ولاء فارسی-velae.ir
273 subscribers
2.04K photos
408 videos
259 files
1.5K links
🌺


•{﷽}•

مجموعه عݪمۍ تحقیقاتۍ ولاء

💠این ڪاناݪ باهدف پاسخگویۍ به شبهاٺ و نشر معارف اهݪ‌ بیٺ علیهم اݪسّلام در اهواز پشتیبانۍمۍ‌شود.

مدیریٺ:
→[ @velae90

مسئول تبادلات:

@Yaletharat313AlHoss

🔹نشر مطاݪب ڪانال باذڪرصلواٺ بلا مانع مےباشد.


🌺
Download Telegram
در ادامه ی مطالب فوق باید افزود:

اينک همه معاني که در کتب لغت براي لفظ «مولي» آمده است ذکر مي‌نمائيم:

1. آقا و مالک (که به معني اولي به تصرّف است) چنان که مالک صاحب اختيار بردگان خود است و مي‌تواند آنها را بفروشد، و يا به ديگري ببخشد.

2. آقاي بنده آزاد شده

3. بنده آزاد شده

هر سه معنا نزد خاص و عام، لغت‌شناسان و مردم عامي عرب مشهور است، ولي به يقين در فرموده رسول اکرم (صلی ‌الله‌عليه‌و‌آله) اين سه معني در نظر نبوده است و روا نيست که با گفتن جمله (هر که را من آقاي اويم، علي آقاي اوست) يکي از اين سه مفهوم را قصد کرده باشد، چون پيغمبر (صلی ‌الله‌عليه‌و‌آله) مالک و صاحب اختيار فروختن مسلمين نبوده، و اختيار آزاد کردن ايشان از قيد بندگي خدا را هم نداشت، همچنين مردم پيامبر (صل‌الله‌عليه‌و‌آله) را آزاد نکرده بودند (پيغمبر (صل‌الله‌عليه‌و‌آله) و علي (عليه‌السلام) برده آن‌ها نبودند بلکه آن دو بزرگوار، سرور و آقاي همه بودند).

4. به معني پسر عمو، چنان که شاعري گويد: مهلا بني عمّنا مهلا موالينالم تظهرون لنا ما کان مدفونا. اي عموزاده‌ها لختي مدارا کنيد، اي موالي ما آسان بگيريد! چرا کينه ديرينه‌اي را که پنهان بود آشکار مي‌سازيد. مولي در اين آيه شريفه ﴿وَإِنِّي خِفْتُ الْمَوَالِيَ...﴾ که در آن به معني پسر عمو آمده است.

5. سرانجام و پايان کار، در فرموده خداوند: ﴿...مَأْوَاكُمُ النَّارُ هِيَ مَوْلَاكُمْ وَبِئْسَ الْمَصِيرُ﴾ که مي‌فرمايد منزلگاه همه شما آتش دوزخ، و آن آتش شما را سزاوارتر است و به بسيار بد منزلي بازمي گرديد. يعني سرانجام شما و حالتي که عاقبت خواهيد داشت.

6. آنچه در جلو و يا بدنبال چيزي قرار مي‌گيرد، مانند پشت سر، يا پيش روي او، چنان که شاعري گفته است: فغدت، کلا الفرجين تحسب أنّه / مولي المخافه خلفها و أمامها (ناقه صبح کرد در حالتي که فکر مي‌کرد اين دو مرز پر خوف، بهترين جاي جنگ باشد، پشت سر و پيش رو).

https://telegram.me/velae_ir

ادامه دارد...
در ادامه ی مطالب فوق باید افزود:

و تصوّر نمي رود که هيچ يک از اين معاني را هم پيغمبر (صلی ‌الله‌عليه‌و‌آله) از آن جمله مذکور اراده کرده باشد، زيرا روا نبود در چنين موقعيت خطير و زمان پر اهميتي اعلان کند هر کسي، من پسر عمويش هستم، علي هم پسر عموي اوست، زيرا اين مطلب نزد همه مسلمين معلوم بود که، پدر پيغمبر (صلی الله‌عليه‌و‌آله) جناب عبداللَّه است و اميرالمؤمنين (عليه‌السلام) پسر برادر جناب عبداللَّه مي‌باشد، و تکرارش براي چنين جمعيتي بيهوده به نظر مي‌رسد.

