ویژن تیم (VisionTeam)
24 subscribers
2 photos
1 video
کانال آموزشی

تجربیات و آموزه های نتورک مارکتینگ
بیش از دو دهه فعالیت علمی و عملی

ارتباط باادمین:
@Negareshemosbat1

بازاريابي شبکه‌اي
آموزش مهارتهای فروش و شبکه سازی
Download Telegram
#اهرم؛

اولین بار توسط دانشمند یونانی، اَرَشْمیدُس در سال ۲۶۰ قبل از میلاد توصیف شده است. او گفته است: «به من جایی برای ایستادن بدهید«من زمین را جابه‌جا خواهم کرد» ...
شما با به کاربردن اهرم ها در کسب وکار می توانید کارهای بسیار بیشتری نسبت به شرایط کار بدون اهرم، انجام دهید. بدون اهرم ها، شما خیلی سخت کار می کنید، اما بازدهی شما محدود به ساعت هایی است که روی آن کار،وقت می گذارید. با اهرم ها شما می توانید این ارتباط را بشکنید و با صرف همان مقدار زمان،نتیجه بیشتری بگیرید.
معرفی ابزار:
چطور می توانید از اهرم ها در کسب وکارتان استفاده کنید؟ وچطور شما بیشترین کارآیی را همزمان با کاهش ساعات کاری داشته باشید؟!
انواع اهرمها:
اهرم زمان: استفاده از اهرم زمان اساسی ترین استراتژی موفقیت است. ساعات محدودی برای انجام کارها در طول یک روز وجود دارد. اگر شما تنها از زمان خودتان استفاده کنید می توانید فقط تا اندازه ای به نتیجه برسید. اما اگر شما با همکاری دیگران از اهرم زمانی دیگران نیز استفاده کنید می توانید بهره وری خود را به میزان فوق العاده ای بالا ببرید.
اهرم برای زمان خود:
فعالیت های غیرضروری را حذف و تلاشتان را روی چیزهای واقعا مهم متمرکز کنید.یاد بگیرید چطور اولویت بندی کنید، به طوری که انرژی تان را روی فعالیت هایی با بیشترین بازدهی نسبت به زمان صرف شده متمرکز کنید.
هدفگذاری بلندمدت داشته باشید، اهدافی واضح تعریف کنید و به خود برای رسیدن به آنها انگیزه بدهید.
اهرم برای زمان دیگران:
یاد بگیریدچطور کار را به دیگران واگذار کنید.
به دیگران آموزش دهید و آنها را توانمند کنید.
کارشناسان و مشاورانی به کار بگیرید که کمبودهای مهارتی یا دانشی را پوشش می دهند.
فعالیت های غیرکلیدی را برای اثربخشی بیشتر برونسپاری کنید.
با استفاده صحیح از این اهرم، زمان و پولی که در تنظیم اهرم زمانی دیگران سرمایه گذاری می کنید به سرعت به سوی شما برخواهد گشت.
اهرم منابع: با استفاده از اهرم بر روی دارایی های شخصی، می توانید نتایج کاملی از نقاط قوت فردی خود به دست آورید. شما طیف وسیعی از مهارت ها،استعدادها، تجربیات، تفکرات و ایده ها را در اختیار دارید که می توانند و باید به بهترین شیوه با هم ترکیب شوند. چه مهارت ها و نقاط قوتی در شما هست که دیگران فاقد آن هستند؟ چطور می توانید از آنها به بهترین شکل استفاده کنید و بهبود قابل توجهی برای آنها داشته باشید؟ شما چه ارتباطات یا منابع مالی دارید؟ آیا می توانید از این دارایی ها، برای ایجاد یک اهرم استفاده کنید؟
اهرم یادگیری: یکی دیگر از اهرم های مهم موفقیت، دانش کاربردی است. ترکیب آموزش و عمل می تواند اهرمی بسیار قوی ایجاد کند. یادگیری بر اثر تجربه، کند و کسل کننده است. اگر شما بتوانید دوره های آموزشی خوبی انتخاب کنید، علاوه بر پیشرفت خیلی سریع تر، پایه محکم دانش خود را معماری خواهید کرد و خلأ های دانشی بزرگ خود را پوشش خواهید داد.با تعیین اینکه به چه چیزی برای یادگیری نیاز داریم، می توانید جلوی اتلاف زمان زیادی را که به آموزش های بیهوده اختصاص می دهید، بگیرید و دانش خود را با تمرکز بر تخصص و مهارت های خود ارتقا دهید.
کلیدهای موفقیت اهرم های دانش و آموزش این موارد هستند: اول، دانستن اینکه چه چیزی نیاز دارید تا یاد بگیرید. دوم، آگاهی از سطح مورد نیاز یادگیری. سوم، متمرکز و وسواسی بودن در انتخاب های آموزشی. چهارم، صرف زمان برای کسب صلاحیت های مورد نیاز.
یادگیری فراتر از این چارچوب، به عنوان یک اهرم برای شما محسوب نمی شود. با به کارگیری و مشورت از افراد مرتبط، شما اهرم دانش و تعلیم آنها را به خوبی در اختیار خواهید داشت. یک اشتباه کوچک می تواند شما را به آهستگی به اعماق فرو برد. اجازه ندهید این اتفاق بیفتد!
اهرم تکنولوژی: پیدا کردن اهرم فناوری، فکر کردن به این است که شما با استفاده از یک تکنولوژی کار خود را به صورت خودکار انجام دهید. در ساده ترین سطح، ممکن است لپ تاپ وسیله ای خوب برای نگهداری اطلاعات شما در منزل و محل کارتان باشد. امروزه تلفن های همراه جدیدی که هم امکانات دسترسی به ایمیل و اینترنت را دارند از همین اهرم ها برای صرفه جویی در زمان به هنگام سفر محسوب می شوند.در سطحی پیچیده تر، از نرم افزارهایی چون access استفاده کنید تا فرآیندهای کاری شما را ساده و روان تر کند. برهمین اساس شما به راحتی می توانید از نرم افزارهای بی شماری که در دسترس وجود دارد، به عنوان یک اهرم استفاده کنید.
به کارگیری:
به دنبال یک فرد باتجربه و آشنا با اهرم ها بگردید. این کار خود یک اهرم قوی برای شما است! از خود بپرسید با کدام اهرم ها می توانید سریع تر به این اهداف برسید.خود را با شبکه ای از افراد بزرگ و دارای مهارت، دانش و تخصص هایی احاطه کنید که خود در آنها ضعیف هستید. به دنبال فرصت هایی برای خلق هم افزایی و اهرمی از استعدادها باشید

@VisionTeam
۱۰#مشخصۀ اصلی نتورکرها

جان میلتون فاگ در کتاب "بزرگترین بازاریاب شبکه ای دنیا" می گوید: رهبری در نتورک مارکتینگ اطمینان از این است که تیم شما در حال لذت بردن است.

۱۰ مشخصۀ اصلی نتورکرها

1رویا پردازند

بزرگترین نتورکرها رویاپردازند !!
آنها می دانند چه می خواهند و به خاطر همین ازاینکه رویاپرداز باشند نمی هراسند ….

آن چیزی که از زندگی می خواهید چیست؟
بسیاری از مردم می توانند آن چیزی که می خواهند باشند ……… مشکل اینجاست که بیشتر مردم نمی دانند چه می خواهند . زندگی ای که شما درآن روزگار می گذرانید با رویا شروع می شود .

پس با رویا خود را مشغول کنید .

افراد موفق کسانی هستند که با چشمانی باز رویا پردازی می کنند تا رویاهای خود را به واقعیت پیوند بزنند .

( نکته : رویاپردازی یک عامل بسیار قوی در MLM است که خیلی از افراد آن را دست کم می گیرند . این کار به آدم نیرو و انگیزۀ دو چندان می دهد . بسیاری از افراد وارد نتورک مارکتینگ میشند ولی نمی دانند در آن به دنبال چه چیزی هستند . هدف خودشون رو نمی دونن پس به اون چه که می خواهند نمی رسند . اما هرگز برای افرادی که قصد معرفی شبکه خود را دارید رویاپردازی نکنید )

2 نتورکرهای بزرگ امتحان نمی کنند بلکه انجام می دهند

افرادی در بازاریابی شبکه ای موفق می شوند که برای موفقیت تعهد می دهند . افرادی که تنها برای امتحان این بیزینس این کار را شروع می کنند ناموفقند . برترین نتورکرهای جهان می دانند که با امتحان کردن چیزی بدست نمی آورند ……. قدرت اصلی تصمیم گیری برای موفقیت است …….. . چیزی قدرتمند تر از فعال بودن در بازاریابی شبکه ای وجود ندارد . ..

