Forwarded from Abbas Varij kazemi
نقدی_بر_شیوه_استفاده_دکتر_مالجو.pdf
255.3 KB
نقدی بر مقاله له یا علیه دختران انقلاب، دکتر مالجو/ عباس کاظمی @varijkazemi
Forwarded from انجمن جامعه شناسی ایران (S H Serajzadeh)
بازگشت همه به سوی خداست
از شمار دو چشم یک تن کم وز شمار خرد هزاران بیش
خبر درگذشت استاد فرهیخته و گرانقدر دکتر کاووس سیدامامی، عضو هیات علمی دانشگاه امام صادق (ع)، همه دوستان، همکاران و دانشجویان این فرزانه بزرگوار را در بهت و حیرت و اندوه عمیق فروبرده است و اجتماع علمی علوم سیاسی و جامعه شناسی و فعالان محیط زیست را داغدار و ماتم زده کرده است.
شادروان سیدامامی از کنشگران فعال انجمن جامعه شناسی ایران، عضو کمیته روابط بین الملل و گروه جامعه شناسی دین بود و به شهادت همه کسانی که با این بزرگمرد سروکار داشته اند، علاوه بر دانش عمیق، اخلاقی نیکو و آرامشی مثال زدنی داشت. به همین دلیل، اخبار منتشرشده درباره وی در باور نمی گنجد و انتظار می رود مسئولان امر درباره این ضایعه دردناک پاسخگو باشند و به افکار عمومی توضیح دهند.
این ضایعه بزرگ را به خانواده محترم سیدامامی، اجتماع علمی علوم سیاسی و جامعه شناسی و فعالان محیط زیست عمیقا تسلیت می گوییم و برای این روح بزرگ آرامش و مغفرت و برای خانواده و دوستان و همکارانش شکیبایی مسئلت داریم.
هیات مدیره انجمن جامعه شناسی ایران
از شمار دو چشم یک تن کم وز شمار خرد هزاران بیش
خبر درگذشت استاد فرهیخته و گرانقدر دکتر کاووس سیدامامی، عضو هیات علمی دانشگاه امام صادق (ع)، همه دوستان، همکاران و دانشجویان این فرزانه بزرگوار را در بهت و حیرت و اندوه عمیق فروبرده است و اجتماع علمی علوم سیاسی و جامعه شناسی و فعالان محیط زیست را داغدار و ماتم زده کرده است.
شادروان سیدامامی از کنشگران فعال انجمن جامعه شناسی ایران، عضو کمیته روابط بین الملل و گروه جامعه شناسی دین بود و به شهادت همه کسانی که با این بزرگمرد سروکار داشته اند، علاوه بر دانش عمیق، اخلاقی نیکو و آرامشی مثال زدنی داشت. به همین دلیل، اخبار منتشرشده درباره وی در باور نمی گنجد و انتظار می رود مسئولان امر درباره این ضایعه دردناک پاسخگو باشند و به افکار عمومی توضیح دهند.
این ضایعه بزرگ را به خانواده محترم سیدامامی، اجتماع علمی علوم سیاسی و جامعه شناسی و فعالان محیط زیست عمیقا تسلیت می گوییم و برای این روح بزرگ آرامش و مغفرت و برای خانواده و دوستان و همکارانش شکیبایی مسئلت داریم.
هیات مدیره انجمن جامعه شناسی ایران
Forwarded from انجمن ایرانی مطالعات فرهنگی و ارتباطات
✳️ درخواست مشترک چهار انجمن علمی از رئیس جمهور در پی درگذشت دکتر کاووس سید امامی
بسمه تعالی
حضرت حجت الاسلام والمسلمین جناب آقای روحانی
رئیس محترم جمهوری اسلامی ایران
با سلام و احترام؛
همان گونه که آگاه هستید، خبر درگذشت جناب آقای دکتر کاووس سیدامامی موجب بهت و حیرت جامعه علمی و نیز فعالان محیط زیست کشور شده است. ایشان علاوه بر آنکه استادی نام آشنا، دانشمندی ممتاز و جانباز جنگ تحمیلی بود، به گواهی همکاران و دانشجویانش انسانی شریف و اخلاق گرا به شمار می رفت و همواره مشارکت موثری در فعالیت های علمی و پژوهشی انجمن های علمی کشور و اقدامات خیرخواهانه داشت.
