ویژن تیم (VisionTeam)
24 subscribers
2 photos
1 video
کانال آموزشی

تجربیات و آموزه های نتورک مارکتینگ
بیش از دو دهه فعالیت علمی و عملی

ارتباط باادمین:
@Negareshemosbat1

بازاريابي شبکه‌اي
آموزش مهارتهای فروش و شبکه سازی
Download Telegram
#بازاريابي‌شبکه‌اي‌روشي‌نوين‌درعلم‌
بازاريابی:


 فيليپ کاتلر بازاريابي را اين گونه تعريف مي‌کند؛
"بازريابي فرايندي مديريتي اجتماعي است که به‌وسيله آن افرادو گروه‌ها ازطريق توليد و مبادله محصول با يکديگر به امر تامين نيازها و خواسته‌هاي خود اقدام مي‌کنند.
" بازاريابي به‌صورت خلاصه  در تشخيص نيازهاي مشتري‌، توليد کالاي مطلوب‌، قيمت گذاري‌، توزيع و تبليغات مي‌باشد. و به‌نوعي فروش نتيجه عمليات بازاريابي و شروع عمليات بازاريابي
(‌از آن جهت که پس از فروش محصول،خدمات پس از فروش و تحقيقات بازاريابي براي بررسي‌هاي لازم در زمينه شرايط موجود بازار، وضعيت سهم بازار‌، عملکرد رقبا در بازار و ساير موارد) مي‌باشد. که در اين مقاله به‌صورت خلاصه به بازاريابي‌ مي‌پردازيم و بيشترين سمت صحبت ما در زمينه بازاريابي شبکه‌اي به‌عنوان يکي از مدلهاي جديد بازاريابي در ايران و جهان مي‌باشد.

@VisionTeam
#تعريف بازاريابي شبکه‌اي:

 نوعي شيوه بازاريابي است که در آن شرکت‌ها محصولات خود را بدون تبليغات و بدون واسطه به‌فروش مي‌رسانند, و مشتريان پس از خريد در صورت تمايل مي‌توانند محصولات شرکت را بازاريابي کنند و پورسانت از فروش دريافت نمايند. در بازاريابي شبکه‌‌اي درآمد هم‌ از طريق درصدي از ‌فروش مستقيم کالا توسط خود شخص و همچنين درصدي پورسانت از فروش زير‌مجموعه بازاريابان به‌دست مي‌آيد. در بازاريابي شبکه‌اي، از روش بازاريابي ويروسي يا دهان به دهان استفاده مي‌شود و بازارياب‌ها از طريق »تبليغات کلامي« يا »تبليغات چهره به چهره« که يکي از موثر‌ترين انواع تبليغات مي‌باشد. اقدام به فروش محصولات شرکت‌ مي‌کنند. بازاريابي شبکه‌اي يکي از انواع بازاريابي مي‌باشد, که در بسياري از کشور‌هاي دنيا به‌صورت بسيار اصولي مورد استفاده قرار گرفته و نتايج بسيار مطلوبي از آن به‌دست آمده است, و کشور‌هاي پيشرفته دنيا همانند ژاپن و آمريکا و چين و بسياري کشور‌هاي ديگر با مديريت مناسب توانسته‌اند که نه‌تنها به توليدات داخلي و ملي و ايجاد اشتغال پايدار در کشور‌هاي خودکمک قابل توجهي نمايند، بلکه با ايجاد يک سازو کار مناسب براي حضور شرکت‌هاي بازاريابي شبکه‌اي خود در محيط بين‌المللي و حضور در کشور‌هاي مختلف دنيا هم باعث موفقيت, پيشرفت و قدرتمند‌ شدن بيش از پيش آن‌ها شده و هم موجبات صادرات پويا و ارز آوري اين شرکت‌ها از طريق ايجاد شعبات و شبکه‌هاي فروش در کشور‌هاي‌ مختلف دنيا را فراهم آورده‌اند. به عنوان مثال: شرکتي مانند اموي کسب و کار خود را از طريق تعدادي از شرکت‌هاي وابسته در بيش از يکصد کشور و منطقه در سرتاسر جهان اداره مي‌کند. اموي با رتبه 114 در بين بزرگ‌ترين شرکت‌هاي خرده‌فروشي دنيا توسط دلويت در سال 2006 دسته‌بندي شد و با رتبه 25بين بزرگ‌ترين شرکت‌هاي خصوصي در ايالات متحده توسط فوربرز در سال 2012 دسته‌بندي شد، اين شرکت در سال 2014 به فروش 10/8 ميليارد دلاري رسيده است. و کماکان رتبه اول جهان بين شرکت‌هاي که از روش بازاريابي شبکه‌اي در فروش محصولات خود استفاده مي‌کنند, قرار دارد. و شرکت‌هاي مشابه مانند ژيلت، تويوتا و غيره از اين روش در فروش محصولات توليد خود در محيط بين‌المللي استفاده ميکنند. با توجه به مثال فوق تمامي شرکت‌هاي بازاريابي شبکه‌اي که درحال حاضر در ايران فعاليت مي‌کنند امکان آن را دارند که در سايه برنامه‌ريزي‌هاي مناسب و حمايت‌هاي قانوني و سياسي و سيستماتيک دولت و برنامه‌ريزي‌هاي مناسب خود به شرکت‌هاي بين‌الملي تبديل شده و محصولات خود را از طريق ايجاد شعبات و شبکه‌هاي فروش خود در اکثر کشور‌هاي دنيا به فروش برسانند و طبق پيش‌بيني‌ها بزرگان بازاريابي شبکه‌اي دنيا کشور ايران توانايي آن را دارد که به‌راحتي به قدرت برتر بازاريابي شبکه‌اي در خاور‌ميانه تبديل شود و ارز آوري بسيار بالايي ايجاد کند، هرچند که ‌تعدادي از شرکت‌ها اقدام به برنامه‌ريزي و اقدام عملياتي براي حضور درکشور‌هاي همسايه را استارت زده‌اند.
يکي از مواردي که دولت اقدام به ايجاد قوانين بازاريابي شبکه‌اي و ارائه مجوز به اين شرکت‌ها نمود، ايجاد فضايي تعاملي براي شرکت‌هاي بازاريابي شبکه‌اي بودکه به‌صورت قانونمند و اصولي و در سايه نظارت¬هاي اصولي کميته نظارت اقدام به فعاليت نمايند, که بساط شرکت‌هاي هرمي و بازاريابي شبکه‌اي غير قانوني که توانسته بودند از خلاء‌هاي لازم در قوانين سوء استفاده کرده ودر بستر اقتصاد ايران توانسته بودند که مبالغ هنگفتي ارز را از کشور خارج کنند که درمقابل آن هيچ‌گونه محصول درخور توجهي وارد کشور نشد بود، برچيده شود و نويد و نگرش جديدي به اقتصاد و اجتماع ايران داده شود...

@VisionTeam
#انتخاب یک شرکت – قسمت اول

شرکتی که شما به آن ملحق می شوید نقش مهمی در شانس رسیدن به موفقیت دارد. شما باید در ابتدا دو سوال از خود در مورد شرکت بپرسید. این کار تا حد زیادی کار شما را آسان می کند. هر شرکتی که به این دو سوال پاسخ مثبتی ندهد می تواند خارج از لیست شما قرار گیرد.

سوال اول: اگر شما در شبکه عضو نشوید، آیا این محصولات یا خدمات را در هر صورت خریداری می کردید؟

با خودتان صادق باشید.اگر جواب منفی است شرکت دیگری بیابید. اگر شرکتی که قصد عضویت در آن را دارید بر پایه محصولات بنیان نهاده نشده باشد . محصولات استفاده شخصی نداشته باشد، ابدا به نظر نمی رسد که شما بتوانید در این شرکت موفق شوید.

دوتا از اولین سوالاتی که از منظر نخستین باید در این رابطه پرسیده شود چنین است:

«آیا شما این محصولات را استفاده می کنید؟» و «آیا آنها مناسبند؟»

اگر شما نتوانید جواب مثبتی به آنها بدهید به نظر نمی رسد که شما بتوانید وارد آن شبکه شوید. حال اگر می توانید جواب مثبت بدهید، به سوال بعدی رجوع کنید…..

سوال دوم: آیا آن محصول یا خدمات را با چنین قیمتی خریداری می کنید؟ اگر شما در بازار آزاد برای این محصولات چنین هزینه ای پرداخت نمی کنید، به نظر نمی رسد دیگران بخواهند چنین کاری انجام دهند. فکر نکنید که مردم فقط بدین خاطر که ممکن است پاداشی دریافت کنند، برای یک محصول هزینه اضافی پرداخت می کنند. بارها و بارها زمان نشان داده است که مردم چنین کاری نمی کنند.

موفقیت شما در بازاریابی شبکه ای براساس رسیدن محصول به مشتری نهایی است، کسی که واقعا خواستار آن باشد و از آن استفاده کند. افرادی که برای گرفتن پاداش محصولاتشان را در خانه انبار می کنند، سرانجام با پرشدن خانه و انباری و خالی شدن حسابشان متوقف می شوند. افراد باید خواستار استفاده از محصول شما باشند و تمایل داشته باشند که هزینه آن را پرداخت کنند.