بعد از اینکه اهداف خود را دسته بندی کردید ….. به دیوارهائی سنگی ضربه خواهید زد …. این یک اگر یا شاید نیست ، این نیروی مثبتی است که شما را وادار به شکستن دیوار خواهد کرد .

وقتی شما کار را انجام می دهید تنها امیدی که برای موفقیت خواهید داشت تعهد شما برای به سرانجام رساندن اهدافتان است

3 آنها تعلیم پذیر هستند

"معمای بازاریابی شبکه ای آموختن و انجام  یک پروسۀ کپی برداری ساده است "  ~Dan Hollings

بازاریاب های شبکه ای بزرگ چرخ را دوباره اختراع نمی کنند ….. آنها به شرکت هائی که در حال حاضر سیستم های خود را با موفقیت توسعه داده اند می نگرند … سپس آن سیستم ها را می آموزند و آنها را کپی می کنند . ….

این واقعاً به همین سادگی است ، باوجود این بسیاری از مردم سعی می کنند این امر را پیچیده کنند .

اگر شما دوست ندارید راهنمائی ها را دنبال کنید و با استفاده از سیستم های دیگران احساس راحتی نمی کنید….. بایستی قبل از پیوستن به یک شرکت بازاریابی شبکه ای دوباره فکر کنید ….

همچنین  اگر بخواهید دوباره چرخ را اختراع کنید احساس خستگی خواهید کرد ، یا اینکه از تلاش برای پیروی از یک سیستم احساس راحتی نخواهید داشت….. در اینصورت موفق نخواهید بود .

بازاریاب های شبکه ای برتر تعلیم پذیر هستند ، و تعلیم هم می دهند .

4 آنها دارای STEAM  هستند

STEAM  خلاصه ای از فرشندگانی (Salespeople) است که تعلیم دهنده/آموزگار (Teachers/Trainers) هستند…. آنها باحرارت (Enthusiastic) هستند…. آنها مثبت هستند و طرز فکر (Attitudes) مثبت را اشاعه می دهند …. آنها میل به یادگیری و کسب پول اضافی دارند …..

بسیاری از موفقیت های ما بوسیلۀ طرز تلقی ذهن ما کنترل می شود … مردم با مثبت اندیشی به مشکلات و چالش های زندگی پاسخ می دهند ، در حالی که با منفی نگری و طرز فکر ضعیف واکنش نشان می دهند

بازایاب های شبکه ای برجسته به جای واکنش نشان دادن پاسخ می دهند!

5 آنها سازنده هستند

یک شبکۀ بازاریابی رضایتمند و سودده بایستی در یک زمان توسط یک شخصی در رأس گروه به وجود آمده باشد ……. بازاریاب های شبکه ای برجسته خودشون اهمیت خود سازی از لحاظ روانی ، عاطفی ، و فیزیکی را می دانند پس با سرمشق قرار دادن خودشان می توانند دیگران را برای موفقیت هدایت و رهبری کنند…..

چگونه می توانید خود را بسازید؟ بخونید ، به نوارها (مخصوصاً در اتوموبیل و وسائل نقلیه) گوش دهید ، نوارهای ویدئوئی را تماشا کنید ، و در سمینارها شرکت کنید….

من خودم در حال حاضر برای خوندن در مورد بازاریابی شبکه ای بسیار حریص و مشتاق هستم… و به افرادی که در این راه موفق بودند گوش فرا می دهم …. سعی می کنم در کنفرانس ها و جاهائی که موضوع بازاریابی شبکه ای مطرح است شرکت کنم تا روش و شیوۀ خود را انتخاب کنم ……. سپس می توانم یک تیم دوستانه را برای انجام بیزینس بسازم .

اگر می خواهید یک بازاریاب شبکه ای موفق شوید این مهمه که یک مددکار اجتماعی نباشید . من و شما نمی خواهیم پل ها را با مردم خراب کنیم ، ما نمی توانیم کمکی به کسی که به هیچ عنوان علاقه ای به فعالیت در این زمینه ندارد کنیم ...

@VisionTeam
اگر آنها از انجام کاری که به خاطر خودشان است سرباز می زنند ، امّا از من توقع کمک دارند ، فقط دارند از انرژی من سوء استفاده می کنند…. من نمی خواهم خود را بی جهت خسته کنم … پس اگر شما می خواهید با من کار کنید…… بایستی یک آزمایشی را بگذرانید که من متوجه بشم شما به کارتان متعهد هستید….

من می خواهم شما در لیست ایمیل های من برای در اختیار گرفتن آموزش ها باشید ، آموزش ها را فرا گیرید و در کار خود جدی باشید….. اگر شما در کار خود جدی باشید ، من تمام وقت خود را به شما اختصاص می دهم و کمک می کنم تا به موفقیت های بیشتر برسید …. اما من یک مددکار اجتماعی نیستم …. شما هم همین پروسه را برای تیمتان تکرار خواهید کرد .

6 آنها یابندگان خوبی هستند

هیچ شرکت بازاریاب شبکه ای و هیچ بازاریاب شبکه ای ایده آلی وجود ندارد ……. بازاریاب های شبکه ای برجسته می دانند که ایده آلی در کسب و کار وجود ندارد …. آنها چیزهای خوب شرکت و همکاران خود را پیدا می کنند…

حتی شرکتی که تلاش می کند همه چیز را به درستی انجام دهد در نهایت برخی توقعات را نمی تواند برآورده کند……. خواه این می تواند طرح و پلن کمپانی باشد ، گسترش محصولات باشد ، برنامه های بازاریابی باشد و یا تکنولوژِی ای که استفاده می کند…… همواره همه چیز درست از آب در نمی آید …….. و مطابق برنامه ها نیست…

برخی اوقات بازاریاب های شبکه ای کم مطرح می شوند…. آنها تعهد می دهند و پیروی نمی کنند… برخی یاد می گیرند بهتر از دیگران فعالیت کنند….. برخی فروشندگان بهتری هستند یا بهتر رابطه بر قرار می کنند و یا تعلیم دهندگان خوبی هستند… در تمامی این موقعیت ها بازاریاب های شبکه ای برجسته می دانند که نشان دادن آن چیزی که اشتباه است لزوماً اوضاع را بهتر نمی کند….

7 آنها دارای انگیزه هستند

"بازاریابی شبکه ای بسیار هیجان انگیز و اغوا کننده است وارد آن نشوید" این جمله ای است که از افرادی که به تازگی وارد بازاریابی شبکه ای شده اند می شنوید….. مردم زیادی سالها در حالی که به صرف وقت و تلاش خود برای چیزهای دیگری هستند از پرداختن به بازاریابی شبکه ای برحذر بودند……. سپس متوجه شدند، این یک حرفۀ موفقی است .

آنها می گویند که موفقیت شما در بازاریابی شبکه ای بستگی به تعهد عاطفی شما به این حرفه دارد …

8 آنها همواره حاضر هستند

بازاریاب های شبکه ای بزرگ همیشه حاضر و آماده هستند. آنها خوب به نظر می آیند. آنها خوب صحبت می کنند. آنها باحرارت و امیدوار به آینده هستند. حضور آنها همواره مورد تأکید است. آنها در مکالمات و کنفرانس ها هستند. بیشتر از هر چیزی ، آنها وقتی مورد نیاز هستند حاضر و آماده اند.

با حضورتان می توانید زندگی هزاران نفر از مردم را تغییر دهید….

9 آنها مصر و صبور هستند

رهبران در این حرفه می دانند که هر کسی برای بار اول یا حتی بار دهم پاسخ مثبت نمی دهد…. موفقیت برگرفته از صبر است… مردم همه جا می خواهند ثروتمند شوند …. آنها به دنبال یک راه آسان برای کسب درآمد هستند امّا به قدری در ثروتمند شدن مشتاق و عجول هستند که در یافتن اینکه چه کاری بایستی کنند تا ثروتمند شوند شکست می خورند ….. اگر آن راه را پیدا کنند …. خیلی دیر است……. هیچ راه سریعی برای موفقیت در بازاریابی شبکه ای وجود ندارد …..

این یک فرصت برای به آسانی ثروتمند شدن است.. امّا اگر کار کنید و وقت برای آن بگذارید ، موفق خواهید شد….

10 آنها یک احساس قلبی دارند

رهبران قلبهایشان در این بیزینس است.. آنها کارشان را انجام می دهند و به گذشته نگاه نمی کنند. قلب های آنها برای زیرگروهی هایشان است و به موفقیت آنها بیشتر از خودشان توجه می کنند…….. دل و روح آنها در بهترین علائقشان خلاصه می شود . قلب های آنها برای موفقیت در قبول آن ، خواستن موفقیت ، جذب آن و بدست آوردن آن است….

