبه » هستید و حقوق خوبی می گیرید. و واقعیت هم همین است. وقتی دیگران از شما می پرسند که چه
می کنید، در جوابشان بگویید: "من یک مشاور هستم " .وقتی خودتان را یک مشاور معرفی کردید و مشتریان شما این را پذیرفتند، به آنها « اطلاعات ارزشمند » بدهید. کاری کنید تحولی در کار و زندگی آنها ایجاد شود. وقتی مانند یک مشاور حرف می زنید، راه می روید و رفتار می کنید، از بقیه کسانی که خودشان را یک فروشنده می دانند حسابتان جدا می شود. این گونه شما را در جمع ۱۰ درصد بالای فروشندگان در حرفه خود می پذیرند.
به جای اینکه سعی کنید کالایتان را بفروشید، « از مشتریانتان سوالهای خوب بکنید ». با توجه به جوابهایی که
می گیرید، سعی کنید به آنها کمک کنید. خود را یک مشاور بدانید که برای مشتری کار می کنید، او را راهنمایی می کنید تا متوجه کار درستی که باید انجام بشود، گردد. از کلمات جمع استفاده کنید. به آنها بگویید : « پیشنهاد من این است که ما به اتفاق از این روش استفاده کنیم ». به جای فروشنده بودن، برای مشتریانتان یک یاور و مشاور باشید.
خود را « حلال » مسئله معرفی کنید. سعی کنید مسئله و مشکل مشتری خود را متوجه شوید و بعد به او راه حلهای ایده آل پیشنهاد کنید.به او نشان دهید که اگر کالای شما را خریداری کند تا چه اندازه به سودش کار کرده است.
اگر همه روزه زمانی را به مطالعه، فکر کردن و برنامه ریزی اختصاص بدهید، می توانید به قدرتی دست پیدا کنید تا جریان مقصد و سرنوشت شما را تغییر بدهد...
@VisionTeam
فروش ساده در بازاریابی شبکه ای
(قسمت دهم)
10-اکنون مشتری در راه است و زمان آن رسیده تا جلسه معرفی محصول را ترتیب بدهید . این جلسه الزاماً یک جلسه چند ساعته در لابی یک هتل یا یک فروشگاه مجهز نیست ! یک دیدار خانگی چند دقیقه ای با عمو ، خاله یا یکی از دوستان نزدیک هم می تواند یک جلسه فروش باشد ! حتی در مهمانی ها و دید و بازدید ها می توانید محصولتان را به دیگران معرفی کنید ، جلسات معرفی محصولات به اشکال گوناگون قابل اجراست . تعدادی از انواع این جلسات عبارتند از : جلسه انفرادی بین شما و یک مشتری در محل کار یا زندگی خودتان ، جلسات شو محصول در خانه با حضور یک یا چند نفر از اقوام و نزدیکان ، جلسات شو محصول در دفاتر نمایندگی شرکت ، جلسه معرفی در نمایشگاههایی که به مناسبتهای مختلف برگزار می شوند ، مراجعه حضوری شما به محل زندگی یا کار مشتری .
در جلسه معرفی محصول ، موارد زیر را رعایت کنید :
- حتماً نمونه محصولات را به همراه داشته باشید ، بدون نمونه جلسه معرفی محصولات را برگزار نکنید.
- با ظاهری آراسته در جلسات فروش شرکت کنید .
- با تمرکز کامل و نگرش مثبت وارد جلسه شوید.
- از همان ابتدا فروشتان را قطعی بدانید ، یعنی باور کنید که می توانید یک جلسه فروش موفق برگزار کنید.
@VisionTeam
(قسمت دهم)
10-اکنون مشتری در راه است و زمان آن رسیده تا جلسه معرفی محصول را ترتیب بدهید . این جلسه الزاماً یک جلسه چند ساعته در لابی یک هتل یا یک فروشگاه مجهز نیست ! یک دیدار خانگی چند دقیقه ای با عمو ، خاله یا یکی از دوستان نزدیک هم می تواند یک جلسه فروش باشد ! حتی در مهمانی ها و دید و بازدید ها می توانید محصولتان را به دیگران معرفی کنید ، جلسات معرفی محصولات به اشکال گوناگون قابل اجراست . تعدادی از انواع این جلسات عبارتند از : جلسه انفرادی بین شما و یک مشتری در محل کار یا زندگی خودتان ، جلسات شو محصول در خانه با حضور یک یا چند نفر از اقوام و نزدیکان ، جلسات شو محصول در دفاتر نمایندگی شرکت ، جلسه معرفی در نمایشگاههایی که به مناسبتهای مختلف برگزار می شوند ، مراجعه حضوری شما به محل زندگی یا کار مشتری .
در جلسه معرفی محصول ، موارد زیر را رعایت کنید :
- حتماً نمونه محصولات را به همراه داشته باشید ، بدون نمونه جلسه معرفی محصولات را برگزار نکنید.
- با ظاهری آراسته در جلسات فروش شرکت کنید .
- با تمرکز کامل و نگرش مثبت وارد جلسه شوید.
- از همان ابتدا فروشتان را قطعی بدانید ، یعنی باور کنید که می توانید یک جلسه فروش موفق برگزار کنید.
@VisionTeam
فروش ساده در بازاریابی شبکه ای
(قسمت یازدهم - بخش اول)
11-نکاتی که باید در طی مذاکره و نهایی کردن فروش به آن ها توجه کنید :
- در باره محصولاتتان اغراق نکنید و هرگز صداقت را قربانی سود نکنید.
- تحت هیچ شرایطی جلسه را به سمت بحث و جدل هدایت نکنید .
- بیش از حد به مشتری اصرار نکنید .
- در باره محصولاتتان با اعتماد و ایمان صحبت کنید .
- در اعلام قیمت عجله نکنید اما از بیان قیمت محصولاتتان واهمه نداشته باشید.
- بیشتر ، از فایده ای که محصولتان برای مشتری دارد حرف بزنید ، مثلاً به طور مشخص به او بگویید که چون من میدانستم که از خشکی پوست رنج میبرید این کرم را به شما معرفی کردم.
- حتماً لازم نیست که محصولتان واقعاً منحصر به فرد باشد. بلکه مسئله مهم این است که این محصول را مشتری ها منحصر به فرد تلقی می کنند. مردم تمایل دارند محصولاتی را خریداری کنند که احساس خوبی به آنها می دهند و باعث از بین رفتن حس ترس یا عدم امنیت در آنها می شوند. اگر بتوانید این نیازها را برآورده کنید، می توانید در انتظار فروش خوبی باشید .
- اعتراضات و انتقادات مشتری را با حوصله گوش کنید .
- در برابر اعتراضات ، گارد نگیرید .
- اعتراضات مشتریان به طور کلی دو دسته اند :
یا واقعی اند
یا بهانه جویی ،
برای پی بردن به این موضوع ، از تکنیک فرض کردن استفاده کنید ، به عنوان مثال وقتی مشتری اعتراض یا انتقادی به محصولتان وارد می کند در کمال خوشرویی از او بپرسید : خوب ، فرض کنید که این اشکالی که شما وارد کردید در محصولات من نبود، آیا این محصول را می خریدید ؟ پاسخ به این سوال تا حدود زیادی مشخص می کند که اعتراض مشتری واقعی است یا نه ! اگر در جواب شما بگوید: بله ، این اعتراض واقعی است ولی اگر با فرضی که شما کردید باز هم ایراد جدیدی وارد کرد معلوم می شود که قصدش بهانه گیری است .
- اگر اعتراض مشتری را واقعی دیدید باید اشکالی که به محصولتان گرفته را بررسی کنید ، اشکالات واقعی هم به دو دسته تقسیم می شوند :
گاهی محصول شما واقعاً از نظر مشتری اشکال دارد مثلاً به شما می گوید : شامپوهای شما نسبت به شامپوهای موجود در بازار گرانتر است ، در این صورت وظیفه شما اینست که ابتدا این اعتراض را بپذیرید مثلاً بگویید : من قبول دارم که کمی تفاوت قیمت وجود دارد اما ... و سپس ویژگی های شامپوهایتان را برایش بشمارید و تفاوت آن را با سایر شامپوهای موجود در بازار عنوان کنید ،
گاهی اشکالی که مشتری میگیرد نتیجه یک سوءتفاهم است ، در این صورت باید با کمک خود مشتری این سوء تفاهم را برطرف کنید ، مثلاً مشتری شما میگوید : گمان نکنم این عسل صددرصد طبیعی باشد ! در این حالت بهترین کاری که می توانید بکنید این است که یک شیشه عسل به او بدهید و از او بخواهید آن را امتحان کند یا اگر مایل بود به آزمایشگاه ببرد ! در هر دو صورت مطمئن باشید که محصول شما ، سربلندتان می کند !
- در برابر بهانه گیری و اعتراضات غیرواقعی مشتری ، جبهه نگیرید در عوض به آرامی محور گفتگو را از روی محصولتان به سمت مشتری و ویژگیهای فردی وی هدایت کنید ، اغلب افراد وقتی مورد تعریف و تمجید قرار می گیرند بهتر به حرفهای طرف مقابلشان گوش می دهند البته به هیچ عنوان نباید اغراق کنید مثلاً به او بگویید: به نظر من شخص شیک پوشی مثل شما ، با یک ادکلن اصل فرانسوی جذابتر به نظر می رسد!در اکثر مواقع این تکنیک منجر به قطعی کردن فروش می شود . مردم عاشق خریدن چیزهایی هستند که افراد کمی آنها را در اختیار دارند. این ماهیت و طبیعت انسان است و شما می توانید از آن بهره بگیرید.
- تحت هیچ شرایطی انتهای جلسه فروشتان را نبندید ، در بیشتر مواقع مشتری ها در همان جلسه اول خرید نمی کنند اما این بدین معنی نیست که هیچوقت دیگری هم خرید نمی کنند ! حال اگر شما در پایان جلسه به خاطر خرید نکردن ، با ترشرویی و گلایه حرف بزنید می توانید مطمئن باشید که این مشتری هرگز از شما خرید نخواهد کرد
@VisionTeam
(قسمت یازدهم - بخش اول)
11-نکاتی که باید در طی مذاکره و نهایی کردن فروش به آن ها توجه کنید :
- در باره محصولاتتان اغراق نکنید و هرگز صداقت را قربانی سود نکنید.
- تحت هیچ شرایطی جلسه را به سمت بحث و جدل هدایت نکنید .
- بیش از حد به مشتری اصرار نکنید .
- در باره محصولاتتان با اعتماد و ایمان صحبت کنید .
- در اعلام قیمت عجله نکنید اما از بیان قیمت محصولاتتان واهمه نداشته باشید.
- بیشتر ، از فایده ای که محصولتان برای مشتری دارد حرف بزنید ، مثلاً به طور مشخص به او بگویید که چون من میدانستم که از خشکی پوست رنج میبرید این کرم را به شما معرفی کردم.
- حتماً لازم نیست که محصولتان واقعاً منحصر به فرد باشد. بلکه مسئله مهم این است که این محصول را مشتری ها منحصر به فرد تلقی می کنند. مردم تمایل دارند محصولاتی را خریداری کنند که احساس خوبی به آنها می دهند و باعث از بین رفتن حس ترس یا عدم امنیت در آنها می شوند. اگر بتوانید این نیازها را برآورده کنید، می توانید در انتظار فروش خوبی باشید .
- اعتراضات و انتقادات مشتری را با حوصله گوش کنید .
- در برابر اعتراضات ، گارد نگیرید .
- اعتراضات مشتریان به طور کلی دو دسته اند :
یا واقعی اند
یا بهانه جویی ،
برای پی بردن به این موضوع ، از تکنیک فرض کردن استفاده کنید ، به عنوان مثال وقتی مشتری اعتراض یا انتقادی به محصولتان وارد می کند در کمال خوشرویی از او بپرسید : خوب ، فرض کنید که این اشکالی که شما وارد کردید در محصولات من نبود، آیا این محصول را می خریدید ؟ پاسخ به این سوال تا حدود زیادی مشخص می کند که اعتراض مشتری واقعی است یا نه ! اگر در جواب شما بگوید: بله ، این اعتراض واقعی است ولی اگر با فرضی که شما کردید باز هم ایراد جدیدی وارد کرد معلوم می شود که قصدش بهانه گیری است .