با توجه به این واقعیات، اخبار و شایعات منتشرشده درباره دلایل دستگیری و مرگ ایشان در باور نمی گنجد و ابهامات و سوالات زیادی را پدید آورده است. انجمن های علمی براساس مسئولیت علمی و صنفی، خود را حافظ هویت و منزلت اعضای اجتماع علمی می دانند. ازاین رو، انتظار دارند مسئولان امر درباره این رویداد تلخ و جبران ناپذیر پاسخگوی نگرانی های افکار عمومی، به ویژه اجتماع علمی کشور، باشند
جناب آقای رئیس جمهور؛
حضرتعالی به عنوان مسئول اجرای قانون اساسی که همواره نسبت به تدوین و اجرای کامل منشور حقوق شهروندی نیز حساسیت داشته اید، در پیشگاه وجدان جامعه دانشگاهی مسئول ایضاح و رفع این گونه رنج های ناگوار و متوالی هستید که جامعه را نگران و مضطرب می سازد. بنابراین، حداقل انتظار ما این است که بر اساس این مسئولیت، برای بررسی جدی و پیگیری موثر و پاسخگوکردن نهادهای درگیر در این ضایعه دردناک اقدام عاجل و موثر به عمل آورید.
تداوم نگاه های امنیتی به نهادهای آموزش عالی و فعالیت های علمی و بین المللی و بی توجهی به قوانین و آیین نامه های مربوط به آیین دادرسی، با شعارهای دولت تدبیر و امید همخوان نیست و نتیجه ای جز یاس و بدبینی ندارد.
.
انجمن علوم سیاسی ایران
انجمن جامعه شناسی ایران
انجمن مطالعات صلح ایران
انجمن ایرانی مطالعات فرهنگی و ارتباطات
.
بسمه تعالی
حضرت حجت الاسلام والمسلمین جناب آقای روحانی
رئیس محترم جمهوری اسلامی ایران
با سلام و احترام؛
همان گونه که آگاه هستید، خبر درگذشت جناب آقای دکتر کاووس سیدامامی موجب بهت و حیرت جامعه علمی و نیز فعالان محیط زیست کشور شده است. ایشان علاوه بر آنکه استادی نام آشنا، دانشمندی ممتاز و جانباز جنگ تحمیلی بود، به گواهی همکاران و دانشجویانش انسانی شریف و اخلاق گرا به شمار می رفت و همواره مشارکت موثری در فعالیت های علمی و پژوهشی انجمن های علمی کشور و اقدامات خیرخواهانه داشت.
با توجه به این واقعیات، اخبار و شایعات منتشرشده درباره دلایل دستگیری و مرگ ایشان در باور نمی گنجد و ابهامات و سوالات زیادی را پدید آورده است. انجمن های علمی براساس مسئولیت علمی و صنفی، خود را حافظ هویت و منزلت اعضای اجتماع علمی می دانند. ازاین رو، انتظار دارند مسئولان امر درباره این رویداد تلخ و جبران ناپذیر پاسخگوی نگرانی های افکار عمومی، به ویژه اجتماع علمی کشور، باشند
جناب آقای رئیس جمهور؛
حضرتعالی به عنوان مسئول اجرای قانون اساسی که همواره نسبت به تدوین و اجرای کامل منشور حقوق شهروندی نیز حساسیت داشته اید، در پیشگاه وجدان جامعه دانشگاهی مسئول ایضاح و رفع این گونه رنج های ناگوار و متوالی هستید که جامعه را نگران و مضطرب می سازد. بنابراین، حداقل انتظار ما این است که بر اساس این مسئولیت، برای بررسی جدی و پیگیری موثر و پاسخگوکردن نهادهای درگیر در این ضایعه دردناک اقدام عاجل و موثر به عمل آورید.
تداوم نگاه های امنیتی به نهادهای آموزش عالی و فعالیت های علمی و بین المللی و بی توجهی به قوانین و آیین نامه های مربوط به آیین دادرسی، با شعارهای دولت تدبیر و امید همخوان نیست و نتیجه ای جز یاس و بدبینی ندارد.
.
انجمن علوم سیاسی ایران
انجمن جامعه شناسی ایران
انجمن مطالعات صلح ایران
انجمن ایرانی مطالعات فرهنگی و ارتباطات
.
Forwarded from کاغذ پاره
دیوارها "زباله دان" وعدههای تحقق نایافتهاند.
#آرمان_های_انقلاب
#دیوارنویسی
#عباس_کاظمی
#امرروزمره_درجامعه_پساانقلابی
#آرمان_های_انقلاب
#دیوارنویسی
#عباس_کاظمی
#امرروزمره_درجامعه_پساانقلابی
Forwarded from انتشارات فرهنگ جاوید
زیر چاپ:
«سیاستورزی در ایران عصر صفوی: قدرت، دیانت، بلاغت»
کالین میچل
ترجمهٔ حسن افشار
۴۴۸ ص.