https://telegram.me/velae_ir

ادامه دارد...
در ادامه ی مطالب فوق باید افزود:

و همچنين ممکن نيست معني سرانجام، و يا معني جلو، و دنبال در اين جمله قصد گرديده باشد، زيرا در اين صورت جمله نه معنايي مي‌دهد، و نه گفتنش سودي دارد.

جا دارد نکته اي را درباره فرمايش شيخ صدوق رحمه الله عرض کنيم. اينکه شيخ ميفرمايند مولي اين 6 معني رو دارد بدين معني نيست که اين معانى به صورت عرضي براي مولي هست.

بلکه مولي در حقيقت فقط يک معني دارد و اون هم به معني اولي است و اينهايي که ذکر شد از جمله بنده يا مالک و يا پسرعمو و ... همگي از مصاديق اين اولويت هست👉 نه اينکه به عنوان معاني مشترک براي کلمه مولي.

به عبارت بهتر اين معاني از اشتقاقات معني اصلي آن يعني اولي هست.

https://telegram.me/velae_ir

ادامه دارد...
بسم الله الرحمن الرحیم

#اطلاعیه_جذب_دانش_پژوه

#ویژه_مقیمین_اهواز


🌺 قال الامام الصادق (ع) رحم الله عبدا احیا امرنا 🌺

از آن دسته از برادران ولائی علاقه مند به مباحث عقایدی و رد شبهات ، جهت شرکت در دوره 6 ماهه آموزشی تعلیم مبلغ دعوت به همکاری بعمل می آید .
لازم به ذکر است مدیریت این دوره به عهده جناب حجت الاسلام سید محمد موسوی خواهد بود .

جهت ثبت نام و آگاهی از شرایط و مزایای این دوره همه روز ( غیر از روزهای تعطیل ) از ساعت 8 صبح الی 18 با شماره تلفن 09332574429 تماس حاصل نمایید.

مهلت ثبت نام تا ۲ /۶ /۹۶ می باشد .



https://telegram.me/velae_ir
در ادامه ی مطالب فوق باید افزود:

اما ادامه فرمايش شيخ صدوق اين است که:

گذشته از اين معاني که هيچ يک مناسبتي با قول رسول خدا (صلی ‌الله‌عليه‌و‌آله) نداشت، معناي ديگري نيز در کتب لغت براي مولي آمده و آن اين است که وقتي شخصي صاحب اختيار کسي است و حقّ فرماندهي به او را دارد، لغت اجازه مي‌دهد که بگويد: (فلان مولاي) فلان شخص فرمانبر من مي‌باشد و اين همان معنايي است که پيغمبر (صلی ‌الله‌عليه‌و‌آله) در نظر داشته و فرموده است: (هر که من مولاي او هستم علي مولاي اوست) زيرا چند معنايي که در کتب لغت احتمال آن مي‌رفت و نقل کرديم در آن موقعيت حسّاس براي گوشزد کردن به چنان جمعيت عظيمي صحيح و روا نبوده است و همچنين غير از اين معني (مالک اطاعت) معناي ديگري هم باقي نمي‌ماند، پس يقين بيشتر مي‌گردد که در جمله "فمن کنت مولاه فعلي مولاه" فقط همين معنا را در نظر گرفته باشد. و آنچه که گفته ما را تأييد مي‌کند جمله قبل از آن است که چنين فرمود: (آيا من سزاوارتر و أولي به مؤمنان از خودشان نيستم) و سپس فرمود: (پس هر که را من مولاي اويم علي نيز مولاي اوست).

https://telegram.me/velae_ir

ادامه دارد...
در ادامه ی مطالب فوق باید افزود:

حال چنين بر مي‌آيد که معني (مولاه) آن است که علي اولي‌تر است به آنان از خودشان، به اين دليل که هرگاه مردي به ديگري بگويد: (تو اولايي نسبت به من از خود من) يعني او را فرمانده قرار داده و خود را مطيع او ساخته است که بايد فرمان او را ببرد، و جايز نيست از هيچ يک از دستورات وي سرپيچي کند.

https://telegram.me/velae_ir

ادامه دارد...
در ادامه ی مطالب فوق باید افزود:

اگر ما به شخصي پيشنهاد کرديم که با ما بيعت نمايد و او هم چنين کرد و اعتراف نمود (ما نسبت به او سزاوار تريم از خودش) نبايد از هيچ کدام از دستورهايي که به او مي‌دهيم سرپيچي نمايد، چون اگر از انجامش سر باز زند بر اعترافش (به اينکه ما اولي به اوييم از خودش) خطّ بطلان کشيده است. و در عرب چنين مرسوم است که اگر شخصي به ديگري فرمان انجام کاري را بدهد بطوري که او را مجبور کند ولي او مختار باشد که فرمانش را نبرد، در پاسخش مي‌گويد:
(فلاني، من از تو نسبت به نفس خودم سزاوارترم) يا آنکه مي‌گويد: (من خود آقاي خويشتنم، و اختيار دارم به خواسته خودم عمل کنم و تو شايستگي فرمان دادن به من را نداري)، به اين ترتيب نتيجه مي‌گيريم که اگر کسي به ديگري اعتراض کند و بگويد: (من به نفس خويش از تو اولايم) يعني مي‌تواند از دستورات او سرپيچي کند و مطابق ميل خويش عمل کند. امّا اگر اعتراف کند به اينکه: (تو اولي به من هستي از خودم) به اين معني است که حقّ مخالفت با او و نافرماني از دستورات او را ندارد.

https://telegram.me/velae_ir

ادامه دارد...
در ادامه ی مطالب فوق باید افزود:

بنابراين پيامبر اکرم (صلی ‌الله‌عليه‌و‌آله) که فرموده است: "آيا من اولي نسبت به مؤمنين از خودشان بر آنها نيستم" و اينکه اعتراف و پاسخ آنان "بلي چنين است" مي‌باشد، و سپس بي درنگ فرموده: "من کنت مولاه" يعني "هر کس من صاحب اختيار و سرپرست او هستم علي نيز اختيار دار و سرپرست او مي‌باشد" و همين طور دانستيم فرموده او "مولاه" عين همان معنائي است که اعتراف به آن نمودند (پيغمبر اولي است بايشان از خودشان) پس هرگاه در قولش "من کنت مولاه ..." فقط (اولي به او) را قصد کرده باشد، همان "أولي" را براي علي بن أبي طالب نيز قرار داده است:- "فعلي مولاه"- زيرا درست نيست معناي ديگري از آن چند معنا را که ثابت کرديم محال است پيامبر (صلی ‌الله‌عليه‌و‌آله) درباره خودش در نظر گرفته باشد، براي مولاي جمله دوّم- "فعلي مولاه"- قصد نموده باشد.

https://telegram.me/velae_ir

ادامه دارد...
در ادامه ی مطالب فوق باید افزود:

چون آن معاني که عبارت بود از مالک برده يا آزادکننده برده، يا آزاد شده يا پسر عمو يا سرانجام يا پشت و يا جلو، چنانچه ثابت کرديم وقتي در جمله درباره خودش محال بود و بي مفهوم، در جمله راجع به علي (ع) هم معنائي نخواهد داشت، و تنها همان معني آخري (مالک اطاعت و فرماندهي) باقي مي‌ماند و همين است که پيغمبر آن را در نظر داشته، و در نتيجه مسلّم است آن حضرت در جمله "من کنت مولاه فعلي مولاه" درباره علي (ع) هم مالک اطاعت و فرماندهي را قصد نموده باشد، و چون اطاعت او بر تمام مسلمين واجب شد همان معناي امامت او مي‌باشد.