بدون حضور قلب شما در بازاریابی شبکه ای به هیچ جا نخواهید رسید . شما برای کمک به دیگران وارد بازاریابی شبکه ای خواهید شد . افراد در حین صحبت با شما پی به افکار و عقاید شما می برند اگر قصد شما کمک به آنها نباشد یعنی با موفقیت فاصله گرفته اید. افکار ، احساسات و کلمات بازاریاب های شبکه ای برتر نشان دهندۀ شخصیت آنها و هدف آنها در بازاریابی شبکه ای است .

@VisionTeam
#تکثیر و فرهنگ سازی (duplicate)

درس مهم در بازاریابی شبکه ای

شاید مهمترین اصل در این تجارت دانستن این نکته است
که هرچیزی که در مجموعه شما رخ میدهد به شما برمیگردد.
اگر از اتفاقی در مجموعه خود راضی نیستید فکر کنید در گذشته چه زمانی آن اتفاق برای خود شما ٱفتاده،
مطمئن باشید باعث و بانی همه چیز خود شما هستید. همه چیز از شما شروع میشود.
اگر یک لیدر موفق و باانگیزه و پرانرژی باشید مطمئنا زیرمجموعه هایتان هم به شما نگاه می کنند و تبدیل به لیدرهای کارکشته ای می شوند.
اگر تا ظهر بخوابید آنها هم تا ظهر میخوابند.
اگر خوب پیگیری کنید آنها هم خوب پیگیری میکنند اگر زیاد شوخی و لودگی کنید آنها هم شوخ و لوده خواهند شد.
کاش امتحانش مجانی بود ،درحالی که بسیار پرهزینه است
وگرنه پیشنهاد میدادیم امتحان کنید. اگر محکم و مصمم باشید آنها هم خواهند شد اگر هدف داشته باشید آنها هم دارند. همه چیز به شما برمیگردد همه چیز.
حالا دوست دارید مجموعه تان چگونه باشد ؟
چه ویژگی هایی را برای آنها می پسندید .
آنها را لیست کنید ،
آنگاه آن ویژگی ها را در خود جست و جو کنید و اگر نیافتید در خود به وجود آورید.
این ویژگی ها میتواند شامل این موارد باشد:
منش و شخصیت نتورکی،
رفتار مناسب اجتماعی،
پوشش مناسب و در شأن کار،
پرانرژی و پرانگیزه بودن،
اطلاعات کافی داشتن،
مصمم بودن،
هدفمند بودن،
قدرت رهبری،
عامل بودن و …
تمام‌ تغییرات را باید از همین امروز در خود ایجاد کنید
چون فردا خیلی دیر است اگر تغییرات مثبت را هم اکنون در خود به وجود نیاورید ، همان رفتارهای غلط در مجموعه شما داپلیکیت (همانندسازی) شده و زمانی به فکر تغییر می ٱفتید که کار از کار گذشته است و خیلی دیر است و دیگر حتی اگر بخواهید نمیتوانید چیزی را در خود و سپس در مجموعه تغییر دهید. پس حالا که نسل ها (levels) به شما نگاه میکنند تغییرات را در خود ایجاد کنید.
"تنها راه ترویج یک فرهنگ این است که از خودمان شروع کنیم".
همیشه سعی کنید در دسترس مجموعه تان باشید و همیشه از وضعیت سازمان فروشتان آگاه و مطلع باشید.
برای اینکار می توانید از تلفن همراه و یا جلساتی که جهت هماهنگی با راهبرانتان ترتیب می دهید بهره ببرید، این کار باعث بالا رفتن حس اعتماد به نفس مجموعه شما می شود...

@VisionTeam
#رعایت سلسله مراتب
( لول ها )

به طور کلی تمام ساپورتهایی که از سوی آپلاین ها برای افراد زیر مجموعه شما صورت می پذیرد باید از پل ارتباطی شما عبور کند. احتیاجات زیرمجموعه شما باید اول از شما خواسته شود.
اگر شما توانایی انجام آن ساپورت را نداشتید باز خود شمایید که باید از آپلاین مستقیم خود درخواست کنید تا با هم نیاز زیرمجموعه تان را برطرف کنید. بعنوان مثال اگر زیر مجموعه مستقیمتان از شما سوالی کرد و شما جواب آن سوال را نمی دانستید نباید به او بگویید برو از بالاسری من بپرس. بلکه باید خودتان آن را از بالاسری خود بپرسید و آنگاه جواب صحیح را یاد گرفته و در اختیار او قرار دهید.
اگر او هم نمی دانست از وی بخواهید که جواب را بیابد و برای شما بیاورد. طبیعی است شما در ابتدای کار هستید و اطلاعاتتان به خوبی اطلاعات لیدرها نیست.
پس این طبیعی است که یک تازه وارد بخواهد همه را دور بزند و با لیدرها به طور مستقیم ارتباط برقرار کند.
ولی این موضوع یک ایراد بزرگ دارد و آن اینست که اگر همه تازه واردها همه آپلاین های خود را دور بزنند و سراغ لیدرها بروند،
دیگر لیدری در مجموعه ساخته نمی شود چون فرصت رشد فکری، اطلاعاتی و مدیریتدی از همه گرفته شده و ضمنا لیدرها هم توان پاسخگویی به تعداد زیاد نفرات تازه وارد را ندارند.
بنابراین مجموعه متوقف می شود.
پس هرگز نه آپلاین خود را دور بزنید و نه اجازه دهید که دور زده شوید.
اما در مقابل درخواست زیرمجموعه هایتان مبنی بر گفتگوی مستقیم آنها با لیدرها مقاومت نکنید و اجازه بدهید گهگاهی اینکار صورت گیرد.
پس در کل، سلسله مراتب را رعایت کنید.

هر چیز منفی را به بالا انتقال دهید
و هر چیز مثبت را به پایین.

همانطور که قبلا گفته شد،
شرکت و پلن بی عیب و نقص وجود ندارد.
این موضوع در مورد آپلاین ها هم صادق است. هیچکس 100% موفق نیست.
از آنها انتظار نداشته باشید که انسانهای کاملی باشند.
پس همیشه امکان وقوع پیشامدهای ناخوشایند را در نظر بگیرید.
اما در موقع وقوع یک اتفاق منفی چه می کنید؟
آن را به افراد زیرمجموعه خود انتقال می دهید؟
اینکار چه سودی دارد؟
مگر آنها می توانند پاسخ شما را بدهند و شما را مثبت کنند؟
قطعا نه.
با اینکار فقط آنها را نسبت به کار بدبین کرده اید و انرژی آنها را گرفته اید.
از همه مهمتر آنهایی که به شما تکیه کرده اند،
با تکیه گاهی مواجه می شوند که خود متزلزل است و اتفاقی منفی او را منفی کرده است.
پس اعتمادشان نسبت به شما سلب می شود.
پس کار عاقلانه چیست؟
هر اتفاق منفی را به بالاسری خود انتقال دهید و از آنها توضیح بخواهید. ولی با رعایت سلسله مراتب نسلی. یعنی اول موضوع را به آپلاین مستقیم خود بگویید.

@VisionTeam
#تصور غلط ...!!!

قبل از هر چیز باید یک تصور غلط را در مورد حرفه بازاریابی شبکه ای و کالا و خدمات مربوط آن برطرف کنیم. این تصور غلط این است که : "بازاریابی شبکه ای آنقدر پرسود است که بحث کالا دیگر چندان اهمیتی ندارد و کافی است مجموعه‌ای متشکل از افراد هدفمند بسازی که آنها هر چیزی را می فروشند"


قبل از هر چیز باید یک تصور غلط را در مورد حرفه بازاریابی شبکه ای و کالا و خدمات مربوط آن برطرف کنیم. این تصور غلط این است که : "بازاریابی شبکه ای آنقدر پرسود است که بحث کالا دیگر چندان اهمیتی ندارد و کافی است مجموعه‌ای متشکل از افراد هدفمند بسازی که آنها هر چیزی را می فروشند"

این‌ چنین نیست... !!!
کلیفتون جالی، دکتر و استاد بازنشسته‌ دانشگاه و کسی که سابقه طولانی در ارائه مشاوره به شرکت های بازاریابی شبکه ای دارد،می گوید:
" این نوع طرز تفکر موجب تصور کلاهبرداری در مورد این حرفه می گردد.
اساس بازاریابی شبکه ای همیشه بر پایه ی کالاهای پر جذبه بوده است و هنگام ارزیابی کالاها باید مدام از خود پرسید که آیا چشمهای کسی با دیدن کالاها برق می زند؟
آیا کالا منحصر به فرد است؟
آیا کالاهای شرکت توجه مرا به خود جلب کرده است؟
آیا کالای شرکت کالایی است که خودم هم از آن استفاده خواهم کرد؟
اگر اینطور نیست به دنبال فرصت دیگری باشید"
شاید شما با چنین جمله ای برخورد کرده باشید:
"میدانم که شما میتوانید هر چیزی را به هرکسی بفروشید."
عکس العمل یک توزیع کننده و مشاور حرفه‌ای با طرز نگرش درست این است که: " نه کاملاً اشتباه فکر می کنید، در آن صورت من یک کلاهبردار به حساب می آیم." 