@farhangejavidpub
«سیاستورزی در ایران عصر صفوی: قدرت، دیانت، بلاغت»
کالین میچل
ترجمهٔ حسن افشار
۴۴۸ ص.
@farhangejavidpub
Forwarded from SocioMedia
.
دکتر ابراهیم فیاض[مرداد 1396] در گفت و گویی هشدار داد:
«احتمال وقوع یک انقلاب مذهبی در قم»
🆔 @SocioMedia
از متن:
«در قم يک انقلاب مذهبي رخ خواهد داد. به عقيدة من رنسانس اسلامي از آنجا آغاز ميشود؛ رنسانسي که اولين تحول آن در علم کلام است. من در حال حاضر، بهويژه در ميان طلبهها، ارتداد زيادي ميبينم؛ ارتداد به معناي از دست دادن امور تعبدی و ايمان. وقتي ايمان از دست برود، به طور خودکار مناسک هم از ميان ميرود. تصور من این است که در آينده، ارتداد از خود طلبهها آغاز ميشود و اين همان اتفاقي است که در غرب هم براي کشيشها رخ داد و منجر به رنسانس شد...»
https://goo.gl/drRFjB
دکتر ابراهیم فیاض[مرداد 1396] در گفت و گویی هشدار داد:
«احتمال وقوع یک انقلاب مذهبی در قم»
🆔 @SocioMedia
از متن:
«در قم يک انقلاب مذهبي رخ خواهد داد. به عقيدة من رنسانس اسلامي از آنجا آغاز ميشود؛ رنسانسي که اولين تحول آن در علم کلام است. من در حال حاضر، بهويژه در ميان طلبهها، ارتداد زيادي ميبينم؛ ارتداد به معناي از دست دادن امور تعبدی و ايمان. وقتي ايمان از دست برود، به طور خودکار مناسک هم از ميان ميرود. تصور من این است که در آينده، ارتداد از خود طلبهها آغاز ميشود و اين همان اتفاقي است که در غرب هم براي کشيشها رخ داد و منجر به رنسانس شد...»
https://goo.gl/drRFjB
Telegraph
احتمال وقوع یک انقلاب مذهبی در قم
مقدمه: شهر قم وضعيت اجتماعي پيچيدهاي دارد. مردمان اين شهر مذهبي در مواجههاي که با جريان فراگير توسعه و تجدد داشتهاند، کم و بيش به برخي از مظاهر آن تن داده و جذب جریانی شدهاند که شهر یا مردمان مذهبی و غیرمذهبی نمیشناسد و بالمآل همه را فرا میگیرد. قم…
Forwarded from مطالعات فرهنگی ایرانی
«حاشیه با تشدید»
نگاهی به فیلم «مغزهای کوچک زنگ زده»
بهارک محمودی
https://t.me/culturalstudies_usc
تشدید در ادبیات فارسی بر سر حروفی قرار میگیرد که قرار است صدایشان در یک کلمه بیش از سایر حروف شنیده شود. چنین تشدیدی در فیلم «مغزهای کوچک زنگزده» نیز بر سر مفهوم «حاشیه» گذاشته میشود. مضمونی که در این فیلم چنان پر رنگ جلوه میکند که گویی قرار است با بلندترین شدت ممکن صدایش در فیلم شنیده شود. فیلمی که اتفاقاً با تصویری سهمگین از شورش خونین جمعی آغاز میشود که هر چند در حال نه فقط فریاد که عربده زدن به تصویر درآمدهاند، اما صدایشان شنیده نمیشود. صدایی که در واقع قطع شده است و گویی که قرار نیست شنیده شود. اتفاقاً همینجا، لحظه ورود مطالعات فرهنگی است. جایی که قرار است حاشیه نشینان در متن تصویر قرار گیرند و سر و صدای بی صدایان گوش جهان را کَر کند.