- اگر اعتراض مشتری را واقعی دیدید باید اشکالی که به محصولتان گرفته را بررسی کنید ، اشکالات واقعی هم به دو دسته تقسیم می شوند :
گاهی محصول شما واقعاً از نظر مشتری اشکال دارد مثلاً به شما می گوید : شامپوهای شما نسبت به شامپوهای موجود در بازار گرانتر است ، در این صورت وظیفه شما اینست که ابتدا این اعتراض را بپذیرید مثلاً بگویید : من قبول دارم که کمی تفاوت قیمت وجود دارد اما ... و سپس ویژگی های شامپوهایتان را برایش بشمارید و تفاوت آن را با سایر شامپوهای موجود در بازار عنوان کنید ،
گاهی اشکالی که مشتری میگیرد نتیجه یک سوءتفاهم است ، در این صورت باید با کمک خود مشتری این سوء تفاهم را برطرف کنید ، مثلاً مشتری شما میگوید : گمان نکنم این عسل صددرصد طبیعی باشد ! در این حالت بهترین کاری که می توانید بکنید این است که یک شیشه عسل به او بدهید و از او بخواهید آن را امتحان کند یا اگر مایل بود به آزمایشگاه ببرد ! در هر دو صورت مطمئن باشید که محصول شما ، سربلندتان می کند !
- در برابر بهانه گیری و اعتراضات غیرواقعی مشتری ، جبهه نگیرید در عوض به آرامی محور گفتگو را از روی محصولتان به سمت مشتری و ویژگیهای فردی وی هدایت کنید ، اغلب افراد وقتی مورد تعریف و تمجید قرار می گیرند بهتر به حرفهای طرف مقابلشان گوش می دهند البته به هیچ عنوان نباید اغراق کنید مثلاً به او بگویید: به نظر من شخص شیک پوشی مثل شما ، با یک ادکلن اصل فرانسوی جذابتر به نظر می رسد!در اکثر مواقع این تکنیک منجر به قطعی کردن فروش می شود . مردم عاشق خریدن چیزهایی هستند که افراد کمی آنها را در اختیار دارند. این ماهیت و طبیعت انسان است و شما می توانید از آن بهره بگیرید.
- تحت هیچ شرایطی انتهای جلسه فروشتان را نبندید ، در بیشتر مواقع مشتری ها در همان جلسه اول خرید نمی کنند اما این بدین معنی نیست که هیچوقت دیگری هم خرید نمی کنند ! حال اگر شما در پایان جلسه به خاطر خرید نکردن ، با ترشرویی و گلایه حرف بزنید می توانید مطمئن باشید که این مشتری هرگز از شما خرید نخواهد کرد
@VisionTeam
فروش ساده در بازاریابی شبکه ای
(قسمت یازدهم ، بخش دوم)
- مردم به دلیل ترس از ضرر ، خرید نمی کنند و به دلیل میل به سود بردن ، خرید می کنند! وظیفه یک فروشنده این است که ترس از ضرر کردن را در مشتری کاهش دهد و در عوض میل به سود بردن را تقویت نماید ! تعریف کردن یک داستان شخصی ، اشاره به نیازهای مشتری ، بیان خواص محصولات و فایده ای که برای مشتری دارد ، ارائه امتیازات خرید ، بیان تجربیات دیگران در استفاده از محصولات ، به شما کمک میکند تا مشتری را به سمت خرید هدایت کنید .
- یکی از کارهایی که می توانید انجام دهید این است که همواره تضمین دهید که در صورت نارضایتی مشتری حاضر هستید پول او را پس بدهید و کالا را مرجوع کنید.
- وقتی مشتری نظر مثبت خود را برای خرید اعلام کرد ، دیگر نباید معطل کنید ، بعضی افراد به دلیل احساسی که به آن کم رویی می گویند ، علی رغم اینکه مشتری برای خرید آمادگی دارد، با جملاتی مانند : حالا اگه میخواین تا فردا فکرتون رو بکنید ! یا : دیگه من همه چی رو به شما گفتم ، تصمیم با خودتونه ! تمام زحماتشان را به باد می دهند ! اگر قرار نیست به مهمانتان محصول بفروشید ، پس چرا دعوتش کردید و برایش جلسه ترتیب دادید ؟! اگر مشتری شما پاسخ تمام سوالاتش را گرفته و نظرش برای خرید مثبت است ، حالا نوبت شماست که ضربه نهایی را بزنید ، مستقیماً و با اطمینان به او بگویید : من یقین دارم که شما با یکبار استفاده از این صابون ، مشتری دائمی من میشید ! یا در کمال آرامش بگویید : من مطمئنم که این یکی از بهترین خریدهایی میشه که تا به حال کردی !
- اگر باز هم نمی توانید مستقیماً فروشتان را قطعی کنید ، از روش های غیر مستقیم استفاده کنید ، مثلاً با تکیه بر مشخصات ثانویه ی محصول به سمت قطعی کردن فروش بروید : عسل 500 گرمی بدم یا 900 گرمی ؟ یا:خوشبو کننده هوا را برای سالن پذیرایی میخوای یا برای اتاق خواب ؟!
- همیشه برای خرید ، پیشنهاد یا راه حل داشته باشید ، مثلاً گاه مشتریان می گویند که “پول نقد ندارند”
می توانید بگویید: (( اگر بتوانیم شرایطی فراهم کنیم که در زمان طولانی تری پول کالا را بپردازید، مسئله شما حل می شود؟)) و یا می توانید بگویید: (( شاید بتوانیم کاری کنیم که شما بتوانید خریدتونو در 2 مرحله انجام بدین))
- گاهی فاصلۀ آنچه شما می گویید با آنچه مشتری می خواهد بسیار کم است ، ولی چون حرف مشتری را نشنیده اید ، قادر به برطرف نمودن این فاصله نیستید . در این مواقع بهتر است از تکنیک پل زدن استفاده کنید ، مثلاً : وقتی مشتری می گوید، (( این بیش از رقمی است که فکر می کردم باید بپردازم )) از او بپرسید: (( آقای مشتری، ما تا چه اندازه با هم فاصله داریم ؟)) یا می توانید بپرسید: (( آقای مشتری، چه می توانیم بکنیم که این معامله امروز سر بگیرد؟ تا شما از اینجا خوشحال تشریف ببرید شما بفرمایید حداکثر تا چه مبلغی را می توانید پرداخت کنید تا من بگویم بهترین انتخاب کدام کالاها میباشد )). در بسیاری از موارد تفاوت زیاد نیست و فروش می تواند انجام شود. اما باید بدانید که مشتری چه نظری دارد.
- در پایان جلسه ، از خرید مشتری تشکر کنید و به انتخابش تبریک بگویید.
- اغلب افراد ، بعد از خرید یک محصول ، چشم انتظار پیگیری فروشنده ها هستند اما اکثر فروشنده ها به این نکته توجه نمی کنند ! شما اینگونه نباشید ، حتماً یکی دو روز پس از خرید با مشتریتان تماس بگیرید و نظرش را در مورد استفاده از محصولتان جویا شوید ، اگر لازم بود نحوه استفاده بهتر از محصولاتتان را به او بگویید ، حتی ممکن است مشتری پس از خرید ، ناراضی باشد ، در این حالت وظیفه دارید رضایتش را جلب کنید ، حتی اگر لازم بود محصول را پس گرفته و یا تعویض کنید ، به این ترتیب به او ثابت می کنید که رضایت او برایتان مهم تر از سودتان است و با این عمل شما یک مشتری دائم برای محصولاتتان دست و پا خواهید کرد توجه داشته باشید که یک مشتری در صورت رضایت می تواند مشتری های جدیدی به شما معرفی کند و یا بالعکس در صورت عدم رضایت ، می تواند بازار محصولات شما را نزد سایرین خراب کند.
(دوستان فرهیخته ؛
مجموعه آموزشهای فروش ساده در بازاریابی شبکه ای که بصورت۱۱ بخش مفید و کافی در اختیارتان قرار گرفت. امیدواریم توانسته باشیم گامی کوچک در جهت آموزش فروش که یقیناً یکی از دغدغه های شماست برداشته باشیم. همرا همیشگی شما "ویژن تیم")
@VisionTeam
(قسمت یازدهم ، بخش دوم)
- مردم به دلیل ترس از ضرر ، خرید نمی کنند و به دلیل میل به سود بردن ، خرید می کنند! وظیفه یک فروشنده این است که ترس از ضرر کردن را در مشتری کاهش دهد و در عوض میل به سود بردن را تقویت نماید ! تعریف کردن یک داستان شخصی ، اشاره به نیازهای مشتری ، بیان خواص محصولات و فایده ای که برای مشتری دارد ، ارائه امتیازات خرید ، بیان تجربیات دیگران در استفاده از محصولات ، به شما کمک میکند تا مشتری را به سمت خرید هدایت کنید .
- یکی از کارهایی که می توانید انجام دهید این است که همواره تضمین دهید که در صورت نارضایتی مشتری حاضر هستید پول او را پس بدهید و کالا را مرجوع کنید.
- وقتی مشتری نظر مثبت خود را برای خرید اعلام کرد ، دیگر نباید معطل کنید ، بعضی افراد به دلیل احساسی که به آن کم رویی می گویند ، علی رغم اینکه مشتری برای خرید آمادگی دارد، با جملاتی مانند : حالا اگه میخواین تا فردا فکرتون رو بکنید ! یا : دیگه من همه چی رو به شما گفتم ، تصمیم با خودتونه ! تمام زحماتشان را به باد می دهند ! اگر قرار نیست به مهمانتان محصول بفروشید ، پس چرا دعوتش کردید و برایش جلسه ترتیب دادید ؟! اگر مشتری شما پاسخ تمام سوالاتش را گرفته و نظرش برای خرید مثبت است ، حالا نوبت شماست که ضربه نهایی را بزنید ، مستقیماً و با اطمینان به او بگویید : من یقین دارم که شما با یکبار استفاده از این صابون ، مشتری دائمی من میشید ! یا در کمال آرامش بگویید : من مطمئنم که این یکی از بهترین خریدهایی میشه که تا به حال کردی !
- اگر باز هم نمی توانید مستقیماً فروشتان را قطعی کنید ، از روش های غیر مستقیم استفاده کنید ، مثلاً با تکیه بر مشخصات ثانویه ی محصول به سمت قطعی کردن فروش بروید : عسل 500 گرمی بدم یا 900 گرمی ؟ یا:خوشبو کننده هوا را برای سالن پذیرایی میخوای یا برای اتاق خواب ؟!
- همیشه برای خرید ، پیشنهاد یا راه حل داشته باشید ، مثلاً گاه مشتریان می گویند که “پول نقد ندارند”
می توانید بگویید: (( اگر بتوانیم شرایطی فراهم کنیم که در زمان طولانی تری پول کالا را بپردازید، مسئله شما حل می شود؟)) و یا می توانید بگویید: (( شاید بتوانیم کاری کنیم که شما بتوانید خریدتونو در 2 مرحله انجام بدین))
- گاهی فاصلۀ آنچه شما می گویید با آنچه مشتری می خواهد بسیار کم است ، ولی چون حرف مشتری را نشنیده اید ، قادر به برطرف نمودن این فاصله نیستید . در این مواقع بهتر است از تکنیک پل زدن استفاده کنید ، مثلاً : وقتی مشتری می گوید، (( این بیش از رقمی است که فکر می کردم باید بپردازم )) از او بپرسید: (( آقای مشتری، ما تا چه اندازه با هم فاصله داریم ؟)) یا می توانید بپرسید: (( آقای مشتری، چه می توانیم بکنیم که این معامله امروز سر بگیرد؟ تا شما از اینجا خوشحال تشریف ببرید شما بفرمایید حداکثر تا چه مبلغی را می توانید پرداخت کنید تا من بگویم بهترین انتخاب کدام کالاها میباشد )). در بسیاری از موارد تفاوت زیاد نیست و فروش می تواند انجام شود. اما باید بدانید که مشتری چه نظری دارد.