https://telegram.me/velae_ir

ادامه دارد...
در ادامه ی مطالب فوق باید افزود:

زيرا امامت از لفظ «ائتمام» اقتباس شده، و ائتمام به معنى دنباله‌روي و پيروي کردن و مطابق رفتار او عمل کردن و سخن گفتن است و مفهوم اصلي امام در لغت عبارت از تير چوبي تراشيده‌اي است که در کارگاه‌هاي اسلحه‌سازي براي نمونه در جلوي خود قرار مي‌دهند تا بقيه تيرها را بر طبق آن بسازند و اندازه و طرز ساخت بقيه بايد همانند آن باشد.
با اين بيان هرگاه فرمانبرداري از علي (ع) بر مخلوق لازم شد سزاوار مقام والاي امامت گرديده است.
خب تا اينجا مختصري از استدلال شيخ رحمه الله را که در نهايت درايت و بلاغت بيان کردند عرض کرديم.

https://telegram.me/velae_ir

ادامه دارد...
در ادامه ی مطالب فوق باید افزود:

به بيان ساده‌تر، ما حتي اگر فرض کنيم مولي عرضاً داراي معاني مختلف است، باز هم در حديث شريف غدير فقط يکي از آن‌ها، مراد کلام پيامبر (صلی ‌الله‌عليه‌و‌آله) بوده است وگرنه بايد بگوييم پيامبر (صلی ‌الله‌عليه‌و‌آله) سخني گفتند که نه تنها موجب هدايت مسلمان‌ها نشده بلکه موجب سردرگمي آنها شده است (والعياذ بالله).

https://telegram.me/velae_ir

ادامه دارد...
در ادامه ی مطالب فوق باید افزود:

پس قطعا و حتما پيامبر (صلی ‌الله‌عليه‌و‌آله) منظور خود را به خوبي مشخص کردند و منظور اين است که: در صدر حديث فرمودند "الست اولي بکم من انفسکم؟" در اينجا رسول اکرم از مسلمين اقرار مي‌گيرند بر اينکه بر همه‌ي مسلمانان ولايت مطلقه دارند. سپس بلافاصله و با حرف عطف "فا" مي‌فرمايند: "فمن کنت مولاه فعلي مولاه". کسي که اهل لسان و داراي قوه بلاغت و درايت لغت باشد، اگر ابتدا يک معناي صريحي بگويد و سپس بلافاصله کلمه محتملي را عطف بر آن معناي صريح کند، قطعا مرادش همان معناي صريح است. رسول الله (روحي له الفداء) هم که سيد العرب هستند و سيد العقلاء هستند بي شک وقتي ابتدا ولايت و سرپرستي خودشان بر امت را بيان مي‌کنند و بعد بلافاصله از کلمه مولا استفاده مي‌کنند قطعا مرادشان همان اولي به تصرف بودن است. براي مثال کسي را در نظر بگيريد که داراي غلام‌هاي زيادي است. اگر اين شخص روزي بگويد: اي مردم آيا غلام من زيد را مي‌شناسيد؟! بعد مردم بگويند بله. سپس آن شخص بلافاصله بگويد: پس بدانيد که من اين غلام را آزاد کردم. هيچ عاقلي شک نمي‌کند که منظور آن مرد از غلامي که در جمله‌ي دوم ذکر کرده، همان زيدي است که در ابتداي جمله‌اش مشخص کرده است. در حديث شريف غدير نيز رسول‌الله (صلی ‌الله‌عليه‌و‌آله) قطعا منظور خود را از کلمه‌ي مولى مشخص کرده‌اند و آن صدر حديث است آنجا که فرمودند: "الست اولي بکم من انفسکم؟"

https://telegram.me/velae_ir

ادامه دارد...
در ادامه ی مطالب فوق باید افزود:

ادامه فرمايش شيخ صدوق رحمه الله بدين گونه است که:

1. شايد بگويند پيغمبر (صلی ‌الله‌عليه‌و‌آله) با اين کلام قصد فضيلت دادن به علي (ع) را داشته است ولي مقصودش مقام امامت نباشد؟!
پاسخ اين است که در نخستين برخورد با حديث چنين احتمالي در ذهن پديد مي‌آيد، ولي پس از شرح و بيان احتمالات در معني لفظ «مولي» و درک همه معاني لغوي آن و بدست آوردن آن معنايي که منحصرا در اين مقام بايد از آن قصد کرده باشد و با آن معني مقام معيني براي علي (ع) ثابت گردد، ديگر چنين اعتراضي صحيح نيست، زيرا پس از بررسي کامل ديديم «مولي» در لغت عرب چند معنا دارد که پيغمبر (صلی ‌الله‌عليه‌و‌آله) هيچ يک را نه درباره خود، و نه درباره علي (ع) قصد ننموده است و تنها يک معني بجا مي‌ماند که عقلا بايد فقط آن را درباره خود و علي (ع) در نظر گرفته باشد، و آن هم حقّ اطاعت و در اختيار گرفتن فرمانبرداري مسلمان‌ها است.

https://telegram.me/velae_ir

ادامه دارد...
در ادامه ی مطالب فوق باید افزود:

2. چنانچه مطلب اين گونه روشن و واضح است چرا شخص پيغمبر (صلی ‌الله‌عليه‌و‌آله) بصراحت نفرمود: "اي مردم، بزودي علي (ع) جانشين من خواهد شد"؛ بلکه جمله اي فرمود که تأويل داشته باشد، و اين همه بحث و جدل را باعث شود.
پاسخ اين است که اگر قصد داريد بگوئيد چون در لفظ خبر احتمال تأويل مي‌رود باعث مي‌شود خبر درست نباشد، يا رسول خدا (صلی ‌الله‌عليه‌و‌آله) معنايي را که خلافت علي (ع) و واجب ساختن لزوم اطاعت او را برساند در نظر نداشته است، چون احتمال تأويل در آن مي‌رود، بدليل آنکه غير از اين معني آشکارتر و فصيح تر است، بايد خبر را کنار گذارد، و آن را دليل نشمرد.

https://telegram.me/velae_ir

ادامه دارد...
در ادامه ی مطالب فوق باید افزود:

جواب نقضي اين است که اگر با معتزلي‌ها هم عقيده‌اي و قائلي به اينکه خدا با چشم سر ديده نشود، نه در دنيا و نه در عقبي، و استدلال مي‌نمائي به قول خداوند «عزّ و جلّ» که مي‌فرمايد ﴿لَّا تُدْرِكُهُ الْأَبْصَارُ ...﴾ ديده‌ها او را در نمي يابند، لازم است بگوئي قصد نکرده است ديده نمي شود، زيرا در گفته "لا يري" احتمال تأويل مي‌رود که در دنيا به چشم نمي آيد نه در آخرت و شما در برابر اشاعره که اعمال بنده را مخلوق خدا مي‌دانند و به آيه ﴿وَاللَّـهُ خَلَقَكُمْ وَمَا تَعْمَلُونَ﴾ که مي‌فرمايد و خداوند شما و کردارهايتان را آفريد استدلال مي‌نمايند بايد بگوييد پروردگار از "و ما تعملون" اراده نموده که چشم‌هايي را آفريده و بندگان با آن کاري انجام مي‌دهند، با اينکه اگر مقصودش آن بود با عبارتي واضح‌تر مي‌فرمود که براي اشاعره دليل نشود، و به جايش کلامي مي‌آورد که تأويل بر خلاف مقصود در آن نرود. و در آيه شريفه ﴿وَمَن يَقْتُلْ مُؤْمِنًا مُّتَعَمِّدًا فَجَزَاؤُهُ جَهَنَّمُ...﴾ که مي‌فرمايد هر کس مؤمني را عمداً به قتل رساند کيفرش جهنّم است بايد بگوئيد خدا قصد نموده، هر کشنده مؤمن در جهنّم جاي دارد چه کردار شايسته‌اي داشته باشد و چه نداشته باشد در اين آيه هم احتمال تأويل جاري است چون آن را به روشني و صراحت نفرموده است.