بر خلاف رویکرد معمولِ سینمای ایران در تصویر حاشیه نشینی که حاشیه را در همنشینی و در واقع تقابل با متن به نمایش درمیآورد، این بار حاشیه هویتی مستقل دارد. مرکزیت تهران نه تنها تصویری در این فیلم ندارد که اصولاً شهر با حاشیه است که تعریف میشود. حاشیهای که کاری به مرکز ندارد، خود متنی مستقل و خود بسنده است. فرزندانش در همین حاشیه کار میکنند، تفریح میکنند، میجنگند و آرزوی ازدواج میکنند. این حاشیه چنان قائم به ذات است و اتفاقاً چنان قدرت گرفته است که اگر قرار به شورشی باشد نیز نه علیه متن که علیه خودش صورت میپذیرد . نکته اینجاست که هرچند او به جنگ متن نمیآید اما توان این را دارد که در مقابله با آن از خود دفاع کند. آری حاشیهای که صدای عربدههایش در ابتدای فیلم خفه میشود، با بربریتی که هیچ نشانی از تمدن و آداب شهرنشینی در آن دیده نمیشود، قدرتی ترسناک گرفته است. خانواده در «مغزهای کوچک زنگ زده» نهادی تصادفی است که نه با پیوندهای خونی و قبیلهای که با سرپناه و ارتزاق معنا مییابد. از این روست که با قطع ریشه ارتزاق و از میان رفتن سرپناه، خانواده نیز رنگ باخته و نه فقط در و دیوار که معنایش از درون متلاشی میشود. اینجا خانواده نه تنها پشت و پناه نیست که تهدید است و ارعاب. از سویی دیگر، مفهوم آموزش ، آنچه به شکل معمول در اذهان عموم وجود دارد نه با پرورش فکر و ذهن؛ همچنان که از عنوان فیلم برمیآید، که با پرورش کینه است که معنا مییابد. کینهای که هر چند در تمامی کنشهای برادر کوچکتر خانواده از چاقو کشی، زخم خوردن و بریدن موی خواهر گرفته تا اسلحه کشیدن و قتل، عملی میشود اما در نگاه پایانی او به مثلاً برادری که با همدستی با متن، روز و روزگار حاشیه را سیاه کرده است، شکلی ترسناک پیدا میکند. نگاه خیره و در خود فرو رفتة او نه به برادر، که به متن و مرکزی است که به قلمرو حاشیه، حمله و آن را به زعم خود فتح کرده است. نگاهی که هر چند پایان بخش فیلم به شمار میرود اما چنان خشمی را نوید میدهد که گویی این داستان همچنان ادامه خواهد داشت.
پ.ن: نسخه کامل این مطلب در کتابچه ای با عنوان "جستارهایی درباره سی و ششمین جشنواره فیلم فجر" به همت مدرسه ملی سینما به چاپ خواهد رسید.
#بهارک_محمودی
#فیلم_نگاه
به کانال مطالعات فرهنگی ایرانی بپیوندید : https://t.me/culturalstudies_usc
نگاهی به فیلم «مغزهای کوچک زنگ زده»
بهارک محمودی
https://t.me/culturalstudies_usc
تشدید در ادبیات فارسی بر سر حروفی قرار میگیرد که قرار است صدایشان در یک کلمه بیش از سایر حروف شنیده شود. چنین تشدیدی در فیلم «مغزهای کوچک زنگزده» نیز بر سر مفهوم «حاشیه» گذاشته میشود. مضمونی که در این فیلم چنان پر رنگ جلوه میکند که گویی قرار است با بلندترین شدت ممکن صدایش در فیلم شنیده شود. فیلمی که اتفاقاً با تصویری سهمگین از شورش خونین جمعی آغاز میشود که هر چند در حال نه فقط فریاد که عربده زدن به تصویر درآمدهاند، اما صدایشان شنیده نمیشود. صدایی که در واقع قطع شده است و گویی که قرار نیست شنیده شود. اتفاقاً همینجا، لحظه ورود مطالعات فرهنگی است. جایی که قرار است حاشیه نشینان در متن تصویر قرار گیرند و سر و صدای بی صدایان گوش جهان را کَر کند.