- در پایان جلسه ، از خرید مشتری تشکر کنید و به انتخابش تبریک بگویید.
- اغلب افراد ، بعد از خرید یک محصول ، چشم انتظار پیگیری فروشنده ها هستند اما اکثر فروشنده ها به این نکته توجه نمی کنند ! شما اینگونه نباشید ، حتماً یکی دو روز پس از خرید با مشتریتان تماس بگیرید و نظرش را در مورد استفاده از محصولتان جویا شوید ، اگر لازم بود نحوه استفاده بهتر از محصولاتتان را به او بگویید ، حتی ممکن است مشتری پس از خرید ، ناراضی باشد ، در این حالت وظیفه دارید رضایتش را جلب کنید ، حتی اگر لازم بود محصول را پس گرفته و یا تعویض کنید ، به این ترتیب به او ثابت می کنید که رضایت او برایتان مهم تر از سودتان است و با این عمل شما یک مشتری دائم برای محصولاتتان دست و پا خواهید کرد توجه داشته باشید که یک مشتری در صورت رضایت می تواند مشتری های جدیدی به شما معرفی کند و یا بالعکس در صورت عدم رضایت ، می تواند بازار محصولات شما را نزد سایرین خراب کند.
(دوستان فرهیخته ؛
مجموعه آموزشهای فروش ساده در بازاریابی شبکه ای که بصورت۱۱ بخش مفید و کافی در اختیارتان قرار گرفت. امیدواریم توانسته باشیم گامی کوچک در جهت آموزش فروش که یقیناً یکی از دغدغه های شماست برداشته باشیم. همرا همیشگی شما "ویژن تیم")
@VisionTeam
#از کجا شروع کنیم -1
دوستان فرهیخته به جملات زیر دقت کنید:
“بچه ها ویژناتون تیک می خوره؟”
“حاجی من دیروز یه نگرش زدم بدجوری جواب داد”
“من ماهی 5 میلیون اکانت می کشم!”
“پلن ما ام ال امه!” که البته منظور پلن بونی لول می باشد!
“من دیروز از تو خونه نگرش زدم مجموعه ام تو ابرقو رشد کرد”
“خطاب به راهبران پیش قدم: به خدا قسم همتونو می گیرم!”
“یه تست زدم که از تو سیستم رشد بکشم بیرون!” منظور از تست کلمه Testimony به معنای گواه و شاهد (منظور مدرکی دال بر درآمدزا بودن این سیستم ها) می باشد. که البته گروه دیگر Testimony را به صورت testimoney مطرح می نمایند و اتوماتیک i را به قرینه معنوی حذف می نمایند و moneyرا هم مالی ترجمه می نمایند و اینگونه است که کلمه ای در فرهنگ ایشان ایجاد می گردد که به آن تست مالی و یا به اختصار تست می گویند!
“داداش تا کی می خوای تو کار سنتی جون بکنی؟”
“من می خوام یه مجموعه بسازم که دو سال دیگه بازنشست شم!”
“استاد رندی گیج می فرماید:….”
“تو سی دی جو اومده که….”
“ما تا دو سال دیگه ام وی رو می خوایم بگیریم”
“مدیر فلان شرکت نمی دونه نتورک چیه!”
“من دکتر فلانی (با تحصیلات دیپلم) هستم تا امروز 48 تا جزوه نوشتم. 25 تا سمینار در ناف آمریکا برگزار کرده ام”
“بدبختا تا کی می خواید این طوری کارکنید؟ تا کی می خوای جوری زندگی کنی که لنگ اجاره خونت باشی؟ هیچی نیستی! بیا یه چیزی باش!” (نمونه ای از ایجاد انگیزش توسط راهبری قدرتمند و بسیار دانا!)
پرزنت، فالو، ادیقای، سوئیچ آف، اینوایت، پراسپکت و……….
اینها جملات امروز ماست! کلمات و جملاتی که به راحتی بر سر زبان می آوریم!
هدف اینجانب از این مقاله به چالش کشیدن سبک و لحن صحبت هیچ فرد خاصی نیست. تنها نیتم رو به رو کردن خودمان با واژگانی است که هر ساعت و هر لحظه به کار می بریم.
از ابتدای تاریخ بشریت تا به امروز هر صنف بسته به خرده فرهنگی که برای خود ایجاد کرده است به صفتی معروف است. صنفی را بد قول، صنفی را خوشحساب، صنفی را باکلاس، صنفی را بی ادب، صنفی را موفق و صنفی را درمانده می شناسند. بیایید از خود بپرسیم که امروز ما به عنوان نماینده مستقل فروش یک شرکت بازاریابی شبکه ای صنف خود را به جامعه چگونه شناسانده ایم؟
بیایید خرده فرهنگی از خود بسازیم که هنگامی که فردی از ما پرسید شغل شما چیست به راحتی بتوانیم در جامعه سر بلند کنیم و بگوییم “من نماینده مستقل فروش یک شرکت بازاریابی شبکه ای هستم و به آنچه که هستم افتخار می کنم!”
یک بازاریاب شبکه ای اگر هم اکانت نکشید می تواند تصویر بکشد. تصویری بزرگ از صنفی بزرگ با محتوایی بزرگ!
اولین قدم برای شروع درست کردن همه چیز ایجاد الگویی ایرانی است! ایجاد خرده فرهنگی که نه ادعای خارق العاده بودن دارد و نه ادعای خاص بودن بلکه ادعای سالم بودن دارد.
واژگانمان را اصلاح کنیم!
@VisionTeam
دوستان فرهیخته به جملات زیر دقت کنید:
“بچه ها ویژناتون تیک می خوره؟”
“حاجی من دیروز یه نگرش زدم بدجوری جواب داد”
“من ماهی 5 میلیون اکانت می کشم!”
“پلن ما ام ال امه!” که البته منظور پلن بونی لول می باشد!
“من دیروز از تو خونه نگرش زدم مجموعه ام تو ابرقو رشد کرد”
“خطاب به راهبران پیش قدم: به خدا قسم همتونو می گیرم!”
“یه تست زدم که از تو سیستم رشد بکشم بیرون!” منظور از تست کلمه Testimony به معنای گواه و شاهد (منظور مدرکی دال بر درآمدزا بودن این سیستم ها) می باشد. که البته گروه دیگر Testimony را به صورت testimoney مطرح می نمایند و اتوماتیک i را به قرینه معنوی حذف می نمایند و moneyرا هم مالی ترجمه می نمایند و اینگونه است که کلمه ای در فرهنگ ایشان ایجاد می گردد که به آن تست مالی و یا به اختصار تست می گویند!
“داداش تا کی می خوای تو کار سنتی جون بکنی؟”
“من می خوام یه مجموعه بسازم که دو سال دیگه بازنشست شم!”
“استاد رندی گیج می فرماید:….”
“تو سی دی جو اومده که….”
“ما تا دو سال دیگه ام وی رو می خوایم بگیریم”
“مدیر فلان شرکت نمی دونه نتورک چیه!”
“من دکتر فلانی (با تحصیلات دیپلم) هستم تا امروز 48 تا جزوه نوشتم. 25 تا سمینار در ناف آمریکا برگزار کرده ام”
“بدبختا تا کی می خواید این طوری کارکنید؟ تا کی می خوای جوری زندگی کنی که لنگ اجاره خونت باشی؟ هیچی نیستی! بیا یه چیزی باش!” (نمونه ای از ایجاد انگیزش توسط راهبری قدرتمند و بسیار دانا!)
پرزنت، فالو، ادیقای، سوئیچ آف، اینوایت، پراسپکت و……….
اینها جملات امروز ماست! کلمات و جملاتی که به راحتی بر سر زبان می آوریم!
هدف اینجانب از این مقاله به چالش کشیدن سبک و لحن صحبت هیچ فرد خاصی نیست. تنها نیتم رو به رو کردن خودمان با واژگانی است که هر ساعت و هر لحظه به کار می بریم.
از ابتدای تاریخ بشریت تا به امروز هر صنف بسته به خرده فرهنگی که برای خود ایجاد کرده است به صفتی معروف است. صنفی را بد قول، صنفی را خوشحساب، صنفی را باکلاس، صنفی را بی ادب، صنفی را موفق و صنفی را درمانده می شناسند. بیایید از خود بپرسیم که امروز ما به عنوان نماینده مستقل فروش یک شرکت بازاریابی شبکه ای صنف خود را به جامعه چگونه شناسانده ایم؟
بیایید خرده فرهنگی از خود بسازیم که هنگامی که فردی از ما پرسید شغل شما چیست به راحتی بتوانیم در جامعه سر بلند کنیم و بگوییم “من نماینده مستقل فروش یک شرکت بازاریابی شبکه ای هستم و به آنچه که هستم افتخار می کنم!”
یک بازاریاب شبکه ای اگر هم اکانت نکشید می تواند تصویر بکشد. تصویری بزرگ از صنفی بزرگ با محتوایی بزرگ!
اولین قدم برای شروع درست کردن همه چیز ایجاد الگویی ایرانی است! ایجاد خرده فرهنگی که نه ادعای خارق العاده بودن دارد و نه ادعای خاص بودن بلکه ادعای سالم بودن دارد.
واژگانمان را اصلاح کنیم!
@VisionTeam
از کجا شروع کنیم -2
شغل من چیست؟
شاید منطقی ترین چیز در ابتدای امر در انجام یک کسب و کار تعریف دقیقی از آن کسب و کار است. به راستی هنگامی که فردی از شما بپرسد شغل شما چیست چه پاسخی به او می دهید؟
آیا می توانید 5 دقیقه در رابطه با کسب و کار خود و ویژگی های آن صحبت کنید؟ آیا به تعریف دقیقی از این کسب و کار رسیده اید؟ چه ویژگی های جذابی در کار شما وجود دارد که می تواند انسان های دیگر را جذب آن کند؟ تاریخچه فروش مستقیم چیست؟ فرق بازاریابی شبکه ای با مدل های مشابه چیست؟
علت گرایش نزدیک به 100 میلیون نفر در دنیا به این نوع از کار چیست؟ علت عضویت روزانه 70 هزار نفر در دنیا در این شرکت ها چیست؟ بزرگان این صنعت چه کسانی هستند؟ تاریخچه این کسب و کار در کشور ما چیست؟ علت گرایش زیاد زنان به این نوع از کار چیست؟ آزادی زمان چیست؟ آزادی مالی چیست؟ نقش فروش مستقیم و بازاریابی شبکه ای در پیشرفت کشورها چیست؟ تقویت نظام توزیع از طریق بازاریابی شبکه ای چگونه اتفاق می افتد؟ تقویت تولید چه رابطه ای با بازاریابی شبکه ای دارد؟ بهترین نوع حضور در بازاریابی شبکه ای چیست؟ بازاریابی شبکه ای برای کیست؟ و…..
شرکت من چیست؟
آیا دلایل خود برای انتخاب شرکتتان را می دانید؟ چشم انداز آن چیست؟ چه ماموریتی برای خود برگزیده است؟ کالاهای آن دارای چه ویژگی هایی است؟ راهکار و ابزارآلات آموزشی آن چیست؟ طرح درآمدزایی آن از چه قاعده ای پیروی می کند؟ از چه سیستم مدیریتی پیروی می کند؟ راهکارهای آن برای گسترش جغرافیایی شبکه چیست؟ نگرش قالب بر شبکه چیست؟ سمینارها و برنامه های آموزشی آن چیست؟ و….
راهکار من برای پیشرفت در این شرکت و صنعت چیست؟
اهداف من چیست؟ چارچوب ذهنی من چگونه است؟ میزان تعهد من چه قدر است؟ نقش خرده فروشی در پیشبرد این کار چیست؟ مشتریان وفادار محصولات من چه سانی هستند؟ نقش عضوگیری در گسترش میزان فروش چیست؟ بهترین استراتژی انجام این کار چیست؟ درصد موفقیت افراد در این کار چه قدر است؟ موفقیت در این کسب و کار تابع چه عواملی است؟ برنامه های جمعی من برای برقراری شبه ای منسجم چیست؟ و…..