یک متقلب، درکی از ارزش های اخلاقی ندارد و فقط به فکر خودش است.

یک توزیع کننده و مشاور حرفه ای بازاریابی شبکه ای، کسی که می تواند بنای تجارتی را بگذارد، حقوق مشتریان را در نظر بگیرد و خواهان یک زندگی آرام باشد، کسی است که هیچ وقت کالایی را که خودش قبول ندارد به دیگری نمی فروشد.
این نوع فروشنده معتقد است که در این رابطه ی دو نفره مشتری منفعت بیشتری کسب می‌نماید و می تواند این اطمینان را به مشتری هم بدهد.
این نوع توانایی در بازاریابی شبکه ای از اهمیت ویژه ای برخوردار است، چون مخصوصاً در کشور ما افراد بر اساس این تصور غلط که کیفیت کالا و خدمات مهم نیست، فعالیت می کردند اما در حقیقت کیفیت کالا فقط مهم نیست بلکه حیاتی است ...!!! 

@VisionTeam
7# ویژگی شخصیتی رهبران لیدرهای بزرگ

اگر می خواهید به رهبری تبدیل شوید که افراد با کیفیت را جذب کنید، ابتدا باید خودتان با کیفیت و قدرتمند باشید. مدیریت و رهبری یعنی توانایی جذب افراد برای انجام دادن کارها به گونه ای که آن افراد از استعدادها و توانشان بهترین استفاده را در جهت پیشبرد اهداف سازمان بکار بگیرند.
جیم ران می گوید رهبری و لیدر بودن بزرگترین چالش زندگی است.
نکته مهمی که در رهبری مهم است، تهذیب کردن مهارت هایتان است. همه لیدرهای بزرگ به کارکردن برروی خود ادامه می دهند تا مادامی که آنها به یک فرد تأثیر گذار تبدیل شوند.
1- یاد بگیرید قوی باشید ولی هیچ وقت رفتارهای خشن نداشته باشید:
این یک قدم اضافه است که شما باید بردارید تا به یک لیدر قدرتمند و توانا با طیف وسیعی از دسترسی تبدیل شوید
بعضی افراد قدرت را ، با گستاخی و رفتارهای خشن اشتباه میگیرند. این کار بسیار زننده است
2- یاد بگیرید که مهربان باشید ولی هیچ وقت ضعیف نباشید.
هیچ وقت نباید ضعف را با مهربانی کردن اشتباه گرفت. مهربانی، ضعف نیست. مهربانی نوعی از قدرت است. باید با افراد آنقدر مهربان بود که به آنها واقعیت را گفت. باید آنقدر مهربان بود که با ملاحظه افراد را برای انجام کارها به خط کرد.
3- یاد بگیرید شجاع باشید ولی هیچگاه قلدر نباشید.
برای پیروز شدن در انتهای روز، نیاز به شجاعت دارید. برای اینکه در گروه خود نفوذ داشته باشید باید شجاعت آنرا داشته باشید که در مقابل آنها قدم بزنید. باید آنقدر شجاع و باهوش باشید که اولین نفر باشید که در مقابل مشکلات می ایستد، لیدر اولین نشانه های مشکل را میفهمد و در مقابل آن می ایستد. مثل یک کشاورز، اگر پاداشی در زمان درو میخواهید باید در مقابل باد و طوفان و علفهای هرز شجاع باشید و پا پس نکشید.
4- یاد بگیرید متواضع باشید اما ترسو نباشید.
نمیتوانید با ترس به زندگی سطح بالایی برسید. برخی از مردم تواضع را با ترسو بودن و بزدل بودن اشتباه میگیرند. اما تواضع یک فضیلت است و بزدلی و ترسو بودن یک مریضی، یک رنج است میتوان آنرا درمان کرد.
5- یاد بگیرید به خودتان افتخار کنید اما مغرور نباشید.
ساخت آرزوهایمان زمان می برد. طول میکشد تا جامعه مان به ما افتخار کند و... .
اما هنگامی که به خواسته های مختلف دست پیدا می کنیم خیلی مهم است که به خودمان مغرور نشویم.
آیا بدترین نوع غرور و خودبینی را می شناسید؟ اینکه دیگران را کوچک بشماریم!
این کار غیر قابل بخشش است.
6-یاد بگیرید شوخ طبع باشید بدون اینکه سفیه جلوه دهید : در رهبری کردن ما یاد میگیریم که شوخ طبع باشیم ولی هرگز احمقانه رفتارنکنیم.
7- یاد بگیرید با واقعیت ها کنار بیایید خود را از عذاب توهم نجات دهید زندگی را فقط به عنوان زندگی بپذیرید، اینگونه جذاب تر است.
زندگی منحصر به فرد است. رهبری منحصر به فرد است.
یاد بگیرید یک رهبر منحصر به فرد باشید.
@VisionTeam
#فروش ساده در بازاریابی شبکه ای

همراهان عزیز دوستان فرهیخته
مقاله ای با عنوان فروش ساده در بازاریابی شبکه ای
که از تجربیات نتورکرهای موفق هست. در 11 بخش مفید،مقاله ای بسیار خوب و تاثیر گذار برای رشد شما در این صنعت.
دوستان نتورکر خودتون رو به کانال دعوت کنید تا همگی از این فرصت بهره ببریم.

@VisionTeam

🔰🔰🔰🔰🔰🔰🔰🔰🔰🔰🔰🔰
فروش ساده در بازاریابی شبکه ای
( قسمت اول)

بدون هیچ تعارفی، شما باید محصولات شرکت را به مصرف کننده نهایی بفروشید . با توجه به اینکه در بازاریابی شبکه ای هر یک از بازاریابان بایستی در طول یک ماه حداقل میزان مشخصی از محصولات را بفروشند پس نیاز به برگزاری جلسات یا ملاقات هایی برای فروش محصولاتتان دارید. اما خبر خوب اینکه ، لازم نیست برای فراگیری بازاریابی ، در دوره های تخصصی و خسته کننده ، شرکت کنید ! آموختن حداقلی از مهارت ها برای رسیدن به این هدف کافی است و در این جزوه سعی کردیم تا آنچه را برای یک فروش موفق و مطلوب نیاز دارید در اختیارتان قرار دهیم ، با دقت و حوصله مطالعه کنید :
1- از همین حالا عزت نفس خود را پرورش دهید چون با میزان فروش شما رابطه مستقیم دارد.
پردرآمدترین فروشندگان از « عزت نفس » بالایی برخوردارند. همه چیز بستگی به این دارد که خودتان را چقدر دوست دارید. هرچه خودتان را بیشتر دوست بدارید، بهتر کار می کنید، بیشتر پول در می آورید. هرچه بیشتر پول در آورید، خودتان را بیشتر دوست می دارید. اینها هرکدام یکدیگر را تقویت می کنند.
مصمم باشید در هر کاری که می کنید در بهترین حد خود ظاهر شوید. کارتان را با روشی که دارید مُهر بزنید. بگذارید "برتری و امتیاز" برند تجاری شما باشد.
شاید مهم ترین قدمی را که در حوزه « فروش » می توانید بردارید، این است که مصمم و متعهد شوید که در ردیف « بهترینها » قرار بگیرید، تصمیم بگیرید که در حوزه کاری تان بهترین شوید. از همین امروز مصمم شوید که
می خواهید به جمع ۲۰ درصد بالای صنعت خود برسید و از آنجا به جمع ۱۰ درصد برتر بپیوندید. دنیا پر از کسانی است که امیدوارند به زندگی بهتری برسند، با این حال « هرگز تصمیم نمی گیرند » در زندگی خود پیشرفت کنند. باید به تکرار به خود بگویید : « من بهترین هستم!» و آن قدر این حرف را تکرار کنید تا در زندگی شما « مصداق » پیدا کند.