با محرک ها و وعده وعید ها گمراه نشوید و سعی نکنید محصولی را با قیمتی گرانتر بازاریابی کنید. درست مانند هر صنعتی، بازاریابی شبکه ای یک بخش کوچکی از فرصت طلبان شرور را هم در خود دارد. آنها در بزرگنمایی و ایجاد محرک های ثانویه بسیار خوب عمل می کنند و چیزی را خلق می کنند که به نظر قانونی است. اما این در واقع یورشی است که به دقت هماهنگ شده است.

برای مثال فرض کنید آنها شرکتی را تبلیغ می کنند که یک بسته نرم افزاری را 15000 تومان می فروشد. آنها قرارداد خوبی با یک شرکت نرم افزاری بسته اند که پول اضافی و دیگر چیز های خوب می دهد. سپس آنها نزد شما می آیند. شما متعجب می شوید: «15000 تومان برای یک بسته نرم افزار ساده» و می گویید :«آیا این گران نیست؟»

آنها در پاسخ می گویند: «احمق شده ای؟ همه این بسته را می خرند. به چک پاداش من نگاه کن. من ماه اول 4 میلیون تومان بدست آورده ام! این ما می خواهم آن را به 6 میلیون تومان برسانم»

در نظر شما 15000 تومان برای یک بسته نرم افزاری ساده مسخره می آید. اما 4 میلیون در ماه اول؟

شما به این فکر می افتید که اگر افراد دیگر این بسته را می خرند، باید چیز استثتایی باشد.

شما دقیقا با جنبه تاریک قضیه اغوا شده اید. طمع پول نقد فوری، مانند هاله ای از ابر چشم انداز قضاوت شما را پوشاند و شما اجازه داده اید حرص و طمع بر منطق شما غلبه کند.

کار بعدی که این فرصت طلبان انجام می دهند آن است که شما را قانع می کنند که سرمایه زیادی بر روی این کار صرف کنید. آنها این اطمینان خاطر را می دهند که شما شروع خوبی خواهید داشت و مانند یک راهبر شروع خواهید کرد. در اولین ماه خود کمک هزینه مسافرتی دریافت می کنید و از این قبیل حرفها… بنابراین شما 500،000 تومان از این بسته را خریداری می کنید. در اولین ماه 200،000 تومان پول نقد دریافت می کنید.

این 200 هزار تومان از کجا آمده است؟ از 500،000 تومان خودتان. اما شما به این فکر نمی کنید. زیرا سرگروه شما فقط آخرین چکش را به شما نشان داده و حالا او ماهیانه به جای 4 میلیون 8 میلیون می گیرد. چیزی را که او فراموش کرده است که ذکر کند آن است که او چنین پولی را از افرادی مانند خود شما که 500،000 تومان برای یک بسته ساده می دهید و در کنج خانه تان در حال خاک خوردن است، به دست می آورد.

حالا در سراسر شهر، مردم 500 هزار تومان از یک بسته ساده و به دردنخور نرم افزار که در حال خاک خوردن است را در کنج خانه هایشان دارند و آنها تب دعوت افراد جدید را دارند….افراد بیشتری ملحق می شوند…جلسات بزرگتر و بزرگتر می شود و ماشین تخت گاز می رود.

مردم دادن 15 هزار تومان را برای یک بسته ساده را ادامه می دهند. زیرا در رویایشان فکر دستمزد چند میلیونی را در ماه اول می پرورانند. با این حال دیر یا زود کسی می آید و می گوید: «آیا احمق شده اید؟ من با 15 هزار تومان می توانم یک کفش برای خودم یا بچه ام بگیرم»
@VisionTeam
#انتخاب یک شرکت – قسمت دوم

آن دو سوال قبلی را از خود بپرسید و محصولی را پیدا کنید که قیمتی منصفانه داشته باشد. اجازه بدهید به متغیر های دیگر محصول نگاهی بیندازیم.

آیا محصول منحصر به فرد و انحصاری است؟ به طور ایده آل شما خواستار محصولاتی هستید که تنها از شرکت شما قابل تهیه باشند. اگر محصولات شما از مغازه خرده فروشی و یا جاهای دیگر قابل خرید باشد، شما با کشمکش های بیشتری مواجه خواهید شد مگر آنکه قیمت محصول شما واقعا پایین تر باشد.

آیا مصرفی هستند؟ اینجا تبعیض قائل می شویم و فکر می کنیم محصولات مصرفی (غذاها، مواد خوردنی و غیره ..) در طولانی مدت بهتر از محصولات غیر مصرفی مانند فیلتر های آب یا جواهرات کار می کنند. می دانیم صنعت پر از مواد غذایی، محصولات خانه و پر از شرکت ها لوازم بهداشتی است ولی برای آن دلیلی وجود دارد. آنها جواب می دهند. اگر افراد شما شامپو، صابون یا به طور مداوم ویتامین مصرف می کنند( همانطور که اغلب افراد چنین می کنند) شما سفارشات دائمی بیشتری خواهید داشت. این به معنای ایجاد سرمایه بیشتر و پاداش های اضافی بیشتر برای شماست.

چه میزان از حجم ماهیانه ای از محصولاتی که بازاریابی می کنید، تولید می شود؟ این یک سوال مهم است زیرا میزان زیادی از سرمایه با مصرف شخصی اعضای شبکه خودتان به وجود می آید. البته بقیه از مصرف ماهیانه مشتریان به دست می آید. با افزایش میانگین ماهیانه، پتانسیل سود شما بیشتر خواهد بود.

فرض کنید شما در شرکتی هستید که تنها یک محصول ارائه می دهد که یک نوشابه انرژی زا به مبلغ 4000 تومان است و میانگین مصرف مردم از آن ماهیانه یک بطریست. با داشتن 100 عضو و مشتری در گروه شما، شما ماهیانه 400000 تومان فروش انجام می دهید و متعاقبا درصد مشخصی از آن را دریافت می کنید.

حال فرض کنید شما در شرکتی هستید که محصولاتی از قبیل نوشابه انرژی زا ، غذای آماده، مولتی ویتامین، لوازم بهداشتی و مکمل های رژیمی ارائه می دهد و سرمایه تولیدی از هر خانوار 100000 تومان است. با وجود همان 100 عضو و مشتری، شما فروشی بالغ بر 10 میلیون خواهید داشت. اگر بقیه فاکتور ها ثابت باشد، در شرکت های چند محصولی، سرمایه بیشتری کسب می کنید البته این به معنای آن است که سود بهتری هم دریافت خواهید کرد ولی به معنای آن نیست که شما نمی توانید از شرکت های تک محصولی سودی کسب کنید.

اگر محصول ماهیانه، سرمایه زیادی فراهم کند یا اگر مردم نیاز داشته باشند که ماهیانه مقادیر زیادی از آن را خریداری کنند، سرمایه بیشتر و سود بیشتری کسب می کنید. اما نکته اینجاست که هر چه میانگین ماهانه حجم محصول مصرفی بیشتر باشد، پتانسیل سود آوری شما نیز بیشتر خواهد بود.

این سوالات در مورد محصولات بهترین نکات مورد توجه در انتخاب یک شرکت است. رشد گروهی طولانی مدت و واقعی نیاز به محصول به وجود می آورد. طرح سود دهی، رهبری شرکت و فاکتور های دیگر همگی نکات ثانویه هستند.

در عرصه این شغل فرصت طلبان و مربیانی هستند که به شما می گویند: «محصولات مهم نیستند». آنها بر این تاکید دارند که طرح سود دهی است که باعث رشد می شود. اوایل ممکن است چنین چیزی تحقق یابد اما اگر محصولتان ارزشی برای مشتریان نداشته باشد شما نمی توانید کسب و کار خود را در طولانی مدت حفظ کنید.

در پایان برای انتخاب یک شرکت هرگز اصول اخلاقی و ادله خود را به خاطر کسی تغییر ندهید و اگر چیزی برای شما غیر منطقی وغیر اخلاقی به نظر می رسد، از آن بگذرید

@VisionTeam
#دندانه هاي كليد موفقيت در نتورك

در نتورك، براي موفقيت بايد همه راه هاي درست را طي كنيم و تمام كارهاي صحيح را انجام دهيم. اما براي باز نشدن قفل، كافيست فقط يكي از داندانه ها خراب باشد.

با اين حال اگر بخواهيم تمام كار نتورك را در چند عنوان خلاصه نماييم و آنها را در كنار دندانه هاي كليد موفقيت در نتورك(سنگ بناها) قرار دهيم، به شرح زير دسته بندي خواهد شد:


1.اولين اصل نتورك را اول درك كنيد، سپس بپذيريد و آنگاه انجام دهيد...!!!

صداقت، اولين اصل كار ماست! قرار نيست هركس وارد شبكه شد، يك شبه مجسمه راستگويي و درستكاري بشود اما مطمئن باشيد اگر رعايت نكنيد و خود را تغيير ندهيد بد جوري كتكش را در زندگي و نتورك خواهيد خورد ...



2. تعادل در زندگي، تعادل در نتورك است...!!!