شیرین ترین نکته این کسب و کار از دیدگاه من آزادی عمل و انتخاب در این صنعت است. زیرا که در این صنعت شما تبدیل به نیروی کارآفرینی می شوید که خود می توانید با برنامه ها و اهداف خود شبکه ای منسجم از فروش را بسازید که با انجام کسب و کاری طبیعی به پیش می رود و هر کس می خواهد تبدیل به نیرویی کارآفرین شود جذب شما می شود. کارآفرینی مهارت جامعه مدرن امروزی است. در بازاریابی شبکه ای می توان با ارائه طرح ها و برنامه های آموزشی از انسان ها نیروهای کارآفرینی ساخت که بتوانند در جامعه مدرن امروزی گلیم خود را از آب بیرون بکشند. شاید عصر کنونی را بتوان عصر از بین رفتن شغل ها نامید. در عصر از بین رفتن شغل ها آنهایی پیروزند که به مهارت کارآفرینی دست یافته باشند. انسان کارآفرین انسانی است که خلق می کند. انسانی است که با مهارت های خود که ناشی از افزایش هوش هیجانی اوست میتواند فکر کند، عمل کند و خلق کند و چه زیبا که در تجارتی طبیعی آنگاه که خلق می کند به انسانی دیگر هم فایده می رساند. پاداش در بازاریابی شبکه ای بابت موفق کردن دیگران است.
هنگامی که شرکت ده ساله بازاریابی شبکه ای به نام Excel Communications در نوامبر 2004 ورشکست شد سیستم حسابرسی از شرکت گزارش داد که در اکتبر 2004 این شرکت 106426 نماینده مستقل فروش واجد شرایط دریافت پاداش داشته است. که از این میان پورسانت 64967 نفر از آنها “بد نبوده است” و این “بد نبوده است” این طور معنی شد که 63733 نفر (98%) از این افراد درآمدی کمتر از 100$ در آن ماه داشته اند و فقط کسری از یک درصد این افراد (99 نفر از 63733 نفر) پورسانتی بیش از 1000$ درآن ماه داشته اند.
پس چرا مردم در این کار مانده اند؟ پاسخ در چیزی فراتر از پول نهفته است!
اکثر مشتریان احتمالی که با جوسازی های درآمد میلیونی به این تجارت آمده اند بعد از مدتی این کار را رها کرده اند چون در عمل به نتیجه ای نرسیده اند. این افراد شکست خورده نیستند. بلکه به آن چیزی که به آنها قول داده شده بود دست نیافته اند. به هر حال درصد کمی می مانند. اما چرا این افراد وفادارانه ادامه می دهند در حالی که درآمد زیادی کسب نمی کنند؟
دلایل همان دلایل مردم بسیاری است که می خواهند کارآفرین شوند.
@VisionTeam
شغل من چیست؟
شاید منطقی ترین چیز در ابتدای امر در انجام یک کسب و کار تعریف دقیقی از آن کسب و کار است. به راستی هنگامی که فردی از شما بپرسد شغل شما چیست چه پاسخی به او می دهید؟
آیا می توانید 5 دقیقه در رابطه با کسب و کار خود و ویژگی های آن صحبت کنید؟ آیا به تعریف دقیقی از این کسب و کار رسیده اید؟ چه ویژگی های جذابی در کار شما وجود دارد که می تواند انسان های دیگر را جذب آن کند؟ تاریخچه فروش مستقیم چیست؟ فرق بازاریابی شبکه ای با مدل های مشابه چیست؟
علت گرایش نزدیک به 100 میلیون نفر در دنیا به این نوع از کار چیست؟ علت عضویت روزانه 70 هزار نفر در دنیا در این شرکت ها چیست؟ بزرگان این صنعت چه کسانی هستند؟ تاریخچه این کسب و کار در کشور ما چیست؟ علت گرایش زیاد زنان به این نوع از کار چیست؟ آزادی زمان چیست؟ آزادی مالی چیست؟ نقش فروش مستقیم و بازاریابی شبکه ای در پیشرفت کشورها چیست؟ تقویت نظام توزیع از طریق بازاریابی شبکه ای چگونه اتفاق می افتد؟ تقویت تولید چه رابطه ای با بازاریابی شبکه ای دارد؟ بهترین نوع حضور در بازاریابی شبکه ای چیست؟ بازاریابی شبکه ای برای کیست؟ و…..
شرکت من چیست؟
آیا دلایل خود برای انتخاب شرکتتان را می دانید؟ چشم انداز آن چیست؟ چه ماموریتی برای خود برگزیده است؟ کالاهای آن دارای چه ویژگی هایی است؟ راهکار و ابزارآلات آموزشی آن چیست؟ طرح درآمدزایی آن از چه قاعده ای پیروی می کند؟ از چه سیستم مدیریتی پیروی می کند؟ راهکارهای آن برای گسترش جغرافیایی شبکه چیست؟ نگرش قالب بر شبکه چیست؟ سمینارها و برنامه های آموزشی آن چیست؟ و….
راهکار من برای پیشرفت در این شرکت و صنعت چیست؟
اهداف من چیست؟ چارچوب ذهنی من چگونه است؟ میزان تعهد من چه قدر است؟ نقش خرده فروشی در پیشبرد این کار چیست؟ مشتریان وفادار محصولات من چه سانی هستند؟ نقش عضوگیری در گسترش میزان فروش چیست؟ بهترین استراتژی انجام این کار چیست؟ درصد موفقیت افراد در این کار چه قدر است؟ موفقیت در این کسب و کار تابع چه عواملی است؟ برنامه های جمعی من برای برقراری شبه ای منسجم چیست؟ و…..
شیرین ترین نکته این کسب و کار از دیدگاه من آزادی عمل و انتخاب در این صنعت است. زیرا که در این صنعت شما تبدیل به نیروی کارآفرینی می شوید که خود می توانید با برنامه ها و اهداف خود شبکه ای منسجم از فروش را بسازید که با انجام کسب و کاری طبیعی به پیش می رود و هر کس می خواهد تبدیل به نیرویی کارآفرین شود جذب شما می شود. کارآفرینی مهارت جامعه مدرن امروزی است. در بازاریابی شبکه ای می توان با ارائه طرح ها و برنامه های آموزشی از انسان ها نیروهای کارآفرینی ساخت که بتوانند در جامعه مدرن امروزی گلیم خود را از آب بیرون بکشند. شاید عصر کنونی را بتوان عصر از بین رفتن شغل ها نامید. در عصر از بین رفتن شغل ها آنهایی پیروزند که به مهارت کارآفرینی دست یافته باشند. انسان کارآفرین انسانی است که خلق می کند. انسانی است که با مهارت های خود که ناشی از افزایش هوش هیجانی اوست میتواند فکر کند، عمل کند و خلق کند و چه زیبا که در تجارتی طبیعی آنگاه که خلق می کند به انسانی دیگر هم فایده می رساند. پاداش در بازاریابی شبکه ای بابت موفق کردن دیگران است.
هنگامی که شرکت ده ساله بازاریابی شبکه ای به نام Excel Communications در نوامبر 2004 ورشکست شد سیستم حسابرسی از شرکت گزارش داد که در اکتبر 2004 این شرکت 106426 نماینده مستقل فروش واجد شرایط دریافت پاداش داشته است. که از این میان پورسانت 64967 نفر از آنها “بد نبوده است” و این “بد نبوده است” این طور معنی شد که 63733 نفر (98%) از این افراد درآمدی کمتر از 100$ در آن ماه داشته اند و فقط کسری از یک درصد این افراد (99 نفر از 63733 نفر) پورسانتی بیش از 1000$ درآن ماه داشته اند.
پس چرا مردم در این کار مانده اند؟ پاسخ در چیزی فراتر از پول نهفته است!
اکثر مشتریان احتمالی که با جوسازی های درآمد میلیونی به این تجارت آمده اند بعد از مدتی این کار را رها کرده اند چون در عمل به نتیجه ای نرسیده اند. این افراد شکست خورده نیستند. بلکه به آن چیزی که به آنها قول داده شده بود دست نیافته اند. به هر حال درصد کمی می مانند. اما چرا این افراد وفادارانه ادامه می دهند در حالی که درآمد زیادی کسب نمی کنند؟
دلایل همان دلایل مردم بسیاری است که می خواهند کارآفرین شوند.
@VisionTeam
👍1
#هفت قانون طلاییNLP برای موفقیت
🌺🍃 قانون اعتقادات
به هر چیز که اعتقاد داشته باشید چه درست چه نادرست، بر قسمت نیمههوشیار ذهن تأثیر میگذارد و با دقتی حیرت آور به عینیت در میآید. هر امر باید ابتدا در غالب اعتقاد درآید تا به آن عمل شود.
🌺🍃 قانون انتظارات
هر آنچه که انتظارش را میکشید به سرتان میآید. مثلاً اگر انتظار یک زندگی خوب و موفق را میکشید، همان را خواهید داشت و برعکس. پس اگر هر عملی که انجام دهید از آن انتظار مثبت داشته باشید، نتیجه مثبت خواهید گرفت. حتماً تأثیر این قانون را در زندگی روزمره زیاد دیدهاید.
🌺🍃 قانون جاذبه
منفیها، منفیها را جذب میکنند و مثبت ها، مثبتها را. افراد با ذهنیت منفی، اشخاص منفی را جذب میکنند و برعکس، افراد با ذهنیت مثبت، اشخاص پر انرژی و مثبتاندیش را.
🌺🍃قانون جانشینی
ذهن نیمههوشیار در یک لحظه میتواند فقط به یک وجه از قضیه فکر کند (مثبت یا منفی). یعنی زمانی که میخواهیم به جنبه مثبت کاری فکر کنیم قادر نیستیم در همان لحظه جوانب منفی آن را هم بسنجیم. مگر آنکه جنبه منفی جانشین وجه مثبت شود.
🌺🍃 قانون کارما
آدمی تنها آنچه را که میدهد باز میستاند. بازی زندگی، بازی بومرنگ هاست. پندار و کردار و گفتار انسان دیر یا زود با دقتی حیرت انگیز به خود او باز میگردد.
کارما واژهای است سانسکریت به معنای «بازگشت». آنچه که آدمی بکارد، همان را درو خواهد کرد. بسیاری از مردم از این واقعیت غافلند که هدیه دادن نوعی سرمایه گذاری است و اندوختن از سر حرص و احتکار جز تنگدستی عاقبتی ندارد.
🌺🍃 قانون بخشایش
این قانون میگوید خطاهای خود و دیگران را فراموش کنید و ببخشید. فراموش کردن خطاهای خود این حسن را دارد که تصویر ذهنی شخص از خود، مخدوش نمیشود.
هر اندیشهی خشک و محدودکنندهای مثل مقصر دانستن خود، یا کینه و ناراحتی داشتن از دیگران بر ذهن نیمههوشیار اثر گذاشته، مانع پیشرفت میشود.
🌺🍃قانون پرهیز از تردید و هراس
جز تردید و هراس هیچ چیز نمیتواند میان انسان و آرمانهایش فاصله ایجاد کند. اگر انسان بدون دلهره، برای تحقق آرزوهایش تلاش کند، بیدرنگ برآورده خواهد شد.
ترس، دشمن بزرگ بشر است. ترس از تنگدستی، ترس از بدبختی، ترس از شکست، ترس از بیماری، ترس از دست دادن و …
@VisionTeam
🌺🍃 قانون اعتقادات
به هر چیز که اعتقاد داشته باشید چه درست چه نادرست، بر قسمت نیمههوشیار ذهن تأثیر میگذارد و با دقتی حیرت آور به عینیت در میآید. هر امر باید ابتدا در غالب اعتقاد درآید تا به آن عمل شود.
🌺🍃 قانون انتظارات
هر آنچه که انتظارش را میکشید به سرتان میآید. مثلاً اگر انتظار یک زندگی خوب و موفق را میکشید، همان را خواهید داشت و برعکس. پس اگر هر عملی که انجام دهید از آن انتظار مثبت داشته باشید، نتیجه مثبت خواهید گرفت. حتماً تأثیر این قانون را در زندگی روزمره زیاد دیدهاید.