بر خلاف رویکرد معمولِ سینمای ایران در تصویر حاشیه نشینی که حاشیه را در همنشینی و در واقع تقابل با متن به نمایش درمیآورد، این بار حاشیه هویتی مستقل دارد. مرکزیت تهران نه تنها تصویری در این فیلم ندارد که اصولاً شهر با حاشیه است که تعریف میشود. حاشیهای که کاری به مرکز ندارد، خود متنی مستقل و خود بسنده است. فرزندانش در همین حاشیه کار میکنند، تفریح میکنند، میجنگند و آرزوی ازدواج میکنند. این حاشیه چنان قائم به ذات است و اتفاقاً چنان قدرت گرفته است که اگر قرار به شورشی باشد نیز نه علیه متن که علیه خودش صورت میپذیرد . نکته اینجاست که هرچند او به جنگ متن نمیآید اما توان این را دارد که در مقابله با آن از خود دفاع کند. آری حاشیهای که صدای عربدههایش در ابتدای فیلم خفه میشود، با بربریتی که هیچ نشانی از تمدن و آداب شهرنشینی در آن دیده نمیشود، قدرتی ترسناک گرفته است. خانواده در «مغزهای کوچک زنگ زده» نهادی تصادفی است که نه با پیوندهای خونی و قبیلهای که با سرپناه و ارتزاق معنا مییابد. از این روست که با قطع ریشه ارتزاق و از میان رفتن سرپناه، خانواده نیز رنگ باخته و نه فقط در و دیوار که معنایش از درون متلاشی میشود. اینجا خانواده نه تنها پشت و پناه نیست که تهدید است و ارعاب. از سویی دیگر، مفهوم آموزش ، آنچه به شکل معمول در اذهان عموم وجود دارد نه با پرورش فکر و ذهن؛ همچنان که از عنوان فیلم برمیآید، که با پرورش کینه است که معنا مییابد. کینهای که هر چند در تمامی کنشهای برادر کوچکتر خانواده از چاقو کشی، زخم خوردن و بریدن موی خواهر گرفته تا اسلحه کشیدن و قتل، عملی میشود اما در نگاه پایانی او به مثلاً برادری که با همدستی با متن، روز و روزگار حاشیه را سیاه کرده است، شکلی ترسناک پیدا میکند. نگاه خیره و در خود فرو رفتة او نه به برادر، که به متن و مرکزی است که به قلمرو حاشیه، حمله و آن را به زعم خود فتح کرده است. نگاهی که هر چند پایان بخش فیلم به شمار میرود اما چنان خشمی را نوید میدهد که گویی این داستان همچنان ادامه خواهد داشت.
پ.ن: نسخه کامل این مطلب در کتابچه ای با عنوان "جستارهایی درباره سی و ششمین جشنواره فیلم فجر" به همت مدرسه ملی سینما به چاپ خواهد رسید.
#بهارک_محمودی
#فیلم_نگاه
به کانال مطالعات فرهنگی ایرانی بپیوندید : https://t.me/culturalstudies_usc
Telegram
مطالعات فرهنگی ایرانی
کانال مطالعات فرهنگی ایرانی قرار است صدای مطالعات فرهنگی در ایران را امتداد بخشد.اشتراک گذاری با ذکر منبع ممکن است.
ارتباط با ادمین
@Zar_A215
ارتباط با ادمین
@Zar_A215
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
فضای مجازی چگونه زندگی ما را دگرگون کرده است؟ و چگونه حیات ذهنی متناسب با خود را پدید آورده است؟
سخنرانی جوانان و فضای سوم، موسسه رحمان، دی 96 ، عباس کاظمی
زمان:28 دقیقه
لینک کانال:
@varijkazemi
سخنرانی جوانان و فضای سوم، موسسه رحمان، دی 96 ، عباس کاظمی
زمان:28 دقیقه
لینک کانال:
@varijkazemi
Forwarded from مطالعات فرهنگی ایرانی
گروه شهر و زندگی روزمره (3).docx
212 KB
کانال مطالعات فرهنگی ایرانی : گروه شهر و زندگی روزمره انجمن مطالعات فرهنگی زیر نظر ایمان واقفی جلسه مطالعاتی شهر را ذیل بررسی ده کتاب تشکیل داده است.برای اطلاعات بیشتر و ثبت نام فایل ضمیمه را بگشایید
Forwarded from انجمن ایرانی مطالعات فرهنگی و ارتباطات
جامعهشناسي مردممدار در ايران، يک برنامه ضعيف / درباره مردم، به خاطر مردم
عباس كاظمي - جامعه شناس و پژوهشگر مطالعات فرهنگي
http://www.etemaad.ir/Default.aspx?NPN_Id=949&pageno=14
عباس كاظمي - جامعه شناس و پژوهشگر مطالعات فرهنگي
http://www.etemaad.ir/Default.aspx?NPN_Id=949&pageno=14
امر_روزمره_در_جامعۀ_جنگ_زده_و_پس.pdf
969.5 KB
امرروزمره در جامعه جنگ زده و پساانقلابی، شعبان علی بهرامپور، نقد کتاب علوم اجتماعی
@varijkazemi
@varijkazemi
_ایدئولوژیک_شدن_اشیا؛_مروری_بر_ک.pdf
260.8 KB
ایدئولوژیک شدن اشیا: مروری بر کتاب امر روزمره در جامعه پساانقلابی
داریوش طلایی ،مجله تندیس
@varijkazemi
داریوش طلایی ،مجله تندیس
@varijkazemi
اخلاق مصرفی جدید و باز تعریف مفهوم ترک در زندگی ایرانی
عباس کاظمی
@varijkazemi
امروزه زندگی بسیاری از شهروندان ایرانی در هرکجا که باشند، رشت، تهران یا سنندج، با سریالهای ترکی عجین شدهاست،. آنان چندین سال است که به طور مستمر این سریال ها و فیلم ها را دنبال میکنند، از هر طبقهای که بر خاسته باشند و با هر سطح از تحصیلات، فرقی نمیکند. مسئله این است که این سریالها جایی در زندگی روزمره مردم بازکردهاند.