https://telegram.me/velae_ir

ادامه دارد...
امروز صبح 27 مرداد 96 :
نمایی از غربت و مظلومیت در قبرستان بقیع، بعد از بارندگی دیشب در مدینه

https://telegram.me/velae_ir
در ادامه ی مطالب فوق باید افزود:

اگر اشعري مذهب هستي پس آنچه بر معتزله لازم مي‌آيد بر شما نيز لازم آيد زيرا آن معنائي که نزد شما حقّ است به طرز روشني بيان نگرديده است. و اگر طرف بحث اخباري مسلک باشد به او گفته مي‌شود: بايد بگوئي پيغمبر نفرموده است: "انّکم ترون ربّکم کما ترون القمر في ليله البدر لا تضامون في رؤيته" شما پروردگارتان را مي‌بينيد چنان که قرص ماه را در شب چهاردهم مشاهده ميکنيد در ديدار او ستمي بر شما نشود با آنکه امکان دارد مقصود از ديدن به چشم دل باشد نه به چشم سر، چنان که شما عقيده داريد، و چرا نفرموده است: خدا را به چشمان سر مي‌بينيد نه به چشم دل، تا در کلام احتمال اختلاف نبوده و صريح در مقصود شما باشد، و چون در اين خبر احتمال تأويل مي‌رود و ظاهرش خيلي روشن نيست، مي‌فهميم پيغمبر (صلی ‌الله‌عليه‌و‌آله) "ديدني" که شما مدّعي آن هستيد (ديدن با چشم سر) را اراده نفرموده، و اين ايرادگيري و مغلطه سختي است؛ زيرا هر دليلي در قرآن و سنّت که عدّه اي از مسلمين در اثبات عقيده خود به آن تمسّک جويند مورد اختلاف است، و مع ذلک آن را دليل قاطع مي‌دانند و به مجرّد احتمال خلاف از آن دست نمي کشند.

https://telegram.me/velae_ir

ادامه دارد...
در ادامه ی مطالب فوق باید افزود:

چون بيشتر کلمات در قرآن و اخبار پيامبر (صلی ‌الله‌عليه‌و‌آله) به لغت عربي است، و در غدير روي سخن آن حضرت با مردمي فصيح بوده، و اوضاع و احوال (قرائن حاليه و مقاميه) بيانگر مراد رسول خدا (صلی ‌الله‌عليه‌و‌آله) بوده است که مقصود ايشان بطور يقين فهميده شده و نياز به لفظ صريح‌تري نبوده (و اين احتمال تأويل بعداً پيدا شده)، و اينکه چرا سخن را طوري ادا مي‌کنند تا واضح نباشد بدين جهت است که معني آن را به خردها وامي گذارند تا مورد دقّت و موشکافي واقع گردد.

https://telegram.me/velae_ir

ادامه دارد...
در ادامه ی مطالب فوق باید افزود:

ما براي بيان مفهوم وجوب فرمانبرداري عبارتي استوارتر و گوياتر از فرمايش پيغمبر (صلی ‌الله‌عليه‌و‌آله) که مي‌فرمايند: آيا من نسبت به مؤمنين سزاوارتر نيستم از خودشان پس هر که را من مولايش هستم علي مولاي اوست، سراغ نداریم، زيرا اين جمله بر پايه اقرار مسلمين در مقابل رسول خدا (صلی ‌الله‌عليه‌و‌آله) به حقّ فرماندهي بر آنها و اينکه او سزاوارتر است بر ايشان از خودشان نهاده شده است، که پس از پذيرفتن اينکه پيغمبر نسبت به آنان از خودشان اولي است فرموده:
"بنابراين هر که را من سزاوارتر به اويم از خودش پس همين نسبت اولويت را علي هم نسبت به او دارد، و سزاوارتر است به او از نفس خودش«
چون معني جمله دوم "فَمن کنت مَولاه" همان مفاد جمله اوّل "أَ لَست أَولي ..." مي‌باشد، زيرا به سبب فاء عاطفه، جمله بعدي در برگيرنده همان معني قبلي (معطوف) است که قبلا ثابت شد غير از حمل بر معني (مالک اطاعت شدن) بر معناي ديگر جايز نيست. مگر نمي بيني اگر شخص به عدّه‌اي گفت: اين کالاي مخصوص را که بين همه ما مشترک است مي‌فروشيم و سود و زيانش را ميان خود تقسيم مي‌کنيم، و آن گروه بگويند: آري، چنين باشد. سپس بگويد: «بنابراين هر کس که من شريک اويم پس زيد هم شريک اوست» سخن درستي خواهد بود، و علّت درستيش اين است که «شرکت» عبارت است از قول گوينده (اين کالاي مخصوص بين همه ما مشاع است و سود و زيان حاصل از فروش آن را تقسيم مي‌نمائيم) و بهمين جهت بعد از آن صحيح است بگويد: (پس من شريک هر کس هستم زيد بعد از من شريک اوست). مانند همين مثال است فرمايش خاتم انبياء که خطاب به مردم فرمود: (آيا من سزاوارتر نيستم بشما از خودتان، پس هر که را من سزاوارترم به او از خودش اين علي سزاوارتر است به او از خودش)؛ زيرا مفاد «مولاه» درست مثل قول اوست (آيا من سزاوارتر بشما نيستم از خودتان). و بطور کلّي (از نظر ادبي) لفظي که با «فاء» آمده، اگر همان معني جمله اوّل را شامل نباشد، هرگز کلام، نه نظم و مفهوم خواهد داشت و نه صحيح خواهد بود، بلکه نوعي هذيان گوئي بوده، و هر کس که چنين نسبتي به پيغمبر خدا دهد، به خداوند بزرگ کفر ورزيده است. و چون لفظ (هر که من مولاي اويم) به دلائلي که ما اثبات نموديم دلالت دارد بر مفهوم هر که را من سزاوارتر به نفس اويم- و عين همان جمله را نيز براي علي (ع) آورده است، معنايش اين است که او را هم «أولي به مؤمنين» از خودشان قرار داده است، و آن عين عبارت وجوب اطاعت و فرمانبرداري از علي (ع) و مقام امامت اوست، چنان که در آغاز بيان کرديم.

https://telegram.me/velae_ir

ادامه دارد...
در ادامه ی مطالب فوق باید افزود:

اضافه مي‌کنيم براي توضيح بيشتر اگر در فرموده پيامبر (صلی الله‌عليه‌و‌آله) "هر که من مولاي او هستم علي مولاي اوست" آن حضرت قصد نفرموده بود که علي أولي است به شما از خودتان، پس مي‌شود گفت: که در جمله "هر که را من مولاي اويم" نيز اراده نکرده باشد که پيغمبر (صلی ‌الله‌عليه‌و‌آله) بر هر کس اولي است از خودش، و اگر چنين باشد، سخن درهم و برهم و بيهوده‌اي خواهد بود که معنايي را نمي‌رساند، و در زمره سخنان دانايان و خردمندان نيست.

https://telegram.me/velae_ir

ادامه دارد...
در ادامه ی مطالب فوق باید افزود:

بنابراين دلائل و توضيحات، ديگر روشن و مسلّم است که فرمايش پيغمبر (صلی ‌الله‌عليه‌و‌آله) "آيا من سزاوارتر به شما از خودتان نيستم" اين مي‌باشد که رسول خدا (صلی ‌الله‌عليه‌و‌آله) حقّ اطاعت و فرمانبرداري را در اختيار خود گرفت، و همين طور آن حضرت از قولش "پس هر که را من مولاي او هستم" فقط اراده نموده باشد: هر کس را که من حقّ اطاعتش را مالک شدم، علي هم مالک حقّ اطاعت اوست؛ زيرا که آن مفاد "پس علي مولاي اوست" مي‌باشد، و اين معني روشن و آشکار است.

معاني الأخبار للشيخ الصدوق ص67-74

https://telegram.me/velae_ir

ادامه دارد...