🌺🍃 قانون جاذبه
منفیها، منفیها را جذب میکنند و مثبت ها، مثبتها را. افراد با ذهنیت منفی، اشخاص منفی را جذب میکنند و برعکس، افراد با ذهنیت مثبت، اشخاص پر انرژی و مثبتاندیش را.
🌺🍃قانون جانشینی
ذهن نیمههوشیار در یک لحظه میتواند فقط به یک وجه از قضیه فکر کند (مثبت یا منفی). یعنی زمانی که میخواهیم به جنبه مثبت کاری فکر کنیم قادر نیستیم در همان لحظه جوانب منفی آن را هم بسنجیم. مگر آنکه جنبه منفی جانشین وجه مثبت شود.
🌺🍃 قانون کارما
آدمی تنها آنچه را که میدهد باز میستاند. بازی زندگی، بازی بومرنگ هاست. پندار و کردار و گفتار انسان دیر یا زود با دقتی حیرت انگیز به خود او باز میگردد.
کارما واژهای است سانسکریت به معنای «بازگشت». آنچه که آدمی بکارد، همان را درو خواهد کرد. بسیاری از مردم از این واقعیت غافلند که هدیه دادن نوعی سرمایه گذاری است و اندوختن از سر حرص و احتکار جز تنگدستی عاقبتی ندارد.
🌺🍃 قانون بخشایش
این قانون میگوید خطاهای خود و دیگران را فراموش کنید و ببخشید. فراموش کردن خطاهای خود این حسن را دارد که تصویر ذهنی شخص از خود، مخدوش نمیشود.
هر اندیشهی خشک و محدودکنندهای مثل مقصر دانستن خود، یا کینه و ناراحتی داشتن از دیگران بر ذهن نیمههوشیار اثر گذاشته، مانع پیشرفت میشود.
🌺🍃قانون پرهیز از تردید و هراس
جز تردید و هراس هیچ چیز نمیتواند میان انسان و آرمانهایش فاصله ایجاد کند. اگر انسان بدون دلهره، برای تحقق آرزوهایش تلاش کند، بیدرنگ برآورده خواهد شد.
ترس، دشمن بزرگ بشر است. ترس از تنگدستی، ترس از بدبختی، ترس از شکست، ترس از بیماری، ترس از دست دادن و …
@VisionTeam
👍1
#دلایل پیوستن افراد به بازاریابی شبکه ای
قسمت اول:
کسب درآمد اضافی :
حتی در کشورهایی که به لحاظ اقتصادی قوی هستند بسیاری از مردم نیازمند درآمد اضافی میباشند. تاد اسمیت ،باز اریاب شبکه Rexall Show case Internatioanl که فروشنده انواع محصولات بهداشتی و غذایی است میگوید که : بیشتر مردم به علت بالا بودن هزینه ها ،در پایان ماه چیزی برایشان باقی نمانده که خرج بسیار دیگری از هزینه ها را پرداخت کنند و از آنجا که شغل تمام وقت جوابگوی تمام نیازشان نیست، در کنار آن به کسب و کار پاره وقت می پردازند. بازار یابی شبکه ای به علت پایین بودن ریسک، عدم نیاز به سرمایه گذاری و پتانسیل درآمد بالایش همیشه مورد توجه این دسته از افراد قرار گرفته است.
رضایت شغلی :
طبیعت انسان به گونه ای است که هم از فعالیتی که خوشایندش نباشد فرار میکند و هم به دنبال پول است. بسیاری معتقدند که در بازاریابی شبکه ای سالم افراد به هر 2 این خواسته ها میرسند. گذشتن از هر دو خواسته در کنار هم کار سختی است. کلی داوند اهل هاوایی میگوید : در غیر از این حرفه کجا میتوان شغلی را تصور کرد که در ازای کمک به عرضه کالا ها و خدمات بیش از آنچه توقع دارید به شما برگرداند؟ او و شوهرش که هر دو نظامی هستند در شرکت enviro – tech به کار بازاریابی مشغولند و درآمدشان را مدیون محصولی هستند که بدون نیاز به آب اتومبیل ها را میشوید.
وقت :
به این علت که این حرفه مکان ثابت و مشخص برای فعالیت فرد ندارد و یک شغل خانگی محسوب میشود و با کار کردن در خانه میتوان بیش از میزان لازم وقت داشت و دیگر نیاز به رفت و آمد بین خانه و محل کار نیست. طبق نظر سنجی های مجلهمانی 64 درصد آمریکایی ها و 68% زنان در این نظر سنجی گفته اند که اگر قرار باشد بین پول و وقت بیشتر یکی را انتخاب کنند ، وقت را انتخاب میکنند. مجله سبک زندگی با فروش مستقیم چند سطحی در اظهار نظری راجع به این نظر سنجی گفته است که این میل شدید به کسب وقت بیشتر ممکن است به نحو روز افزونی کارگران ناراضی را به بازاریابی شبکه ای سوق دهد.
کالا و خدمات :
کالا و خدمات ارائه شده در این تجارت جذابند و مردم را به این حرفه جذب میکنند. غالبا در فروش مستقیم چند سطحی کالاها و خدمات جدید به مردم ارائه میشود. نمونه بارزش کارت های تلفن است . همانطور که میدانیم میتوان این کارتها را با قیمت مناسب از فروشگاه ها تهیه کرد . این کارت ها را فروشندگان این حرفه وارد بازار کرده اند. هیلتون جانسون میگوید: مردم تجربه خوبی از محصولاتی دارند که ابتدا از طریق فروش مستقیم چند سطحی معرفی شده است و نهایتا شیفته آن میشوند. آنها میتوانند همه را از تجربه شان آگاه کنند و در طی این کار تجارتشان را هم میسازند.
میل به تشویق شدن و مورد قدردانی قرار گرفتن :
میل به تشویق شدن و مورد قدردانی قرار گرفتن یکی از بزرگترین دلایل ترغیب کننده ای است که مردم را به بازاریابی شبکه ای سوق میدهد و وقتی مردم با وجود کار طاقت فرسایی که میکنند از انها قدردانی نمیکنند به دنبال کار دیگری میروند که این نیاز را برآورده سازد.بازاریابی شبکه ای به خوبی به این نیاز پاسخ میدهد و از افراد قدردانی میکند. به همین دلیل است که شرکتهای فروش مستقیم چند سطحی جلسات سالانه برگزار میکنند تا از توزیع کنندگانشان در مراسم عمومی قدردانی کنند.
رشد شخصی :
عامل انگیزه بخش دیگر که افراد را به سمت این حرفه می کشاند، رشد شخصی می باشد. تجربه نشان داده که افراد برای کسب موفقیت در این حرفه نیاز به افزایش توانایی فردی و رشد شخصی دارند. افزایش روابط با دیگران ، بهبود روابط اجتماعی و افزایش مهارتها از مواردی هستند که افراد نیاز به کسب آن در این حرفه دارند. افرادی که اعتماد به نفس بالایی دارند معمولا برای پیوستن به این حرفه تقلای چندانی نمیکنند، این قبیل افراد در حقیقت شالوده لازم برای فروش مستقیم چند سطحی یعنی همان عزت نفس را در خود دارند و هر چه موفقیت کسب میکنند ، عزت نفسشان هم بالاتر است.
درآمد انفعالی یا پس مانده :
توانایی ایجاد یک درآمد انفعالی در فروش مستقیم چند سطحی از عوامل دیگر در جهت جذب افراد میباشد. به علت توانایی افراد در ایجاد یک سازمان فروش که محدودیتی در مقدار فروش آن وجود ندارد. افراد قادر به کسب این درآمد میباشد بدین معنی که هرچه قدر گستره سازمان فروش بزرگتر باشد محصول بیشتری در آن به فروش میرسد و فرد درآمد بیشتری کسب میکند.
@VisionTeam
قسمت اول:
کسب درآمد اضافی :
حتی در کشورهایی که به لحاظ اقتصادی قوی هستند بسیاری از مردم نیازمند درآمد اضافی میباشند. تاد اسمیت ،باز اریاب شبکه Rexall Show case Internatioanl که فروشنده انواع محصولات بهداشتی و غذایی است میگوید که : بیشتر مردم به علت بالا بودن هزینه ها ،در پایان ماه چیزی برایشان باقی نمانده که خرج بسیار دیگری از هزینه ها را پرداخت کنند و از آنجا که شغل تمام وقت جوابگوی تمام نیازشان نیست، در کنار آن به کسب و کار پاره وقت می پردازند. بازار یابی شبکه ای به علت پایین بودن ریسک، عدم نیاز به سرمایه گذاری و پتانسیل درآمد بالایش همیشه مورد توجه این دسته از افراد قرار گرفته است.
رضایت شغلی :
طبیعت انسان به گونه ای است که هم از فعالیتی که خوشایندش نباشد فرار میکند و هم به دنبال پول است. بسیاری معتقدند که در بازاریابی شبکه ای سالم افراد به هر 2 این خواسته ها میرسند. گذشتن از هر دو خواسته در کنار هم کار سختی است. کلی داوند اهل هاوایی میگوید : در غیر از این حرفه کجا میتوان شغلی را تصور کرد که در ازای کمک به عرضه کالا ها و خدمات بیش از آنچه توقع دارید به شما برگرداند؟ او و شوهرش که هر دو نظامی هستند در شرکت enviro – tech به کار بازاریابی مشغولند و درآمدشان را مدیون محصولی هستند که بدون نیاز به آب اتومبیل ها را میشوید.
وقت :
به این علت که این حرفه مکان ثابت و مشخص برای فعالیت فرد ندارد و یک شغل خانگی محسوب میشود و با کار کردن در خانه میتوان بیش از میزان لازم وقت داشت و دیگر نیاز به رفت و آمد بین خانه و محل کار نیست. طبق نظر سنجی های مجلهمانی 64 درصد آمریکایی ها و 68% زنان در این نظر سنجی گفته اند که اگر قرار باشد بین پول و وقت بیشتر یکی را انتخاب کنند ، وقت را انتخاب میکنند. مجله سبک زندگی با فروش مستقیم چند سطحی در اظهار نظری راجع به این نظر سنجی گفته است که این میل شدید به کسب وقت بیشتر ممکن است به نحو روز افزونی کارگران ناراضی را به بازاریابی شبکه ای سوق دهد.
کالا و خدمات :
کالا و خدمات ارائه شده در این تجارت جذابند و مردم را به این حرفه جذب میکنند. غالبا در فروش مستقیم چند سطحی کالاها و خدمات جدید به مردم ارائه میشود. نمونه بارزش کارت های تلفن است . همانطور که میدانیم میتوان این کارتها را با قیمت مناسب از فروشگاه ها تهیه کرد . این کارت ها را فروشندگان این حرفه وارد بازار کرده اند. هیلتون جانسون میگوید: مردم تجربه خوبی از محصولاتی دارند که ابتدا از طریق فروش مستقیم چند سطحی معرفی شده است و نهایتا شیفته آن میشوند. آنها میتوانند همه را از تجربه شان آگاه کنند و در طی این کار تجارتشان را هم میسازند.
میل به تشویق شدن و مورد قدردانی قرار گرفتن :
میل به تشویق شدن و مورد قدردانی قرار گرفتن یکی از بزرگترین دلایل ترغیب کننده ای است که مردم را به بازاریابی شبکه ای سوق میدهد و وقتی مردم با وجود کار طاقت فرسایی که میکنند از انها قدردانی نمیکنند به دنبال کار دیگری میروند که این نیاز را برآورده سازد.بازاریابی شبکه ای به خوبی به این نیاز پاسخ میدهد و از افراد قدردانی میکند. به همین دلیل است که شرکتهای فروش مستقیم چند سطحی جلسات سالانه برگزار میکنند تا از توزیع کنندگانشان در مراسم عمومی قدردانی کنند.
