ولاء فارسی-velae.ir
273 subscribers
2.04K photos
408 videos
259 files
1.5K links
🌺


•{﷽}•

مجموعه عݪمۍ تحقیقاتۍ ولاء

💠این ڪاناݪ باهدف پاسخگویۍ به شبهاٺ و نشر معارف اهݪ‌ بیٺ علیهم اݪسّلام در اهواز پشتیبانۍمۍ‌شود.

مدیریٺ:
→[ @velae90

مسئول تبادلات:

@Yaletharat313AlHoss

🔹نشر مطاݪب ڪانال باذڪرصلواٺ بلا مانع مےباشد.


🌺
Download Telegram
در ادامه ی مطالب فوق باید افزود:

اگر دقت کنيد، در چند روايتي که عرض شد يک سري نکات مشترک وجود دارد:

1. برتري علي الاطلاق غديرخم بر عيد قربان و عيد فطر و روز جمعه که البته خود غدير هم در روزه جمعه بوده است.

2. دستورات عبادي معصومين (عليهم‌السلام) در اين روز که دستور به روزه و صلوات و عبادت و طلب روزي حلال نموده‌اند.

3. عظمت روز غديرخم در نزد خداي متعال که پاداش هر عملي در اين روز را چندين برابر ساير ايام قرار داده‌اند.

4. تصريح بر اين نکته که علت ارزشمند شدن و مهم بودن اين روز، منصوب شدن اميرالمومنين (عليه‌السلام) به عنوان وصي و امام و جانشين بعد رسول خدا (صل‌ی الله‌عليه‌و‌آله) هست.

5. عيد بودن روز غدير تنها مختص به شيعيان نيست، بلکه انبياي الهي هم اين روز مهم رو که مي‌دانستند در آينده چنين اتفاق مهمي مي‌افتد را عيد مي‌گرفتند و شايد بشود اينگونه استنباط کرد که بسياري از اوصياي انبيا هم در روزي معادل روز هجدهم ذي‌الحجه به عنوان وصي معرفي شدند.

https://telegram.me/velae_ir

ادامه دارد...
در ادامه ی مطالب فوق باید افزود:

روايت صريح بعدي در خصوص عيد بودن روز غديرخم به اين صورت است:

قال و بهذا الإسناد عن الشيخ الفقيه أبي جعفر محمد بن علي بن بابويه رحمه الله قال: حدثنا أبو الحسن محمد بن سعيد الهاشمي قال: حدثنا فرات بن إبراهيم بن فرات الكوفي قال: حدثنا محمد بن ظهير قال: حدثنا عبد الله بن الفضل الهاشمي عن الصادق جعفر بن محمد عن أبيه عن آبائه قال: قال رسول الله ص‏:يوم غدير خم أفضل أعياد أمتي و هو اليوم الذي أمرني الله تعالى ذكره بنصب أخي علي بن أبي طالب علما لأمتي يهتدون به من بعدي و هو اليوم الذي أكمل الله تعالى فيه‏الدين و أتم على أمتي فيه النعمة و رضي لهم الإسلام دينا...

https://telegram.me/velae_ir

ترجمه: رسول خدا (صلی ‌الله‌عليه‌و‌آله) فرمودند: روز غديرخم برترين اعياد امت من است و آن روزي است که خداوند به من دستور داد که برادرم اميرالمومنين (عليه‌السلام) را پرچمي براي هدايت امتم قرار دهم و روزي است که خداوند دين خودش را کامل کرد و نعمتش را بر امتم تمام نمود و برايشان راضي شد که اسلام دين نهايي باشد.

بشارة المصطفي،عماد الدين الطبري،ج2،ص:23-24

https://telegram.me/velae_ir

ادامه دارد...
در ادامه ی مطالب فوق باید افزود:

يکي ديگر از وجوه عيد بودن غديرخم، نکته‌اي است که رسول خدا (صل‌الله‌عليه‌و‌آله) در اين حديث فرمودند: روز غديرخم نه تنها جشن ولايت براي شيعيان است، بلکه اگر مسلمانان خرد داشته باشند، روزي است که نعمت خدا بر ما کامل شده و دين الهي کمال يافته و خداوند با ولايت اميرالمومنين (عليه‌السلام) به مسلمان شدن ما راضي شده‌اند.

https://telegram.me/velae_ir

ادامه دارد...
در ادامه ی مطالب فوق باید افزود:

در اينجا اشاره‌اي نيز داشته باشيم به آيه‌اي از قران کريم که مي‌فرمايد:

﴿قَالَ عِيسَى ابْنُ مَرْيَمَ اللَّـهُمَّ رَبَّنَا أَنزِلْ عَلَيْنَا مَائِدَةً مِّنَ السَّمَاءِ تَكُونُ لَنَا عِيدًا لِّأَوَّلِنَا وَآخِرِنَا وَآيَةً مِّنكَ وَارْزُقْنَا وَأَنتَ خَيْرُ الرَّازِقِينَ﴾ ( سوره مائده آيه 114 )

مي‌فرمايد: عيسى بن مريم گفت بار الها! اى پروردگار ما نازل فرما بر ما مائده‏اى از آسمان تا براى ما و پيروان كنونى و آينده ما عيد، و خود معجزه‏اى از ناحيه تو باشد، پروردگارا روزيمان كن كه تو بهترين روزى دهندگانى.

در اين آيه مبارکه به صراحت بيان شده است که حضرت عيسي (عليه‌السلام) درخواست کرده‌اند روزي که مائده آسماني بر ايشان نازل شود براي ايشان و پيروان‌شان عيد باشد. به کمال و تمام رسيدن نعمت‌هاي الهي در روز غدير بالاتر از مائده آسماني است. بنابراين آيا طبق اين آيه شريفه قرآن، نبايد غديرخم عيد باشد؟!

https://telegram.me/velae_ir

ادامه دارد...
در ادامه ی مطالب فوق باید افزود:

روايتي که در ادامه ذکر مي‌گردد از جهت برشمردن فضائل غديرخم از ساير روايات فضائل بالاتري دارد:

الحسين بن الحسن الحسيني قال حدثنا محمد بن موسى الهمداني قال حدثنا علي بن حسان الواسطي قال حدثنا علي بن الحسين العبدي قال سمعت أبا عبد الله الصادق (ع) يقول‏:صيام يوم غدير خم يعدل صيام عمر الدنيا لو عاش إنسان ثم صام ما عمرت الدنيا لكان له ثواب ذلك و صيامه يعدل عند الله عز و جل في كل عام مائة حجة و مائة عمرة مبرورات متقبلات و هو عيد الله‏ الأكبر و ما بعث الله عز و جل نبيا قط إلا و تعيد في هذا اليوم و عرف حرمته و اسمه في السماء يوم العهد المعهود و في الأرض يوم الميثاق المأخوذ و الجمع المشهود.

https://telegram.me/velae_ir

ترجمه: امام صادق (عليه‌السلام) فرمودند: روزه گرفتن در روز غديرخم برابر روزه گرفتن عمر کل دنياست. اگر انساني به اندازه کل عمر دنيا زندگي کند و روزه بگيرد برابري مي‌کند با روزه روز غديرخم و همچنين برابري مي‌کند با صد حج واجب و صد عمره نيکوي مقبول و اين روز عيدالله الاکبر است. و نفرستاده خداوند پيامبري را مگر اينکه در اين روز عيد گرفته است و حرمتش را شناخته است و اسم روز غدير در آسمان‌ها، روز عهد معهود و در زمين روز ميثاق ماخوذ و جمع مشهود هست.

تهذيب الاحکام،شيخ طوسي،ج3،ص:143

امام صادق (عليه‌السلام) وعده کردند کسي که روز غديرخم را روزه بگيره ثواب صد حج و صد عمره قبول شده را خواهد داشت.

https://telegram.me/velae_ir

ادامه دارد...
در ادامه ی مطالب فوق باید افزود:

روايات در باب غدير در کتب شيعه بسيار بسيار زياد هست. که در اينجا تنها به چند روايت صحيح السند استناد شد. چه بسا اگر وارد تراث روايي شيخ صدوق رضوان الله عليه و کتب متقدمين مکتب حديثي شيعه شويم چندين و چند سند در دسترس خواهده بود. علي اي حال براي اثبات صحت مسئله غديرخم و جايگاه والاي ابلاغ ولايت اميرالمؤمنين (عليه‌السلام) همين چند نمونه نيز روشني بخش راه است.

https://telegram.me/velae_ir

ادامه دارد...
در ادامه ی مطالب فوق باید افزود:

6. کلام علماي شيعه درباره غدير

اکنون زمان آن فرا رسيده است که کلام اعلام علماي شيعه درباره نحوه استدلال به حديث غدير و دلالت آن را بيان کنيم. اين بحث فوايد بسيار دارد؛ چراکه از اين طريق مي‌توان با نحوه استدلال به اين حديث و بحث درباره مداليل آن آشنا شد.

https://telegram.me/velae_ir

ادامه دارد...
در ادامه ی مطالب فوق باید افزود:

6-1 رئيس المحدثين شيخ صدوق

کلام رئيس المحدثين شيخنا الصدوق رحمه الله تعالي درباره اين حديث شريف را بررسي خواهيم کرد (البته بحث ايشان مفصل و جامع است و ما به اختصار بيان مي‌کنيم). ايشان بعد از نقل احاديثي درباره دلالت حديث شريف غدير مي‌فرمايند:

اکنون با استعانت از خداوند در توضيح آن مي‌گوئيم: اخبار دسته اوّل، از طريق ما و کساني که در مورد خلافت بلا فصل علي (عليه‌السلام) با ما هم عقيده نيستند، (هر دو) روايتي از پيغمبر اکرم (صلی ‌الله‌عليه‌و‌آله) به ما رسيده است که آن حضرت (در روز شنبه هجدهم ذي حجّه سال دهم هجري در منطقه وسيع و لم يزرعي در صحراي جحفه، جايي که راه حاجيان اهل مدينه و شام و مصر و عراق از يکديگر جدا مي‌گرديد و آبگير معروفي است بنام غديرخم) در حالي که همه مسلمين را گرد آورده بود، ايستاد و به آنان چنين فرمود: اي مردم آيا من نسبت به مؤمنان حتّي از خودشان به مصلحتشان در امور و اقدام به آن سزاوارتر نيستم؟ همه يک صدا فرياد برآوردند خدا گواه است، آري. تو سزاوارتري، فرمود: بنابراين هر کس که من مولاي اويم، علي نيز مولاي اوست، بار خدايا دوست بدار هر که علي را دوست بدارد، و دشمن بدار هر که او را دشمن بدارد، و ياري فرما آن کس را که او را ياري نمايد، و خوار کن آن کس را که از ياريش دست بردارد.

معاني الاخبار ص 67 تا 74

(اين بود خبري که شيعه و سنّي بر نقل آن اتّفاق دارند، و اکنون مي‌پردازيم به اينکه اين خبر چگونه بر امامت دلالت دارد).

https://telegram.me/velae_ir

ادامه دارد...
در ادامه ی مطالب فوق باید افزود:

نخست نظري مي‌افکنيم به معناي جمله به جمله آن. ابتدا به کلمه «اولي» که در آغاز فرمايش پيغمبر اکرم (صلی ‌الله‌عليه‌و‌آله) "النَّبِي أَوْلي بِالْمُؤْمِنِينَ مِنْ أَنْفُسِهِمْ" است و سپس به کلمه «مولي» که در جمله بعد از آن يعني "من کنت مولاه فعلي مولاه" مي‌باشد توجّه مي‌نمائيم. خواهيم ديد، در لغت عرب به چند معني محدود و معين آمده است و بيشتر از آن‌ها معنائي در کتب لغت برايش نمي‌يابيم که ان شاء اللَّه ذکر خواهيم نمود.

https://telegram.me/velae_ir

ادامه دارد...
در ادامه ی مطالب فوق باید افزود:

سپس نگاه ديگر بر اينکه چرا و به چه علّتي پيغمبر اکرم (صلی ‌الله‌عليه‌و‌آله) مردم را در آن صحراي سوزان دور هم جمع کرد؟ و براي تحقّق چه هدفي سخنراني نمود، آيا به چه چيز اهميت مي‌داد! يقينا مطلب سرنوشت‌سازي براي جامعه مسلمين بوده است و از آن تاکنون آگاه نبوده‌اند، که رسول خدا (صلی ‌الله‌عليه‌و‌آله) با اين تمهيدات قصد يادآوري به ايشان را داشت! آيا ممکن است آن حضرت در چنين شرايطي که فراهم آورده بود موضوع معلوم و يا نامشخص و مبهمي را بگويد که از گفتن آن سودي عايد آن مردم نگردد؟ و معناي آن را ندانند! در حالي که ساحت مقدّس رسول خدا (صلی ‌الله‌عليه‌و‌آله) از بيهوده‌گويي منزه است.

https://telegram.me/velae_ir

ادامه دارد...
در ادامه ی مطالب فوق باید افزود:

اينک همه معاني که در کتب لغت براي لفظ «مولي» آمده است ذکر مي‌نمائيم:

1. آقا و مالک (که به معني اولي به تصرّف است) چنان که مالک صاحب اختيار بردگان خود است و مي‌تواند آنها را بفروشد، و يا به ديگري ببخشد.