@VisionTeam
فروش ساده در بازاریابی شبکه‌ای
(قسمت دوم)

2-شجاع باشید و برای پیروزی ، اعتماد به نفس و اشتیاق داشته باشید.
شجاعت به معنای « مقاومت در برابر ترس و تسلط بر آن » است ، این طور نیست که ترسی وجود خارجی نداشته باشد. بزرگ ترین ترسها « ترس از شکست خوردن ، و ترس از رد شدن » است. اینها « دشمنان اصلی» شما هستند که باید بر آنها غلبه کنید. اگر کاری را که از آن می ترسید انجام ندهید ، ترس زندگی شما را در اختیار می گیرد. اگر می خواهید به موفقیت عظیم دست پیدا کنید ، عادت کنید در تمام مدت زندگی تان کارهایی را که از آن
می ترسید، انجام بدهید.
هرگاه عبارت « می توانم این کار را انجام دهم » را صرف کنید، ترستان فروکش می کند و « اعتماد به نفستان » افزایش می یابد. وقتی به تکرار می گویید: « خودم را دوست دارم! من بهترین هستم! می توانم این کار را انجام دهم!» ، بر اعتماد به نفس خود می افزایید ، تصویر ذهنی بهتری پیدا می کنید، احساس می کنید « هیچ عاملی » نمی تواند شما را متوقف سازد. به قول ارسطو: « طوری عمل کنید که انگار آن کیفیتی را که آرزو دارید ، دارا هستید . مطمئن باشید به خواسته خود می رسید. »
بر اساس یک نقل قول معروف : « شما هرگز آرزویی نمی کنید ، مگر آنکه قدرت تحقق بخشیدن به آن را در اختیار داشته باشید.»
اغلب اوقات فروش را انتقال اشتیاق تعریف کرده اند. هرچه درباره کالایی که می فروشید « مجاب تر و متقاعدتر» باشید ، اشتیاق شما مسری تر می شود و مشتریانتان بیشتر احساس می کنند که باید برای خرید آن اقدام کنند.
انسانها در هر کاری که می کنند و هر حرفی که می زنند ، احساسی ، عمل می کنند. به همین دلیل است که "علاقه نشان دادن "به مشتریان برای موفقیت فروش ضرورت دارد.
از آن جایی که به هر چه در اغلب اوقات فکر کنید همان می شوید ، باید عبارت « کارم را دوست دارم! » را تکرار کنید. هر چه بیشتر این عبارت را تحویل خودتان بدهید ، به فروشنده بهتری تبدیل می شوید و بیشتر از فعالیتهای فروش خود لذت می برید. هرچه از کارتان بیشتر « لذت » ببرید، کارتان را بهتر انجام می دهید و نسبت به مشتریانتان متعهدتر می شوید. این گونه فروش کردن برایتان ساده تر و باز هم ساده تر می شود.
همه فروشندگان بزرگ « خودشان و کارشان » را دوست دارند. این را مشتریان آنها احساس می کنند. در نتیجه مشتریانشان می خواهند که از آنها خرید کنند و آنها را به دوستانشان توصیه نمایند.

@VisionTeam
1
فروش ساده در بازاریابی شبکه ای
(قسمت سوم)

3-با محصولات شرکت آشنا شوید ، چون در غیر این صورت فروش مطمئنی نخواهید داشت . سبد کالای شرکت را بررسی کنید و مشخصات محصولات را مطالعه کنید ، هرچه اطلاعاتتان از محصولات بیشتر باشد هنگام معرفی آن به مشتری از اعتماد به نفس بیشتری برخوردارید . تا جایی که می توانید ، اطلاعاتتان را در باره محصولات افزایش دهید و هرگز این کار را متوقف نکنید ، برای کسب اطلاعات بیشتر از معرف و لیدرهایتان کمک بگیرید ، کاتالوگ محصولات را مطالعه کنید ، در جلسات معرفی محصولات جدید به طور فعال شرکت کنید یا حداقل فایل های صوتی و تصویری این جلسات را تهیه کنید و بارها ببینید و گوش دهید ، از تجربه کسانی که مصرف کننده محصولات بودند کمک بگیرید حتی می توانید با اجازه خودشان ، گزارش تصویری از آن ها تهیه کرده و هنگام معرفی به مشتری جدید ارائه کنید. گواهی نامه های مربوط به هر محصول را تهیه کنید ، اگر می توانید گواهی نامه های جدیدی هم به آن ها اضافه کنید ، برای این کار می توانید محصولات ویژه شرکت را نزد متخصصین برده و از آن ها بخواهید پس از بررسی ، در صورت رضایت به شما تاییدیه بدهند . به عنوان مثال یک پزشک متخصص پوست و مو می تواند در مورد محصولات بهداشتی و آرایشی که شما می فروشید اظهار نظر نماید ...
@VisionTeam
فروش ساده در بازاریابی شبکه ای
(قسمت چهارم)

4-از محصولات خود استفاده کنید ، خوشبختانه سبد محصولی شرکت ها بسیار متنوع و با کیفیت بوده و از کالاهایی تشکیل شده که اکثراً جزو نیاز های روزمره محسوب می شوند .
یکی از بهترین راه های آشنایی با محصولات این است که خودتان مصرف کنید تا به میزان مشخصی از اطمینان رسیده و با اعتماد به نفس بیشتری بتوانید به دیگران معرفی کنید.وقتی شما از محصولی استفاده کرده و تاثیر آن را تجربه کرده باشید ،
در حقیقت یک داستان شخصی دارید که می توانید آن را ، صادقانه برای مشتری خود تعریف کنید . مگر به دنبال مشتری نیستید ؟!

خوب، خودتان اولین مشتری خودتان باشید !
@VisionTeam
فروش ساده در بازاریابی شبکه ای
(قسمت پنجم)

5-یک ویترین خانگی داشته باشید ، وقتی با کسب تجربیات شخصی و اطلاعاتی که به دست آوردید ،
تا حدودی نسبت به محصولات اشراف پیدا کردید ، حالا باید مشتری پیدا کنید . مشتری یابی یا همان بازاریابی مهارت جذابی است که اگر درست آن را بیاموزید و انجام دهید ،
سرشار از لذت خواهید شد !
اما قبل از روبرو شدن با مشتری ،
به این فکر کنید که اگر مشتری شما درخواست دیدن محصولتان را داشت می خواهید چگونه محصولتان را به او نشان دهید ؟
یا اگر در همان لحظه تصمیم به خرید گرفت ،
می خواهید چطور به او محصول بفروشید؟!
برای حل این مسئله ، می توانید ، تعدادی از محصولات را به عنوان نمونه برای ارائه به مشتری تهیه کنید ، به این ترتیب هنگام معرفی محصولات ، غافلگیر نمی شوید ،
در ضمن چنانچه مشتری شما محصولاتتان را خرید کرد با پولی که از وی می گیرید می توانید خرید جدیدی را در دفتر کارتان ثبت کنید ،
در واقع داشتن یک ویترین کوچک و خانگی از محصولات ، راهکار خوبی است تا مشتری هایتان را همواره راضی نگه دارید، یه خاطر داشته باشید که اغلب مردم دوست دارند هنگام پرداخت پول ، محصولشان را تحویل بگیرند !

@VisionTeam
فروش ساده در بازاریابی شبکه ای
(قسمت ششم)

6-به سودهای بزرگ فکر کنید ،
یکی از راه های موثر در فروش یک محصول ، شناساندن آن به سایرین است ، شاید شما هم فروشندگانی را دیده باشید که برای جلب نظر مشتریانشان ، امتیازاتی را برای خریدهای اولیه
قائل می شوند ،
حتی گاهی نمونه محصولاتشان را به تعداد محدودی ، رایگان در اختیار عموم قرار می دهند تا افراد بیشتری با محصولاتشان آشنا شوند . شاید در نظر اول این کار نوعی ضرر و زیان محسوب شود اما در واقع این فروشندگان ، چون مطمئن هستند که محصولشان کیفیت بالایی دارد ، ایمان دارند که مردم پس از یک بار مصرف ، مشتری دائم آنان خواهند بود به این ترتیب با گذشتن از سودهای کوچک و زود گذر ، زمینه را برای کسب یک سود بزرگ و دائمی فراهم می کنند .
@VisionTeam
فروش ساده در بازاریابی شبکه ای
(قسمت هفتم)