رشد شخصی :
عامل انگیزه بخش دیگر که افراد را به سمت این حرفه می کشاند، رشد شخصی می باشد. تجربه نشان داده که افراد برای کسب موفقیت در این حرفه نیاز به افزایش توانایی فردی و رشد شخصی دارند. افزایش روابط با دیگران ، بهبود روابط اجتماعی و افزایش مهارتها از مواردی هستند که افراد نیاز به کسب آن در این حرفه دارند. افرادی که اعتماد به نفس بالایی دارند معمولا برای پیوستن به این حرفه تقلای چندانی نمیکنند، این قبیل افراد در حقیقت شالوده لازم برای فروش مستقیم چند سطحی یعنی همان عزت نفس را در خود دارند و هر چه موفقیت کسب میکنند ، عزت نفسشان هم بالاتر است.
درآمد انفعالی یا پس مانده :
توانایی ایجاد یک درآمد انفعالی در فروش مستقیم چند سطحی از عوامل دیگر در جهت جذب افراد میباشد. به علت توانایی افراد در ایجاد یک سازمان فروش که محدودیتی در مقدار فروش آن وجود ندارد. افراد قادر به کسب این درآمد میباشد بدین معنی که هرچه قدر گستره سازمان فروش بزرگتر باشد محصول بیشتری در آن به فروش میرسد و فرد درآمد بیشتری کسب میکند.
@VisionTeam
دلایل پیوستن افراد به بازاریابی شبکه ای
قسمت دوم
عوامل دیگر :
در اواخر دهه 1960 در آمریکا ترکیبی از عوامل اقتصادی و اجتماعی دست به دست هم دادند تا در مقایسه با قبل از آن، زنان بیشتری به سر کار بروند بعضی از آنها به دلایل علاقه شخصی و بعضی دیگر به دلیل نیاز خانواده شان به یک درآمد اضافه در دهه 1970 و دهه های بعد از آن در آمریکا بسیاری از این زنان هنگامی که از فرصت ارتقا یافتن به مناصب اجرایی محروم ماندند از مشاغل دولتی کناره گرفتند. از آنجایی که تعدادی از همدردان این کارمندان ناراضی در جست و جوی شغلی جدید ،بازاریابی شبکه ای را انتخاب کرده بودند. بدین ترتیب به یکباره زنان و مردان سطح بالای جامعه دریافتند که میتوانند پول اضافی مورد نیازشان را در این تجارت بدست آورند یا حتی در مقام یک فروشنده میتوانند به لحاظ درآمدی از شغل قبلی خود پیشی بگیرند. بنا به دلایل مختلف از جمله رکود اقتصادی را به هزار و یک دلیل دیگر میتوانند عزر فرد را در یک شرکت بخواهند. اما در این حرفه حتی اگر از افراد دیگر هم بیشتر درآمد کسب کنید هیچ مشکلی پیش نمیآید. اینها دلایلی هستند که منجر به جذب افراد به سمت این حرفه میشود .
همانطور که در بالا اشاره شد موارد ذکر شده از دید بسیاری از تحلیل گران از دلایل اصلی پیوستن افراد به این حرفه می باشد.
اما در کشور ایران به دلیل عدم وجود بستر لازم و سالم و حضور شرکت های ناسالم این عوامل به بیراهه رفته اند و به دلیل عدم توانایی مردم در تشخیص شرکت های سالم از نا سالم ، دلیل آنها از پیوستن به این گونه شرکت ها ، کسب پول و ثروت در کمترین زمان ممکن و به قول معروف راه یک شبکه پولدار شدن میباشد. قابل ذکر است ،همین گرایشات برای پوستن به یک شرکت خود میتواند مبنای تشخیص شرکت های سالم و ناسالم از همدیگر باشد. بدین صورت که اگر دلیل پیوستن شمار زیادی از افراد به یک شرکت کسب درآمد باشد خود دلیلی بر وجود اشکال در فعالیت شرکت میباشد. تمامی موارد ذکر شده در بالا در صورت وجود شرکت های سالم ایجاد میشود و دلایل مردم برای پیوستن به این حرفه به موارد ذکر شده سوق پیدا میکند. تهدیدی که شرکتهای ناسالم در همین راستا ایجاد میکنند درست بر خلاف دلایل ذکر شده میباشد و کشور ما نیز به علت فعالیت گسترده شرکت های هرمی نمونه بسیار خوبی برای اینگونه گرایشات منحرف شده میباشد. بر اساس آمار و گزارش های موجود در این زمینه طرح های ناسالم در ایران نه تنها منجر به کسب درآمد اضافی برای مردم نشده است بلکه سرمایه بسیاری از افراد را بدون داشتن هیچ گونه بازدهی در این راه هدر داده است. در زمینه رضایت شغلی 99% افرادی که در این حرفه به صورت ناسالم مشغول به فعالیت بوده اند هیچ گونه رضایت خاطر به جز از دست دادن سرمایه و وقت برایشان در بر نداشته است. مساله مهم دیگر فارغ از کسب درآمد ،رشد شخصی است که در کشور ما نشانداده شده است که بیش از 95% افراد که در شرکت های ناسالم فعالیت میکردند نه تنها رشد شخصی نداشته اند و مهارتی در این راستا کسب نکرده اند بلکه بعد از دست کشیدن از این کار به علت تغییر چارچوب ذهنی در یک بستر ناسالم و به عنوان فردی مخرب در جامعه فعالیت روزمره و زندگی خود را در پیش میگیرند. در کشور ما به علت فعالیت گسترده شرکت های هرمی ، موارد ذکر شده ملاک افراد برای گرایش قرار نمیگرد و عواملی همچون “یک شبه پولدار شدن” ملاک افراد قرار میگیرد.
@VisionTeam
قسمت دوم
عوامل دیگر :
در اواخر دهه 1960 در آمریکا ترکیبی از عوامل اقتصادی و اجتماعی دست به دست هم دادند تا در مقایسه با قبل از آن، زنان بیشتری به سر کار بروند بعضی از آنها به دلایل علاقه شخصی و بعضی دیگر به دلیل نیاز خانواده شان به یک درآمد اضافه در دهه 1970 و دهه های بعد از آن در آمریکا بسیاری از این زنان هنگامی که از فرصت ارتقا یافتن به مناصب اجرایی محروم ماندند از مشاغل دولتی کناره گرفتند. از آنجایی که تعدادی از همدردان این کارمندان ناراضی در جست و جوی شغلی جدید ،بازاریابی شبکه ای را انتخاب کرده بودند. بدین ترتیب به یکباره زنان و مردان سطح بالای جامعه دریافتند که میتوانند پول اضافی مورد نیازشان را در این تجارت بدست آورند یا حتی در مقام یک فروشنده میتوانند به لحاظ درآمدی از شغل قبلی خود پیشی بگیرند. بنا به دلایل مختلف از جمله رکود اقتصادی را به هزار و یک دلیل دیگر میتوانند عزر فرد را در یک شرکت بخواهند. اما در این حرفه حتی اگر از افراد دیگر هم بیشتر درآمد کسب کنید هیچ مشکلی پیش نمیآید. اینها دلایلی هستند که منجر به جذب افراد به سمت این حرفه میشود .
همانطور که در بالا اشاره شد موارد ذکر شده از دید بسیاری از تحلیل گران از دلایل اصلی پیوستن افراد به این حرفه می باشد.
اما در کشور ایران به دلیل عدم وجود بستر لازم و سالم و حضور شرکت های ناسالم این عوامل به بیراهه رفته اند و به دلیل عدم توانایی مردم در تشخیص شرکت های سالم از نا سالم ، دلیل آنها از پیوستن به این گونه شرکت ها ، کسب پول و ثروت در کمترین زمان ممکن و به قول معروف راه یک شبکه پولدار شدن میباشد. قابل ذکر است ،همین گرایشات برای پوستن به یک شرکت خود میتواند مبنای تشخیص شرکت های سالم و ناسالم از همدیگر باشد. بدین صورت که اگر دلیل پیوستن شمار زیادی از افراد به یک شرکت کسب درآمد باشد خود دلیلی بر وجود اشکال در فعالیت شرکت میباشد. تمامی موارد ذکر شده در بالا در صورت وجود شرکت های سالم ایجاد میشود و دلایل مردم برای پیوستن به این حرفه به موارد ذکر شده سوق پیدا میکند. تهدیدی که شرکتهای ناسالم در همین راستا ایجاد میکنند درست بر خلاف دلایل ذکر شده میباشد و کشور ما نیز به علت فعالیت گسترده شرکت های هرمی نمونه بسیار خوبی برای اینگونه گرایشات منحرف شده میباشد. بر اساس آمار و گزارش های موجود در این زمینه طرح های ناسالم در ایران نه تنها منجر به کسب درآمد اضافی برای مردم نشده است بلکه سرمایه بسیاری از افراد را بدون داشتن هیچ گونه بازدهی در این راه هدر داده است. در زمینه رضایت شغلی 99% افرادی که در این حرفه به صورت ناسالم مشغول به فعالیت بوده اند هیچ گونه رضایت خاطر به جز از دست دادن سرمایه و وقت برایشان در بر نداشته است. مساله مهم دیگر فارغ از کسب درآمد ،رشد شخصی است که در کشور ما نشانداده شده است که بیش از 95% افراد که در شرکت های ناسالم فعالیت میکردند نه تنها رشد شخصی نداشته اند و مهارتی در این راستا کسب نکرده اند بلکه بعد از دست کشیدن از این کار به علت تغییر چارچوب ذهنی در یک بستر ناسالم و به عنوان فردی مخرب در جامعه فعالیت روزمره و زندگی خود را در پیش میگیرند. در کشور ما به علت فعالیت گسترده شرکت های هرمی ، موارد ذکر شده ملاک افراد برای گرایش قرار نمیگرد و عواملی همچون “یک شبه پولدار شدن” ملاک افراد قرار میگیرد.
@VisionTeam
#پارادیم شیفت :
باید عملی بشه اول باید شغل وتجارت رابشناسی و بدانی یک شغل وبهش احترام بگذاری وارزش قایل شوی خیلی زیاد وبا ذهنیت قوی باید بپذیری ،،،، اگرها و چهار چوب ها ذهنی را تغییر بده ،،، باورهای غلط در مورد پول رو تغییر بده ،،،تو به دنیا اومدی که کارنامه ای از خودت بجا بذاری نیومدی عادی زندگی کنی ،،،من میخوام رشد کنم تا بدست بیاورم پس چهار چوب ذهنی غلط را خالی کن ظرف ذهنی خالی ....باورهای جدید جایگزین کن ،،،،حالا چطور ظرف ذهنی را پرکنیم ؟؟
اول : لیدر و افراد با تجربه
دوم : کتاب وسی دی اموزشی
سوم : سمینارها وجلسات اموزشی و هفتگی
در اخر پارادیم شیفت یعنی تغییر الگوی ذهنی تا خودت نخوای هیچ چیز تغییر نمیکنه .....
@Visionteam
باید عملی بشه اول باید شغل وتجارت رابشناسی و بدانی یک شغل وبهش احترام بگذاری وارزش قایل شوی خیلی زیاد وبا ذهنیت قوی باید بپذیری ،،،، اگرها و چهار چوب ها ذهنی را تغییر بده ،،، باورهای غلط در مورد پول رو تغییر بده ،،،تو به دنیا اومدی که کارنامه ای از خودت بجا بذاری نیومدی عادی زندگی کنی ،،،من میخوام رشد کنم تا بدست بیاورم پس چهار چوب ذهنی غلط را خالی کن ظرف ذهنی خالی ....باورهای جدید جایگزین کن ،،،،حالا چطور ظرف ذهنی را پرکنیم ؟؟
اول : لیدر و افراد با تجربه
دوم : کتاب وسی دی اموزشی
سوم : سمینارها وجلسات اموزشی و هفتگی
در اخر پارادیم شیفت یعنی تغییر الگوی ذهنی تا خودت نخوای هیچ چیز تغییر نمیکنه .....