احمق كسي است كه زندگي او نتورك بشود. برنده و عاقل كسي است كه نتورك، زندگي او بشود!
آموزه هاي نتورك را در همه ابعاد زندگي خود اجرا كنيد همانطور كه دين را در زندگي پياده بايد كرد اما زندگيتان را نتورك نكنيد!
زندگي شما، دوستان، خانواده، پدر و مادر، تفريحات سالم، كار و مطالعه و از همه مهمتر، خودتان هستيد ...!!!
اين كه مي گويند دو سال خواب و خوراك و همسر و فرزند و خانواده و درس و امتحان را رها كن تا بعدا بهتر به آنها توجه كني، يك مشت اراجيف و حقه بازي يا در حالت خوش بينانه، جو گير شدن است ...!!!
بله، رها كردن كارهاي غير ضروري و ترك تنبلي ها و عادات بد، عاليست اما نمي توان قبول كرد كه نتورك، به تعادل پاداش بدهد اما خودش عامل سلب تعادل و آرامش در زندگي باشد ...!!!
من، هفت روز هفته، روزي 24 ساعت به نتورك خودم فكر مي كنم و در واقع، نتورك را زندگي مي كنم اما، فقط 5 روز در هفته و 5-3 ساعت در روز نتورك كار مي كنم ...!!!
اگر قرار باشد بعدا زمان بيشتري را در روز به نتورك خودم اختصاص دهم، آن را از وقت هاي مرده يا زمان هاي آزاد بيكار خودم ايجاد مي كنم نه از حقي كه وجود خودم و ديگران بر گردن من دارند.



3. هرگز Switch OFF باشید ...

يعني در پيگيري اهداف زير مجموعه و آنهايي كه به ايشان متعهديد، هرگز خاموش نشويد ...!!!



4. خود را فراموش كنيد ...!!!

اگر به دنبال رقم هاي بزرگ، مجموعه بزرگ، اهداف بزرگ و در يك كلمه ثروت در اين سيستم هستيد، خود را فراموش كنيد و براي به سود رسيدن تك تك اعضاي مجموعه بجنگيد ...!!!



5. منفي بالا ، مثبت پايين ...!!!

براي نابود كردن مجموعه تان همين كافيست كه جلو آنها از شك و مسايل منفي خود سخن بگوييد و جلو پيشنهادها يا پيگيري هاي بالاسري مدام مقاومت نماييد!
دغدغه هايت براي بالاسري، خوشي هايت سهم زير مجموعه باشد...!!!



6. صبوري، ركن اصلي كار است ...!!!

ياد بگيريم! اين سيستم يك راه مطمئن براي خود سازي، پولدار شدن و سود بردن است و نه يك راه سريع براي پولدار شدن! اگر هنوز نفرات خود را نياورده ايد، بدانيد، بوده اند تاپ ليدر هاي با ايمان به كار، در همين سيستم كه براي ورودي كردن 5 نفر، هفت ماه پيگيري انجام داده اند!
يا به كار اعتقاد داريد يا نداريد؛ اگر نداريد از همين اكنون كنار بكشيد! اما بدانيد، هركس به نتورك بيايد و در نتورك خود را نسازد احتمالا در زندگي هم موفق به خودسازي نخواهد شد! اگر اعتقاد داريد، عجله نكنيد، تعلل هم نكنيد! آدم قابل اعتماد نداريد؟ بسازيد! مجموعه رشد نمي كند؟ خودتان را بسازيد! پول ندارند؟ پايشان صبر كنيد! كار دارند؟ فرصت بدهيد. اما به ياد داشته باشيد:
* يك لحظه پس از صبر، تعلل است...!!! *



7. پايبند آموزش ها باشيد ...!!!

به آموزش هاي مجموعه اعتماد كنيد ... !!!
صفر تا صد اين راه توسط شركت و تاپ ليدر ها طي شده تا قطار نتورك به ما و اينجا رسيده است... !!!
بدون مشورت با ليدر هاي تيم، خودسرانه اقدام به تحريف و تبديل محتواي آموزش ها ننماييد ... !!!
هرگز مطالب آموزشي را نزد زير مجموعه خود بي ارزش نكنيد ... !!!

اول از خودتان شروع کنید تا شاهد تكثير آن در مجموعه تان باشید ...

@VisionTeam
6#اصل روی ریل ماندن ردندی گیج


POSTURE (1 (وضعیت)


Posture در فارسی وضعیت ترجمه میشود. این «وضعیت»، و داشتن آن، برای موفقیت شما حیاتی است؛ هم هنگامی که میخواهید به سراغ کسی بروید و او را دعوت به کار کنید  و هم هنگام کار کردن با تیمتان. وضعیت ، ترکیبی است از آنچه که باور دارید، آنچه که انجام میدهید و اعتمادی که دارید.

افرادی که روی ریل نتورک قرار دارند، این «وضعیت» را دارند. و آنها که روی ریل نیستند، ندارند. وضعیت، این است که بدانید شما چه چیزی و چه فرصتی در اختیار دارید. شما با اطمینان به سراغ دیگران میروید، چون هیچ شکی درباره آنچه به آنها پیشنهاد میکنید ندارید.

شما وقتی به سراغ افراد میروید، باید در وضعیت «این فرصتو به کی میتونم پیشنهاد بدم» باشید؛ نه در وضعیت «امیدوارم طرف رد نکنه!»

افرادی که Posture دارند، به دنبال آدمهای «آسان» که ناتوانند و به هر چیزی پاسخ مثبت می­دهند نمیروند؛ بلکه بلافاصله افرادی را در جریان قرار میدهند که بیش از همه موفق و هدف دارند؛ این کار را با اطمینان کامل انجام میدهند و در انتظار نتیجه مثبت هستند. آنها میدانند که Network یک تجارت رؤیایی است … سرمایه ی زیادی نمیخواهد؛ استخدام کسی یا جایی نیستید؛ نیاز به امکانات اولیه ای مانند دفتر و … ندارید؛ بازنشستگی تان زودهنگام است و درآمد آن بسیار بالاست!

بنابراین وقتی این افراد درباره افراد مورد نظرشان فکر میکنند، به دنبال افرادی میگردند که این فرصت را بفهمند و سپس با Posture به سراغ این افراد میروند! آنها به دنبال شکار افراد، یا التماس کردن نیستند و در به در بدنبال شنونده نمیگردند! آنها به سادگی به افراد پیشنهاد میکنند که در این موقعیت فوق العاده شرکت کنند؛ چیزی بسیار فراتر از شغل یا تجارتی که او هم اکنون در آن دخیل است!

چیز دیگری که از Posture ناشی میشود، توانایی به کارگیری «بزرگ»هاست. منظورم این است: وقتی من به کمپانی ملحق شدم، دقیقاً همین کار را کردم. من به سراغ پرمشغله ترین، هدفدارترین و موفقترین ها رفتم. من اجازه دادم آنها بدانند این فرصت چه قدر بزرگ است و آنها چه قدر میتوانند در آن بزرگ باشند.

من به حدود ۱۰ نفر گفتم که میتوانند درآمدی بالای ۱۰۰هزار دلار در ماه در این تجارت داشته­ باشند. (البته از آن ده نفر، هفت نفر هیچ تجربه ای در نتورک نداشتند! من میدانستم می­توانند؛ چون آنها باهوش و دارای تأثیر و نفوذ کلام بودند و در تدریس مهارت داشتند.)

کلید این است …

من امروز یکی از مدیران طلایی هستم. بیش از ۱۰۰هزار دلار در ماه درآمد دارم و نفر اول از نظر درآمد در کمپانی ام هستم؛ اما وقتی که من به سراغ این افراد رفتم، حتی یک رهبر درجه پایین هم نبودم و هیچ درآمدی هم به دست نیاورده بودم!

نکته را گرفتید؟!

من منتظر نماندم که درآمد بزرگی کسب کنم تا پس از آن سراغ آنها بروم. من منتظر نماندم تا ۶۰۰۰ دلار در ماه در بیاورم تا نشان دهم چه قدر آنها میتوانند بزرگ باشند. من می­دانستم که واقعاً چه چیزی در اختیار دارم همینطور هم با دیگران صحبت میکردم!

«خرده کاری» فایده ای برای شما ندارد. محافظه کار بودن فایده ای ندارد. منتظر موفقیت بودن، برای آن که به سراغ دیگران- مخصوصاً آدمهای موفق- برویم، هرگز هیچ فایدهای برای شما ندارد

یک ویولون Stradivarius، همیشه درجه ی یک است؛ چه شما بلد باشید آن را بنوازید و چه نه! یک لامبورگینی مثل باد میرود؛ چه شما بلد باشید آن را برانید و چه نه! و نتورک، بهترین راه آزادی مالی در جهان است؛ برای آنها که تجربه ای ندارند؛ سرمایه شان کم است و پارتی ندارند؛ چه شما آن را انجام دهید و چه نه!

حتی اگر شما دیروز کار را شروع کردهاید و ۱۰ دلار هم در نیاوردهاید، پتانسیل درآمدی این کار برای افرادی که به سراغشان میروید کاهش نمییابد یا محدود نمیشود؛ همچنین اگر ۵ ماه است که در این کار هستید و ۱۰ دلار هم کسب نکرده اید! شما بهترین و بی نظیرترین فرصت تجاری دنیا را در اختیار دارید. این چنین آغاز کنید! و این، یعنی Posture!