2. آقاي بنده آزاد شده

3. بنده آزاد شده

هر سه معنا نزد خاص و عام، لغت‌شناسان و مردم عامي عرب مشهور است، ولي به يقين در فرموده رسول اکرم (صلی ‌الله‌عليه‌و‌آله) اين سه معني در نظر نبوده است و روا نيست که با گفتن جمله (هر که را من آقاي اويم، علي آقاي اوست) يکي از اين سه مفهوم را قصد کرده باشد، چون پيغمبر (صلی ‌الله‌عليه‌و‌آله) مالک و صاحب اختيار فروختن مسلمين نبوده، و اختيار آزاد کردن ايشان از قيد بندگي خدا را هم نداشت، همچنين مردم پيامبر (صل‌الله‌عليه‌و‌آله) را آزاد نکرده بودند (پيغمبر (صل‌الله‌عليه‌و‌آله) و علي (عليه‌السلام) برده آن‌ها نبودند بلکه آن دو بزرگوار، سرور و آقاي همه بودند).

4. به معني پسر عمو، چنان که شاعري گويد: مهلا بني عمّنا مهلا موالينالم تظهرون لنا ما کان مدفونا. اي عموزاده‌ها لختي مدارا کنيد، اي موالي ما آسان بگيريد! چرا کينه ديرينه‌اي را که پنهان بود آشکار مي‌سازيد. مولي در اين آيه شريفه ﴿وَإِنِّي خِفْتُ الْمَوَالِيَ...﴾ که در آن به معني پسر عمو آمده است.

5. سرانجام و پايان کار، در فرموده خداوند: ﴿...مَأْوَاكُمُ النَّارُ هِيَ مَوْلَاكُمْ وَبِئْسَ الْمَصِيرُ﴾ که مي‌فرمايد منزلگاه همه شما آتش دوزخ، و آن آتش شما را سزاوارتر است و به بسيار بد منزلي بازمي گرديد. يعني سرانجام شما و حالتي که عاقبت خواهيد داشت.

6. آنچه در جلو و يا بدنبال چيزي قرار مي‌گيرد، مانند پشت سر، يا پيش روي او، چنان که شاعري گفته است: فغدت، کلا الفرجين تحسب أنّه / مولي المخافه خلفها و أمامها (ناقه صبح کرد در حالتي که فکر مي‌کرد اين دو مرز پر خوف، بهترين جاي جنگ باشد، پشت سر و پيش رو).

https://telegram.me/velae_ir

ادامه دارد...
در ادامه ی مطالب فوق باید افزود:

و تصوّر نمي رود که هيچ يک از اين معاني را هم پيغمبر (صلی ‌الله‌عليه‌و‌آله) از آن جمله مذکور اراده کرده باشد، زيرا روا نبود در چنين موقعيت خطير و زمان پر اهميتي اعلان کند هر کسي، من پسر عمويش هستم، علي هم پسر عموي اوست، زيرا اين مطلب نزد همه مسلمين معلوم بود که، پدر پيغمبر (صلی الله‌عليه‌و‌آله) جناب عبداللَّه است و اميرالمؤمنين (عليه‌السلام) پسر برادر جناب عبداللَّه مي‌باشد، و تکرارش براي چنين جمعيتي بيهوده به نظر مي‌رسد.

https://telegram.me/velae_ir

ادامه دارد...
در ادامه ی مطالب فوق باید افزود:

و همچنين ممکن نيست معني سرانجام، و يا معني جلو، و دنبال در اين جمله قصد گرديده باشد، زيرا در اين صورت جمله نه معنايي مي‌دهد، و نه گفتنش سودي دارد.

جا دارد نکته اي را درباره فرمايش شيخ صدوق رحمه الله عرض کنيم. اينکه شيخ ميفرمايند مولي اين 6 معني رو دارد بدين معني نيست که اين معانى به صورت عرضي براي مولي هست.