سریالهای عامه پسند ترکی دنیای جدیدی برای ایرانیها خلق کرده اند: ایماژی از شهرهای زیبا، سرسبز، زندگی لاگچری، مد لباسها، سبکهای زندگی جدید و عجیب، مناسبات جنسیتی متفاوت. میتوان مصرف این سریالها را به عنوان دریچهای برای آشنایی با مردمان همسایه تعبیر کرد، میتوان آن را رفع عطشی برای شیوههایی از بازنمایی دانست که رسانه به اصطلاح ملی آن را کنار میزند( کافی است که برنامههای متفاوت تلویزیون ایران نظر کرد که مثلا به دلیل پوشش یا رنگ متفاوت پخش نمیشوند) اما مهمتر از همه اتفاقی که می افتد این است که «ترک بودن» از طریق این سریالها از نو برای ما تعریف شده است.
اگر در گذشته نه چندان دور، مفهوم «ترکی» با کباب گره خورده بود( کباب ترکی) اینک بیشتر یادآور سریالهای متفاوتی چون «حریم سلطان»، «فاطماگل»، «عشق و جزا»، «پاتریکس»، «غنچههای زخمی» ، «عشق اجارهای» و نظایر آن است. آنچه مهم است بدانیم این است که سریالها صرفاً جهانبینی ترکی را برای ما روایت نمیکنند، آنها صرفاٌ تاریخ وگذشته تمدنی خود را با حال درهم نمیآمیزند، بلکه بیشتر تصویری از ترک بودن( اصیل بودن و در عین حال مدرن بودن) را با شیوهای از اخلاق مصرف به هم گره میزنند.
@varijkazemi
کالاهای ترکی نیز همانند سفیران تصویری و تلویزیونی، خوانشی جدید از مفهوم «ترک» برای ما ارائه میکنند. برندهای ترکی به عنوان ادامه سریالها و فیلمهای ترکی، از غذا، مبلمان تا پارچههای ترک چونان هویتی متمایز، در دل و جان رخنه میکنند. دختران جوان با دقت در السی وایکیکی دنبال لباسهایی میگردند که شب قبل بر قامت زیبارویان ترکی دیدهاند، پسران ایرانی قامت خود را با «جسور» (پاتریکس) و ساواش و امثالهم هماهنگ میکنند، اینچنین است که سریالهای ترکی با کالاهای ترکی در مراکز خرید ایرانی با هم ملاقات میکنند و در نهایت درگیر شدن با برند ترکی را برای ما به مثابه امری هویت بخش و متمایز خلق میکنند. اگر فرض کنیم مدهای ترکی واجد نوعی زبان ترکی باشند و سریالها نیز مروج واژگان ترکی در مجموع گرایش جوانان به یادگرفتن زبان ترکی خود میتواند نشانهای برای ورود به فرهنگی در حال تولید باشد. یادگرفتن زبان ترکی به عنوان یکی از علایق جوانان ایرانی باید در کنار آن چیزی فهم شود که در مجموع اخلاق مصرفی جدید را حول شبکههای تلویزیونی ترک، رستورانهای سروکننده غذاهای ترکی، فروشگاههای برند ترکی و مسافرت به شهرهای متفاوت ترکیه شکل میدهد. مجموعه این اتفاقات را میتوان با عنوان السی وایکیکی شدن فرهنگ مصرفی ایرانی یاد کرد.
درست ابتدای مهر امسال بود که محمد حسین عرب، نائب رئیس اتحادیه پوشاک در کشور در مورد خطر برندهایی چون ال سی وایکیکی و کم رونق شدن تولیدات داخلی هشدار داده بود:
«در حالی که فروشگاههای تولید داخلی به سختی یک فروش در روز دارند، تریلی تریلی کالاهای ال سی وایکیکی وارد ایران میشود. متأسفانه افزایش حضور برخی از برندهای بیکیفیت مانند ال سی وایکیکی در بازار داخلی نه تنها موجب رقابت و بالارفتن کیفیت شود بلکه ضربه زیادی هم به تولید داخل خواهد زد.» ( ال سی واییکیکی را از ایران اخراج کنید، سایت نود اقتصادی، چهارشنبه ۱۹ مهر ۱۳۹۶).