برای معرفی کار به دیگران از آنان عذرخواهی نکنید. بدانید که چه فرصت بی نظیری را در اختیار آنها میگذارید. به سراغ افرادی بروید که درآمدشان از حال حاضر شما بیشتر است؛ آنها که تحصیلات شان از شما بیشتر است و آنها که در سطح بالاتری از موفقیت نسبت به شما هستند. شگفت زده خواهید شد وقتی میبینید که آنها پذیرا هستند؛ متوجه فرصت میشوند و شنوندگانی با ذهن باز هستند!

التماس نکنید؛ خواهش نکنید و دنبال افراد چنان راه نیفتید که گویی به آنها نیاز دارید. ارزش آنچه را پیشنهاد  میکنید، با فروتن بودن، شل و ول بودن یا یک عذرخواهی پایین نیاورید!

خودتان را با این اطمینان که این تجارت به صدها هزار نفر کمک کرده تا زندگی بهتر داشته باشند .
شروع کنید
@VisionTeam
#چرا نوشتن اهداف اینقدر اهمیت دارد؟

نوشتن آرزوها و اهداف اولین قدم مهم به سمت دست پیدا کردن به آنهاست. اول به این دلیل که نوشتن آنها محبورتان می کند اهدافتان را تصویرسازی (تجسم) کنید. و دوم به این دلیل که عمل نوشتن آنها، تعهدی نسبت به آنها در شما ایجاد میکند. فقط 5 % از جمعیت جهان واقعاً برای نوشتن اهداف و آرزوهایشان وقت می گذارند شاید به همین خاطر است که افراد کمی هستند که واقعاً در زندگیشان موفق باشند و همان زندگی را داشته باشد، که آرزوی داشتنش را دارند.

نوشتن اهداف، خط سیر شما را به سمت موفقیت ایجاد می کند. با اینکه فقط عمل نوشتن اهداف می تواند پروسه را به حرکت بیندازد، اما این هم اهمیت دارد که هر از گاهی اهدافتان را مرور کنید. یادتان باشد، هرچه تمرکز بیشتری روی اهدافتان داشته باشید، احتمال بیشتری هست که به آنها دست پیدا کنید.

در زیر به چهار قانون نوشتن اهداف اشاره می کنیم:

1- نوشتن اهداف به شکل مثبت

برای آنچه که می خواهید کار کنید نه آنچه که می خواهید از آن بگذرید. بخشی از علت اینکه چرا اهدافمان را می نویسیم این است که دستورالعمل هایی برای ذهن ناخودآگاهمان تنظیم کنیم. ذهن ناخودآگاه شما ابزاری بسیار کارامد است، نمی تواند خوب را از بد تشخیص دهد و قضاوت هم نمی کند. تنها عملکرد آن انجام دستورالعمل هایش است. هرچه دستورالعمل های شما مثبت تر باشد، نتیجه مثبت تری هم به دست می آورید.

همچنین مثبت فکر کردن در زندگی روزمره به شما در رشدتان بعنوان یک انسان کمک می کند. پس آنرا فقط محدود به تعیین هدف نکنید.

2- نوشتن اهداف با جزئیات کامل

به جای اینکه فقط بنویسید، "خانه نو"، بنویسید "یک خانه 300 متری با چهار اتاق خواب، 3 حمام دستشویی، و چشم انداز کوهستان روی یک زمین 1000 متری".

یکبار دیگر داریم به ذهن ناخودآگاهمان یک دسته دستورالعمل دقیق و جزء به جزء می دهیم تا روی آن کار کند. هرچه اطلاعات بیشتری در اختیار آن بگذارید، آخر کار نتیجه واضح تری به دست می آورید. هرچه نتیجه تان دقیقتر باشد، ذهن ناخودآگاهتان کارامدتر خواهد شد.

آیا میتوانید چشمانتان را ببندید و خانه ای که در بالا اشاره کردن را تجسم کنید؟ دورتادور خانه قدم بزنید. در آستانه در اتاق اصلی بایستید و مهی که روی کوه ها را گرفته تماشا کنید. به باغچه پر از گوجه فرنگی، لوبیا سبز و خیار نگاه کنید می توانید ببینید؟ پس ذهن ناخودآگاهتان هم می تواند.

3- نوشتن اهداف به زمان حال

اهدافتان را به زمان حال بنویسید. این کار باعث می شود ذهن ناخودآگاهتان مسیری با کمترین مقاومت را انتخاب کند. اگر بنویسید "در آینده لاغر خواهم شد" ذهن ناخودآگاه با این تصور که این کار مربوط به آینده است وارد عمل نمی شود.

پس اهدافتان را به زمان حال و اول شخص بنویسید، انگار که واقعیت دارند.

-4 بازنویسی اهداف

وقتی کلمات نوشته شوند و بعد دوباره نویسی شوند، حداکثر تاثیر را خواهند داشت. پس به یکبار نوشتن راضی نشوید. اهدافتان را یادداشت کنید و بعد دوباره آنها را به زبانی دیگر بازنویسی کنید، صفات انگیزه دهنده به آن اضافه کنید و مختصر و مفیدشان کنید. یک هفته بعد شاید نیاز باشد که باز اصلاحشان کنید. همینطور به این اصلاح کردن ها ادامه دهید.


نوشتن اهداف اولین قدم برای واقعی تر جلوه دادن آنهاست. بعضی وقت ها وقتی چیزی را به صورت نوشته داشته باشید، اهمیت بیشتری پیدا میکند. همچنین برنامه ریزی برای آنها نیز ساده تر می شود .

همین الان یک تکه کاغذ بردارید مثلا کاغذ A4

یک ساعت وقت بگذارید و هر چه که می خواهید به آن دست پیدا کنید با ذکردقیق تاریخ بنویسید

اگر در زمان تعیین شده به آن چه می خواستید نرسیدید نا امید نشوید صبر داشته باشید البته شاید به صلاحتون نبوده که به آن برسید ( حکمت خدا )