@Visionteam
۲۲# نکته از کتاب میلتون فاگ
۱-با همه خوش برخورد باش
۲-بنشینیم و ببینیم که موفقیت برای ما چه معنی میدهد ( با این کار بهتر میتوانیم آینده نگری کنیم و مشکلات را حل کنیم )
۳-انگیزه شما از زندگی چیست ؟ ( زندگی بی انگیزه بی معنی است )
۴- از هر جمله مثبت یک مصرف کننده ، 11 نکته منفی از طرف افراد گفته میشود ( مردم همیشه از انتقاد کردن لذت میبرند پس منتظر موجهای منفی باشیم )
۵- همه ما که در شبکه های مختلف مشغول فعالیت هستیم نسبت به کل صنعتی که آن را ارائه میکنیم مسئولیم .
۶- اگر تمرکز خود را از روی شخص خود به چیزی بزرگتر معطوف کنیم ، آنگاه مشکلات بزرگ همگی کوچک خواهند شد.( وقتی به قله کوه نگاه میکنی تپه ها دیگر به نظر نمی آیند )
7- هدفی بزرگتر از خودت داشته باش و هر چه هدفت بزرگتر باشد ، بسیاری از چیزها کوچک خواهند شد .
8-در این کار مهم این است که قابل همانند سازی باشی .( ماهی گرفتن را یاد دهیم نه ماهی را)
9-داشتن اطلاعات بصورت کلی باعث موفقیت نمیشود بلکه باید تمرین کرد و با تمرین به آن رسید.( اینکه بدانیم چگونه و با چه زاویه ای باید به توپ ضربه بزنیم تا در گل قرار گیرد فقط تئوری است باید بارها و بارها تمرین کرد تا موفق به زدن ضربه به بهترین وجه شد )
10-در مورد اشتباهات دیگران از خود اشخاص بپرس ( با این کار بجای اینکه جوابی آماده را به او بدهی باعث میشوی که خود او با استدلال خودش و با تفکر خودش پی به اشتباهش ببرد )
11-درباره خیلی از اتفاقات نباید احساسم مرا کنترل کند ، بهتر است تنها روی این تمرکز کنم که چه اتفاقی افتاده و برای این اتفاق کاری انجام دهم .( بهترین راه بعد از هر اتفاقی بررسی دقیق آن و مشخص کردن دلایل آن میباشد)
12- سه چیز برای پیروزی کافیست ، نتیجه داشتن ، آموختن ، لذت بردن
13- معنای واقعی تجارت شبکه ای این است : همیشه روی نتیجه نباید تمرکز کنی چه در برخورد با خودت و چه در برخورد با افرادی که در گروهت هستند .
14- تو کیستی ؟ من مجموع همه تجربیاتی هستم که تا بحال داشته و همه فکرهایی که درباره این تجربیات کرده ام ، همچنین همه چیزهایی که هر کس تا بحال درباره من گفته است.
15- رنج آور بودن یا هرچیزی دیگر بودن قابل تغییر است ، در صورتی که ما ذهن مان را معطوف آن کنیم .( هر چیزی ممکن است فقط اگر بخواهیم )
16- تمام تلاشتان را متمرکز بر رشد کسانی کنید که به این کار متعهد شده اند.( ما در این کار یک جنسی را میخریم و بعد از خرید حق بازاریابی به ما تعلق میگیرد حال اگر خواستیم از این حق استفاده کنیم که میتوانیم با استفاده از آموزشها وتجربیات بالاسری ها در آن موفق شویم وگر نه هیچ اجباری برای بازاریابی در این کار وجود ندارد بنابراین مشخص میشود که خیلی از افرادی که وارد این مجموعه میشوند به دلایل شخصی از فعالیت در این کار باز می ایستند و شما هر چه نیرو بگذارید چون آنها خود نمیخواهند موفق نمیشوند پس بیایید نیرویتان را صرف کسانی کنید که به این کار متعهد شده اند)
17-سرایداری بهترین تمرین برای راهبری در تجارت شبکه ای است ، همه تجارت شبکه ای یعنی پذیرفتن مسئولیت مردم.( شما در این کار درباره هر کسی که وارد میکنید مسئولید که تمامی آموزشها را بدهید و تا میتوانید او را پیگیری کنید)
18-عادات باور شده من بر مهارتم در تعیین اهدافم به صورت واقعی تاثیر میگذارد ، عاداتی که من الآن دارم یا این که دست کم تا به حال داشته ام من را به جایی که الآن هستم رسانده است ، پس باید روی آنها کاری کنم زیرا من در جایگاهی که میخواهم باشم نیستم ، پس گام اول متعادل کردن ترازوست .
19-برای امکاناتی که در اختیار ماست ارزش قائل باشیم .
20-به دیگران آموزش بده که به دیگران آموزش بدهند ، چیزی که به آن میرسی موفقیت طولانی تر ، راهبران بیشتر و فرهنگ راهبری بیشتر در مجموعه است چیزی که باعث خلاقیت و استحکام بیشتر میشود.
21- اگر من میتوانم انجامش دهم ، اگر میتوانم موفق شوم پس شما هم میتوانید حرکت کنید ، باورتان را تغییر دهید ، فقط بدانید که میتوانید رویاهایتان را زنده کنید .
22-چیزی که ذهن آنرا باور کند ، تو میتوانی آنرا بدست آوری.
💠 ما میتونیم ...
@VisionTeam
۱-با همه خوش برخورد باش
۲-بنشینیم و ببینیم که موفقیت برای ما چه معنی میدهد ( با این کار بهتر میتوانیم آینده نگری کنیم و مشکلات را حل کنیم )
۳-انگیزه شما از زندگی چیست ؟ ( زندگی بی انگیزه بی معنی است )
۴- از هر جمله مثبت یک مصرف کننده ، 11 نکته منفی از طرف افراد گفته میشود ( مردم همیشه از انتقاد کردن لذت میبرند پس منتظر موجهای منفی باشیم )
۵- همه ما که در شبکه های مختلف مشغول فعالیت هستیم نسبت به کل صنعتی که آن را ارائه میکنیم مسئولیم .
۶- اگر تمرکز خود را از روی شخص خود به چیزی بزرگتر معطوف کنیم ، آنگاه مشکلات بزرگ همگی کوچک خواهند شد.( وقتی به قله کوه نگاه میکنی تپه ها دیگر به نظر نمی آیند )
7- هدفی بزرگتر از خودت داشته باش و هر چه هدفت بزرگتر باشد ، بسیاری از چیزها کوچک خواهند شد .
8-در این کار مهم این است که قابل همانند سازی باشی .( ماهی گرفتن را یاد دهیم نه ماهی را)
9-داشتن اطلاعات بصورت کلی باعث موفقیت نمیشود بلکه باید تمرین کرد و با تمرین به آن رسید.( اینکه بدانیم چگونه و با چه زاویه ای باید به توپ ضربه بزنیم تا در گل قرار گیرد فقط تئوری است باید بارها و بارها تمرین کرد تا موفق به زدن ضربه به بهترین وجه شد )
10-در مورد اشتباهات دیگران از خود اشخاص بپرس ( با این کار بجای اینکه جوابی آماده را به او بدهی باعث میشوی که خود او با استدلال خودش و با تفکر خودش پی به اشتباهش ببرد )
11-درباره خیلی از اتفاقات نباید احساسم مرا کنترل کند ، بهتر است تنها روی این تمرکز کنم که چه اتفاقی افتاده و برای این اتفاق کاری انجام دهم .( بهترین راه بعد از هر اتفاقی بررسی دقیق آن و مشخص کردن دلایل آن میباشد)
12- سه چیز برای پیروزی کافیست ، نتیجه داشتن ، آموختن ، لذت بردن
13- معنای واقعی تجارت شبکه ای این است : همیشه روی نتیجه نباید تمرکز کنی چه در برخورد با خودت و چه در برخورد با افرادی که در گروهت هستند .
14- تو کیستی ؟ من مجموع همه تجربیاتی هستم که تا بحال داشته و همه فکرهایی که درباره این تجربیات کرده ام ، همچنین همه چیزهایی که هر کس تا بحال درباره من گفته است.
15- رنج آور بودن یا هرچیزی دیگر بودن قابل تغییر است ، در صورتی که ما ذهن مان را معطوف آن کنیم .( هر چیزی ممکن است فقط اگر بخواهیم )
16- تمام تلاشتان را متمرکز بر رشد کسانی کنید که به این کار متعهد شده اند.( ما در این کار یک جنسی را میخریم و بعد از خرید حق بازاریابی به ما تعلق میگیرد حال اگر خواستیم از این حق استفاده کنیم که میتوانیم با استفاده از آموزشها وتجربیات بالاسری ها در آن موفق شویم وگر نه هیچ اجباری برای بازاریابی در این کار وجود ندارد بنابراین مشخص میشود که خیلی از افرادی که وارد این مجموعه میشوند به دلایل شخصی از فعالیت در این کار باز می ایستند و شما هر چه نیرو بگذارید چون آنها خود نمیخواهند موفق نمیشوند پس بیایید نیرویتان را صرف کسانی کنید که به این کار متعهد شده اند)
17-سرایداری بهترین تمرین برای راهبری در تجارت شبکه ای است ، همه تجارت شبکه ای یعنی پذیرفتن مسئولیت مردم.( شما در این کار درباره هر کسی که وارد میکنید مسئولید که تمامی آموزشها را بدهید و تا میتوانید او را پیگیری کنید)
18-عادات باور شده من بر مهارتم در تعیین اهدافم به صورت واقعی تاثیر میگذارد ، عاداتی که من الآن دارم یا این که دست کم تا به حال داشته ام من را به جایی که الآن هستم رسانده است ، پس باید روی آنها کاری کنم زیرا من در جایگاهی که میخواهم باشم نیستم ، پس گام اول متعادل کردن ترازوست .
19-برای امکاناتی که در اختیار ماست ارزش قائل باشیم .
20-به دیگران آموزش بده که به دیگران آموزش بدهند ، چیزی که به آن میرسی موفقیت طولانی تر ، راهبران بیشتر و فرهنگ راهبری بیشتر در مجموعه است چیزی که باعث خلاقیت و استحکام بیشتر میشود.
21- اگر من میتوانم انجامش دهم ، اگر میتوانم موفق شوم پس شما هم میتوانید حرکت کنید ، باورتان را تغییر دهید ، فقط بدانید که میتوانید رویاهایتان را زنده کنید .
22-چیزی که ذهن آنرا باور کند ، تو میتوانی آنرا بدست آوری.
💠 ما میتونیم ...
@VisionTeam
#پیش داوری در دعوت
⚜⚜⚜⚜⚜⚜⚜⚜⚜⚜⚜⚜
اگه قبل دعوت پیش داوری میکنی حتما بخون...
🔹پولدارترين افراد ليستت رو پرزنت كن؛ اون بزرگ تر از دونالد ترامپ، بيل گيتس، رابرت كيوساكي و بيل كلينتون نيست.
🔹کسي كه عقب مونده ذهني هست رو پرزنت كن شايد اون دكستر ياگر بشه.
🔹كسي كه خلافكار بوده رو پرزنت كن شايد اون رندي گيج باشه.
🔹كسي كه دست فروشه پرزنت كن شايد اون هولتون باگز باشه.
🔹روحاني محلتونو پرزنت كن، شايد اون مارك يارنل باشه.
🔹خانم هاي خانه دار رو پرزنت كن، شايد اونا مِري كريستينسن باشند.
🔹دندون پزشكتو پرزنت كن، شايد اون الهام دِرِك باشه.
🔹لبنياتي محلتونو پرزنت كن، شايد او جيم رُآن باشه.
🔹چاق ترين و فقيرترين آدمي كه مي شناسي پرزنت كن، شايد اون آنتوني رابينز باشه.
🔹مسن ترين آدم ليستتو پرزنت كن، شايد برايان تريسي باشه.
🔹پليسي كه جريمت مي كنه رو پرزنت كن، شايد تيم سلز باشه.
🔹افرادي كه توي باشگاهتون هستند پرزنت كن، شايد اونا يكيشون جيم مِيِر باشه.
🔹همسرتو پرزنت كن شايد رِنه يارنل باشه.
⚜⚜⚜⚜⚜⚜⚜⚜⚜⚜⚜⚜
فرصت تغییر زندگی رو از هیچ کس نگیریم
⚜⚜⚜⚜⚜⚜⚜⚜⚜⚜⚜⚜
خیلی از ما نتورکرها باید موارد بالا رو مث یه تابلو تو ذهنمون قاب کنیم تا هر وقت تو دام پیش داوری افتادیم مث یه تلنگر ما رو نجات بده...