7-ترویج کننده محصولاتتان باشید ، همه ما میدانیم که SONY یکی از برندهای معتبر و بین المللی در زمینه محصولات صوتی و تصویری است ، به همین خاطر ، فروشندگان آن برای معرفی و فروش این محصولات کار سختی پیش رو ندارند ، اما سوال اصلی اینجاست که چه اتفاقی افتاده که همه مردم SONY را می شناسند ؟ پاسخ روشن است ، SONY برای تبدیل شدن به یک برند جهانی هزینه های زیادی را پرداخت کرده و سودی که امروز نصیبش می شود نتیجه هزینه ای است که برای معروف شدنش پرداخته است ! امروز بیشترین سود SONY متعلق به کسانی است که برای معروف شدن این برند همکاری داشته اند .جالب اینجاست که ، سودی که SONY به نمایندگان فروش خود در سراسر جهان می پردازد در مقایسه با سود سرشاری که نصیب شرکت اصلی می شود بسیار ناچیز است ، چون آن ها محصولی را می فروشند که نیاز به بازاریابی ندارد ! در بازاریابی شبکه ای هم ، شما نماینده مستقل شرکتتان محسوب می شوید ، به این معنی که شرکت ، نمایندگی فروش محصولاتش را به شما واگذار کرده است ، اگر چه امروز محصولات شما هنوز برند نشده اند ولی با توجه به رشد این حرفه و افزایش تعداد بازاریابان ، به زودی به یک برند معتبر تبدیل خواهند شد و آن روز ، سود اصلی نصیب کسانی می شود که امروز برای برند شدن این محصولات تلاش کرده اند ! یکی از موثرترین راه های برند شدن یک محصول ، ترویج مصرف آن در بین عموم مردم است ، و شما به عنوان نماینده شرکت می توانید در ترویج این کالا سهیم باشید . اگر نماینده SONY بودید ، دلتان می خواست که اطرافیانتان تلویزیون SAMSUNG داشته باشند؟! لطفاً در جواب این سوال نگوییدکه : مردم آزادند تا هر چه می خواهند بخرند ! منظور این نیست که باید کالایتان را به زور به کسی بفروشید ! هدف از این نکته این است که شما باید بدانید ، فقط فروشنده ساده محصولاتتان نیستید ، شما نماینده شرکت در میان نزدیکانتان هستید ! پس مانند یک نماینده کارکشته ، محصولتان را با هیجان وافتخار معرفی کنید ! مروج محصولاتتان باشید تا به یک برند تبدیل شود و در نظر داشته باشید که برند شدن این محصولات در آینده نزدیک ، چه سودی را نصیبتان می کند !

@VisionTeam
فروش ساده در بازاریابی شبکه ای
(قسمت هشتم)

8-هدف گیری کنید و فروش هوشمند داشته باشید ، خرید ، فرآیندی است که در نتیجه اعتماد صورت می گیرد، اعتماد به فروشنده یا اعتماد به محصول ، به هر حال یکی از این دو را باید ایجاد کنید . اعتماد به محصولات بیشتر هنگامی اتفاق می افتد که یا مشتری قبلاً از محصول استفاده کرده و تاثیراتش را تجربه کرده باشد و یا به اصطلاح برند و مارک محصول را بشناسد ، با توجه به اینکه محصولات شما جدید بوده و هنوز برند شناخته شده ای نیست ، نمی توانید انتظار داشته باشید که مشتری شما در اولین خرید خود ، به محصولتان اعتماد کند . پس باید به دلیل اعتماد به شما خرید کند ، اما شما که نمی توانید در یک جلسه اعتماد دیگران را به خودتان جلب کنید ! بنابراین بهترین راهکار این است که محصولاتتان را به کسانی ارائه کنید که به شما اعتماد دارند ! اگر شما از معرفی و فروش محصولاتتان به این افراد می ترسید مفهومش این است که به محصول خود اعتماد ندارید و از خراب شدن اعتبارتان واهمه دارید ، پس در این صورت این محصول را به هیچ کس نباید ارائه کنید! ولی اگر مطمئنید که محصول خوب و با کیفیتی دارید چرا باید از ارائه آن وحشت داشته باشید؟! به عبارت دقیق تر ، مشتریان شما در بازاریابی شبکه ای ، بیشتر نزدیکانتان هستند که ما از این به بعد آن ها را بازار گرم می گوییم . بازار گرم شما دو ویژگی بارز دارد: اول اینکه به شما اعتماد دارند و دوم اینکه ، تعدادشان محدود است ، یعنی افرادی که به شما اعتماد دارند محدودند به همین دلیل نباید بی گدار به آب بزنید ! چون در این صورت مشتریان شما روز به روز کمتر و کمتر خواهند شد! شما پیش از این ، لیستی از بهترین مشتریان احتمالی خود تهیه کرده اید ، اکنون وقت آن است که با هماهنگی لیدرتان از آنان دعوت کنید.

@VisionTeam
فروش ساده در بازایابی شبکه ای
(قسمت نهم)

9-تصویر ذهنی خود را اصلاح کنید ، فروشندگی ، شغل کم ارزشی نیست ، تصور کنید که فروشندگان پوشاک ، اغذیه ، دارو ویا سایر کالاهای مورد نیاز ما ، نبودند ! به این ترتیب ما نیازهایمان را چگونه تامین می کردیم ؟! متاسفانه امروزه خیلی ها به غلط ، این حرفه جذاب و پول ساز را ، در رده " مشاغل بی پرستیژ " قرار می دهند ! مهمترین دلیلش این است که بعضی ها می خواهند شما از فروشندگی بدتان بیاید تا خودشان بیشتر بفروشند و پول بیشتری در بیاورند ! دلیل دیگرش ، رفتار غیر حرفه ای و سودجویانه ی بعضی از فروشندگان تازه کار یا متقلب است که تلاش می کنند به هر ترتیبی شده جیب مشتری را خالی کرده و محصولشان را تحت هر شرایطی به او بفروشند ! همین امر باعث شده تا فروشنده ها در نگاه اغلب مردم ، افرادی سودجو و فرصت طلب جلوه کنند ! اگر شما هم همینطور فکر می کنید لازم است همین الان در تعریفتان از فروشندگی تجدید نظر کنید ! فروشندگی وقتی برای سودجویی باشد جذابیتش را از دست می دهد اما اگر به منظور تامین نیاز خریدار انجام شود نه تنها ناپسند نیست بلکه بسیار هم پسندیده و زیباست . تصویر ذهنی روی « شخصیت و رفتار انسان » تاثیر اساسی بر جای می گذارد. تصویر ذهنی تان را عوض کنید تا شخصیت و رفتارتان تغییر کند.
فروشندگان بزرگ خودشان را نه فروشنده ، بلکه « مشاور » می بینند. آنها خود را دوست خریداران در نظر
می گیرند. آنها خود را بیش از هر چیز حلال مسئله تلقی می کنند. از دهها هزار مشتری سوال شده است درباره فروشندگان بزرگی که به آنها فروش می کنند چه برداشتی دارند. آنها می گویند بهترین فروشندگان را نه فروشنده، بلکه « مشاور » خود احساس می کنند. آنها را « منابعی با علم و اطلاع » در زندگی شخصی و تجاری خود ارزیابی می کنند. یک اصل روانشناختی « حیرت انگیز » وجود دارد که معتقد است : مردم با توجه به نگرشی که شما در قبال خود دارید ، شما را ارزیابی می کنند. به عبارت دیگر، حرفی که درباره خودتان می زنید و هر طور که خود را توصیف می کنید، اشخاص شما را به همان شکل قبول می کنند. بعد از آن ، روی شما « دقیق » می شوند تا مطمئن شوند گفتار و رفتارتان هماهنگ است یا نه !؟ من تا آن زمان که خودم را یک فروشنده معرفی می کردم، واکنشهای متفاوت مشتریان را متوجه می شدم. در ملاقات بعدی به مشتری ام گفتم: « از اینکه وقتتان را به من دادید ، متشکرم. لطفا راحت باشید. من نیامده ام که چیزی به شما بفروشم. من بیش از اینکه خودم را یک فروشنده ببینم، یک مشاور احساس می کنم. در نهایت می خواهم از شما چند سوال بپرسم. می خواهم بدانم آیا شرکت من می تواند به شما کمک کند تا میزان هزینه های شما بکاهید. اما من بیشتر خودم را یک مشاور می دانم تا یک فروشنده . از حالا به بعد ، خودتان را یک مشاور در نظر بگیرید. مانند یک مشاور حرف بزنید ، راه بروید و رفتار کنید. لباسهای خوب بپوشید. خودتان را برای هر جلسه فروش به گونه ای آماده کنید که « انگار یک مشاور عالی رتبه » هستید و حقوق خوبی می گیرید. و واقعیت هم همین است. وقتی دیگران از شما می پرسند که چه
می کنید، در جوابشان بگویید: "من یک مشاور هستم " .وقتی خودتان را یک مشاور معرفی کردید و مشتریان شما این را پذیرفتند، به آنها « اطلاعات ارزشمند » بدهید. کاری کنید تحولی در کار و زندگی آنها ایجاد شود. وقتی مانند یک مشاور حرف می زنید، راه می روید و رفتار می کنید، از بقیه کسانی که خودشان را یک فروشنده می دانند حسابتان جدا می شود. این گونه شما را در جمع ۱۰ درصد بالای فروشندگان در حرفه خود می پذیرند.
به جای اینکه سعی کنید کالایتان را بفروشید، « از مشتریانتان سوالهای خوب بکنید ». با توجه به جوابهایی که
می گیرید، سعی کنید به آنها کمک کنید. خود را یک مشاور بدانید که برای مشتری کار می کنید، او را راهنمایی می کنید تا متوجه کار درستی که باید انجام بشود، گردد. از کلمات جمع استفاده کنید. به آنها بگویید : « پیشنهاد من این است که ما به اتفاق از این روش استفاده کنیم ». به جای فروشنده بودن، برای مشتریانتان یک یاور و مشاور باشید.
خود را « حلال » مسئله معرفی کنید. سعی کنید مسئله و مشکل مشتری خود را متوجه شوید و بعد به او راه حلهای ایده آل پیشنهاد کنید.به او نشان دهید که اگر کالای شما را خریداری کند تا چه اندازه به سودش کار کرده است.
اگر همه روزه زمانی را به مطالعه، فکر کردن و برنامه ریزی اختصاص بدهید، می توانید به قدرتی دست پیدا کنید تا جریان مقصد و سرنوشت شما را تغییر بدهد...