به ابتدای متن توجه نمایید : فقط ۵ ٪ از جمعیت جهان برای خود هدف تعیین می کنند

امیدوارم شما جزء این ۵ ٪ باشید


@VisionTeam
#اهرم؛

اولین بار توسط دانشمند یونانی، اَرَشْمیدُس در سال ۲۶۰ قبل از میلاد توصیف شده است. او گفته است: «به من جایی برای ایستادن بدهید«من زمین را جابه‌جا خواهم کرد» ...
شما با به کاربردن اهرم ها در کسب وکار می توانید کارهای بسیار بیشتری نسبت به شرایط کار بدون اهرم، انجام دهید. بدون اهرم ها، شما خیلی سخت کار می کنید، اما بازدهی شما محدود به ساعت هایی است که روی آن کار،وقت می گذارید. با اهرم ها شما می توانید این ارتباط را بشکنید و با صرف همان مقدار زمان،نتیجه بیشتری بگیرید.
معرفی ابزار:
چطور می توانید از اهرم ها در کسب وکارتان استفاده کنید؟ وچطور شما بیشترین کارآیی را همزمان با کاهش ساعات کاری داشته باشید؟!
انواع اهرمها:
اهرم زمان: استفاده از اهرم زمان اساسی ترین استراتژی موفقیت است. ساعات محدودی برای انجام کارها در طول یک روز وجود دارد. اگر شما تنها از زمان خودتان استفاده کنید می توانید فقط تا اندازه ای به نتیجه برسید. اما اگر شما با همکاری دیگران از اهرم زمانی دیگران نیز استفاده کنید می توانید بهره وری خود را به میزان فوق العاده ای بالا ببرید.
اهرم برای زمان خود:
فعالیت های غیرضروری را حذف و تلاشتان را روی چیزهای واقعا مهم متمرکز کنید.یاد بگیرید چطور اولویت بندی کنید، به طوری که انرژی تان را روی فعالیت هایی با بیشترین بازدهی نسبت به زمان صرف شده متمرکز کنید.
هدفگذاری بلندمدت داشته باشید، اهدافی واضح تعریف کنید و به خود برای رسیدن به آنها انگیزه بدهید.
اهرم برای زمان دیگران:
یاد بگیریدچطور کار را به دیگران واگذار کنید.
به دیگران آموزش دهید و آنها را توانمند کنید.
کارشناسان و مشاورانی به کار بگیرید که کمبودهای مهارتی یا دانشی را پوشش می دهند.
فعالیت های غیرکلیدی را برای اثربخشی بیشتر برونسپاری کنید.
با استفاده صحیح از این اهرم، زمان و پولی که در تنظیم اهرم زمانی دیگران سرمایه گذاری می کنید به سرعت به سوی شما برخواهد گشت.
اهرم منابع: با استفاده از اهرم بر روی دارایی های شخصی، می توانید نتایج کاملی از نقاط قوت فردی خود به دست آورید. شما طیف وسیعی از مهارت ها،استعدادها، تجربیات، تفکرات و ایده ها را در اختیار دارید که می توانند و باید به بهترین شیوه با هم ترکیب شوند. چه مهارت ها و نقاط قوتی در شما هست که دیگران فاقد آن هستند؟ چطور می توانید از آنها به بهترین شکل استفاده کنید و بهبود قابل توجهی برای آنها داشته باشید؟ شما چه ارتباطات یا منابع مالی دارید؟ آیا می توانید از این دارایی ها، برای ایجاد یک اهرم استفاده کنید؟
اهرم یادگیری: یکی دیگر از اهرم های مهم موفقیت، دانش کاربردی است. ترکیب آموزش و عمل می تواند اهرمی بسیار قوی ایجاد کند. یادگیری بر اثر تجربه، کند و کسل کننده است. اگر شما بتوانید دوره های آموزشی خوبی انتخاب کنید، علاوه بر پیشرفت خیلی سریع تر، پایه محکم دانش خود را معماری خواهید کرد و خلأ های دانشی بزرگ خود را پوشش خواهید داد.با تعیین اینکه به چه چیزی برای یادگیری نیاز داریم، می توانید جلوی اتلاف زمان زیادی را که به آموزش های بیهوده اختصاص می دهید، بگیرید و دانش خود را با تمرکز بر تخصص و مهارت های خود ارتقا دهید.
کلیدهای موفقیت اهرم های دانش و آموزش این موارد هستند: اول، دانستن اینکه چه چیزی نیاز دارید تا یاد بگیرید. دوم، آگاهی از سطح مورد نیاز یادگیری. سوم، متمرکز و وسواسی بودن در انتخاب های آموزشی. چهارم، صرف زمان برای کسب صلاحیت های مورد نیاز.
یادگیری فراتر از این چارچوب، به عنوان یک اهرم برای شما محسوب نمی شود. با به کارگیری و مشورت از افراد مرتبط، شما اهرم دانش و تعلیم آنها را به خوبی در اختیار خواهید داشت. یک اشتباه کوچک می تواند شما را به آهستگی به اعماق فرو برد. اجازه ندهید این اتفاق بیفتد!
اهرم تکنولوژی: پیدا کردن اهرم فناوری، فکر کردن به این است که شما با استفاده از یک تکنولوژی کار خود را به صورت خودکار انجام دهید. در ساده ترین سطح، ممکن است لپ تاپ وسیله ای خوب برای نگهداری اطلاعات شما در منزل و محل کارتان باشد. امروزه تلفن های همراه جدیدی که هم امکانات دسترسی به ایمیل و اینترنت را دارند از همین اهرم ها برای صرفه جویی در زمان به هنگام سفر محسوب می شوند.در سطحی پیچیده تر، از نرم افزارهایی چون access استفاده کنید تا فرآیندهای کاری شما را ساده و روان تر کند. برهمین اساس شما به راحتی می توانید از نرم افزارهای بی شماری که در دسترس وجود دارد، به عنوان یک اهرم استفاده کنید.
به کارگیری:
به دنبال یک فرد باتجربه و آشنا با اهرم ها بگردید. این کار خود یک اهرم قوی برای شما است! از خود بپرسید با کدام اهرم ها می توانید سریع تر به این اهداف برسید.خود را با شبکه ای از افراد بزرگ و دارای مهارت، دانش و تخصص هایی احاطه کنید که خود در آنها ضعیف هستید. به دنبال فرصت هایی برای خلق هم افزایی و اهرمی از استعدادها باشید

@VisionTeam
۱۰#مشخصۀ اصلی نتورکرها

جان میلتون فاگ در کتاب "بزرگترین بازاریاب شبکه ای دنیا" می گوید: رهبری در نتورک مارکتینگ اطمینان از این است که تیم شما در حال لذت بردن است.

۱۰ مشخصۀ اصلی نتورکرها

1رویا پردازند

بزرگترین نتورکرها رویاپردازند !!
آنها می دانند چه می خواهند و به خاطر همین ازاینکه رویاپرداز باشند نمی هراسند ….

آن چیزی که از زندگی می خواهید چیست؟
بسیاری از مردم می توانند آن چیزی که می خواهند باشند ……… مشکل اینجاست که بیشتر مردم نمی دانند چه می خواهند . زندگی ای که شما درآن روزگار می گذرانید با رویا شروع می شود .

پس با رویا خود را مشغول کنید .

افراد موفق کسانی هستند که با چشمانی باز رویا پردازی می کنند تا رویاهای خود را به واقعیت پیوند بزنند .

( نکته : رویاپردازی یک عامل بسیار قوی در MLM است که خیلی از افراد آن را دست کم می گیرند . این کار به آدم نیرو و انگیزۀ دو چندان می دهد . بسیاری از افراد وارد نتورک مارکتینگ میشند ولی نمی دانند در آن به دنبال چه چیزی هستند . هدف خودشون رو نمی دونن پس به اون چه که می خواهند نمی رسند . اما هرگز برای افرادی که قصد معرفی شبکه خود را دارید رویاپردازی نکنید )

2 نتورکرهای بزرگ امتحان نمی کنند بلکه انجام می دهند

افرادی در بازاریابی شبکه ای موفق می شوند که برای موفقیت تعهد می دهند . افرادی که تنها برای امتحان این بیزینس این کار را شروع می کنند ناموفقند . برترین نتورکرهای جهان می دانند که با امتحان کردن چیزی بدست نمی آورند ……. قدرت اصلی تصمیم گیری برای موفقیت است …….. . چیزی قدرتمند تر از فعال بودن در بازاریابی شبکه ای وجود ندارد . ..

بعد از اینکه اهداف خود را دسته بندی کردید ….. به دیوارهائی سنگی ضربه خواهید زد …. این یک اگر یا شاید نیست ، این نیروی مثبتی است که شما را وادار به شکستن دیوار خواهد کرد .

وقتی شما کار را انجام می دهید تنها امیدی که برای موفقیت خواهید داشت تعهد شما برای به سرانجام رساندن اهدافتان است

3 آنها تعلیم پذیر هستند

"معمای بازاریابی شبکه ای آموختن و انجام  یک پروسۀ کپی برداری ساده است "  ~Dan Hollings

بازاریاب های شبکه ای بزرگ چرخ را دوباره اختراع نمی کنند ….. آنها به شرکت هائی که در حال حاضر سیستم های خود را با موفقیت توسعه داده اند می نگرند … سپس آن سیستم ها را می آموزند و آنها را کپی می کنند . ….

این واقعاً به همین سادگی است ، باوجود این بسیاری از مردم سعی می کنند این امر را پیچیده کنند .

اگر شما دوست ندارید راهنمائی ها را دنبال کنید و با استفاده از سیستم های دیگران احساس راحتی نمی کنید….. بایستی قبل از پیوستن به یک شرکت بازاریابی شبکه ای دوباره فکر کنید ….

همچنین  اگر بخواهید دوباره چرخ را اختراع کنید احساس خستگی خواهید کرد ، یا اینکه از تلاش برای پیروی از یک سیستم احساس راحتی نخواهید داشت….. در اینصورت موفق نخواهید بود .

بازاریاب های شبکه ای برتر تعلیم پذیر هستند ، و تعلیم هم می دهند .

4 آنها دارای STEAM  هستند

STEAM  خلاصه ای از فرشندگانی (Salespeople) است که تعلیم دهنده/آموزگار (Teachers/Trainers) هستند…. آنها باحرارت (Enthusiastic) هستند…. آنها مثبت هستند و طرز فکر (Attitudes) مثبت را اشاعه می دهند …. آنها میل به یادگیری و کسب پول اضافی دارند …..

بسیاری از موفقیت های ما بوسیلۀ طرز تلقی ذهن ما کنترل می شود … مردم با مثبت اندیشی به مشکلات و چالش های زندگی پاسخ می دهند ، در حالی که با منفی نگری و طرز فکر ضعیف واکنش نشان می دهند

بازایاب های شبکه ای برجسته به جای واکنش نشان دادن پاسخ می دهند!

5 آنها سازنده هستند

یک شبکۀ بازاریابی رضایتمند و سودده بایستی در یک زمان توسط یک شخصی در رأس گروه به وجود آمده باشد ……. بازاریاب های شبکه ای برجسته خودشون اهمیت خود سازی از لحاظ روانی ، عاطفی ، و فیزیکی را می دانند پس با سرمشق قرار دادن خودشان می توانند دیگران را برای موفقیت هدایت و رهبری کنند…..

چگونه می توانید خود را بسازید؟ بخونید ، به نوارها (مخصوصاً در اتوموبیل و وسائل نقلیه) گوش دهید ، نوارهای ویدئوئی را تماشا کنید ، و در سمینارها شرکت کنید….

من خودم در حال حاضر برای خوندن در مورد بازاریابی شبکه ای بسیار حریص و مشتاق هستم… و به افرادی که در این راه موفق بودند گوش فرا می دهم …. سعی می کنم در کنفرانس ها و جاهائی که موضوع بازاریابی شبکه ای مطرح است شرکت کنم تا روش و شیوۀ خود را انتخاب کنم ……. سپس می توانم یک تیم دوستانه را برای انجام بیزینس بسازم .

اگر می خواهید یک بازاریاب شبکه ای موفق شوید این مهمه که یک مددکار اجتماعی نباشید . من و شما نمی خواهیم پل ها را با مردم خراب کنیم ، ما نمی توانیم کمکی به کسی که به هیچ عنوان علاقه ای به فعالیت در این زمینه ندارد کنیم ...