@VisionTeam
⚜⚜⚜⚜⚜⚜⚜⚜⚜⚜⚜⚜
اگه قبل دعوت پیش داوری میکنی حتما بخون...
🔹پولدارترين افراد ليستت رو پرزنت كن؛ اون بزرگ تر از دونالد ترامپ، بيل گيتس، رابرت كيوساكي و بيل كلينتون نيست.
🔹کسي كه عقب مونده ذهني هست رو پرزنت كن شايد اون دكستر ياگر بشه.
🔹كسي كه خلافكار بوده رو پرزنت كن شايد اون رندي گيج باشه.
🔹كسي كه دست فروشه پرزنت كن شايد اون هولتون باگز باشه.
🔹روحاني محلتونو پرزنت كن، شايد اون مارك يارنل باشه.
🔹خانم هاي خانه دار رو پرزنت كن، شايد اونا مِري كريستينسن باشند.
🔹دندون پزشكتو پرزنت كن، شايد اون الهام دِرِك باشه.
🔹لبنياتي محلتونو پرزنت كن، شايد او جيم رُآن باشه.
🔹چاق ترين و فقيرترين آدمي كه مي شناسي پرزنت كن، شايد اون آنتوني رابينز باشه.
🔹مسن ترين آدم ليستتو پرزنت كن، شايد برايان تريسي باشه.
🔹پليسي كه جريمت مي كنه رو پرزنت كن، شايد تيم سلز باشه.
🔹افرادي كه توي باشگاهتون هستند پرزنت كن، شايد اونا يكيشون جيم مِيِر باشه.
🔹همسرتو پرزنت كن شايد رِنه يارنل باشه.
⚜⚜⚜⚜⚜⚜⚜⚜⚜⚜⚜⚜
فرصت تغییر زندگی رو از هیچ کس نگیریم
⚜⚜⚜⚜⚜⚜⚜⚜⚜⚜⚜⚜
خیلی از ما نتورکرها باید موارد بالا رو مث یه تابلو تو ذهنمون قاب کنیم تا هر وقت تو دام پیش داوری افتادیم مث یه تلنگر ما رو نجات بده...
@VisionTeam
#خلاقيت در كسب و كار
📕فردی صاحب یک مغازه کتاب فروشی کوچک بود که در میان دو کتاب فروشی بزرگ و معتبر قرار داشت.
🔋روزی هنگام مراجعه به محل کار خود متوجه تابلو مغازه سمت راستی با عنوان: "فروش عظیم جشن سالگرد، ٥٠٪ تخفیف" شد.
👀 این تابلو حتی از سردرِ مغازه نیز بزرگتر بود و بسیار جلب توجه می کرد.
📚روز بعد مغازه سمت چپی نیز تابلویی با عنوان: "حراج بزرگ، ٦٠٪ تخفیف" نصب نمود و مغازه این شخص در میان این دو بیش از پیش محقر بنظر مى رسید.
📒صاحب این کتاب فروشی کوچک چه کاری مى توانست انجام دهد؟
🏁 تابلویی متفاوت برای خود طراحی نمود و در سردرِ مغازه نصب نمود، رو این تابلو نوشته شده بود:
👈"درب ورودیِ اصلی"👉
از خودتان بپرسيد: من چگونه مى توانم در كسب و كار و فروش محصولات و خدماتم نسبت به رقبا خلاق تر عمل كنم؟
@VisionTeam
📕فردی صاحب یک مغازه کتاب فروشی کوچک بود که در میان دو کتاب فروشی بزرگ و معتبر قرار داشت.
🔋روزی هنگام مراجعه به محل کار خود متوجه تابلو مغازه سمت راستی با عنوان: "فروش عظیم جشن سالگرد، ٥٠٪ تخفیف" شد.
👀 این تابلو حتی از سردرِ مغازه نیز بزرگتر بود و بسیار جلب توجه می کرد.
📚روز بعد مغازه سمت چپی نیز تابلویی با عنوان: "حراج بزرگ، ٦٠٪ تخفیف" نصب نمود و مغازه این شخص در میان این دو بیش از پیش محقر بنظر مى رسید.
📒صاحب این کتاب فروشی کوچک چه کاری مى توانست انجام دهد؟
🏁 تابلویی متفاوت برای خود طراحی نمود و در سردرِ مغازه نصب نمود، رو این تابلو نوشته شده بود:
👈"درب ورودیِ اصلی"👉
از خودتان بپرسيد: من چگونه مى توانم در كسب و كار و فروش محصولات و خدماتم نسبت به رقبا خلاق تر عمل كنم؟
@VisionTeam
فهرست مطالب
#بازاریابی شبکه ای روشی نوین در علم بازاریابی
#تعریف بازاریابی شبکه ای
#انتخاب یک شرکت
#دندانه های کلید موفقیت در نتورک
6#اصل روی ریل ماندن رندی گی
ج
#چرا نوشتن اهداف اینقدر مهم است؟
#اهرم
10#مشخصه اصلی نتورکرها
#تکثیر (duplicate)
#رعایت سلسله مراتب
#تصور غلط
#ویژگی شخصی رهبران لیدرهای بزرگ
#فروش فوق العاده در بازاریابی شبکه ای (11قسمت مهم)
#از کجا شروع کنیم
22#نکته از کتاب میلتون فاگ
#هفت قانون طلاییNLPبرای موفقیت
#دلایل پیوستن افراد به بازاریابی شبکه ای
#پارادایم شیفت
#پیش داوری در دعوت
#خلاقيت در کسب وکار
@VISIONTEAM
#بازاریابی شبکه ای روشی نوین در علم بازاریابی
#تعریف بازاریابی شبکه ای
#انتخاب یک شرکت
#دندانه های کلید موفقیت در نتورک
6#اصل روی ریل ماندن رندی گی
ج
#چرا نوشتن اهداف اینقدر مهم است؟
#اهرم
10#مشخصه اصلی نتورکرها
#تکثیر (duplicate)
#رعایت سلسله مراتب
#تصور غلط
#ویژگی شخصی رهبران لیدرهای بزرگ
#فروش فوق العاده در بازاریابی شبکه ای (11قسمت مهم)
#از کجا شروع کنیم
22#نکته از کتاب میلتون فاگ
#هفت قانون طلاییNLPبرای موفقیت
#دلایل پیوستن افراد به بازاریابی شبکه ای
#پارادایم شیفت
#پیش داوری در دعوت
#خلاقيت در کسب وکار
@VISIONTEAM
❤1
🎯 انتخاب هدف 🎯
اگه یه تخته رو روی زمین بذاریم و از شما بخوایم در ازای 20 هزار تومان روی اون راه برید، حتما این کار رو انجام میدین، چون خیلی کار آسونیه. امّا اگه همون تخته رو به عنوان پلی بین دوتا ساختمون صد طبقه قرار بدیم و بخوایم که همون کار رو در ازای 20 هزار تومن انجام بدین، آیا قبول میکنید؟ واضحه که چنین کاری رو نمیکنید. چون دریافت اون 20 هزار تومن دیگه مطلوب یا حتی ممکن به نظر نمیرسه.
حالا اگه فرزندتون تو ساختمان رو به رو تو آتیش گرفتار شده باشه، آیا برای نجاتش از روی تخته عبور میکنین؟ بدون تردید این کار رو انجام خواهید داد، چه 20 هزار تومن رو بگیرین و چه نگیرین.
🔴چرا بار اول گفتید به هیچ وجه از روی اون تخته بین دو آسمان خراش نمیگذرین و بار دوم اصلاً تردید نکردین؟ خطر که تو هر دو شرایط یکسانه، پس چه چیزی تو این بین تغییر کرده؟
✅هدفتون تغییر کرده، همانطور که میبینین وقتی دلیلی که داریم به اندازه کافی بزرگ باشه، راه و جسارت هر کاری رو پیدا میکنیم.
⚠️این که خواستار موفقیت باشین کافی نیست باید لایه های عمیق تر اون رو بشکافید تا انگیزه اصلی تون رو پیدا کنین.
@VisionTeam
💚 ویژن تیم💚
💰نتورک مارکتینگ💰
اگه یه تخته رو روی زمین بذاریم و از شما بخوایم در ازای 20 هزار تومان روی اون راه برید، حتما این کار رو انجام میدین، چون خیلی کار آسونیه. امّا اگه همون تخته رو به عنوان پلی بین دوتا ساختمون صد طبقه قرار بدیم و بخوایم که همون کار رو در ازای 20 هزار تومن انجام بدین، آیا قبول میکنید؟ واضحه که چنین کاری رو نمیکنید. چون دریافت اون 20 هزار تومن دیگه مطلوب یا حتی ممکن به نظر نمیرسه.
حالا اگه فرزندتون تو ساختمان رو به رو تو آتیش گرفتار شده باشه، آیا برای نجاتش از روی تخته عبور میکنین؟ بدون تردید این کار رو انجام خواهید داد، چه 20 هزار تومن رو بگیرین و چه نگیرین.
🔴چرا بار اول گفتید به هیچ وجه از روی اون تخته بین دو آسمان خراش نمیگذرین و بار دوم اصلاً تردید نکردین؟ خطر که تو هر دو شرایط یکسانه، پس چه چیزی تو این بین تغییر کرده؟
✅هدفتون تغییر کرده، همانطور که میبینین وقتی دلیلی که داریم به اندازه کافی بزرگ باشه، راه و جسارت هر کاری رو پیدا میکنیم.
⚠️این که خواستار موفقیت باشین کافی نیست باید لایه های عمیق تر اون رو بشکافید تا انگیزه اصلی تون رو پیدا کنین.
@VisionTeam
💚 ویژن تیم💚
💰نتورک مارکتینگ💰
❤1
جان سی مکسول نابغه رهبري میگوید :
اگر من رویایی دارم نیاز به تیمی رؤیایی دارم
چون به تنهایی قدرت ندارم!
کار گروهی کار رویایی می سازد !
اگر رویایی دارید،نیاز به تیم دارید !
براي خلق کارآفرینی دو نکته وجود دارد:
1⃣تجسم رویا
2⃣بسیج کردن تیمی براي تحقق آن
@VisionTeam
اگر من رویایی دارم نیاز به تیمی رؤیایی دارم
چون به تنهایی قدرت ندارم!
کار گروهی کار رویایی می سازد !
اگر رویایی دارید،نیاز به تیم دارید !
براي خلق کارآفرینی دو نکته وجود دارد:
1⃣تجسم رویا
2⃣بسیج کردن تیمی براي تحقق آن
@VisionTeam
اطلاعات زیر برای تمامی نتورکرها:
👈فروش
👈شبکه سازی
👈رهبری
👈موفقیت
👈هدف
👈شفاف سازی نتورک در ایران
👈بررسی انواع پلن درآمدزایی
👈جزوات آموزشی
👈فایل های صوتی و تصویری
👈تصاویر انگیزشی
👈کتاب های صوتی
👈کتابهای نتورکی با فرمتPdf
👈اخبار نتورک مارکتینگ
👈اطلاعات محصول کمپانی های بزرگ
👈اخبار کمپانی های بزرگ
👈و ....
👈فروش
👈شبکه سازی
👈رهبری
👈موفقیت
👈هدف
👈شفاف سازی نتورک در ایران
👈بررسی انواع پلن درآمدزایی
👈جزوات آموزشی
👈فایل های صوتی و تصویری
👈تصاویر انگیزشی
👈کتاب های صوتی
👈کتابهای نتورکی با فرمتPdf
👈اخبار نتورک مارکتینگ
👈اطلاعات محصول کمپانی های بزرگ
👈اخبار کمپانی های بزرگ
👈و ....
👍1
سلام دوستان عزیز
از فردا اول اردیبهشت ۰۳/۰۲/۰۱
استارت کار با قدرت تمام
از فردا اول اردیبهشت ۰۳/۰۲/۰۱
استارت کار با قدرت تمام
💯4👍1👌1