امروزه درون هر مرکز خریدی شعبهای بزرگ از فروشگاه لباسهای السی وایکیکی در کنار سایر برندهای ترک قرار گرفتهاند. مراکز خرید به این معنا صرفاً فضای حضور آدمهایی خاص و به اصطلاح متمایز را ممکن نمیکنند بلکه کالاهایی خاص( در اینجا برند ترک) را هم تشخص میبخشند و آن را به الگویی برای مصرف و خلق سبک زندگی شهروندان تبدیل میکند. مفهوم السیوایکیکی شدن دال بر شکل گیری نوعی از مصرفگرایی وابسته است، نوعی از مصرف که تنها به برند السیوایکیکی هم محدود نمیشود بلکه مصرفگرایی روزافزون جامعه از طریق برندهای ترک و تغییر ذائقه شهروندان را نشان میدهد. ترکی شدن یا ترکی بودن به این دلیل مفهومی سیاسی است که به میانجی آن اخلاق مصرفی و ارزشهای مصرفی جدید خود را با چیزی نزدیک به فرهنگ ما بازتولید میکنند.
عباس کاظمی/ پژوهشگر و آموزگار مطالعات فرهنگی
انتشار این مطلب با ذکر منبع بلامانع است
@varijkazemi
#یاد_داشت
عباس کاظمی
@varijkazemi
امروزه زندگی بسیاری از شهروندان ایرانی در هرکجا که باشند، رشت، تهران یا سنندج، با سریالهای ترکی عجین شدهاست،. آنان چندین سال است که به طور مستمر این سریال ها و فیلم ها را دنبال میکنند، از هر طبقهای که بر خاسته باشند و با هر سطح از تحصیلات، فرقی نمیکند. مسئله این است که این سریالها جایی در زندگی روزمره مردم بازکردهاند.
سریالهای عامه پسند ترکی دنیای جدیدی برای ایرانیها خلق کرده اند: ایماژی از شهرهای زیبا، سرسبز، زندگی لاگچری، مد لباسها، سبکهای زندگی جدید و عجیب، مناسبات جنسیتی متفاوت. میتوان مصرف این سریالها را به عنوان دریچهای برای آشنایی با مردمان همسایه تعبیر کرد، میتوان آن را رفع عطشی برای شیوههایی از بازنمایی دانست که رسانه به اصطلاح ملی آن را کنار میزند( کافی است که برنامههای متفاوت تلویزیون ایران نظر کرد که مثلا به دلیل پوشش یا رنگ متفاوت پخش نمیشوند) اما مهمتر از همه اتفاقی که می افتد این است که «ترک بودن» از طریق این سریالها از نو برای ما تعریف شده است.
اگر در گذشته نه چندان دور، مفهوم «ترکی» با کباب گره خورده بود( کباب ترکی) اینک بیشتر یادآور سریالهای متفاوتی چون «حریم سلطان»، «فاطماگل»، «عشق و جزا»، «پاتریکس»، «غنچههای زخمی» ، «عشق اجارهای» و نظایر آن است. آنچه مهم است بدانیم این است که سریالها صرفاً جهانبینی ترکی را برای ما روایت نمیکنند، آنها صرفاٌ تاریخ وگذشته تمدنی خود را با حال درهم نمیآمیزند، بلکه بیشتر تصویری از ترک بودن( اصیل بودن و در عین حال مدرن بودن) را با شیوهای از اخلاق مصرف به هم گره میزنند.
@varijkazemi
کالاهای ترکی نیز همانند سفیران تصویری و تلویزیونی، خوانشی جدید از مفهوم «ترک» برای ما ارائه میکنند. برندهای ترکی به عنوان ادامه سریالها و فیلمهای ترکی، از غذا، مبلمان تا پارچههای ترک چونان هویتی متمایز، در دل و جان رخنه میکنند. دختران جوان با دقت در السی وایکیکی دنبال لباسهایی میگردند که شب قبل بر قامت زیبارویان ترکی دیدهاند، پسران ایرانی قامت خود را با «جسور» (پاتریکس) و ساواش و امثالهم هماهنگ میکنند، اینچنین است که سریالهای ترکی با کالاهای ترکی در مراکز خرید ایرانی با هم ملاقات میکنند و در نهایت درگیر شدن با برند ترکی را برای ما به مثابه امری هویت بخش و متمایز خلق میکنند. اگر فرض کنیم مدهای ترکی واجد نوعی زبان ترکی باشند و سریالها نیز مروج واژگان ترکی در مجموع گرایش جوانان به یادگرفتن زبان ترکی خود میتواند نشانهای برای ورود به فرهنگی در حال تولید باشد. یادگرفتن زبان ترکی به عنوان یکی از علایق جوانان ایرانی باید در کنار آن چیزی فهم شود که در مجموع اخلاق مصرفی جدید را حول شبکههای تلویزیونی ترک، رستورانهای سروکننده غذاهای ترکی، فروشگاههای برند ترکی و مسافرت به شهرهای متفاوت ترکیه شکل میدهد. مجموعه این اتفاقات را میتوان با عنوان السی وایکیکی شدن فرهنگ مصرفی ایرانی یاد کرد.