@VisionTeam
اگر آنها از انجام کاری که به خاطر خودشان است سرباز می زنند ، امّا از من توقع کمک دارند ، فقط دارند از انرژی من سوء استفاده می کنند…. من نمی خواهم خود را بی جهت خسته کنم … پس اگر شما می خواهید با من کار کنید…… بایستی یک آزمایشی را بگذرانید که من متوجه بشم شما به کارتان متعهد هستید….

من می خواهم شما در لیست ایمیل های من برای در اختیار گرفتن آموزش ها باشید ، آموزش ها را فرا گیرید و در کار خود جدی باشید….. اگر شما در کار خود جدی باشید ، من تمام وقت خود را به شما اختصاص می دهم و کمک می کنم تا به موفقیت های بیشتر برسید …. اما من یک مددکار اجتماعی نیستم …. شما هم همین پروسه را برای تیمتان تکرار خواهید کرد .

6 آنها یابندگان خوبی هستند

هیچ شرکت بازاریاب شبکه ای و هیچ بازاریاب شبکه ای ایده آلی وجود ندارد ……. بازاریاب های شبکه ای برجسته می دانند که ایده آلی در کسب و کار وجود ندارد …. آنها چیزهای خوب شرکت و همکاران خود را پیدا می کنند…

حتی شرکتی که تلاش می کند همه چیز را به درستی انجام دهد در نهایت برخی توقعات را نمی تواند برآورده کند……. خواه این می تواند طرح و پلن کمپانی باشد ، گسترش محصولات باشد ، برنامه های بازاریابی باشد و یا تکنولوژِی ای که استفاده می کند…… همواره همه چیز درست از آب در نمی آید …….. و مطابق برنامه ها نیست…

برخی اوقات بازاریاب های شبکه ای کم مطرح می شوند…. آنها تعهد می دهند و پیروی نمی کنند… برخی یاد می گیرند بهتر از دیگران فعالیت کنند….. برخی فروشندگان بهتری هستند یا بهتر رابطه بر قرار می کنند و یا تعلیم دهندگان خوبی هستند… در تمامی این موقعیت ها بازاریاب های شبکه ای برجسته می دانند که نشان دادن آن چیزی که اشتباه است لزوماً اوضاع را بهتر نمی کند….

7 آنها دارای انگیزه هستند

"بازاریابی شبکه ای بسیار هیجان انگیز و اغوا کننده است وارد آن نشوید" این جمله ای است که از افرادی که به تازگی وارد بازاریابی شبکه ای شده اند می شنوید….. مردم زیادی سالها در حالی که به صرف وقت و تلاش خود برای چیزهای دیگری هستند از پرداختن به بازاریابی شبکه ای برحذر بودند……. سپس متوجه شدند، این یک حرفۀ موفقی است .

آنها می گویند که موفقیت شما در بازاریابی شبکه ای بستگی به تعهد عاطفی شما به این حرفه دارد …

8 آنها همواره حاضر هستند

بازاریاب های شبکه ای بزرگ همیشه حاضر و آماده هستند. آنها خوب به نظر می آیند. آنها خوب صحبت می کنند. آنها باحرارت و امیدوار به آینده هستند. حضور آنها همواره مورد تأکید است. آنها در مکالمات و کنفرانس ها هستند. بیشتر از هر چیزی ، آنها وقتی مورد نیاز هستند حاضر و آماده اند.

با حضورتان می توانید زندگی هزاران نفر از مردم را تغییر دهید….

9 آنها مصر و صبور هستند

رهبران در این حرفه می دانند که هر کسی برای بار اول یا حتی بار دهم پاسخ مثبت نمی دهد…. موفقیت برگرفته از صبر است… مردم همه جا می خواهند ثروتمند شوند …. آنها به دنبال یک راه آسان برای کسب درآمد هستند امّا به قدری در ثروتمند شدن مشتاق و عجول هستند که در یافتن اینکه چه کاری بایستی کنند تا ثروتمند شوند شکست می خورند ….. اگر آن راه را پیدا کنند …. خیلی دیر است……. هیچ راه سریعی برای موفقیت در بازاریابی شبکه ای وجود ندارد …..

این یک فرصت برای به آسانی ثروتمند شدن است.. امّا اگر کار کنید و وقت برای آن بگذارید ، موفق خواهید شد….

10 آنها یک احساس قلبی دارند

رهبران قلبهایشان در این بیزینس است.. آنها کارشان را انجام می دهند و به گذشته نگاه نمی کنند. قلب های آنها برای زیرگروهی هایشان است و به موفقیت آنها بیشتر از خودشان توجه می کنند…….. دل و روح آنها در بهترین علائقشان خلاصه می شود . قلب های آنها برای موفقیت در قبول آن ، خواستن موفقیت ، جذب آن و بدست آوردن آن است….

بدون حضور قلب شما در بازاریابی شبکه ای به هیچ جا نخواهید رسید . شما برای کمک به دیگران وارد بازاریابی شبکه ای خواهید شد . افراد در حین صحبت با شما پی به افکار و عقاید شما می برند اگر قصد شما کمک به آنها نباشد یعنی با موفقیت فاصله گرفته اید. افکار ، احساسات و کلمات بازاریاب های شبکه ای برتر نشان دهندۀ شخصیت آنها و هدف آنها در بازاریابی شبکه ای است .

@VisionTeam
#تکثیر و فرهنگ سازی (duplicate)

درس مهم در بازاریابی شبکه ای

شاید مهمترین اصل در این تجارت دانستن این نکته است
که هرچیزی که در مجموعه شما رخ میدهد به شما برمیگردد.
اگر از اتفاقی در مجموعه خود راضی نیستید فکر کنید در گذشته چه زمانی آن اتفاق برای خود شما ٱفتاده،
مطمئن باشید باعث و بانی همه چیز خود شما هستید. همه چیز از شما شروع میشود.
اگر یک لیدر موفق و باانگیزه و پرانرژی باشید مطمئنا زیرمجموعه هایتان هم به شما نگاه می کنند و تبدیل به لیدرهای کارکشته ای می شوند.
اگر تا ظهر بخوابید آنها هم تا ظهر میخوابند.
اگر خوب پیگیری کنید آنها هم خوب پیگیری میکنند اگر زیاد شوخی و لودگی کنید آنها هم شوخ و لوده خواهند شد.
کاش امتحانش مجانی بود ،درحالی که بسیار پرهزینه است
وگرنه پیشنهاد میدادیم امتحان کنید. اگر محکم و مصمم باشید آنها هم خواهند شد اگر هدف داشته باشید آنها هم دارند. همه چیز به شما برمیگردد همه چیز.
حالا دوست دارید مجموعه تان چگونه باشد ؟
چه ویژگی هایی را برای آنها می پسندید .
آنها را لیست کنید ،
آنگاه آن ویژگی ها را در خود جست و جو کنید و اگر نیافتید در خود به وجود آورید.
این ویژگی ها میتواند شامل این موارد باشد:
منش و شخصیت نتورکی،
رفتار مناسب اجتماعی،
پوشش مناسب و در شأن کار،
پرانرژی و پرانگیزه بودن،
اطلاعات کافی داشتن،
مصمم بودن،
هدفمند بودن،
قدرت رهبری،
عامل بودن و …
تمام‌ تغییرات را باید از همین امروز در خود ایجاد کنید
چون فردا خیلی دیر است اگر تغییرات مثبت را هم اکنون در خود به وجود نیاورید ، همان رفتارهای غلط در مجموعه شما داپلیکیت (همانندسازی) شده و زمانی به فکر تغییر می ٱفتید که کار از کار گذشته است و خیلی دیر است و دیگر حتی اگر بخواهید نمیتوانید چیزی را در خود و سپس در مجموعه تغییر دهید. پس حالا که نسل ها (levels) به شما نگاه میکنند تغییرات را در خود ایجاد کنید.
"تنها راه ترویج یک فرهنگ این است که از خودمان شروع کنیم".
همیشه سعی کنید در دسترس مجموعه تان باشید و همیشه از وضعیت سازمان فروشتان آگاه و مطلع باشید.
برای اینکار می توانید از تلفن همراه و یا جلساتی که جهت هماهنگی با راهبرانتان ترتیب می دهید بهره ببرید، این کار باعث بالا رفتن حس اعتماد به نفس مجموعه شما می شود...