بلکه مولي در حقيقت فقط يک معني دارد و اون هم به معني اولي است و اينهايي که ذکر شد از جمله بنده يا مالک و يا پسرعمو و ... همگي از مصاديق اين اولويت هست👉 نه اينکه به عنوان معاني مشترک براي کلمه مولي.

به عبارت بهتر اين معاني از اشتقاقات معني اصلي آن يعني اولي هست.

https://telegram.me/velae_ir

ادامه دارد...
بسم الله الرحمن الرحیم

#اطلاعیه_جذب_دانش_پژوه

#ویژه_مقیمین_اهواز


🌺 قال الامام الصادق (ع) رحم الله عبدا احیا امرنا 🌺

از آن دسته از برادران ولائی علاقه مند به مباحث عقایدی و رد شبهات ، جهت شرکت در دوره 6 ماهه آموزشی تعلیم مبلغ دعوت به همکاری بعمل می آید .
لازم به ذکر است مدیریت این دوره به عهده جناب حجت الاسلام سید محمد موسوی خواهد بود .

جهت ثبت نام و آگاهی از شرایط و مزایای این دوره همه روز ( غیر از روزهای تعطیل ) از ساعت 8 صبح الی 18 با شماره تلفن 09332574429 تماس حاصل نمایید.

مهلت ثبت نام تا ۲ /۶ /۹۶ می باشد .



https://telegram.me/velae_ir
در ادامه ی مطالب فوق باید افزود:

اما ادامه فرمايش شيخ صدوق اين است که:

گذشته از اين معاني که هيچ يک مناسبتي با قول رسول خدا (صلی ‌الله‌عليه‌و‌آله) نداشت، معناي ديگري نيز در کتب لغت براي مولي آمده و آن اين است که وقتي شخصي صاحب اختيار کسي است و حقّ فرماندهي به او را دارد، لغت اجازه مي‌دهد که بگويد: (فلان مولاي) فلان شخص فرمانبر من مي‌باشد و اين همان معنايي است که پيغمبر (صلی ‌الله‌عليه‌و‌آله) در نظر داشته و فرموده است: (هر که من مولاي او هستم علي مولاي اوست) زيرا چند معنايي که در کتب لغت احتمال آن مي‌رفت و نقل کرديم در آن موقعيت حسّاس براي گوشزد کردن به چنان جمعيت عظيمي صحيح و روا نبوده است و همچنين غير از اين معني (مالک اطاعت) معناي ديگري هم باقي نمي‌ماند، پس يقين بيشتر مي‌گردد که در جمله "فمن کنت مولاه فعلي مولاه" فقط همين معنا را در نظر گرفته باشد. و آنچه که گفته ما را تأييد مي‌کند جمله قبل از آن است که چنين فرمود: (آيا من سزاوارتر و أولي به مؤمنان از خودشان نيستم) و سپس فرمود: (پس هر که را من مولاي اويم علي نيز مولاي اوست).

https://telegram.me/velae_ir

ادامه دارد...
در ادامه ی مطالب فوق باید افزود:

حال چنين بر مي‌آيد که معني (مولاه) آن است که علي اولي‌تر است به آنان از خودشان، به اين دليل که هرگاه مردي به ديگري بگويد: (تو اولايي نسبت به من از خود من) يعني او را فرمانده قرار داده و خود را مطيع او ساخته است که بايد فرمان او را ببرد، و جايز نيست از هيچ يک از دستورات وي سرپيچي کند.

https://telegram.me/velae_ir

ادامه دارد...
در ادامه ی مطالب فوق باید افزود:

اگر ما به شخصي پيشنهاد کرديم که با ما بيعت نمايد و او هم چنين کرد و اعتراف نمود (ما نسبت به او سزاوار تريم از خودش) نبايد از هيچ کدام از دستورهايي که به او مي‌دهيم سرپيچي نمايد، چون اگر از انجامش سر باز زند بر اعترافش (به اينکه ما اولي به اوييم از خودش) خطّ بطلان کشيده است. و در عرب چنين مرسوم است که اگر شخصي به ديگري فرمان انجام کاري را بدهد بطوري که او را مجبور کند ولي او مختار باشد که فرمانش را نبرد، در پاسخش مي‌گويد:
(فلاني، من از تو نسبت به نفس خودم سزاوارترم) يا آنکه مي‌گويد: (من خود آقاي خويشتنم، و اختيار دارم به خواسته خودم عمل کنم و تو شايستگي فرمان دادن به من را نداري)، به اين ترتيب نتيجه مي‌گيريم که اگر کسي به ديگري اعتراض کند و بگويد: (من به نفس خويش از تو اولايم) يعني مي‌تواند از دستورات او سرپيچي کند و مطابق ميل خويش عمل کند. امّا اگر اعتراف کند به اينکه: (تو اولي به من هستي از خودم) به اين معني است که حقّ مخالفت با او و نافرماني از دستورات او را ندارد.