@VisionTeam
فروش ساده در بازاریابی شبکه ای
(قسمت دهم)

10-اکنون مشتری در راه است و زمان آن رسیده تا جلسه معرفی محصول را ترتیب بدهید . این جلسه الزاماً یک جلسه چند ساعته در لابی یک هتل یا یک فروشگاه مجهز نیست ! یک دیدار خانگی چند دقیقه ای با عمو ، خاله یا یکی از دوستان نزدیک هم می تواند یک جلسه فروش باشد ! حتی در مهمانی ها و دید و بازدید ها می توانید محصولتان را به دیگران معرفی کنید ، جلسات معرفی محصولات به اشکال گوناگون قابل اجراست . تعدادی از انواع این جلسات عبارتند از : جلسه انفرادی بین شما و یک مشتری در محل کار یا زندگی خودتان ، جلسات شو محصول در خانه با حضور یک یا چند نفر از اقوام و نزدیکان ، جلسات شو محصول در دفاتر نمایندگی شرکت ، جلسه معرفی در نمایشگاههایی که به مناسبتهای مختلف برگزار می شوند ، مراجعه حضوری شما به محل زندگی یا کار مشتری .
در جلسه معرفی محصول ، موارد زیر را رعایت کنید :
- حتماً نمونه محصولات را به همراه داشته باشید ، بدون نمونه جلسه معرفی محصولات را برگزار نکنید.
- با ظاهری آراسته در جلسات فروش شرکت کنید .
- با تمرکز کامل و نگرش مثبت وارد جلسه شوید.
- از همان ابتدا فروشتان را قطعی بدانید ، یعنی باور کنید که می توانید یک جلسه فروش موفق برگزار کنید.

@VisionTeam
فروش ساده در بازاریابی شبکه ای
(قسمت یازدهم - بخش اول)

11-نکاتی که باید در طی مذاکره و نهایی کردن فروش به آن ها توجه کنید :
- در باره محصولاتتان اغراق نکنید و هرگز صداقت را قربانی سود نکنید.
- تحت هیچ شرایطی جلسه را به سمت بحث و جدل هدایت نکنید .
- بیش از حد به مشتری اصرار نکنید .
- در باره محصولاتتان با اعتماد و ایمان صحبت کنید .
- در اعلام قیمت عجله نکنید اما از بیان قیمت محصولاتتان واهمه نداشته باشید.
- بیشتر ، از فایده ای که محصولتان برای مشتری دارد حرف بزنید ، مثلاً به طور مشخص به او بگویید که چون من میدانستم که از خشکی پوست رنج میبرید این کرم را به شما معرفی کردم.
- حتماً لازم نیست که محصولتان واقعاً منحصر به فرد باشد. بلکه مسئله مهم این است که این محصول را مشتری ها منحصر به فرد تلقی می کنند. مردم تمایل دارند محصولاتی را خریداری کنند که احساس خوبی به آنها می دهند و باعث از بین رفتن حس ترس یا عدم امنیت در آنها می شوند. اگر بتوانید این نیازها را برآورده کنید، می توانید در انتظار فروش خوبی باشید .
- اعتراضات و انتقادات مشتری را با حوصله گوش کنید .
- در برابر اعتراضات ، گارد نگیرید .
- اعتراضات مشتریان به طور کلی دو دسته اند :
یا واقعی اند
یا بهانه جویی ،
برای پی بردن به این موضوع ، از تکنیک فرض کردن استفاده کنید ، به عنوان مثال وقتی مشتری اعتراض یا انتقادی به محصولتان وارد می کند در کمال خوشرویی از او بپرسید : خوب ، فرض کنید که این اشکالی که شما وارد کردید در محصولات من نبود، آیا این محصول را می خریدید ؟ پاسخ به این سوال تا حدود زیادی مشخص می کند که اعتراض مشتری واقعی است یا نه ! اگر در جواب شما بگوید: بله ، این اعتراض واقعی است ولی اگر با فرضی که شما کردید باز هم ایراد جدیدی وارد کرد معلوم می شود که قصدش بهانه گیری است .
- اگر اعتراض مشتری را واقعی دیدید باید اشکالی که به محصولتان گرفته را بررسی کنید ، اشکالات واقعی هم به دو دسته تقسیم می شوند :
گاهی محصول شما واقعاً از نظر مشتری اشکال دارد مثلاً به شما می گوید : شامپوهای شما نسبت به شامپوهای موجود در بازار گرانتر است ، در این صورت وظیفه شما اینست که ابتدا این اعتراض را بپذیرید مثلاً بگویید : من قبول دارم که کمی تفاوت قیمت وجود دارد اما ... و سپس ویژگی های شامپوهایتان را برایش بشمارید و تفاوت آن را با سایر شامپوهای موجود در بازار عنوان کنید ،
گاهی اشکالی که مشتری میگیرد نتیجه یک سوءتفاهم است ، در این صورت باید با کمک خود مشتری این سوء تفاهم را برطرف کنید ، مثلاً مشتری شما میگوید : گمان نکنم این عسل صددرصد طبیعی باشد ! در این حالت بهترین کاری که می توانید بکنید این است که یک شیشه عسل به او بدهید و از او بخواهید آن را امتحان کند یا اگر مایل بود به آزمایشگاه ببرد ! در هر دو صورت مطمئن باشید که محصول شما ، سربلندتان می کند !
- در برابر بهانه گیری و اعتراضات غیرواقعی مشتری ، جبهه نگیرید در عوض به آرامی محور گفتگو را از روی محصولتان به سمت مشتری و ویژگیهای فردی وی هدایت کنید ، اغلب افراد وقتی مورد تعریف و تمجید قرار می گیرند بهتر به حرفهای طرف مقابلشان گوش می دهند البته به هیچ عنوان نباید اغراق کنید مثلاً به او بگویید: به نظر من شخص شیک پوشی مثل شما ، با یک ادکلن اصل فرانسوی جذابتر به نظر می رسد!در اکثر مواقع این تکنیک منجر به قطعی کردن فروش می شود . مردم عاشق خریدن چیزهایی هستند که افراد کمی آنها را در اختیار دارند. این ماهیت و طبیعت انسان است و شما می توانید از آن بهره بگیرید.
- تحت هیچ شرایطی انتهای جلسه فروشتان را نبندید ، در بیشتر مواقع مشتری ها در همان جلسه اول خرید نمی کنند اما این بدین معنی نیست که هیچوقت دیگری هم خرید نمی کنند ! حال اگر شما در پایان جلسه به خاطر خرید نکردن ، با ترشرویی و گلایه حرف بزنید می توانید مطمئن باشید که این مشتری هرگز از شما خرید نخواهد کرد

@VisionTeam
فروش ساده در بازاریابی شبکه ای
(قسمت یازدهم ، بخش دوم)