درست ابتدای مهر امسال بود که محمد حسین عرب، نائب رئیس اتحادیه پوشاک در کشور در مورد خطر برندهایی چون ال سی وایکیکی و کم رونق شدن تولیدات داخلی هشدار داده بود:
«در حالی که فروشگاههای تولید داخلی به سختی یک فروش در روز دارند، تریلی تریلی کالاهای ال سی وایکیکی وارد ایران میشود. متأسفانه افزایش حضور برخی از برندهای بیکیفیت مانند ال سی وایکیکی در بازار داخلی نه تنها موجب رقابت و بالارفتن کیفیت شود بلکه ضربه زیادی هم به تولید داخل خواهد زد.» ( ال سی واییکیکی را از ایران اخراج کنید، سایت نود اقتصادی، چهارشنبه ۱۹ مهر ۱۳۹۶).
امروزه درون هر مرکز خریدی شعبهای بزرگ از فروشگاه لباسهای السی وایکیکی در کنار سایر برندهای ترک قرار گرفتهاند. مراکز خرید به این معنا صرفاً فضای حضور آدمهایی خاص و به اصطلاح متمایز را ممکن نمیکنند بلکه کالاهایی خاص( در اینجا برند ترک) را هم تشخص میبخشند و آن را به الگویی برای مصرف و خلق سبک زندگی شهروندان تبدیل میکند. مفهوم السیوایکیکی شدن دال بر شکل گیری نوعی از مصرفگرایی وابسته است، نوعی از مصرف که تنها به برند السیوایکیکی هم محدود نمیشود بلکه مصرفگرایی روزافزون جامعه از طریق برندهای ترک و تغییر ذائقه شهروندان را نشان میدهد. ترکی شدن یا ترکی بودن به این دلیل مفهومی سیاسی است که به میانجی آن اخلاق مصرفی و ارزشهای مصرفی جدید خود را با چیزی نزدیک به فرهنگ ما بازتولید میکنند.
عباس کاظمی/ پژوهشگر و آموزگار مطالعات فرهنگی
انتشار این مطلب با ذکر منبع بلامانع است
@varijkazemi
#یاد_داشت
Forwarded from Ebrahim Afshar
در تازه ترین شماره مجله کتابخانه ملی گزارش پژوهشی چاپ شده است در باره مقالات دانشگاهیان در مجله های ناشران متقلب خارجی به تفکیک رشنه و دانشگاه تنها در سال ۲۰۱۵. متن کامل آن در سایت کتابخانه ملی ایران در آدرس زیر موجود است. فکر می کنم بسیار اهمیت دارد که همکاران در همه رشته ها از این پدیده نامبارک آگاه باشند:
http://nastinfo.nlai.ir/article_2117_210d63487c661256f8e9db851a3a2654.pdf
علاوه بر مقاله، میزان مشارکت در هیئت تحریریه های این مجلات نیر گزارش شده است
http://nastinfo.nlai.ir/article_2117_210d63487c661256f8e9db851a3a2654.pdf
علاوه بر مقاله، میزان مشارکت در هیئت تحریریه های این مجلات نیر گزارش شده است
خیابان و مدرنیته، عباس کاظمی.pdf
3.1 MB
این روزها تهران در سایه خلوتی تعطیلات نوروز وجهی دیگر از خیابانهای خود را به ما نشان میدهد. این هم مقاله خیابان و مدرنیته که اولین بار در سال 1389 منتشر شد برای همراهی با سرخوشی پرسه زنان @varijkazemi
#مقاله #شهر
#مقاله #شهر
غذا_به_مثابه_امر_فرهنگی،_عباس_کاظمی.pdf
13.2 MB
مصاحبه در باب اهمیت فرهنگی و سیاسی غذا در ایران در ماهنامه فرهنگ امروز در آذر ۹۶ به چاپ رسید و اینک با توجه به فرهنگ غذایی در نوروز شاید خواندنش خالی از لطف نباشد
@varijkazemi
#مصاحبه #غذا
@varijkazemi
#مصاحبه #غذا