https://telegram.me/velae_ir

ادامه دارد...
در ادامه ی مطالب فوق باید افزود:

بنابراين پيامبر اکرم (صلی ‌الله‌عليه‌و‌آله) که فرموده است: "آيا من اولي نسبت به مؤمنين از خودشان بر آنها نيستم" و اينکه اعتراف و پاسخ آنان "بلي چنين است" مي‌باشد، و سپس بي درنگ فرموده: "من کنت مولاه" يعني "هر کس من صاحب اختيار و سرپرست او هستم علي نيز اختيار دار و سرپرست او مي‌باشد" و همين طور دانستيم فرموده او "مولاه" عين همان معنائي است که اعتراف به آن نمودند (پيغمبر اولي است بايشان از خودشان) پس هرگاه در قولش "من کنت مولاه ..." فقط (اولي به او) را قصد کرده باشد، همان "أولي" را براي علي بن أبي طالب نيز قرار داده است:- "فعلي مولاه"- زيرا درست نيست معناي ديگري از آن چند معنا را که ثابت کرديم محال است پيامبر (صلی ‌الله‌عليه‌و‌آله) درباره خودش در نظر گرفته باشد، براي مولاي جمله دوّم- "فعلي مولاه"- قصد نموده باشد.

https://telegram.me/velae_ir

ادامه دارد...
در ادامه ی مطالب فوق باید افزود:

چون آن معاني که عبارت بود از مالک برده يا آزادکننده برده، يا آزاد شده يا پسر عمو يا سرانجام يا پشت و يا جلو، چنانچه ثابت کرديم وقتي در جمله درباره خودش محال بود و بي مفهوم، در جمله راجع به علي (ع) هم معنائي نخواهد داشت، و تنها همان معني آخري (مالک اطاعت و فرماندهي) باقي مي‌ماند و همين است که پيغمبر آن را در نظر داشته، و در نتيجه مسلّم است آن حضرت در جمله "من کنت مولاه فعلي مولاه" درباره علي (ع) هم مالک اطاعت و فرماندهي را قصد نموده باشد، و چون اطاعت او بر تمام مسلمين واجب شد همان معناي امامت او مي‌باشد.

https://telegram.me/velae_ir

ادامه دارد...
در ادامه ی مطالب فوق باید افزود:

زيرا امامت از لفظ «ائتمام» اقتباس شده، و ائتمام به معنى دنباله‌روي و پيروي کردن و مطابق رفتار او عمل کردن و سخن گفتن است و مفهوم اصلي امام در لغت عبارت از تير چوبي تراشيده‌اي است که در کارگاه‌هاي اسلحه‌سازي براي نمونه در جلوي خود قرار مي‌دهند تا بقيه تيرها را بر طبق آن بسازند و اندازه و طرز ساخت بقيه بايد همانند آن باشد.
با اين بيان هرگاه فرمانبرداري از علي (ع) بر مخلوق لازم شد سزاوار مقام والاي امامت گرديده است.
خب تا اينجا مختصري از استدلال شيخ رحمه الله را که در نهايت درايت و بلاغت بيان کردند عرض کرديم.

https://telegram.me/velae_ir

ادامه دارد...
در ادامه ی مطالب فوق باید افزود:

به بيان ساده‌تر، ما حتي اگر فرض کنيم مولي عرضاً داراي معاني مختلف است، باز هم در حديث شريف غدير فقط يکي از آن‌ها، مراد کلام پيامبر (صلی ‌الله‌عليه‌و‌آله) بوده است وگرنه بايد بگوييم پيامبر (صلی ‌الله‌عليه‌و‌آله) سخني گفتند که نه تنها موجب هدايت مسلمان‌ها نشده بلکه موجب سردرگمي آنها شده است (والعياذ بالله).

https://telegram.me/velae_ir

ادامه دارد...