- مردم به دلیل ترس از ضرر ، خرید نمی کنند و به دلیل میل به سود بردن ، خرید می کنند! وظیفه یک فروشنده این است که ترس از ضرر کردن را در مشتری کاهش دهد و در عوض میل به سود بردن را تقویت نماید ! تعریف کردن یک داستان شخصی ، اشاره به نیازهای مشتری ، بیان خواص محصولات و فایده ای که برای مشتری دارد ، ارائه امتیازات خرید ، بیان تجربیات دیگران در استفاده از محصولات ، به شما کمک میکند تا مشتری را به سمت خرید هدایت کنید .
- یکی از کارهایی که می توانید انجام دهید این است که همواره تضمین دهید که در صورت نارضایتی مشتری حاضر هستید پول او را پس بدهید و کالا را مرجوع کنید.
- وقتی مشتری نظر مثبت خود را برای خرید اعلام کرد ، دیگر نباید معطل کنید ، بعضی افراد به دلیل احساسی که به آن کم رویی می گویند ، علی رغم اینکه مشتری برای خرید آمادگی دارد، با جملاتی مانند : حالا اگه میخواین تا فردا فکرتون رو بکنید ! یا : دیگه من همه چی رو به شما گفتم ، تصمیم با خودتونه ! تمام زحماتشان را به باد می دهند ! اگر قرار نیست به مهمانتان محصول بفروشید ، پس چرا دعوتش کردید و برایش جلسه ترتیب دادید ؟! اگر مشتری شما پاسخ تمام سوالاتش را گرفته و نظرش برای خرید مثبت است ، حالا نوبت شماست که ضربه نهایی را بزنید ، مستقیماً و با اطمینان به او بگویید : من یقین دارم که شما با یکبار استفاده از این صابون ، مشتری دائمی من میشید ! یا در کمال آرامش بگویید : من مطمئنم که این یکی از بهترین خریدهایی میشه که تا به حال کردی !
- اگر باز هم نمی توانید مستقیماً فروشتان را قطعی کنید ، از روش های غیر مستقیم استفاده کنید ، مثلاً با تکیه بر مشخصات ثانویه ی محصول به سمت قطعی کردن فروش بروید : عسل 500 گرمی بدم یا 900 گرمی ؟ یا:خوشبو کننده هوا را برای سالن پذیرایی میخوای یا برای اتاق خواب ؟!
- همیشه برای خرید ، پیشنهاد یا راه حل داشته باشید ، مثلاً گاه مشتریان می گویند که “پول نقد ندارند”
می توانید بگویید: (( اگر بتوانیم شرایطی فراهم کنیم که در زمان طولانی تری پول کالا را بپردازید، مسئله شما حل می شود؟)) و یا می توانید بگویید: (( شاید بتوانیم کاری کنیم که شما بتوانید خریدتونو در 2 مرحله انجام بدین))
- گاهی فاصلۀ آنچه شما می گویید با آنچه مشتری می خواهد بسیار کم است ، ولی چون حرف مشتری را نشنیده اید ، قادر به برطرف نمودن این فاصله نیستید . در این مواقع بهتر است از تکنیک پل زدن استفاده کنید ، مثلاً : وقتی مشتری می گوید، (( این بیش از رقمی است که فکر می کردم باید بپردازم )) از او بپرسید: (( آقای مشتری، ما تا چه اندازه با هم فاصله داریم ؟)) یا می توانید بپرسید: (( آقای مشتری، چه می توانیم بکنیم که این معامله امروز سر بگیرد؟ تا شما از اینجا خوشحال تشریف ببرید شما بفرمایید حداکثر تا چه مبلغی را می توانید پرداخت کنید تا من بگویم بهترین انتخاب کدام کالاها میباشد )). در بسیاری از موارد تفاوت زیاد نیست و فروش می تواند انجام شود. اما باید بدانید که مشتری چه نظری دارد.
- در پایان جلسه ، از خرید مشتری تشکر کنید و به انتخابش تبریک بگویید.
- اغلب افراد ، بعد از خرید یک محصول ، چشم انتظار پیگیری فروشنده ها هستند اما اکثر فروشنده ها به این نکته توجه نمی کنند ! شما اینگونه نباشید ، حتماً یکی دو روز پس از خرید با مشتریتان تماس بگیرید و نظرش را در مورد استفاده از محصولتان جویا شوید ، اگر لازم بود نحوه استفاده بهتر از محصولاتتان را به او بگویید ، حتی ممکن است مشتری پس از خرید ، ناراضی باشد ، در این حالت وظیفه دارید رضایتش را جلب کنید ، حتی اگر لازم بود محصول را پس گرفته و یا تعویض کنید ، به این ترتیب به او ثابت می کنید که رضایت او برایتان مهم تر از سودتان است و با این عمل شما یک مشتری دائم برای محصولاتتان دست و پا خواهید کرد توجه داشته باشید که یک مشتری در صورت رضایت می تواند مشتری های جدیدی به شما معرفی کند و یا بالعکس در صورت عدم رضایت ، می تواند بازار محصولات شما را نزد سایرین خراب کند.


(دوستان فرهیخته ؛
مجموعه آموزشهای فروش ساده در بازاریابی شبکه ای که بصورت۱۱ بخش مفید و کافی در اختیارتان قرار گرفت. امیدواریم توانسته باشیم گامی کوچک در جهت آموزش فروش که یقیناً یکی از دغدغه های شماست برداشته باشیم. همرا همیشگی شما "ویژن تیم")

@VisionTeam
#از کجا شروع کنیم -1

دوستان فرهیخته به جملات زیر دقت کنید:

“بچه ها ویژناتون تیک می خوره؟”
“حاجی من دیروز یه نگرش زدم بدجوری جواب داد”
“من ماهی 5 میلیون اکانت می کشم!”
“پلن ما ام ال امه!” که البته منظور پلن بونی لول می باشد!
“من دیروز از تو خونه نگرش زدم مجموعه ام تو ابرقو رشد کرد”
“خطاب به راهبران پیش قدم: به خدا قسم همتونو می گیرم!”
“یه تست زدم که از تو سیستم رشد بکشم بیرون!” منظور از تست کلمه Testimony به معنای گواه و شاهد (منظور مدرکی دال بر درآمدزا بودن این سیستم ها) می باشد. که البته گروه دیگر Testimony را به صورت testimoney مطرح می نمایند و اتوماتیک i را به قرینه معنوی حذف می نمایند و moneyرا هم مالی ترجمه می نمایند و اینگونه است که کلمه ای در فرهنگ ایشان ایجاد می گردد که به آن تست مالی و یا به اختصار تست می گویند!
“داداش تا کی می خوای تو کار سنتی جون بکنی؟”
“من می خوام یه مجموعه بسازم که دو سال دیگه بازنشست شم!”
“استاد رندی گیج می فرماید:….”
“تو سی دی جو اومده که….”
“ما تا دو سال دیگه ام وی رو می خوایم بگیریم”
“مدیر فلان شرکت نمی دونه نتورک چیه!”
“من دکتر فلانی (با تحصیلات دیپلم) هستم تا امروز 48 تا جزوه نوشتم. 25 تا سمینار در ناف آمریکا برگزار کرده ام”
“بدبختا تا کی می خواید این طوری کارکنید؟ تا کی می خوای جوری زندگی کنی که لنگ اجاره خونت باشی؟ هیچی نیستی! بیا یه چیزی باش!” (نمونه ای از ایجاد انگیزش توسط راهبری قدرتمند و بسیار دانا!)
پرزنت، فالو، ادیقای، سوئیچ آف، اینوایت، پراسپکت و……….
اینها جملات امروز ماست! کلمات و جملاتی که به راحتی بر سر زبان می آوریم!
هدف اینجانب از این مقاله به چالش کشیدن سبک و لحن صحبت هیچ فرد خاصی نیست. تنها نیتم رو به رو کردن خودمان با واژگانی است که هر ساعت و هر لحظه به کار می بریم.
از ابتدای تاریخ بشریت تا به امروز هر صنف بسته به خرده فرهنگی که برای خود ایجاد کرده است به صفتی معروف است. صنفی را بد قول، صنفی را خوشحساب، صنفی را باکلاس، صنفی را بی ادب، صنفی را موفق و صنفی را درمانده می شناسند. بیایید از خود بپرسیم که امروز ما به عنوان نماینده مستقل فروش یک شرکت بازاریابی شبکه ای صنف خود را به جامعه چگونه شناسانده ایم؟
بیایید خرده فرهنگی از خود بسازیم که هنگامی که فردی از ما پرسید شغل شما چیست به راحتی بتوانیم در جامعه سر بلند کنیم و بگوییم “من نماینده مستقل فروش یک شرکت بازاریابی شبکه ای هستم و به آنچه که هستم افتخار می کنم!”
یک بازاریاب شبکه ای اگر هم اکانت نکشید می تواند تصویر بکشد. تصویری بزرگ از صنفی بزرگ با محتوایی بزرگ!
اولین قدم برای شروع درست کردن همه چیز ایجاد الگویی ایرانی است! ایجاد خرده فرهنگی که نه ادعای خارق العاده بودن دارد و نه ادعای خاص بودن بلکه ادعای سالم بودن دارد.
واژگانمان را اصلاح کنیم!

@VisionTeam