@VisionTeam
#رعایت سلسله مراتب
( لول ها )

به طور کلی تمام ساپورتهایی که از سوی آپلاین ها برای افراد زیر مجموعه شما صورت می پذیرد باید از پل ارتباطی شما عبور کند. احتیاجات زیرمجموعه شما باید اول از شما خواسته شود.
اگر شما توانایی انجام آن ساپورت را نداشتید باز خود شمایید که باید از آپلاین مستقیم خود درخواست کنید تا با هم نیاز زیرمجموعه تان را برطرف کنید. بعنوان مثال اگر زیر مجموعه مستقیمتان از شما سوالی کرد و شما جواب آن سوال را نمی دانستید نباید به او بگویید برو از بالاسری من بپرس. بلکه باید خودتان آن را از بالاسری خود بپرسید و آنگاه جواب صحیح را یاد گرفته و در اختیار او قرار دهید.
اگر او هم نمی دانست از وی بخواهید که جواب را بیابد و برای شما بیاورد. طبیعی است شما در ابتدای کار هستید و اطلاعاتتان به خوبی اطلاعات لیدرها نیست.
پس این طبیعی است که یک تازه وارد بخواهد همه را دور بزند و با لیدرها به طور مستقیم ارتباط برقرار کند.
ولی این موضوع یک ایراد بزرگ دارد و آن اینست که اگر همه تازه واردها همه آپلاین های خود را دور بزنند و سراغ لیدرها بروند،
دیگر لیدری در مجموعه ساخته نمی شود چون فرصت رشد فکری، اطلاعاتی و مدیریتدی از همه گرفته شده و ضمنا لیدرها هم توان پاسخگویی به تعداد زیاد نفرات تازه وارد را ندارند.
بنابراین مجموعه متوقف می شود.
پس هرگز نه آپلاین خود را دور بزنید و نه اجازه دهید که دور زده شوید.
اما در مقابل درخواست زیرمجموعه هایتان مبنی بر گفتگوی مستقیم آنها با لیدرها مقاومت نکنید و اجازه بدهید گهگاهی اینکار صورت گیرد.
پس در کل، سلسله مراتب را رعایت کنید.

هر چیز منفی را به بالا انتقال دهید
و هر چیز مثبت را به پایین.

همانطور که قبلا گفته شد،
شرکت و پلن بی عیب و نقص وجود ندارد.
این موضوع در مورد آپلاین ها هم صادق است. هیچکس 100% موفق نیست.
از آنها انتظار نداشته باشید که انسانهای کاملی باشند.
پس همیشه امکان وقوع پیشامدهای ناخوشایند را در نظر بگیرید.
اما در موقع وقوع یک اتفاق منفی چه می کنید؟
آن را به افراد زیرمجموعه خود انتقال می دهید؟
اینکار چه سودی دارد؟
مگر آنها می توانند پاسخ شما را بدهند و شما را مثبت کنند؟
قطعا نه.
با اینکار فقط آنها را نسبت به کار بدبین کرده اید و انرژی آنها را گرفته اید.
از همه مهمتر آنهایی که به شما تکیه کرده اند،
با تکیه گاهی مواجه می شوند که خود متزلزل است و اتفاقی منفی او را منفی کرده است.
پس اعتمادشان نسبت به شما سلب می شود.
پس کار عاقلانه چیست؟
هر اتفاق منفی را به بالاسری خود انتقال دهید و از آنها توضیح بخواهید. ولی با رعایت سلسله مراتب نسلی. یعنی اول موضوع را به آپلاین مستقیم خود بگویید.

@VisionTeam
#تصور غلط ...!!!

قبل از هر چیز باید یک تصور غلط را در مورد حرفه بازاریابی شبکه ای و کالا و خدمات مربوط آن برطرف کنیم. این تصور غلط این است که : "بازاریابی شبکه ای آنقدر پرسود است که بحث کالا دیگر چندان اهمیتی ندارد و کافی است مجموعه‌ای متشکل از افراد هدفمند بسازی که آنها هر چیزی را می فروشند"


قبل از هر چیز باید یک تصور غلط را در مورد حرفه بازاریابی شبکه ای و کالا و خدمات مربوط آن برطرف کنیم. این تصور غلط این است که : "بازاریابی شبکه ای آنقدر پرسود است که بحث کالا دیگر چندان اهمیتی ندارد و کافی است مجموعه‌ای متشکل از افراد هدفمند بسازی که آنها هر چیزی را می فروشند"

این‌ چنین نیست... !!!
کلیفتون جالی، دکتر و استاد بازنشسته‌ دانشگاه و کسی که سابقه طولانی در ارائه مشاوره به شرکت های بازاریابی شبکه ای دارد،می گوید:
" این نوع طرز تفکر موجب تصور کلاهبرداری در مورد این حرفه می گردد.
اساس بازاریابی شبکه ای همیشه بر پایه ی کالاهای پر جذبه بوده است و هنگام ارزیابی کالاها باید مدام از خود پرسید که آیا چشمهای کسی با دیدن کالاها برق می زند؟
آیا کالا منحصر به فرد است؟
آیا کالاهای شرکت توجه مرا به خود جلب کرده است؟
آیا کالای شرکت کالایی است که خودم هم از آن استفاده خواهم کرد؟
اگر اینطور نیست به دنبال فرصت دیگری باشید"
شاید شما با چنین جمله ای برخورد کرده باشید:
"میدانم که شما میتوانید هر چیزی را به هرکسی بفروشید."
عکس العمل یک توزیع کننده و مشاور حرفه‌ای با طرز نگرش درست این است که: " نه کاملاً اشتباه فکر می کنید، در آن صورت من یک کلاهبردار به حساب می آیم." 

یک متقلب، درکی از ارزش های اخلاقی ندارد و فقط به فکر خودش است.

یک توزیع کننده و مشاور حرفه ای بازاریابی شبکه ای، کسی که می تواند بنای تجارتی را بگذارد، حقوق مشتریان را در نظر بگیرد و خواهان یک زندگی آرام باشد، کسی است که هیچ وقت کالایی را که خودش قبول ندارد به دیگری نمی فروشد.
این نوع فروشنده معتقد است که در این رابطه ی دو نفره مشتری منفعت بیشتری کسب می‌نماید و می تواند این اطمینان را به مشتری هم بدهد.
این نوع توانایی در بازاریابی شبکه ای از اهمیت ویژه ای برخوردار است، چون مخصوصاً در کشور ما افراد بر اساس این تصور غلط که کیفیت کالا و خدمات مهم نیست، فعالیت می کردند اما در حقیقت کیفیت کالا فقط مهم نیست بلکه حیاتی است ...!!! 

@VisionTeam
7# ویژگی شخصیتی رهبران لیدرهای بزرگ

اگر می خواهید به رهبری تبدیل شوید که افراد با کیفیت را جذب کنید، ابتدا باید خودتان با کیفیت و قدرتمند باشید. مدیریت و رهبری یعنی توانایی جذب افراد برای انجام دادن کارها به گونه ای که آن افراد از استعدادها و توانشان بهترین استفاده را در جهت پیشبرد اهداف سازمان بکار بگیرند.
جیم ران می گوید رهبری و لیدر بودن بزرگترین چالش زندگی است.
نکته مهمی که در رهبری مهم است، تهذیب کردن مهارت هایتان است. همه لیدرهای بزرگ به کارکردن برروی خود ادامه می دهند تا مادامی که آنها به یک فرد تأثیر گذار تبدیل شوند.
1- یاد بگیرید قوی باشید ولی هیچ وقت رفتارهای خشن نداشته باشید:
این یک قدم اضافه است که شما باید بردارید تا به یک لیدر قدرتمند و توانا با طیف وسیعی از دسترسی تبدیل شوید
بعضی افراد قدرت را ، با گستاخی و رفتارهای خشن اشتباه میگیرند. این کار بسیار زننده است
2- یاد بگیرید که مهربان باشید ولی هیچ وقت ضعیف نباشید.
هیچ وقت نباید ضعف را با مهربانی کردن اشتباه گرفت. مهربانی، ضعف نیست. مهربانی نوعی از قدرت است. باید با افراد آنقدر مهربان بود که به آنها واقعیت را گفت. باید آنقدر مهربان بود که با ملاحظه افراد را برای انجام کارها به خط کرد.
3- یاد بگیرید شجاع باشید ولی هیچگاه قلدر نباشید.
برای پیروز شدن در انتهای روز، نیاز به شجاعت دارید. برای اینکه در گروه خود نفوذ داشته باشید باید شجاعت آنرا داشته باشید که در مقابل آنها قدم بزنید. باید آنقدر شجاع و باهوش باشید که اولین نفر باشید که در مقابل مشکلات می ایستد، لیدر اولین نشانه های مشکل را میفهمد و در مقابل آن می ایستد. مثل یک کشاورز، اگر پاداشی در زمان درو میخواهید باید در مقابل باد و طوفان و علفهای هرز شجاع باشید و پا پس نکشید.
4- یاد بگیرید متواضع باشید اما ترسو نباشید.
نمیتوانید با ترس به زندگی سطح بالایی برسید. برخی از مردم تواضع را با ترسو بودن و بزدل بودن اشتباه میگیرند. اما تواضع یک فضیلت است و بزدلی و ترسو بودن یک مریضی، یک رنج است میتوان آنرا درمان کرد.
5- یاد بگیرید به خودتان افتخار کنید اما مغرور نباشید.
ساخت آرزوهایمان زمان می برد. طول میکشد تا جامعه مان به ما افتخار کند و... .
اما هنگامی که به خواسته های مختلف دست پیدا می کنیم خیلی مهم است که به خودمان مغرور نشویم.
آیا بدترین نوع غرور و خودبینی را می شناسید؟ اینکه دیگران را کوچک بشماریم!
این کار غیر قابل بخشش است.
6-یاد بگیرید شوخ طبع باشید بدون اینکه سفیه جلوه دهید : در رهبری کردن ما یاد میگیریم که شوخ طبع باشیم ولی هرگز احمقانه رفتارنکنیم.
7- یاد بگیرید با واقعیت ها کنار بیایید خود را از عذاب توهم نجات دهید زندگی را فقط به عنوان زندگی بپذیرید، اینگونه جذاب تر است.
زندگی منحصر به فرد است. رهبری منحصر به فرد است.
یاد بگیرید یک رهبر منحصر به فرد باشید.
@VisionTeam
#فروش ساده در بازاریابی شبکه ای

همراهان عزیز دوستان فرهیخته
مقاله ای با عنوان فروش ساده در بازاریابی شبکه ای
که از تجربیات نتورکرهای موفق هست. در 11 بخش مفید،مقاله ای بسیار خوب و تاثیر گذار برای رشد شما در این صنعت.
دوستان نتورکر خودتون رو به کانال دعوت کنید تا همگی از این فرصت بهره ببریم.

@VisionTeam

🔰🔰🔰🔰🔰🔰🔰🔰🔰🔰🔰🔰
فروش ساده در بازاریابی شبکه ای
( قسمت اول)

بدون هیچ تعارفی، شما باید محصولات شرکت را به مصرف کننده نهایی بفروشید . با توجه به اینکه در بازاریابی شبکه ای هر یک از بازاریابان بایستی در طول یک ماه حداقل میزان مشخصی از محصولات را بفروشند پس نیاز به برگزاری جلسات یا ملاقات هایی برای فروش محصولاتتان دارید. اما خبر خوب اینکه ، لازم نیست برای فراگیری بازاریابی ، در دوره های تخصصی و خسته کننده ، شرکت کنید ! آموختن حداقلی از مهارت ها برای رسیدن به این هدف کافی است و در این جزوه سعی کردیم تا آنچه را برای یک فروش موفق و مطلوب نیاز دارید در اختیارتان قرار دهیم ، با دقت و حوصله مطالعه کنید :
1- از همین حالا عزت نفس خود را پرورش دهید چون با میزان فروش شما رابطه مستقیم دارد.
پردرآمدترین فروشندگان از « عزت نفس » بالایی برخوردارند. همه چیز بستگی به این دارد که خودتان را چقدر دوست دارید. هرچه خودتان را بیشتر دوست بدارید، بهتر کار می کنید، بیشتر پول در می آورید. هرچه بیشتر پول در آورید، خودتان را بیشتر دوست می دارید. اینها هرکدام یکدیگر را تقویت می کنند.
مصمم باشید در هر کاری که می کنید در بهترین حد خود ظاهر شوید. کارتان را با روشی که دارید مُهر بزنید. بگذارید "برتری و امتیاز" برند تجاری شما باشد.
شاید مهم ترین قدمی را که در حوزه « فروش » می توانید بردارید، این است که مصمم و متعهد شوید که در ردیف « بهترینها » قرار بگیرید، تصمیم بگیرید که در حوزه کاری تان بهترین شوید. از همین امروز مصمم شوید که
می خواهید به جمع ۲۰ درصد بالای صنعت خود برسید و از آنجا به جمع ۱۰ درصد برتر بپیوندید. دنیا پر از کسانی است که امیدوارند به زندگی بهتری برسند، با این حال « هرگز تصمیم نمی گیرند » در زندگی خود پیشرفت کنند. باید به تکرار به خود بگویید : « من بهترین هستم!» و آن قدر این حرف را تکرار کنید تا در زندگی شما « مصداق » پیدا کند.

@VisionTeam
فروش ساده در بازاریابی شبکه‌ای
(قسمت دوم)

2-شجاع باشید و برای پیروزی ، اعتماد به نفس و اشتیاق داشته باشید.
شجاعت به معنای « مقاومت در برابر ترس و تسلط بر آن » است ، این طور نیست که ترسی وجود خارجی نداشته باشد. بزرگ ترین ترسها « ترس از شکست خوردن ، و ترس از رد شدن » است. اینها « دشمنان اصلی» شما هستند که باید بر آنها غلبه کنید. اگر کاری را که از آن می ترسید انجام ندهید ، ترس زندگی شما را در اختیار می گیرد. اگر می خواهید به موفقیت عظیم دست پیدا کنید ، عادت کنید در تمام مدت زندگی تان کارهایی را که از آن
می ترسید، انجام بدهید.
هرگاه عبارت « می توانم این کار را انجام دهم » را صرف کنید، ترستان فروکش می کند و « اعتماد به نفستان » افزایش می یابد. وقتی به تکرار می گویید: « خودم را دوست دارم! من بهترین هستم! می توانم این کار را انجام دهم!» ، بر اعتماد به نفس خود می افزایید ، تصویر ذهنی بهتری پیدا می کنید، احساس می کنید « هیچ عاملی » نمی تواند شما را متوقف سازد. به قول ارسطو: « طوری عمل کنید که انگار آن کیفیتی را که آرزو دارید ، دارا هستید . مطمئن باشید به خواسته خود می رسید. »
بر اساس یک نقل قول معروف : « شما هرگز آرزویی نمی کنید ، مگر آنکه قدرت تحقق بخشیدن به آن را در اختیار داشته باشید.»
اغلب اوقات فروش را انتقال اشتیاق تعریف کرده اند. هرچه درباره کالایی که می فروشید « مجاب تر و متقاعدتر» باشید ، اشتیاق شما مسری تر می شود و مشتریانتان بیشتر احساس می کنند که باید برای خرید آن اقدام کنند.
انسانها در هر کاری که می کنند و هر حرفی که می زنند ، احساسی ، عمل می کنند. به همین دلیل است که "علاقه نشان دادن "به مشتریان برای موفقیت فروش ضرورت دارد.
از آن جایی که به هر چه در اغلب اوقات فکر کنید همان می شوید ، باید عبارت « کارم را دوست دارم! » را تکرار کنید. هر چه بیشتر این عبارت را تحویل خودتان بدهید ، به فروشنده بهتری تبدیل می شوید و بیشتر از فعالیتهای فروش خود لذت می برید. هرچه از کارتان بیشتر « لذت » ببرید، کارتان را بهتر انجام می دهید و نسبت به مشتریانتان متعهدتر می شوید. این گونه فروش کردن برایتان ساده تر و باز هم ساده تر می شود.
همه فروشندگان بزرگ « خودشان و کارشان » را دوست دارند. این را مشتریان آنها احساس می کنند. در نتیجه مشتریانشان می خواهند که از آنها خرید کنند و آنها را به دوستانشان توصیه نمایند.

@VisionTeam
1
فروش ساده در بازاریابی شبکه ای
(قسمت سوم)

3-با محصولات شرکت آشنا شوید ، چون در غیر این صورت فروش مطمئنی نخواهید داشت . سبد کالای شرکت را بررسی کنید و مشخصات محصولات را مطالعه کنید ، هرچه اطلاعاتتان از محصولات بیشتر باشد هنگام معرفی آن به مشتری از اعتماد به نفس بیشتری برخوردارید . تا جایی که می توانید ، اطلاعاتتان را در باره محصولات افزایش دهید و هرگز این کار را متوقف نکنید ، برای کسب اطلاعات بیشتر از معرف و لیدرهایتان کمک بگیرید ، کاتالوگ محصولات را مطالعه کنید ، در جلسات معرفی محصولات جدید به طور فعال شرکت کنید یا حداقل فایل های صوتی و تصویری این جلسات را تهیه کنید و بارها ببینید و گوش دهید ، از تجربه کسانی که مصرف کننده محصولات بودند کمک بگیرید حتی می توانید با اجازه خودشان ، گزارش تصویری از آن ها تهیه کرده و هنگام معرفی به مشتری جدید ارائه کنید. گواهی نامه های مربوط به هر محصول را تهیه کنید ، اگر می توانید گواهی نامه های جدیدی هم به آن ها اضافه کنید ، برای این کار می توانید محصولات ویژه شرکت را نزد متخصصین برده و از آن ها بخواهید پس از بررسی ، در صورت رضایت به شما تاییدیه بدهند . به عنوان مثال یک پزشک متخصص پوست و مو می تواند در مورد محصولات بهداشتی و آرایشی که شما می فروشید اظهار نظر نماید ...
@VisionTeam
فروش ساده در بازاریابی شبکه ای
(قسمت چهارم)

4-از محصولات خود استفاده کنید ، خوشبختانه سبد محصولی شرکت ها بسیار متنوع و با کیفیت بوده و از کالاهایی تشکیل شده که اکثراً جزو نیاز های روزمره محسوب می شوند .
یکی از بهترین راه های آشنایی با محصولات این است که خودتان مصرف کنید تا به میزان مشخصی از اطمینان رسیده و با اعتماد به نفس بیشتری بتوانید به دیگران معرفی کنید.وقتی شما از محصولی استفاده کرده و تاثیر آن را تجربه کرده باشید ،
در حقیقت یک داستان شخصی دارید که می توانید آن را ، صادقانه برای مشتری خود تعریف کنید . مگر به دنبال مشتری نیستید ؟!

خوب، خودتان اولین مشتری خودتان باشید !
@VisionTeam